اصلاح الگوی مصرف و پیامدهای آن در قرآن و حدیث
رمضان اکبری مالستانی
چکیده:
امکانات و مواهب الهی گرچه در طبیعت فراوان است اما نامحدود نیست که هرگونه بخواهیم مصرف کنیم. ممکن است زیاده روی واستفاده بیرویه به محرومیت نسلهای آینده و انسانهای دیگر منجر شود. ازاینرو بررسی معیار الگوی مصرف در قرآن و حدیث و پیامدهای رعایت آن ضرورت معرفتی و عملی دارد. در این پژوهش واژهها و مفاهیم مرتبط با الگوی مصرف مانند اسراف، تبذیر، قوام و اقتار مورد توجه قرار گرفته که اسراف به معنای زیاده روی و خارج شدن از حد اعتدال و تبذیر همان ریخت و پاش است و قوام به معنای اعتدال و اقتار و قتر به معنای سختگیری است. اسراف، تبذیر و سختگیری درقرآن و حدیث نکوهش گردیده و قوام و اعتدال که با قانون آفرینش و تشریع هماهنگ بوده و مورد تایید عقل و عرف میباشد. پیامدهای مثبت و سازنده رعایت اصلاح الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث عبارت اند از: سلامتی و بهداشت، زندگی پویا و رو به رشد، شکوفایی معنوی، ذخیره برای آخرت، بینیازی از دیگران، آرامش خاطر و آسایش در زندگی، توسعه اجتماعی، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. این آثار در صورتی پدید میآید که تمام افراد جامعه بویژه زمامداران و رهبران اجتماعی و دینی به رعایت اصلاح الگوی مصرف پای بند باشند.
مفاهیم کلیدی: اسراف، تبذیر، اعتدال، الگوی مصرف، پیامدها.
مقدمه
انسان برای ادامه زندگی خود به آب، هوا، انرژی، خوراک، پوشاک، مسکن، وسایل حمل و نقل، ابزار و لوازم گوناگون نیاز دارد که خداوند حکیم همه را به مقدر لازم در طبیعت قرار داده و جهان طبیعت را برای آسایش و کمال بشر آفریده است. اما این امکانات نامحدود نیست که هرچه بخواهیم بدون حساب و کتاب درآن تصرف نماییم و نعمتها و مواهب الهی را ضایع کنیم. استفاده انسان ازنعمتهای الهی باید درحد معقول و منطقی بوده، از زیاده روی و تجاوز خود داری شود، تا نسلهای آینده در تنگنا قرار نگیرند و ازنعمتهای خداوند محروم نگردند.
مکتب جاودانه و حیات بخش اسلام که با عقل و فطرت بشر هماهنگ است از یکسو بهره برداری معقول و مشروع از مواهب و نعمتهای الهی را اجازه داده، ازسوی دیگر هرگونه افراط و زیاده روی در مصرف و هدر دادن نعمتها را به شدت منع نموده و انسانها را از اسراف و تبذیر برحذر داشته و اسرافگران را به شدیدترین لحن نکوهش نمودهاست. درآموزههای دینی راهکارهای درست مصرف تحت عنوان اعتدال و میانه روی ارائه شده که برای اصلاح الگوی مصرف در زمینههای مختلف نقش سازنده و اساسی دارد.
ازاین رو پژوهش پیرامون پیامدهای رعایت اصلاح الگوی مصرف صحیح از نگاه قرآن و حدیث ضرورت علمی و عملی دارد، تا ازیک سو به هنجارها و تعالیم دینی معرفت حاصل شود، از سوی دیگر در مقام عمل مورد توجه جامعه اسلامی قرار گیرد و راهکاری باشد برای جلوگیری از اسراف و تبذیرهای فراوان که در سطوح مختلف جامعه جریان دارد. در حالی که بخش و سیع مردم مستمند و بینوا به نان شب خود نیاز دارند. اگر به جای این همه اسراف و تبذیرها به محرومان و فقرای جامعه اسلامی رسیدگی شود، آنان هم به زندگی آبرومندانه خواهند رسید.
