سیمای عزّت درنهضت عاشورا
مقدمه
یکی ازآموزههایی که در نظام تربیتی اسلامی به آن تاکید فراوان گردیده و در قرآن به عنوان یکی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران الهی معرفی شده، عزّت بخشی است. عزّت نقش اساسی در تربیت و اصلاح انسانها دارد و فقدان آن زمینه ساز تن دادن انسان به هرگونه ذلّت وپستی وآلوده شدن اوبه گناه میگردد. چراکه ریشهی بسیاری ازتباهی ها وآلودگی ها در ذلّت نفس نهفته است.
ازاین رویکی ازبهترین روش ها برای تربیت واصلاح فرد و جامعه، ایجاد عزّت نفس و تقویت آن در افرادمیباشد. باتوجّه به نقش سازندهای که عزّت در تربیت انسانها دارد، پیامبران الهی واوصیای آنها همواره درجهت احیا و تقویت آن در افراد تلاش میکردند. تا از این طریق زمینه پیاده شدن سایرآموزههای دینی را در زندگی بشر فراهم آورند.
عزّت بخشی یکی از مهم ترین معیارها، برای شناخت نهضتهای اصلاحی و ارزیابی میزان موفّقیت و کارآیی آنها در اصلاح و رشد انسانها است. توانایی و قدرت نهضتها در اصلاح جوامع بستگی به میزان عزّتی است که برای جامعه میبخشد. نهضت امام حسین(ع) یکی ازبزرگ ترین نهضتهای اصلاحی در تاریخ زندگی بشر است که بهرهی زیادی ازعزّت بخشی و عزّت آفرینی برای انسانها دارد. این تحقیق به بیان سیمای عزّت در این نهضت الهی پرداخته است.
مفاهیم:
۱٫ عزّت: عزّت یک واژه عربی بوده وبه معنای متعدّدی مانندقدرت و توانایی، شدت، چیرگی، علو و بلندمرتبه و مناعت طبع به کاررفته است.[۱] همچنین به معنای سفت، نفوذ ناپذیر و محکم نیز آمده و به زمین محکم وسفتی که آب درآن نفوذ نکند«عزاز» گفته میشود.[۲] در روان شناسی«عزّت نفس، به معنای احساس ارزشمندبودن، میباشد.»[۳]
۲٫ ذلّت: در مقابل واژه عزّت، ذلّت قراردارد که به معنای خواری، پستی، حقیر، زبودن، استخفاف و سبکی، میباشد.[۴]
چنانکه در قرآن نیز به همین معنا آمده است: «ترهقهم الذلّه: خواری وذلّت چهرهی آنان رامیپوشاند.»[۵]
ازآن چه بیان گردید استفاده میشودکه معنای عزّت در لغت، روان شناسی و در معارف دینی تفاوت چندانی باهم نداشته و همهی آن ها به یک نقطه مشترک برمیگردد. که عبارت است از پی بردن به ارزش واقعی خود و داشتن تصوّر و ارزیابی مثبت از شخصیت و تواناییهای خوداست. همین تصوّر و ارزیابی مثبت از خود و احساس ارزشمند بودن، جزئی ازسلامت روانی فردمحسوب میشود.
