دموکراسی، فرصت یا تهدید؟!

بازدیدها : 88 موضوع : سیاست

مرور بر ادوار تاریخ گذشته و بررسی سیر تکون تفکرات انسانی، این مسأله را روشن می‏کند؛ در مقاطع بسیاری از تاریخ که افراد بشر گرفتار فلاکت یا عذاب الهی گردیده‏اند، در اثر جهالت و نادانی آنها بوده است. منظور این است، فقدان تفکر سالم و اندیشه عاقلانه و عالمانه در جامعه موجب پیدایش اوهام و خرافه‏گرایی شده و مردم را از پذیرش حقایق و واقعیت باز داشته است. پس جهل و جمود فکری یا وارونه جلوه دادن حقایق، بزرگترین مشکل جوامع بشری در تمام ادوار تاریخ بوده است.

فقدان اندیشه خردگرایی وحیانی، عرصه را برای زایش و پرورش تفکرات باطل و کج دار مریض بیش از پیش آماده کرده است. بررسی تطور تفکرات انسانی نشان می‏دهد، بیشترین آسیب از این ناحیه متوجه اندیشة خدا باوری یا جهان بینی الهی بوده است. ظهور جهان بینی‏های مادی و متضاد با جهان بینی توحید، بخاطر این خلأ اندیشه‏ خردگرایی در عرصه فکر و عمل بوده است. به گونه‏ای که امروزه، شاهد تفکرات فلسفی و کلامی زیادی، در عرصه مسایل اعتقادی و اندیشه‏ای هستیم.

هدف از این مقدمه این بود؛ در شرایط فعلی افغانستان که یک نظام متفاوت با گذشته روی کار آمده است و شعار دموکراسی سازی نظام اداری، سیاسی و اجتماعی افغانستان در اولویت برنامه‏های آن قرار دارد. اولین سؤالی که ذهن هرانسان آگاه و متفکری را به خود مشغول می‏کند این است؛ آیا نظام دموکراسی برای جامعه همانند افغانستان – که از تنوع قومی و مذهبی برخوردار می‏باشد-  یک فرصت است یا تهدید!؟

برای روشن شدن این مطلب، در ابتداء باید بگوییم که مقصود ما از دموکراسی در این مقاله، وضعیت فعلی حاکم بر افغانستان است و با قبول این مسأله که در عصر دموکراسی ما با چند پیامد، چه مثبت و چه منفی رو به رو هستیم:

۱٫ علم و دانش: یعنی عصر دموکراسی، عصر پیشرفت و علمی شدن یا روزنه‏ای به سوی دانش است. این وضعیت برای جامعة همانند افغانستان که در جهل و نادانی دست و پنجه نرم می‏کند، یک فرصت به شمار می‏آید. اگر ما از این فرصت درست استفاده کنیم و نیروهای مجرب علمی و متخصص تربیت نماییم، در آینده این کشور و سرنوشت خود می‏توانیم ایفای نقش کنیم.

۲٫ تکنولوژی: تکنولوژی و صنعتی شدن از لازمة یک نظام دمکراتیک است. با توجه به اینکه ما در عصر زندگی می‏کنیم که تکنولوژی حرف اول را می‏زند، این نیز اگر درست بهره برداری شود، برای ما یک فرصت است. زیرا گذشته از جنبه های تخریبی، رفاهی و علمی صنعت و تکنولوژی جدید، ما می‏توانیم پیام دینی و ارزشهای خود را با پتانسیل که در منطق، فلسفه و فرهنگ اسلامی وجود دارد بسیار سریع و در قالب ابزارهای جدید و برای تشنگان معارف اهل بیت(علیه السلام) برای جهانیان عرضه نماییم و به تبلیغ دین بپردازیم.

۳٫ جامعه مدنی و شکل گیری نهادهای اجتماعی: شاید در ذهن برخی چنین تصور شود که اصولاَ در یک جامعه دینی، توجه به نهادهای مدنی معنا ندارد. زیرا هدف از تشکیل نهادهای مدنی مکانیزم برای بیان دیدگاه‏های مردم از یک طریق مشخص و از کانال خاصی می‏باشد. ما برای این کار نهاد دینی به نام مسجد داریم که مردم روزی چند بار در آن گرد می‏آیند و علاوه بر عبادت خداوند در مسجد، به تبادل افکار نیز می‏پردازند. چنانکه این مسأله در صدر اول اسلام بسیار مشخص بود و مسجد از جایگاه ویژه‏ای برخوردار بود و حکم مجلس شورا را داشت. براین اساس ضرورت ندارد که جامعه مدنی یا نهادهای اجتماعی تشکیل یا تقویت گردد.

در پاسخ باید گفت: به قول علماء هیچ گاه اثبات شیء نفی ماعدا نمی‏کند. وقتی در اجتماع سخن از جامعه مدنی به میان می‏آید به معنای نفی نهادهای مقدسی همانند مسجد با قدمت بیش از هزار سال و… نیست و بلکه رفع نیازهای امروزی جوامع بشری است. زیرا همانگونه که مطالبات و خواسته های مردم گسترش پیداکرده، بسترهایی که از آن طریق بتوان به بیان دیدگاه‏ها پرداخت نیز توسعه پیدا کرده است. نهادهای مدنی از جمله این بسترها می‏باشد و  از این طریق می‏توان دیدگاه‏های خود را بیان کرد و بر دولت نظارت نمود.