مفاهیم وکلیات
برای هموار شدن زمینه بحث ابتدا باید به مفاهیم پرداخته شود که مراد از اسراف و تبذیر، تقتیر، اعتدال و قوام چیست؟
۱٫ اسراف: واژه اسراف و مشتقات آن حدود۲۳ بار در قرآن به کار رفته. اسراف درلغت به معنای تجاوز از حد، خطا و هرنوع مصرف که از حد اعتدال خارج باشد، آمده است.(فیومی، مصباح المنیر).اسراف معنای گسترده دارد که هرگونه تجاوز ازحد را در کاری که انسان انجام میدهد، دربر میگیرد، ولی به صورت غالب در مورد هزینهها و خرجها گفته میشود(مفردات راغب). درلسان العرب آمده: «اسراف مجاوزه القصد اما السرف الذی نهی الله عنه فهو ما انفق فی غیر طاعه الله قلیلا کان او کثیرا. قال سفیان، لم یسرفوا ای لم یضعوه فیغیرموضعه». از نگاه قرآن اسراف نقطه مقابل سختگیری آمده که حد وسط آن دو، اعتدال است. «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما»(۶۷فرقان) کسانی که به هنگام انفاق نه اسراف میکنند و نه سختگیری و بخل میورزند، بلکه در میان این دو، حد اعتدال و میانه را میگیرند(تفسیرنمونه، ج۱۲ ص ۹۷ ).
۲٫ تبذیر: واژه تبذیر و مشتقات آن از لحاظ معنا ارتباط نزدیک با اسراف دارد و سه بار در آیات ۲۶ و ۲۷ سوره اسراء آمده است. درلغت به معنای افساد و تباه ساختن اموال است که در اصل به معنای دور ریختن یا پاشیدن بذر در مکان نامساعد و به روشی نا درست بوده و برای هر نوع پاشیدگی و بینظمی که به ضایع شدن چیزی منجر شود به استعاره گرفته شدهاست.(لسان العرب). معادل فارسی آن ریخت و پاش است. تبذیر آن است که مال در غیر موردش مصرف شود هرچند کم باشد و اگر در موردش صرف شود تبذیر نیست هرچند زیاد باشد. چنانچه از امام صادق(ع) نقل شده «من انفق شیئا فیغیر طاعت الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد»(تفسیرنمونه ج۱۲ ص ۸۶ ).
اسراف و تبذیر با وجود ارتباط نزدیک باهم، تفاوتهای نیز دارند. اسراف مفهوم فراگیر داشته شامل هرنوع تجاوز، خارج شدن از حد اعتدال، خطا و انحراف(اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و…)میشود بدون آنکه چیزی را ضایع کرده باشد؛ اما تبذیر بیشتر درامور مالی و اقتصادی و به ندرت در موارد دیگر به کار میرود. اسراف گاهی بر زیاده روی در اعمال مباح نیز اطلاق میشود مانند زیاده روی در خوردن که اصل آن تا حد نیاز جایز است و گاه در خصوص مصارف نابجا و ناشایست، اگر چه اندک باشد. بنا براین مصادیق آن را میتوان از دو نوع کمی و کیفی دانست. اما تبذیر و ریخت و پاش بیشتر به صورت کیفی و در خصوص مصارف نا شایست کاربرد دارد که به تضییع و اتلاف منجرشود. ولی گاهی این دو در یک معنا و حتی به صورت تاکید پشت سرهم آمدهاند. چنانکه در نهج البلاغه آمده است. «الا ان اعطاء المال فی غیرحقه اسراف و تبذیر» مصرف کردن مال در غیر مورد استحقاق تبذیر و اسراف است.
۳٫ تقتیر: تقتیر از نظر لغت به معنای سختگرفتن و تنگ گرفتن در انفاق و بخل ورزیدن در مصرف مال است. فیروز آبادی درقاموس مینویسد: اقتر بمعنی ضیق فیالنفقة. (قاموس، ج۲ ،ص ۱۱۳ و لسان العرب، ج۵ ، ص۷۰ ).
