سیمای عزّت درنهضت عاشورا

بازدیدها : 582 موضوع : عقاید

هیهات من الذله سیمای عزّت درنهضت عاشورا محمد یونس عارفی 

مقدمه

یکی ازآموزه‎هایی که در نظام تربیتی اسلامی به آن تاکید فراوان گردیده و در قرآن به عنوان یکی از مهم‎ترین اهداف بعثت پیامبران الهی معرفی شده، عزّت بخشی است. عزّت نقش اساسی در تربیت و اصلاح انسان‎ها دارد و فقدان آن زمینه ساز تن دادن انسان به هرگونه ذلّت وپستی وآلوده شدن اوبه گناه می‎گردد. چراکه ریشه‎ی بسیاری ازتباهی ها وآلودگی ها در ذلّت نفس نهفته است.

ازاین رویکی ازبهترین روش ها برای تربیت واصلاح فرد و جامعه، ایجاد عزّت نفس و تقویت آن در افرادمی‎باشد. باتوجّه به نقش سازنده‎ای که عزّت در تربیت انسان‎ها دارد، پیامبران الهی واوصیای آن‎ها همواره درجهت احیا و تقویت آن در افراد تلاش می‎کردند. تا از این طریق زمینه پیاده شدن سایرآموزه‎های دینی را در زندگی بشر فراهم آورند.

عزّت بخشی یکی از مهم ترین معیارها، برای شناخت نهضت‎های اصلاحی و ارزیابی میزان موفّقیت و کارآیی آن‎ها در اصلاح و رشد انسان‎ها است. توانایی و قدرت نهضت‎ها در اصلاح جوامع بستگی به میزان عزّتی است که برای جامعه می‎بخشد. نهضت امام حسین(ع) یکی ازبزرگ ترین نهضت‎های اصلاحی در تاریخ زندگی بشر است که بهره‎ی زیادی ازعزّت بخشی و عزّت آفرینی برای انسان‎ها دارد. این تحقیق به بیان سیمای عزّت در این نهضت الهی پرداخته است.

مفاهیم:

۱٫ عزّت: عزّت یک واژه عربی بوده وبه معنای متعدّدی مانندقدرت و توانایی، شدت، چیرگی، علو و بلندمرتبه و مناعت طبع به کاررفته است.[۱] همچنین به معنای سفت، نفوذ ناپذیر و محکم نیز آمده و به زمین محکم وسفتی که آب درآن نفوذ نکند«عزاز» گفته می‎شود.[۲] در روان شناسی«عزّت نفس، به معنای احساس ارزشمندبودن، می‎باشد.»[۳]

۲٫ ذلّت: در مقابل واژه عزّت، ذلّت قراردارد که به معنای خواری، پستی، حقیر، زبودن، استخفاف و سبکی، می‎باشد.[۴]

چنانکه در قرآن نیز به همین معنا آمده است: «ترهقهم الذلّه: خواری وذلّت چهره‎ی آنان رامی‎پوشاند.»[۵]

ازآن چه بیان گردید استفاده می‎شودکه معنای عزّت در لغت، روان شناسی و در معارف دینی تفاوت چندانی باهم نداشته و همه‎ی آن ها به یک نقطه مشترک برمی‎گردد. که عبارت است از پی بردن به ارزش واقعی خود و داشتن تصوّر و ارزیابی مثبت از شخصیت و توانایی‎های خوداست. همین تصوّر و ارزیابی مثبت از خود و احساس ارزشمند بودن، جزئی ازسلامت روانی فردمحسوب می‎شود.

اهمیّت عزّت نفس از دیدگاه اسلام

عزّت نفس از دیدگاه اسلام جایگاه مهم وبا ارزشی در نظام تربیتی اسلام دارد. عزّت نفس نقش سازنده در تربیت انسان‎ها داشته و باعث حفظ او از لغزش‎ها و آلودگی می‎گردد. زیرا آن‎ها که‎ عزّت نفس دارند و برای خود ارزش لازم قایل اند، هیچ گاه کارهای حقیر و زشت انجام نمی‎دهند و برای حفظ کرامت و شخصیّت خود از جان خویش مایه می‎گذارند. چنان که امام علی(ع) می‏فرماید: «من کرمت نفسه‎قلَّ شقاقه وخلافه؛ کسی که خود را بزرگ می‎شمارد، کارهای خلاف اوکم می‎شود.»[۶]

