نقش حکومت در توسعه سیاسی از دیدگاه نهج البلاغه

مقدمه:
مباحث دین و سیاست، از مسایل بحث بر انگیز و مورد مناقشهای هستند که از مدتها قبل توجه اندیشمندان را به خود جلب کردهاست، برخی به جدایی دین از سیاست اذعان داشته و عقیده دارند که دین در پی اخلاق و کمال انسانی است در حالی که سیاست با نیرنگ و فریب توأم است لذا این دو غیر قابل جمع اند، برخی دیگر عقیده دارند که دین مانع رشد و توسعهی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… میباشد بنابراین هر ملت و جامعه که خواهان پیشرفت و ترقی هستند باید دین را از صحنهی اجتماع خارج نموده و آن را فردی نمایند این نظریه با پیشرفت غرب و فردی شدن مذهب در مغرب زمین از آزمون موفق خارج شد و به همهی ادیان تعمیم داده شد.
اگر چه ادیان الهی وجوه اشتراکی فراوانی دارند ولی در برخی از ابعاد دین اسلام با سایر ادیان از جمله مسیحیت «که در غرب به صورت تحریف شده وجود دارد» تفاوت ماهوی دارد، آنچه از آزموزههای دینی اسلام قابل استنباط است این است که دین نمیتواند از اجتماع برکنار باشد بلکه دین و سیاست هرگز از یکدیگر جدا شدنی و قابل تفکیک نمیباشند، زیرا اجتماع تکامل یافته، توسعه یافته و سعادتمند در صورتی امکان پذیر است که حدود و قوانین الهی در آن جامعه اجرا و عملی گردد، و این امر بدون سیاست و حکومت امکان پذیر نیست، پس در اسلام دین از سیاست جدا نیست.
در این مقاله تلاش شده است که پارهای از اصول و راههای ارائه شده توسط دین اسلام برای رشد، توسعة همه جانبه و کمال جامعه انسانی، با استفاده از الگوی عملی و حکومتی امام علی(ع) که یکی از مهمترین شخصیتهایی جهان اسلام است، تحلیل و بررسی شود، سیرة عملی و سیاسی امام علی(ع) دقیقا با مبانی اسلام و احکام الهی مطابقت داشته و همان حکومتی است که اسلام در پی آن بودهاست، با توجه به این مقدمه مذکور بحث خود را تحت عنوان«نقش حاکمیت در توسعة سیاسی» از دیدگاه نهج البلاغه ادامه میدهم.

نگاهی به شرحهای نهج البلاغه
شرح الهى اردبیلى «منهج الفصاحة»
الهى چهار اثر درباره نهج البلاغه تالیف نموده که عبارتند از:
۱- شرح کبیر نهج البلاغه که آن را “منهج الفصاحه فى شرح نهج البلاغه” نامیده و به شاه اسماعیل صفوى تقدیم نموده است. تا کنون نسخهاى از این شرح شناسایى نشده است. و آن چه در فهارس به نام منهج الفصاحه الهى اردبیلى، معرفى شده تلخیص این کتاب بوده نه اصل آن .
۲- نهج الفصاحه یا منتخب منهج الفصاحة، الهى اردبیلى بعد از نگارش شرح کبیر خود بر نهج البلاغه، چون همت مردمان را از مطالعه آن به سبب تفصیلش قاصر دید، آن را به نام شاه طهماسب صفوى تلخیص و “نهجالفصاحه” نامید. از این شرح نسخههاى متعددى در دست است و در فهارس با نام “منهج الفصاحه” معرفى شده است. این شرح به پارسى است و تا کنون به چاپ نرسیده است.
۳- ترجمه نهجالبلاغه، ترجمه روانى است از نهجالبلاغه و گویا اولین ترجمه فارسى نهجالبلاغه است . این ترجمه به صورت چاپ سنگى به چاپ رسیده است.
۴- شرح و ترجمه کنایات و استعارات منهجالفصاحه، الهى اردبیلى این رساله را به درخواست سید جلالالدین احمد مشهور به صفار مشهدى طوسى، نگاشته و در آن استعارات و تمثیلات به کار رفته در شرح کبیرش “منهجالفصاحه” را تفسیر نموده است. نسخهاى از بخش آغازین این کتاب در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى نگهدارى مىشود. (۲)
شرح ملا فتحالله کاشانى «تنبیه الغافلین»

افراد آنلاین : 5