اهمیّت عزّت نفس از دیدگاه اسلام
عزّت نفس از دیدگاه اسلام جایگاه مهم وبا ارزشی در نظام تربیتی اسلام دارد. عزّت نفس نقش سازنده در تربیت انسانها داشته و باعث حفظ او از لغزشها و آلودگی میگردد. زیرا آنها که عزّت نفس دارند و برای خود ارزش لازم قایل اند، هیچ گاه کارهای حقیر و زشت انجام نمیدهند و برای حفظ کرامت و شخصیّت خود از جان خویش مایه میگذارند. چنان که امام علی(ع) میفرماید: «من کرمت نفسهقلَّ شقاقه وخلافه؛ کسی که خود را بزرگ میشمارد، کارهای خلاف اوکم میشود.»[۶]
در بیان دیگری میفرماید: «من شرَّفت نفسه نزّههاعن دناعۀ؛ کسی که خود را شریف و گرامی میدارد، از دنائت و پستی پرهیز میکند.»[۷]
امام سجاد(ع) در بیان زیبایی عظمت و ارزش نفس را بیان داشته و به حفظ عزّت نفس تأکید داشته است. در آن جاکه از آن حضرت سئوال شد: «من أعظم النّاس خطراً؟ ازهمهی مردم با اهمّیّت ترکیست؟ فرمودند: «من لم یرالدّنیاخطراً لنفسه؛ فرمود؛ آن کسی که تمام دنیا را با خودم برابر نمیکند.»[۸]
یعنی کسی که برای خود ارزش قایل است و شخصیت خود را با عظمت میشمارد و حاضر نیست گوهر و جود خویش را در برابر متاع نا چیز و بی ارزش دنیا مبادله کند، از همه با ارزش تراست.
با توجّه به نقش مفید که عزّت نفس در اصلاح، تربیت، رشد و موفّقیّت انسان ها دارد، تمام نهضت های اصلاحی بشر، بویژه پیامبران الهی، در ابتدا میکوشند، انسان هارا متوجّه ارزش واقعی آن ها، نموده و این احساس را در ذهن شان، بوجود آورد، تاسایهی عزّت نفسی که برای افراد جامعه به وجود آوردهاند، در سایر اهداف نهضت نیز دست یابند و اصلاحات مورد نظر خود را در جامعه اعمال نمایند. یکی از نهضت های اصلاحی که در تاریخ اسلام اتّفاق افتاده و بهره زیادی از عزّت بخشی دارد، قیام عاشورای امام حسین(ع) است. به طور قطع میتوان گفت که هیچ نهضتی در تاریخ به اندازهی، قیام حسینی عزّت را محور حرکت خود قرار نداده است.
امام حسین (ع) خود به عنوان معلّم عزّت طلبی و قیام او به عنوان نهضت عزّت بخش در تاریخ شناخته شده است. چنان که ابن ابی الحدیدمعتزلی در این رابطه میگوید: «بزرگ ترین مردی که به مردم درس جوان مردی داد و مردن در زیر سایهی شمشیرها را بر ذلّت و پستی ترجیح داد، حسین بن علی است که به او و اصحابش در کربلا امان دادند، ولی چون آن امان خاری و ذلّت به دنبال داشت نپذیرفت و شهادت را برگزید.»[۹]
ابا عبدالله در ابتدا و هنگامی که ولید حاکم خبر مرگ معاویه را به او داد و از او خواست تا با یزید بیعت نماید. با شمردن فضیلت های اهل بیت که خود نیز جزء آنان بود و یاد آورشدن خصوصیات فردی یزیدفرمود: «مثلی لایبالع مثله؛ فردی مثل من، با کسی چون او بیعت نخواهدکرد.»[۱۰]
امام حسین در روز عاشورا بعد از صف آرایی دو لشکر امام آمد و روبه روی مردم ایستاد، ضمن دعوت آنان به تقواویاد آوری روزقیامت خطاب به آنان فرمود: من به دعوت شما در این سرزمین آمدهام اینک اگرشمابرخلاف آن چه درنامههای خودنوشته بودید، حاضربه همکاری و یاری من نیستید، بگذارید به جای دیگر پناه ببرم. قیس ابن اشعث خطاب به امام گفت: شما به فرمان عمو زادگان خود، درآی تابدی ازایشان نبینی! امام در جواب او فرمود: «نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت در دست آنان میگذارم و نه مانند بردگان از صحنهی جنگ و از برابر دشمن فرارمیکنم.»[۱۱]
بنابراین عزّت نفس، مهم ترین شعار، نهضت امام حسین(ع) بود که از آغاز تا پایان نهضت با تعابیر مختلف؛ توسط شخص اباعبدالله و یاران او تکرارشد. حرکت امام حسین(ع) باعزّت و کرامت نفس آمیخته بود و روش او در این قیام الهی عزّت آفرینی در جامعه اسلامی بود که به صورت زیبایی اعمال گردید. بنی امیّه میخواستند ذلّت بیعت با یزید را بر اباعبدالله تحمیل کنند، ولی آن حضرت به هیچ وجه حاضر نشد این خواری را بپذیرد و تن به پستی و دنائت دهد.