۴٫ آزادی: آزادی واژه‏ای است که از آن می‏توان تلقی های متفاوت ارائه نمود و بدین لحاظ تعریف‏های گوناگون از آزادی صورت گرفته است. اما واقعیت این است که اسلام هیچگاه با آزادیهای انسانی که در آن کرامت انسانی رعایت گردد مخالف نبوده است. اسلام آزادی را مبنای اصلی اندیشه انسانی می‏داند و آزادی که انسان را به مدارج کمال برساند و از خواری و ذلت نجات دهد، ارج نهاده است.

۵٫ کثرت‏گرایی فرهنگی: از دیگر لوازم یک نظام دموکراسی، تنوع فرهنگی است و فرهنگهای مختلف فرصت پیدا می‏کند تا در یک عرصه رقابتی مقابل هم قرار گرفته رشد و کمال یابد. یعنی در نظام دموکراسی، آزادیهای مانند عقیده، بیان و .. وجود دارد و در تحت چنین شرایط اندیشه‏های سکولاریستی، مادی و غیره فرصت می‏یابند بدون کدام موانع به بسط افکار و اندیشه‏هایشان بپردازند.

در چنین عرصه رقابتی، برگ برنده با فرهنگهای است که از توانمندی و امکانات بالای برخوردار می‏باشد. تحت این گونه شرایط ما اگر با رویکرد جدید و توجه به واقعیت‏های موجود در جامعه به تحلیل بپردازیم و دین را با توجه به توانمندی‏های آن بتوانیم برای مردم عرضه کنیم، به طور قطع موفق خواهیم بود. اما اگر از موضع ضعف و منفعلانه برخورد نماییم، در این هیچ جای تردید وجود ندارد که با تهدید بزرگ مواجه هستیم. زیرا همان گونه که در ابتداء اشاره گردید، فقدان چار چوب نظری صحیح و به روز، برای عرضه اندیشه‏های الهی و اسلامی، این زمینه را برای اندیشه‏های سکولاریستی و لائیک فراهم می‏آورد که با طرح شبهات و القائات؛ جهان بینی و اندیشه‏های اسلامی را به چالش بکشد.

این واقعیت را نباید فراموش کرد، امروزه ما در افغانستان با اندیشه‏ها و جهان بینی‏های گوناگون مواجه هستیم. شبهات وهابیت و مسیحیت که بارویکرد الهی مطرح می‏شود، بیش از دیگر اندیشه‏های مادی مورد توجه قرار می‏گیرد و بزرگ‏ترین تهدید برای جامعه به شمار می‏آید. متأسفانه وجود: فقر اقتصادی، فرهنگی و فقدان مرکز مسؤول و پاسخگو، زمینه را برای تبلیغات بیشتر آنها مهیاکرده است. ما برای اینکه از فرصتها درست استفاده کنیم و تهدید‏ها را مبدل به فرصت نماییم، نیاز به یک خانه تکانی داریم. یعنی گرد و غبار و خاک روبه‏ها را از روی چهره واقعیت ها باید پاک کرد و با زبان روز به میدان آمد و به تبلیغات دینی پرداخت.

مقصود این است، همانگونه که جامعه امروزی با جامعه گذشته تفاوتهای بسیاری پیدا کرده و حاصل تطورات جوامع گذشته است، انسان امروزی نیز انسان دیروزی نیست و در اثر تحولات بسیار آبدیده تر گردیده است. برای جوان امروزی که با هزاران تو و پستوهای دنیای جدید و مدرن سرو کار دارد، نمی‏توان از تهدید و خشونت سخن گفت و او را از جن و پری ترساند.

زبان امروزی زبان منطق است و انسان امروزی نیز انسان منطقی و خرد گرا است. اگر کسی حرف برای عرضه داشته باشد و در بستر منطقی ارائه نماید مورد پسند قرار خواهد گرفت. از این رو، شرایط اقتضاء دارد که جامعه روحانیت و اندیشمندان افغانستان- اعم از شیعه و سنی – به دور از کش مکش‏ها و جدال‏های بی‏حاصل و بعضا مخرب سیاسی، مذهبی، قومی و نژادی، در فکر مقابله با کسانی باشند که هویت دینی، فرهنگی و ملی ما را هدف گرفته است. این تنها راه سلامت و بقاء ماست.

نتیجه:

از آنچه بیان شد به این نتیجه می رسیم که نه تنها نظام دموکراسی، بلکه هر نظام سیاسی دیگر، خوبی و بدی‏های دارد. در این میان بخشی عمده از این تبعات متوجه کسانی است در آن جامعه زندگی می‏کنند. از این نظر می‏توان گفت: دموکراسی در شرایط فعلی افغانستان گذشته از اینکه از نگاهی سیاسی و آزادیهای دینی یک فرصت طلایی برای مردم این کشور است، یک تهدید جدی نیز به شمار می‏آید. اگر ما با تعقل و درایت و هماهنگی در جامعه حرکت نماییم و تبلیغات و خوراک‏های فرهنگی و دینی مان را به زبان روز و منطق عرضه نماییم، به طور قطع این تهدید را به فرصت تبدیل و موفقیتی در پی خواهیم داشت و در غیر این صورت و با اندیشه تحجر و دکم اندیشی، نمی‏توان کاری کرد.





تمامي حقوق اين سايت متعلق به ميزان آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع بلا مانع است.
DESIGNED BY : W W W . A F D O W N L O A D . COM