حجت الاسلام و المسلمین غلام حسین رضایی

شخصیت یعنی ذات، وجود، شرافت، بزرگواری و خلق و خوی مخصوص هر کسی را گوید.

سخن در شخصیت زن همواره از بد و پیدایش انسان در روی زمین به تناسب زمانها و فرصت ها در میان بوده است. ادیان و مکاتب گوناگون بشری به تناسب معیارها و قوانین حاکم بر جامعه خود باید ها و نباید هایی نسبت به زن، این موجود لطیف اعمال نموده و هر کدام به نوبه خود در عرصه های مختلف زندگی از وجود زن استفاده برده است. پیش از اسلام زنان با ناهنجاری های زایدالوصفی روبه رو بود و در واقع شخصیت و کرامت انسانی او با برخوردهای رائج آن زمان با زنان زیر پا گذاشته می‏شده و هیچ کس به حمایت از زن کاری انجام نمی‏داده است.چادر انداختن اجباری بر سر زنان و تصاحب آنان، استفاده های غیر منطقی و شهوت رانی به شیوه‏ی شرم آوری مانند زدن پرچم برسر دروازه‏ی  دستة از زنان و نکاح دسته جمعی آنان و تبرّج زنان در برداشتن چادر ها و برهنه بودن سینه، گردن و… و ده‏ها بلا و مصائب دیگر که به زنان روا داشته می‏شد.

زن در اسلام

بدون مبالغه و اغراق، با آمدن اسلام زن جایگاه و شخصیت انسانی خود را زیر سایه اسلام و قرآن باز یافت. اسلام زنان را در کنار مردان موجود مختار، مکلف و مسئول دانسته و از نظر شخصیت تفاوتی بین مردان و زنان نمی‏بیند. از جمله آیاتی که در قرآن کریم به این امر اشاره دارد، این آیه است: «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنات‏…»[۱] خدا در برابر انجام وظایف و احساس مسئولیتها پاداش یکسانی برای مردان و زنان وعده داده است. از نظر اسلام زن همان ارزش وجودی را دارا است که مرد دارا می باشد و اگر در مواردی از نظر طبیعی و تکوینی تفاوتهای بین مرد و زن دیده می‏شود. این تفاوت به شخصیت زن لطمه وارد نکرده و ارزش وجودی او را پایین نمی‏آورد که بعدا به آن خواهیم پرداخت. این که از نظر اسلام تفاوتی بین مردان و زنان در اصل خلقت، شخصیت و تکالیف نیست و او موجود مختار است؛ در سه مورد به طور خلاصه اشاره می‏شود:

۱٫ خلقت و شخصیت

۲٫ وطائف و تکالیف

۳٫ خطا بات قرآن

خلقت و شخصیت

۱٫ «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِین، ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ،  ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ.»[۲]؛ خدا آغاز آفرینش انسان را از گل قرار داد. سپس اندام او را موزون ساخت و از روح خود در او دمید.

در این آیات نکاتی وجود دارد:

الف) در خلقت اولیه و شخصیت انسانی بین زن و مرد تفاوتی نیست.

ب) خدا قدرت خود را نشان داده که از موجود کم ارزشی چون گل، موجود با ارزشی خلق کرده است.

ج) انسان را متوجّه به یک حقیقت می‏کند که از کجا خلق شده و به کجا خواهد برگشت.

د) این آیه دلیل روشن است بر این که انسان مستقلا از خاک خلق شده است. بنابراین فرضیه تحول انواع را رد می‏کند که می‏گویند انسان درابتدا حیوان تک سلولی بوده و ازلجن های کنار اقیانوس ها به وجود آمده و بعد رشد کرده تبدیل به انسان شده است. این نظریه یک فرضیه است یک قانون مسلم علمی نیست و فرضیه دائما در معرض دگرگونی و تبدل است، لذا روی این فرضیه نمی‏شود تکیه کرد.

آیه دیگر خلقت انسان را دارای دو جنبه دانسته؛ جنبه مادی که از گل خلق شده و جنبه معنوی که بنام روح خدا از آن یاد شده است. مسلما خداوند نه جسم دارد نه روح، اضافه روح به خدا اضافه تشریفی است. همانند خانه خدا. روح که در کالبد انسان دمیده شده، عبارت از قوس صعودی انسان است که نهایت ندارد.

۲٫ «إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»[۳]؛ من بشر را از گل خشکیده که از گل بد بوی گرفته شده بود خلق کردم.