۴٫ تقدیر: تقدیر نیز از واژگانی است که در اصلاح الگوی مصرف کاربرد دارد. تقدیر و قدر به معنای اندازه گرفتن و تدبیر امورآمدهاست.
نکوهش اسراف و تبذیر در قرآن و حدیث
شریعت پاینده و پویای اسلام که با قانون آفرینش هماهنگ است برای ادامه حیات و سعادت مادی و معنوی بشر برنامههای سازنده دارد و برای ابعاد مختلف زندگی بشر آموزهها و دستورات روشن دارد که اگر به این آموزهها توجه شود مشکلات فردی و اجتماعی جوامع بشری کاهش یافته، راه صلح و صفا، سعادت و آرامش هموار میگردد. بدون شک امروزه بسیاری از گرفتاریها و رنجهای مردم جهان ناشی از کنار گذاشتن آموزههای دینی و اسیر شدن در دام شهوت، خود خواهی، تجمل گرایی و دنیا پرستی است، که یک عده از پر خوری و مصرفگرایی به امراض گوناگون مبتلااند، بخش وسیع مردم از فقر و محرومیت رنج میبرند.
اسلام برای پیشگیری از انواع بیماریها، محرومیت و فقر عمومی معیار متعادل استفاده از نعمتهای الهی را بیان کرده و هرگونه زیاده روی و ضایع ساختن این مواهب را به شدت نکوهش نموده است. تعالیم اسلامی روی مصرف متعادل به اندازهای تاکید دارد که در مورد انفاق و بخشش به مستمندان نیز از زیاده روی منع کرده، در حد متعارف و معتدل مجاز دانسته است.
آیات وروایاتی که در نکوهش اسراف و تبذیر وارد شده زیاد است و به چند مورد اشاره میشود:
الف) اسراف و تبذیر درقرآن: خداوند درباره عبادالرحمن میفرماید؛ آنها دربذل و بخشش اسراف و سخت گیری نمیکنند و حد اعتدال را رعایت میکنند: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما»(۶۷ فرقان).
کلمه قوام در آیه به معنای حد وسط و معتدل است. یعنی بندگان رحمان انفاق میکنند و انفاق شان همواره در حد وسط و میان اسراف و اقتار است. صدر آیه دو طرف افراط و تفریط در انفاق را نفی کرده و ذیل آن حد وسط را اثبات نموده است(تفسیرالمیزان، ج۱۵، ص۳۳۲).درآیه۱۴۱ انعام فرموده: «وآتوا حقه یوم حصاده و لاتسرفوا انه لایحب المسرفین»، هنگام بهره برداری از محصولات، حقوقی را که باید به نیازمندان بدهید بپردازید و زیاده روی نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.
درآیه دیگر مسرفین از اصحاب جهنم شمرده شده: «وان المسرفین هم اصحاب النار»(غافر/۴۳)، اسراف کنندگان یاران دوزخ اند. ازنظر قرآن اسراف یک روش فرعونی است: «وان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین»(یونس/۸۳)، به راستی که فرعون در زمین برتری جوی میکرد و از اسراف کاران بود. و در آیه ۳۱ دخان میگوید: «انه عالیا من المسرفین»، او برتری جو ومستکبر و اسرافگر بود. روشن است که فرعون در تمام عرصههای سیاسی، اقتصادی و مذهبی از حد مشروع و معقول تجاوز مینمود و بینهایت ظلم و ستم روا میداشت. بنابراین در فرهنگ قرآن هرگونه ظلم و ستم بر مردم ازسوی زمام داران یک نوع اسراف و زیاده روی بوده و خاصیت فرعونی است.
