۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ | ۱۲:۰۰
کد خبر:۳۰۲۰۴۶
فوق ستاره آرژانتینی تیم فوتبال بارسلونا در بازی شب گذشته (یکسنبه) این تیم مقابل رئال مادرید باز هم پرده‌ای دیگر از هنرنمایی‌های خود را به نمایش گذاشت.
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان، شب گذشته (یکشنبه) میلیون‌ها هوادار منتظر بودند تا مهیج‌ترین مسابقه فوتبال در سراسر جهان را تماشا کنند. رقابتی بین کهکشانی‌ها و آبی‌و‌اناری‌ها که هیچگاه تکراری نخواهد شد. مبارزه‌ای که اگر سالی 10 بار هم تکرار شود باز هم عاشقان فوتبال را برای تماشا میخکوب می‌کند.

اگر در دهه گذشته بسیاری از دوستداران فوتبال این دیدار بزرگ را به خاطر حضور ستاره‌هایی مانند رونالدینیهو، اتوئو، هانری، زیدان، رائول، فیگو، روبرتو کارلوس و ... تماشا می‌کردند، امروز نگاه همه به ساق‌های مسی و رونالدو است.

در این که CR7 محبوب مادریدی‌ها بازیکن قابل ستایشی است، تردیدی نیست اما دور از انصاف فوتبال است که عاشق فوتبال بود و از دیدن جادوی مسی لذت نبرد.

لئوی کوچک روزهای گذشته فوتبال آرژانتین امروز قلب بیش از نیمی از دوستداران فوتبال را به تسخیر درآورده و حالا خیلی‌ها او را امپراطور بی‌چون و چرای مخمل‌های سبز می‌دانند.

اعجوبه آرژانتینی شب گذشته در ال‌کلاسیکو چنان نمایشی داشت که بازیکنان تیم حریف با انواع و اقسام خطاهای فوتبالی و غیر فوتبالی هم موفق به توقف وی نشدند و باز هم هواداران فوتبال خداراشکر کردند در عصری زندگی می‌کنند که موفق به دیدن بازی لئوی بزرگ شوند.

پسر محجوب کاتالان که به علت وضعیت نه چندان جالب تیم ملی کشورش و حذف بارسا از لیگ قهرمانان اروپا روزهای خوبی را سپری نمی‌کرد، باز هم کاری کرد کارستان تا منتقدان وی که اکثرا از دوستداران رقیب همیشگی او هستند، برای مدت طولانی سکوت کرده و در خلوت خود به بلایی که مسی به سر کهکشانی‌ها آورد فکر کنند.

روز گذشته بی‌تردید بی‌روحیه‌ترین بارسای چند سال اخیر رو در روی رئالی در بهترین حالت به سر می‌برد قرار گرفت و سرنوشت این بازی را تنها یک نام تغییر داد «مسی»؛ این پسر دوست داشتنی اهل روزاریو مانند یک ارتش یک نفره کاری کرد تا باز هم باد به پرچم کاتالان‌ها بوزد.

با دیدن بازی شب گذشته یک سوال بزرگ در بوجود می‌آید، آیا می‌شود این جادوگر آرژانتینی را دوست نداشت؟ آیا می‌شود فوتبالی بود و چشم روی هنرنمایی‌های لئو بست؟ بی‌تردید این آخرین روزی نیست که از جادوی مسی لذت می‌بریم اما باید نگران روزی باشیم که لئو کفش‌هایش را بیاویزد و برای همیشه ما را از دیدن نمایش فوق‌العاده‌اش محروم کند.

ای کاش هیچوقت آن روز نرسد و ای کاش که افسانه لئو هیچ‌وقت تمام نشود.
 
نویسنده: سعید میرزائیان

انتهای پیام/
ارسال نظرات