در این آیه کلمه بشر بکار رفته و باز هیچ تفاوتی بین مرد و زن از نظر شخصیت در اصل خلقت نیست.

۳٫ «یاأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها.»[۴]؛ ای مردم از پروردگارتان بپرهیزید که همه شما را از یک انسان آفرید و هم نوع او را نیز از جنس او آفرید.

در این آیه نیز چند مسأله مطرح گردیده است:

۱-۳٫ خدا همه شما را از یک انسان پدید آورد، هیچ امتیازات و افتخارات نسبت به یکدیگر ندارید. خداوند نفی می کند امتیازات نژادی، زبانی و نه امتیازهای دیگر را و از آن جمله امتیاز بین زن و مرد در نظام آفرینش از نظر جنسیت نفی شده است.

۲-۳٫ دومین  مسأله اساسی که در این آیه مطرح گردیده این است که همسر او از او خلق شده، این که همسر آدم چگونه از او خلق شده حداقل دو نظریه است.

الف. این که حوا همسر آدم که اول زنان عالم است از بدن آدم خلق شده باشد، بعضی از مفسرین بر این باورند که حوا از استخوان دنده چپ حضرت آدم خلق شده و تعداد روایات غیر معتبر را نیز به عنوان دلیل ذکر نموده‏اند. [۵]

ب. برخی مفسرین گفته‏اند؛ مقصود آیه این است که خدا همسر آدم را از جنس او قرار داد و در تفسیر عیاشی آمده حوا از باقی مانده خاک و گل آدم خلق شده است. [۶] و آیاتی ۲۱ سوره روم و ۷۲ سوره نحل و…بر این معنی دلالت دارد.

۳-۳٫ نکته اساسی سوم تقوی  و صله رحم است یک دستور و تکلیف عام مقید به زن و مرد نیست مرد و زن هر دو مساوی مورد خطاب واقع شده، تقوی داشته باشد و درباره ارحام کوتاهی نکنید.

اهمیت صله رحم از این جا روشن می‏شود که آن را در کنار تقوی الهی ذکر نموده و در عیون اخبار نیز آمده است خداوند سه چیز را مقارن سه چیز دیگر قرار داده و امر به تقوی را مقارن با صله رحم قرار داده است و کسی  که صله رحم نکند تقوی ندارد. در کافی امام صادق (ع) از امیر المومنین(ع) نقل نموده که صله رحم کنید و لو با یک سلام دادن.[۷]

وظایف و تکالیف

۱٫ «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیم‏.»[۸]؛ ای انسان چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است.

این آیه اشاره دارد به پاره‏ی از وظایف و مسئولیت ها که انسان از خواب غفلت بیدار شود با یک استفهام توبیخی می‏فرماید: ای انسان تو را چه چیز از پروردگار کریمت غافل ساخته و در برابر او جسور ساخته است.

در این آیه خطاب به انسان به عنوان انسانیت او شده و زن و مرد فرقی ندارند، هردو در برابر خدا هر دو مسؤل هستند. خدا مواهب طبیعی را برای انسان خلق و در اختیار او قرار داده است و باید به طور یکسان از مواهب گوناگون معنوی بهره مند شده و در برابر این نعمت ها شاکر و پاسخگو باشد.

اعتقاد به مبدأ و معاد در اصول و فروع تفاوت اساسی بین مرد و زن از نظر اسلام و قرآن نیست. همچنین بسبت به عبادت و تکالیفی که خدا متوجه انسان نموده است.

۲٫ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون.»[۹]، جن و بشر را خلق نکردیم، مگر برای عبادت و پرستش.

آیاتی که انسان را مکلف به انجام تکالیف مانند اقامه نماز، گرفتن روزه و تشرف به حج می‏کند؛ آیاتی است که از این جهت هیچ تفاوتی بین زن و مرد و همچین در مسائل اجتماعی و از آن جمله امر به معروف و نهی از منکر نمی‏بیند.

۳٫ «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ…»[۱۰]؛ شما بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شدید و امر به معروف و نهی از منکر می‏کنید و ایمان به خدا دارید.

در این آیه نیز جمله اساسی وجود دارد که در هیچ کدام بین مرد و زن فرق نگذاشته است:

۱٫ شما امت اسلام بهترین امت هستید. چون دین اسلام کامل ترین دین و شما مسلمان‏ها از پیش آمد های تلخ و شیرین پیامبران و اقوام گذشته اطلاع داشته و با تجربه که از پیشینیان دارید قدرت دارید زمینه های گناه و عصیان را پیش از وقوع آن از بین ببرید.

