tr_cycle
برچسب ها
برچسب :

شهید هادی

یکصد و بیست و سومین قسمت برنامه بدون تعارف به مصاحبه با پدر شهید هادی آریایی؛ شهیدی که در نوجوانی بزرگی کرد و پدر برای زنده نگهداشتن یاد او از طریق مهریه همسرش پا در میسر خیر گذاشته، پرداخته است.
کد خبر: ۵۱۸۳۳۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۲/۲۷


میزان گزارش می‌دهد
علی‌رغم اینکه شهید هادی پست دولتی داشت، اما هیچ‌گاه در قید و بند فعالیت روزمره و کارمندی نبود و ترجیح می‌داد با حضور موثر در جامعه، به مردم کمک کند؛ خواه این کمک مادی باشد یا معنوی.
کد خبر: ۴۹۳۵۲۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۲۳


در گفت‌وگو با میزان؛
جانشین قرارگاه ثارالله سپاه با بیان اینکه «شهادت» لیاقت ابراهیم هادی بود، عنوان کرد: ابراهیم هادی انسانی شجاع، مخلص، متواضع، ورزشکار و مهمتر از همه «جوانمرد» بود.
کد خبر: ۴۹۳۵۰۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۲۳


منصوره قنادیان:
منصوره قنادیان گفت: مشغول نگارش کتابی درباره شهید هادی باغبانی هستم.،
کد خبر: ۴۸۸۷۱۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۱/۰۶


پسرک فلافل‌فروش؛
خود عراقی‌ها هم از شرکت چنین جمعیتی در مراسم تدفین شهید تعجب کرده بودند و می‌گفتند این شهید استثنایی است.
کد خبر: ۴۶۳۹۰۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۱۲


پسرک فلافل‌فروش؛
از خواهران می‌خواهم که حجابشان را مثل حجاب حضرت زهرا (س) رعایت کنند، نه مثل حجاب‌های امروز،، چون این حجاب‌ها بوی حضرت زهرا (س) نمی‌دهد. از برادرانم می‌خواهم که غیر حرف آقا حرف کس دیگری را گوش ندهند.
کد خبر: ۴۶۲۹۲۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۱۱


پسرک فلافل‌فروش؛
هادی به نجف برگشت. زیاد در شهر نماند و به منطقه‌ی مقدادیه رفت. از آنجا هم راهی سامرا شد. دو تن از دوستانم با او رفتند. دوستان من چند روز بعد برگشتند. با هادی تماس گرفتم و گفتم: کی برمی‌گردی؟ گفت: ان‌شاءالله مصلحت ما شهادت است
کد خبر: ۴۶۱۰۸۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۰۳


پسرک فلافل‌فروش؛
هادی نه ترس را می‌فهمید و نه خستگی را؛ او می‌گفت: مقابل دشمن نباید ترس داشت، ما با شهادت ازدواج کرده‌ایم
کد خبر: ۴۶۱۰۶۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۳۰


پسرک فلافل‌فروش؛
یک شب از برادرم سوال کردم چطور این قدر تغییر کردی؟ گفت: کتابی هست به نام معراج السعادة. واقعا اگر کسی می‌خواهد به معراج یا به سعات برسد، باید هر شب یک صفحه از این کتاب را بخواند.
کد خبر: ۴۶۱۰۶۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۹


پسرک فلافل‌فروش؛
هیچ وقت دوست نداشت که دیگران فکر کنند که آدم خوبی است؛تا اینکه ماجرای مبارزه با داعش پیش آمد، ‌هادی آنجا بود که از خلوت معنوی خود بیرون آمد.
کد خبر: ۴۵۸۷۹۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱


پسرک فلافل‌فروش؛
من وقتی وارد نجف شدم نه آنچنان پولی داشتم و نه کسی را می‌شناختم کمی زندگی برای من سخت بود. دوست من فقط توانست برنامه‌ی حضور من را در نجف هماهنگ کند. روز اول پای درس اساتید رفتم. نماز مغرب را در حرم خواندم و آمدم بیرون.
کد خبر: ۴۵۷۶۸۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۵


پسرک فلافل‌فروش؛
هادی صبح‌ها تا عصر در بازار آهن کار می‌کرد و عصرها نیز اگر وقت داشت با موتور کار می‌کرد. اما چیزی برای خودش خرج نمی‌کرد. وقتی می‌فهمید که مثلا هیئت نوجوانان مسجد، احتیاج به کمک مالی دارد دریغ نمی‌کرد.
کد خبر: ۴۵۶۲۵۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۹


پسرک فلافل فروش؛
شخصی در محل ما ساکن بود که هیکل درشتی داشت. چفیه می‌انداخت و شلوار پلنگی بسیجی می‌پوشید. اخلاق درستی هم نداشت، اهل همه جور خلافی بود. هادی یک بار او را دید و تذکر داد که لباست را عوض کن، اما او توجهی نکرد.
کد خبر: ۴۵۴۶۸۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۳


پسرک فلافل‌فروش؛
محمدهادی همه‌ کارها را انجام می‌داد اما می‌گفت: راضی نیستم اسمی از من به میان بیاد.
کد خبر: ۴۵۲۳۱۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۲۵


سلام بر ابراهیم؛
من با بسیجی‌ها نان و سیب‌زمینی خوردم. بگذار این غذاها را حیوانات بیابان بخورند.
کد خبر: ۴۳۹۷۸۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۲


سلام بر ابراهیم؛
این‌ مورچه‌ها هم مخلوقات خدا هستند. من اگه وقت داشتم یه مشت گندم براشون می‌ریختم، نه اینکه با پام اونها رو له کنم.
کد خبر: ۴۳۹۷۷۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۱


سلام بر ابراهیم؛
قبلا وقتی ما می‌خواستیم شوخی کنیم یک نفر را دست می‌انداختیم و همه می‌خندیدیم. اما ابراهیم شوخی می‌کرد همه را به خنده وامی‌داشت اما کسی را مسخره نمی‌کرد.
کد خبر: ۴۳۹۷۷۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۰


سلام بر ابراهیم؛
ابراهیم، بعد از پانسمان زخم پا در منطقه دیگر مشغول فعالیت شد. این بشر انگار خستگی را نمی‌فهمید!
کد خبر: ۴۳۹۷۷۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۰۹


سلام بر ابراهیم؛
وقتی با نیروها به نزدیکی قله رسیدیم تک و تنها به سمت سنگرهای نوک قله حمله کردم تا آن بالا را پاکسازی کنم و فاتح قله باشم. اما با تعجب دیدم که دشمن در آنجا حضور ندارد! آنها قبل از آمدن من فرار کرده و یا کشته شده بودند. جنازه‌ها روی زمین بود.
کد خبر: ۴۳۹۷۶۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۰۸


سلام بر ابراهیم؛
سرهنگ، این جوان من و شما رو می‌ذاره روی کولش و می‌ره بالای بازی دراز و برمی گرده! از زمانی که درگیلان غرب هستیم، برنامه ورزش تابستانی راه انداخته و من هم سعی می‌کنم توی برنامه‌های ورزشی این جوان شرکت کنم. خیلی کارش درسته.
کد خبر: ۴۳۹۷۶۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۰۷