در بیان دیگری می‎فرماید: «من شرَّفت نفسه نزّههاعن دناعۀ؛ کسی که خود را شریف و گرامی می‎دارد، از دنائت و پستی پرهیز می‎کند.»[۷]

امام سجاد(ع) در بیان زیبایی عظمت و ارزش نفس را بیان داشته و به حفظ عزّت نفس تأکید داشته است. در آن جاکه از آن حضرت سئوال شد: «من أعظم النّاس خطراً؟  ازهمه‎ی مردم با اهمّیّت ترکیست؟ فرمودند: «من لم یرالدّنیاخطراً لنفسه؛ فرمود؛ آن کسی که تمام دنیا را با خودم برابر نمی‎کند.»[۸]

یعنی کسی که برای خود ارزش قایل است و شخصیت خود را با عظمت می‎شمارد و حاضر نیست گوهر و جود خویش را در برابر متاع نا چیز و بی ارزش دنیا مبادله کند، از همه با ارزش تراست.

با توجّه به نقش مفید که عزّت نفس در اصلاح، تربیت، رشد و موفّقیّت انسان ها دارد، تمام نهضت های اصلاحی بشر، بویژه پیامبران الهی، در ابتدا می‎کوشند، انسان هارا متوجّه ارزش واقعی آن ها، نموده و این احساس را در ذهن شان، بوجود آورد، تاسایه‎ی عزّت نفسی که برای افراد جامعه به وجود آورده‎اند، در سایر اهداف نهضت نیز دست یابند و اصلاحات مورد نظر خود را در جامعه اعمال نمایند. یکی از نهضت های اصلاحی که در تاریخ اسلام اتّفاق افتاده و بهره زیادی از عزّت بخشی دارد، قیام عاشورای امام حسین(ع) است. به طور قطع می‎توان گفت که هیچ نهضتی در تاریخ به اندازه‎ی، قیام حسینی عزّت را محور حرکت خود قرار نداده است.

امام حسین (ع) خود به عنوان معلّم عزّت طلبی و قیام او به عنوان نهضت عزّت بخش در تاریخ شناخته شده است. چنان که ابن ابی الحدیدمعتزلی در این رابطه می‎گوید: «بزرگ ترین مردی که به مردم درس جوان مردی داد و مردن در زیر سایه‎ی شمشیرها را بر ذلّت و پستی ترجیح داد، حسین بن علی است که به او و اصحابش در کربلا امان دادند، ولی چون آن امان خاری و ذلّت به دنبال داشت نپذیرفت و شهادت را برگزید.»[۹]

ابا عبدالله در ابتدا و هنگامی که ولید حاکم خبر مرگ معاویه را به او داد و از او خواست تا با یزید بیعت نماید. با شمردن فضیلت های اهل بیت که خود نیز جزء آنان بود و یاد آورشدن خصوصیات فردی یزیدفرمود: «مثلی لایبالع مثله؛ فردی مثل من، با کسی چون او بیعت نخواهدکرد.»[۱۰]

امام حسین در روز عاشورا بعد از صف آرایی دو لشکر امام آمد و روبه روی مردم ایستاد، ضمن دعوت آنان به تقواویاد آوری روزقیامت خطاب به آنان فرمود: من به دعوت شما در این سرزمین آمده‎ام اینک اگرشمابرخلاف آن چه درنامه‎های خودنوشته بودید، حاضربه همکاری و یاری من نیستید، بگذارید به جای دیگر پناه ببرم. قیس ابن اشعث خطاب به امام گفت: شما به فرمان عمو زادگان خود، درآی تابدی ازایشان نبینی! امام در جواب او فرمود: «نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت در دست آنان می‎گذارم و نه مانند بردگان از صحنه‎ی جنگ و از برابر دشمن فرارمی‎کنم.»[۱۱]

بنابراین عزّت نفس، مهم ترین شعار، نهضت امام حسین(ع) بود که از آغاز تا پایان نهضت با تعابیر مختلف؛ توسط شخص اباعبدالله و یاران او تکرارشد. حرکت امام حسین(ع) باعزّت و کرامت نفس آمیخته بود و روش او در این قیام الهی عزّت آفرینی در جامعه اسلامی بود که به صورت زیبایی اعمال گردید. بنی امیّه می‎خواستند ذلّت بیعت با یزید را بر اباعبدالله تحمیل کنند، ولی آن حضرت به هیچ وجه حاضر نشد این خواری را بپذیرد و تن به پستی و دنائت دهد.