عزّت در سخنان یاران اباعبدالله
شعارعزّت نفس همان طورکه توسّط شخص امام حسین(ع) بارهاتکرارشد، از زبان اصحاب و یاران او نیز مطرح گردید. سخنان عزّت طلبی که توسّط اصحاب اباعبدالله بیان گردیده نشان دهندهی برخورداری آنان از عزّت نفس بالایی می باشد. نخستین شعار عزّت بخشی، که از اصحاب اباعبدالله در تاریخ، نقل شده، ازمسلم بن عقیل است. آن گاه که مردم کوفه، بی وفایی نموده، عهد و پیمان خود را با مسلم شکستند، مسلم به خانه طوعه پناه برد. پس از آنکه دشمن او را محاصره نموده و مورد حمله قراردادند. مسلم این شعار را با خود زمزمه میکرد: «اقسمتُ لاقتَلُ الّاحرّاً ولن رایت الموت شیئاًنکرا؛ قسم خوردهام که آزادبمیرم، اگرمرگ راچیزی بدی بدانم.»[۱۲]
نمونه دیگری از عزّتمندی، هانی بن عروه بود. موقع که ابن زیاد از حضور مسلم در خانه او آگاه شد هانی را احضارکرده و از او خواست، تا مسلم بن عقیل رابه آنها تحویل دهد. هانی درجواب گفت: «والله انّ علیّ بذلک الخزی والعارأناادفع جاری وضیفی ورسول ابن رسول الله واناصحیح الساعدین کثیرالاعوان؛ هانی گفت: به خدا سوگندهمین ننگ وذلّت مرابس که باوجوداین همه یارویاوروبازوی سالمی که دارم پناهنده ومهمان خودو قاصدفرزندپیامبرراتحویل دشمن دهم.»[۱۳]
خالدبن عمرو از اصحاب آن حضرت میباشد، که در کربلا و هنگام مبارزهی با دشمن این گونه زمزمه میکرد: «صبراً علی الموت بنی قحطان کیما تکونوافی رضی الرحمن ذی المجدوالعزّۀ والبرهان وذوالعلی والطول والاحسان؛ ای فرزندان قحطان در برابر صبور و مقاوم باشید، تا رضایت و خشنودی خدای رحمن راجلب نمایید. عزّت بزرگواری، سربلندی و نعمت را در اختیار داشته و در زمره نیکوکاران باشید.»[۱۴]
جوان رشید امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر نیز هنگامی که به میدان رفت فرمود: «ناالله لایحکم فینابن الدعی؛ به خداقسم نبایداین فرزند فرومایه برماحکومت کند.»[۱۵] از این چندنمونه که بیان شد، استفاده میشود که اصحاب و یاران اباعبدالله(ع) نیز از عزّت نفس بالایی برخوردار بودند و شعار عزّت بخش یکی ازشعارهای محوری آنان بود.
عوامل عزّت از دیدگاه امام حسین(ع)
۱٫ ایمان به خدا: یکی از عوامل عزّت از دیدگاه امام حسین(ع) ایمان به خدا و پیامبر اکرم(ص) میباشد. در این رابطه میفرماید: «بأی الله و رسوله والمؤمنون؛ خدا و پیامبر و مؤمنان، نمیپذیرند که من ذلّت را بپذیرم.»[۱۶]
اباعبدالله، سلطهی بنی امیّه رابرجامعه اسلامی حرام دانسته وقبول آن را پذیرش ذلّت وخواری میدانست، چنان که درجواب مروان بن حکم میفرماید: «انّ الخلافۀ محرّمۀ علی آل ابی سفیان فاذارأیتم معاویۀ علی منبری فابقروابطنه؛ پیامبرخطالب به سلمان فرود: خلافت وحکومت اسلامی برای خاندان ابی سفیان حرام است وشمامسلمانان هرگزاجازه ندهیدکه آن هابرجامعه اسلامی سلطه پیداکنند.»[۱۷]
بنابراین انسان مؤمن بایدهمواره عزّت نفس خود را حفظ نموده و کاری که به عزّت او آسیب میرساند، خواری و ذلّت او را به دنبال دارد، انجام ندهد.