۲٫ شما امر به معروف و نهی از منکر می‏کنید و در حقیقت حیات اجتماعی زندگی جمعی بدون امر به معروف و نهی از منکر زندگی آلوده و آغشته با منکرات است و اصلاح جامعه در گرو امر به معروف و نهی از منکر است.

۳٫ ایمان به خدا که سر فصل تمام خوبیها است همرا ه با امر به معروف و نهی از منکر می‏باشد و افراد جامعه را از سقوط در منجلاب، بد بختیها و فساد نجات می‏دهد. در این گونه موارد هیچ تفاوتی بین مردان و زنان وجود ندارد.

خطابات قرآن

در لسان قرآن در رابطه با وظایف و تکالیف، معاد و معارف خطاباتی متوجه انسان است و این خطایات معمولا با الفاظ شبیه هم بیان شده و فرقی بین زن و مرد نگذاشته است مثل:

«یا ایها الناس اتقوا ربکم»، «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر اوانثی.»، «یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام.»، «و اذن فی الناس بالحج.» و «اقیموا الصلوة».

تمام این آیات که بیانگر مصالح و مفاسد، وظایف و تکالیف است. هیچ گونه تفاوتی از نظر جنسیت در آن دیده نمی‏شود از نظر اسلام و قرآن هه یکسان است و این نشانگر آن است که در این گونه موارد تفاوتی بین مرد و زن نیست.

با ذکر این موارد یک سؤال اساسی را مطرح می‏نماییم. اگر از نظر قرآن نسبت به ذات و شخصت زن تفاوتی با مرد وجود ندارد، پس چرا دیه زنان نصف مردان است؟ چه تفاوتی بین ارزش خون مرد و زن وجود دارد که در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟

جواب: غربیان و طرفداران آنها بدون این که مطالعه کافی از اسلام و مسائل دینی داشته باشند این اشکال را پرورش داده و تبلیغاتی را مبنی بر این که در اسلام تفاوت بین مرد و زن وجود دارد و به حقوق زنان توجه نشده، راه انداخته اند.

باید گفت: از نظر فقهی دیه که در اسلام در برابر تلفات جانی و قتل غیرعمدی در نظر گرفته شده این دیه ارزش خون انسان نیست تا اشکال شود چه تفاوتی است بین خون مرد و زن و چرا خون مرد پر رنگ تر و دیه او دو برابر زن باشد؟ ارزش برخی انسانها که روح خدا در او دمیده شده و خلیفه خدا در روی زمین و در سیر صعودی از ملک بالاتر است چگونه می شود مبلغ ناچیز باشد؟

بلکه دیه جبران خسارتی است که به خانواده وارد می شود. زیرا مرد نان آور خانواده «مدیرخانواده» است اگر کشته شود ضرر زیادی به خانواده وارد می‏شود. اسلام برای جبران این خسارت مبالغی را بنام دیه در ذمه قاتل و جانی گذاشته تا جبران نسبی خسارت خانواده مقتول شود. زن چون اغلب نان آور خانواده نیست و میزان در آمد اقتصادی خانواده با و کمتر بستگی دارد، لذا اگر کشته شود نصف دیه مرد به ورثه زن داده می‏شود، و حکم خدا چون دایر مدار اغلب است و اغلب مرد نان آور خانواده و مدیر است، پسدیه او دو برابر زن است و لو در پارة موارد زنی باشد که نان آور خانواده و مدیریت بهتر از مرد داشته باشد.

                                                      ادامه دارد.

 

 

 

 

 


[۱]. احزاب/۳۵

[۲]. سجده/ ۷-۹٫

[۳] . حجر/۲۸٫

[۴] . نساء/۱٫

[۵] – تفسیر قمی. ج ، ۱۳۰نقل از تفسیر صافی

[۶] – تفسیر صافی . ج۲/۱۵۵

[۷] – تفسیر صافی ج۲/ص۱۶۲

[۸] – انفطار/۶

[۹] – الذاریات / ۵۶

[۱۰] – آل عمران/۱۱۰





تمامي حقوق اين سايت متعلق به ميزان آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع بلا مانع است.
DESIGNED BY : W W W . A F D O W N L O A D . COM