عزّت در سخنان یاران اباعبدالله  

شعارعزّت نفس همان طورکه توسّط شخص امام حسین(ع) بارهاتکرارشد، از زبان اصحاب و یاران او نیز مطرح گردید. سخنان عزّت طلبی که توسّط اصحاب اباعبدالله بیان گردیده نشان دهنده‎ی برخورداری آنان از عزّت نفس بالایی می باشد. نخستین شعار عزّت بخشی، که از اصحاب اباعبدالله در تاریخ، نقل شده، ازمسلم بن عقیل است. آن گاه که مردم کوفه، بی وفایی نموده، عهد و پیمان خود را با مسلم شکستند، مسلم به خانه طوعه پناه برد. پس از آنکه دشمن او را محاصره نموده و مورد حمله قراردادند. مسلم این شعار را با خود زمزمه می‎کرد: «اقسمتُ لاقتَلُ الّاحرّاً ولن رایت الموت شیئاًنکرا؛ قسم خورده‎ام که آزادبمیرم، اگرمرگ راچیزی بدی بدانم.»[۱۲]

نمونه دیگری از عزّتمندی، هانی بن عروه بود. موقع که ابن زیاد از حضور مسلم در خانه‎ او آگاه شد هانی را احضارکرده و از او خواست، تا مسلم بن عقیل رابه آنها تحویل دهد. هانی درجواب گفت: «والله انّ علیّ بذلک الخزی والعارأناادفع جاری وضیفی ورسول ابن رسول الله واناصحیح الساعدین کثیرالاعوان؛ هانی گفت: به خدا سوگندهمین ننگ وذلّت مرابس که باوجوداین همه یارویاوروبازوی سالمی که دارم پناهنده ومهمان خودو قاصدفرزندپیامبرراتحویل دشمن دهم.»[۱۳]

خالدبن عمرو از اصحاب آن حضرت می‏باشد، که در کربلا و هنگام مبارزه‎ی با دشمن این گونه زمزمه می‎کرد: «صبراً علی الموت بنی قحطان کیما تکونوافی رضی الرحمن ذی المجدوالعزّۀ والبرهان وذوالعلی والطول والاحسان؛ ای فرزندان قحطان در برابر صبور و مقاوم باشید، تا رضایت و خشنودی خدای رحمن راجلب نمایید. عزّت بزرگواری، سربلندی و نعمت را در اختیار داشته و در زمره نیکوکاران باشید.»[۱۴]

جوان رشید امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر نیز هنگامی که به میدان رفت فرمود: «ناالله لایحکم فینابن الدعی؛ به خداقسم نبایداین فرزند فرومایه برماحکومت کند.»[۱۵] از این چندنمونه که بیان شد، استفاده می‎شود که اصحاب و یاران اباعبدالله(ع) نیز از عزّت نفس بالایی برخوردار بودند و شعار عزّت بخش یکی ازشعارهای محوری آنان بود.

عوامل عزّت از دیدگاه امام حسین(ع)

۱٫ ایمان به خدا: یکی از عوامل عزّت از دیدگاه امام حسین(ع) ایمان به خدا و پیامبر اکرم(ص) می‎باشد. در این رابطه می‏فرماید: «بأی الله و رسوله والمؤمنون؛ خدا و پیامبر و مؤمنان، نمی‏پذیرند که من ذلّت را بپذیرم.»[۱۶]

اباعبدالله، سلطه‎ی بنی امیّه رابرجامعه اسلامی حرام دانسته وقبول آن را پذیرش ذلّت وخواری می‎دانست، چنان که درجواب مروان بن حکم می‏فرماید: «انّ الخلافۀ محرّمۀ علی آل ابی سفیان فاذارأیتم معاویۀ علی منبری فابقروابطنه؛ پیامبرخطالب به سلمان فرود: خلافت وحکومت اسلامی برای خاندان ابی سفیان حرام است وشمامسلمانان هرگزاجازه ندهیدکه آن هابرجامعه اسلامی سلطه پیداکنند.»[۱۷]

بنابراین انسان مؤمن بایدهمواره عزّت نفس خود را حفظ نموده و کاری که به عزّت او آسیب می‎رساند، خواری و ذلّت او را به دنبال دارد، انجام ندهد.