۲٫ اصالت خانوادگی: یکی از عوامل عزّت نفس ازدیدگاه امام حسین(ع) اصالت خانوادگی است. اصالت خانوادگی در رشد ارزشهای اخلاقی و معنوی در و جود انسان تأثیرگذاراست. از نظر دانشمدان اخلاق و تربیت، یکی از عوامل تربیت وراثت است، به این معناکه انسان بخش ازخصلت ها وخوب وپسندیده ویازشت وبد، را از اجداد و نیاکان خویش به ارث می برد وزمینهی رشدوشکوفایی آن خصلت ها در وجود او بیشتر از دیگران است.
امام حسین(ع) یکی از چیزهای را که عامل عزّت معرّفی میکند. داشتن اجداد و نیاکان پاک و بافضیلت است، اجدادی که همهی آنها عزّت مندوآزاده بودند و عمری با عزّت زندگی کردهاند.
چنان که آن در این رابطه میفرماید: «نیاکان پاک سرشت، به من اجازهی پذیرش ذلّت وتسلیم دربرابرحکومت یزید رانمیدهند.»[۱۸]
۳٫ مادران پاک: یکی از عوامل عزّت نفس از دیدگاه امام حسین(ع) پرورش در دامن مادران پاک میباشد. دامن های پاکی که انسان، درآن پرورش یافته، اجازهی پذیرش ذلّت وخواری رابه انسان نمیدهد.
یکی از چیز های که باعث شد تا امام حسین(ع) با یزید بیعت کند پرورش او در دامن ما در پاک میباشد چنان که فرمود: «حجور طهرت؛ دامن های پاکی که درآن پرورش یافتهام به من اجازه پذیرش خواری را نمیدهد.»[۱۹]
در زیارت نامه امام حسین(ع) نیزآمده است: «أشهدانّک کنت نوراً فی… الارحام المطهّرۀ…؛ گواهی میدهم که تونوری بودی که در… ارحام پاک مادران پرورش یافتهای، مادرانی که هرگزعبارجاهلیّت تورا به آلودگی خودنیالوده است.»[۲۰]
از آن چه بیان گردیداستفاده میشود، که پرورش دردامان مادران پاک وبافضیلت وخوردن شیرازپستان آن ها، یکی از عوامل ایجادعزّت نفس درانسان، بوده وبه اواجازه نمیدهدتاتن به ذلّت، پستی ودنائت بدهد. به همین دلیل امام حسین(ع) میفرماید: پذیرش ذلّت ازمن دوراست چراکه خداوندوپیامبر، اجدادونیاکان بااصالت ونجیب ودامن های مادرانی پاکی که مادرآن پرورش یافتهایم چنین اجازهای رابه مانمیدهد.
آثارعزّت نفس
۱٫ نفی ذلت وخواری از خود: یکی از آثار عزّت نفس، نفی ذلّت وخواری وتن ندادن به دنائت وپستی میباشد. انسان عزّت مند هرگز حاضرنمیشود. خواری و ذلّت را بپذیرد و کارهای زشت و حقیری که با عزّت او سازگاری نداشته و به آن آسیب می رساند، را انجام دهد.