گاهی اسراف در مسایل ساده مانند خوردن و آشامیدن مورد نکوهش قرار گرفتهاست: «یابنی آدم خذوا زینتکم عندکل مسجد و کلوا واشربوا انه لایحب المسرفین»ا(عراف/۳۱)، ای فرزندان آدم زینت خود را هنگام رفتن مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. گاهی انتقامگیری و قصاص بیش ازحد به اسراف تعبیر شدهاست: «ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا»(اسراء/ ۳۳ )، و هرکس که مظلومانه کشته شده، پس برای سرپرستش تسلطی(برقصاص)قرار دادیم؛ اما در قتل زیاده روی نکنید، چرا که او یاری شده خدا است. گاهی در مورد داوری و قضاوت که منجربه کذب و دروغ شود به کار رفتهاست: «…ان الله لایهدی من هومسرف کذاب»(غافر/۲۸ )، خداوند هدایت نمیکند کسی را که اسراف کار و دروغگو است. گاهی در مورد اعتقادات نادرست که منتهی به شک و تردید شود اسراف بهکار رفته»…کذلک یضل الله من هو مسرف کذاب»(غافر/۳۴ )، اینگونه خداوند اسراف کار دروغگو را گمراه میکند.
درآیه دیگر اسراف به معنای هرگونه گناه آمده: «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله…»(زمر/۵۳ )، به آن بندگان من که برنفس خود در اثر ارتکاب گناه اسراف نموده اند بگو که از رحمت خدا نا امید نشوند. درآیه۱۴۱ انعام پس ازبیان نعمتهای فراوان و اجازه خوردن از آنها بقدر نیاز از اسراف منع نمودهاست: «…ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین»، اسراف نکنید که خداوند اسراف کاران را دوست ندارد. درکل بدست میآید که اسراف کاران درزمره دشمنان خدا قرار دارند.
از نگاه قرآن اسراف با فساد رابطه تنگاتنگ دارد و یک نوع بینظمی در نظام هماهنگ هستی است که با نظم خاص جریان دارد.(۱۵۲ و۱۵۲)شعرا خطر عظیم پیروی از مسرفین بیان شده: «لاتطیعوا امرالمسرفین- الذین یفسدون فی الارض و لایصلحون»، از فرمان مسرفان اطاعت نکنید، همانهاکه درزمین فساد میکنند و اصلاح نمیکنند.
منظور از اطاعت مسرفان، تقلید و پیروی کورکورانه از ایشان، در اعمال و روش زندگی است و مراد از مسرفین اشراف و بزرگانی هستند که دیگران آنان را پیروی میکنند. اما مسرفین چه کسانی هستند؟درآیه بعد معرفی شده که مسرفین از مرز حق تجاوز نموده، از حد اعتدال بیرون شدهاند، درزمین فساد میکنند و اصلاحگر نیستند.(المیزان، ج۱۰، ص ۱۶۶). از این رو درآیات متعدد تصریح شده که از روش مسرفین پیروی نکنید.
قرآن همانگونه که اسراف را نکوهش نموده، تبذیر را نیز مذموم دانسته است. تبذیر ریخت و پاش و ضایع کردن نعمتها و مواهب الهی در طبیعت است از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن، وسایل حمل و نقل و… خداوند مبذرین را برادران شیطان خطاب نموده: «وآت ذالقربی حقه والمسکین وابن السبیل و لاتبذر تبذیرا- ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا(۲۶ و ۲۷ اسراء)، این آیه در باره انفاق به ذوی القربی و مساکین و فقراء نازل شده، ولی با وجود لزوم بذل و بخشش به مستحقین، از تبذیر نهی شده که انسان مال خود را برای خویشاوندان، فقراء و مساکین بیش از حد منطقی و معقول انفاق نکند که اسراف و تبذیر است. این مورد خصوصیت ندارد، بلکه تبذیر در تمام امور ممنوع بوده و برادری با شیاطین است یعنی تبذیر کنندگان شیطان است و شیطان کفران نعمتهای پروردگار را کرد، اینها نیز مانند شیطان کفران نعمتهای خدا را میکنند و در غیر مورد نیاز، مصرف میکنند.
در ادامه همین آیات از افراط و تفریط در انفاق نهی نموده و از عواقب ناگوار آن هوشدار داده است:«ولا تجعل یدک مغلولة الیعنقک ولا تبسط کل البسط فتقعد ملوما محسورا.»(۲۹ اسراء)، ازاینکه رعایت اعتدال در همه چیز حتی در انفاق و کمک به دیگران شرط است. در این آیه روی اعتدال تأکید کرده که دست خود را برگردن خویش بسته قرار ندهید. یعنی مانند بخیلان در کمک به دیگران دست بسته مباش و از سوی دیگر دست خود را فوق العاده گشاده مدار و بذل و بخشش بیحساب مکن که از کار بمانی و مورد ملامت این و آن قرار نگیرید. منظور از محسود در اینجا شخص خسته و وا مانده است که از رسیدن به مقصد عاجز است.( نمونه، ج ۱۲، ص ۹۱).