۲٫ اصالت خانوادگی: یکی از عوامل عزّت نفس ازدیدگاه امام حسین(ع) اصالت خانوادگی است. اصالت خانوادگی در رشد ارزش‎های اخلاقی و معنوی در و جود انسان تأثیرگذاراست. از نظر دانشمدان اخلاق و تربیت، یکی از عوامل تربیت وراثت است، به این معناکه انسان بخش ازخصلت ها وخوب وپسندیده ویازشت وبد، را از اجداد و نیاکان خویش به ارث می برد وزمینه‎ی رشدوشکوفایی آن خصلت ها در وجود او بیشتر از دیگران است.

امام حسین(ع) یکی از چیزهای را که عامل عزّت معرّفی می‎کند. داشتن اجداد و نیاکان پاک و بافضیلت است، اجدادی که همه‎ی آن‎ها عزّت مندوآزاده بودند و عمری با عزّت زندگی کرده‏اند.

چنان که آن در این رابطه می‏فرماید: «نیاکان پاک سرشت، به من اجازه‎ی پذیرش ذلّت وتسلیم دربرابرحکومت یزید رانمی‎دهند.»[۱۸]

۳٫ مادران پاک: یکی از عوامل عزّت نفس از دیدگاه امام حسین(ع) پرورش در دامن مادران پاک می‏باشد. دامن های پاکی که انسان، درآن پرورش یافته، اجازه‎ی پذیرش ذلّت وخواری رابه انسان نمی‎دهد.

یکی از چیز های که باعث شد تا امام حسین(ع) با یزید بیعت کند پرورش او در دامن ما در پاک می‎باشد چنان که فرمود: «حجور طهرت؛ دامن های پاکی که درآن پرورش یافته‎ام به من اجازه پذیرش خواری را نمی‎دهد.»[۱۹]

در زیارت نامه امام حسین(ع) نیزآمده است: «أشهدانّک کنت نوراً فی… الارحام المطهّرۀ…؛ گواهی می‎دهم که تونوری بودی که در… ارحام پاک مادران پرورش یافته‎ای، مادرانی که هرگزعبارجاهلیّت تورا به آلودگی خودنیالوده است.»[۲۰]

از آن چه بیان گردیداستفاده می‎شود، که پرورش دردامان مادران پاک وبافضیلت وخوردن شیرازپستان آن ها، یکی از عوامل ایجادعزّت نفس درانسان، بوده وبه اواجازه نمی‎دهدتاتن به ذلّت، پستی ودنائت بدهد. به همین دلیل امام حسین(ع) میفرماید: پذیرش ذلّت ازمن دوراست چراکه خداوندوپیامبر، اجدادونیاکان بااصالت ونجیب ودامن های مادرانی پاکی که مادرآن پرورش یافته‎ایم چنین اجازه‎ای رابه مانمی‎دهد.

آثارعزّت نفس

۱٫ نفی ذلت وخواری از خود: یکی از آثار عزّت نفس، نفی ذلّت وخواری وتن ندادن به دنائت وپستی می‎باشد. انسان عزّت مند هرگز حاضرنمی‎شود. خواری و ذلّت را بپذیرد و کارهای زشت و حقیری که با عزّت او سازگاری نداشته و به آن آسیب می رساند، را انجام دهد.