این اثرعزّت درنهضت امام حسین(ع) به وفوردیده میشود. ما در این جا به یک نمونه اشاره میکنیم. پس از آنکه «عمراطرف» برادر امام حسین(ع) از جریان مخالفت امام، بابیعت یزید و تصمیم به مبارزه و حرکت از مدینه آگاه شد، خدمت برادر آمد و پیشنهاد کرد که امام بیعت یزید را بپذیرد. حضرت در پاسخ فرمود: «من هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد چراکه بیعت با او به معنای پذیرش ذلّت وخواری است و من هیچ گاه ذلّت نمیپذیرم و به خدا قسم که من هیچ گاه زیر بار ذلّت نخواهم رفت.»[۲۱]
از مجموع سخنان اباعبدالله و یاران با وفای او به خوبی استفاده میشودکه آنان به دلیل عزّتی که داشتند تن به ذلّت نداده وباحکومت یزیدبیعت نکردند، چرا ازدیدگاه آن هاپذیرش حکومت یزیدبه منزلهی تن دادن به ذلّت وخواری بود. عزّت آنها اجازهی چنین کاری را، به آنان نمیداد، چنان که هانی بن عروه در واکنش به درخواست ابن زیادمبنی به تحویل مسلم بن عقیل به آن گفت: «والله انّ علیّ بذلک الخزی والعارانا أدفع وضیفی ورسول رسول الله واناصحیح الساعدین کثیرالاعوان؛ هانی گفت به خداسوگندهمین ننگ وذلّت مرابس که با وجوداین همه یارویاور وبازوی سالمی که دارم پناهنده ومهمان خودوقاصدپسرپیامبرراتحویل دشمن دهم.»[۲۲]
براین اساس تن ندادن به ذلّت وخواری یکی از آثار عزّت نفس میباشد. انسان عزیز هیچ گاه به پستی وحقارت تن نمیدهد و هیچ گاه کاری که باعزّت منافات داشته باشد انجام نخواهدداد.
۳٫ آسان شدن مرگ درراه خدا: از دیگر آثار عزّت نفس آسان شدن، شهادت در راه خداست. انسان عزّت مند برای حفظ عزّت خود با آغوش باز از مرگ استقبال میکند و مرگ با عزّت را بهتر از زندگی ذلّت بارمیداند. چنانکه امام حسین(ع) شهادت در راه خدا را ترجیح داد و در پاسخ حر که او را به مرگ تهدید کرد فرمود: «أفبالموت تخوّفوتی وهل یعدوبکم الخطب ان تقتلونی سأقول کماقال اخوالاوس لابن عمه؛ آیا مرا از مرگ میترسانی؟ آیا کار دیگری به جز قتل من دارید؟ و من در جواب شما همان سخنان برادر اوس را که به پسرعموی خودگفت میگویم.»[۲۳]
مردی از قبیلهی اوس میخواست به یاری رسول خدا برود. پسرعمویش او را بیم داده گفت: کجا میروی کشته میشوی؟ مرداوسی جواب داد: «تسأمضی و ما بالموت عارٌعلی الفتی اذا مانوی خیراً و جاهد مسلماً؛ من به این راه میروم که مرگ جوان مردننگ وعارنیست اگرنیست او خیرباشد و درصورتی که مسلمان است، جهادکند.»[۲۴]
از آن چه بیان شد میتوان این گونه نتیجه گیری کرد، از آثار عزّت نفس آسان شدن کشته شدن در راه خدا وحفظ عزّت خویشتن است. انسان های عزیزبرای پاسداری ازعزّت وشخصیت خود آمادهاند مرگ سرخ را در آغوش بکشند، ولی عزّت آنها لکه دارنشود. اباعبدالله میفرماید: «اموتٌ فی عزّخیرٌمن حیاۀ فی ذلّ؛ مرگ باعزّت بهتر از زندگی با ذلّت است.»[۲۵]
از دیدگاه امام حسین(ع) مهمترین عامل عزّت، ایمان به خدا و پیامبر، اصالت خانوادگی و سابقهی نیک و برخورداری از مادران پاک میباشد. نفی زندگی ذلّت بار، نپذیرفتن خواری وحقارت درسایهی حکومت ستمگران وآسان شدن شهادت در راه خدا و دوری از پستی و دنائت از مهمترین آثار عزّت نفس میباشد.
منابع و مآخذ در آرشیو سایت موجود است.

افراد آنلاین : 2