این اثرعزّت درنهضت امام حسین(ع) به وفوردیده می‎شود. ما در این جا به یک نمونه اشاره می‏کنیم. پس از آنکه «عمراطرف» برادر امام حسین(ع) از جریان مخالفت امام، بابیعت یزید و تصمیم به مبارزه و حرکت از مدینه آگاه شد، خدمت برادر آمد و پیشنهاد کرد که امام بیعت یزید را بپذیرد. حضرت در پاسخ فرمود: «من هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد چراکه بیعت با او به معنای پذیرش ذلّت وخواری است و من هیچ گاه ذلّت نمی‎پذیرم و به خدا قسم که من هیچ گاه زیر بار ذلّت نخواهم رفت.»[۲۱]

از مجموع سخنان اباعبدالله و یاران با وفای او به خوبی استفاده می‎شودکه آنان به دلیل عزّتی که داشتند تن به ذلّت نداده وباحکومت یزیدبیعت نکردند، چرا ازدیدگاه آن هاپذیرش حکومت یزیدبه منزله‎ی تن دادن به ذلّت وخواری بود. عزّت آنها اجازه‎ی چنین کاری را، به آنان نمی‎داد، چنان که هانی بن عروه در واکنش به درخواست ابن زیادمبنی به تحویل مسلم بن عقیل به آن گفت: «والله انّ علیّ بذلک الخزی والعارانا أدفع وضیفی ورسول رسول الله واناصحیح الساعدین کثیرالاعوان؛ هانی گفت به خداسوگندهمین ننگ وذلّت مرابس که با وجوداین همه یارویاور وبازوی سالمی که دارم پناهنده ومهمان خودوقاصدپسرپیامبرراتحویل دشمن دهم.»[۲۲]

براین اساس تن ندادن به ذلّت وخواری یکی از آثار عزّت نفس می‏باشد. انسان عزیز هیچ گاه به پستی وحقارت تن نمی‏دهد و هیچ گاه کاری که باعزّت منافات داشته باشد انجام نخواهدداد.

۳٫ آسان شدن مرگ درراه خدا: از دیگر آثار عزّت نفس آسان شدن، شهادت در راه خداست. انسان عزّت مند برای حفظ عزّت خود با آغوش باز از مرگ استقبال می‎کند و مرگ با عزّت را بهتر از زندگی ذلّت بارمی‎داند. چنانکه امام حسین(ع) شهادت در راه خدا را ترجیح داد و در پاسخ حر که او را به مرگ تهدید کرد فرمود: «أفبالموت تخوّفوتی وهل یعدوبکم الخطب ان تقتلونی سأقول کماقال اخوالاوس لابن عمه؛ آیا مرا از مرگ می‎ترسانی؟ آیا کار دیگری به جز قتل من دارید؟ و من در جواب شما همان سخنان برادر اوس را که به پسرعموی خودگفت می‎گویم.»[۲۳]

مردی از قبیله‎ی اوس می‎خواست به یاری رسول خدا برود. پسرعمویش او را بیم داده گفت: کجا می‎روی کشته می‎شوی؟ مرداوسی جواب داد: «تسأمضی و ما بالموت عارٌعلی الفتی    اذا مانوی خیراً و جاهد مسلماً؛ من به این راه می‎روم که مرگ جوان مردننگ وعارنیست اگرنیست او خیرباشد و درصورتی که مسلمان است، جهادکند.»[۲۴]

از آن چه بیان شد می‏توان این گونه نتیجه گیری کرد، از آثار عزّت نفس آسان شدن کشته شدن در راه خدا وحفظ عزّت خویشتن است. انسان های عزیزبرای پاسداری ازعزّت وشخصیت خود آماده‎اند مرگ سرخ را در آغوش بکشند، ولی عزّت آنها لکه دارنشود. اباعبدالله می‏فرماید: «اموتٌ فی عزّخیرٌمن حیاۀ فی ذلّ؛ مرگ باعزّت بهتر از زندگی با ذلّت است.»[۲۵]

از دیدگاه امام حسین(ع) مهمترین عامل عزّت، ایمان به خدا و پیامبر، اصالت خانوادگی و سابقه‎ی نیک و برخورداری از مادران پاک می‎باشد. نفی زندگی ذلّت بار، نپذیرفتن خواری وحقارت درسایه‎ی حکومت ستمگران وآسان شدن شهادت در راه خدا و دوری از پستی و دنائت از مهمترین آثار عزّت نفس می‎باشد.

 


منابع و مآخذ در آرشیو سایت موجود است.






− چهار = سه

تمامي حقوق اين سايت متعلق به ميزان آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع بلا مانع است.