در مجموع از آیات قرآن بدست میآید که زیاده روی و تجاوز از حد شرعی و عرفی در مصرف کردن نعمتهای الهی ممنوع است و انسان مؤمن باید از اسراف اجتناب نموده در تمام امور حتی انفاق برای مستمندان حد اعتدال و متعارف را در پیش گیرد و کاری نکند که منجر به اسراف و تبذیر شود، زیرا اسراف سرچشمه فساد و بدیها است. البته حد متعارف باتوجه به شرایط اجتماعی و اوضاع و احوال افراد و جوامع متفاوت است، از این لحاظ نمیتوان الگوی واحد ارائه داد، بلکه میزان آن را عرف تعیین میکند.
ب)اسراف و تبذیر در روایات: در روایات معصومین(ع)به اجتناب از اسراف و تبذیر در موارد مختلف زندگی مانند: خوراک، پوشاک، منزل، وسیله حمل و نقل، آب، انفاق کردن به مستمندان، امور بیت المال در ادارات دولتی اشاره شده و روش اعتدال در مصرف مورد تاکید قرار گرفته و زیاده روی به شدت نکوهش شده است.
امام علی(ع)در نهج البلاغه فرموده: «الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و یرفع صاحبه فیالدنیا و یضعه فیالآ خره و یکرمه فیالناس و یهینه عندالله»؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد، اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.
امام صادق(ع)ذیل آیه ۲۷ سوره اسراء فرموده: «من انفق شیئا فیغیر طاعت الله فهو مبذر و من انفق فیسبیل الله فهو مقتصد»؛ کسیکه در غیر راه خدا انفاق کند تبذیر کننده است و کسیکه در راه خدا انفاق کند میانه رو است»( تفسیر صافی، ج۴، ص ۱۸۳).
رسول اکرم(ص) روزی ازکنار سعدکه یکی از اصحاب بود، گذشت درحالی که وضو میگرفت و آب زیاد میریخت، حضرت فرمود: ای سعد؛ این همه اسراف برای چیست؟سعد گفت: آیا دروضوهم اسراف میشود؟ فرمود: بله؛ حتی اگر درلب نهر جاری باشی.(همان).
از امام صادق(ع)سوال شد، آیا درکارحلال نیز اسراف ممکن است؟ فرمود: بله (همان). امام صادق۴روزی خرما طلب نمود و یکی از حاضران در مجلس خرما میخورد و هستهاش را بیرون میانداخت. امام اورا منع کرده فرمود: این عمل مصداق تبذیراست و خداوند عمل ناپسند را دوست ندارد(همان).
دراین روایت اسراف و تبذیر به یک معنا آمده و به میانهروی و اعتدال تاکید شده است. ازسوی دیگر به مورد خاص تعلق ندارد، میتوان ازآن معنای وسیع را فهمید که اسراف وتبذیر در تمام عرصههای زندگی مذموم و ناپسند است.
از زیاده روی در محبت و ولایت نیز نهی شده زیرا ممکن است به غلو منجرشود. امام صادق(ع)فرموده: در محبت و ولایت علی(ع)زیاده روی نکنید(تفسیر صافی، ج۴ ، ص ۱۸۳ ).
امام علی(ع) در نامهای به زیاد فرموده است: «دع الاسراف مقتصدا، واذکرفیالیوم غدا، وامسک من المال بقدر ضرورتک، و قدم الفضل لیوم حاجتک»(نهج البلاغه، نامه ۲۱ ). اسراف را رهاکن و میانه روی را در پیش گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه دار و اضافی را برای روز نیازمندیت(قیامت) پیش فرست. در جای دیگر راجع به عواقب اسراف فرموده: «السرف مثواه و القصد مثراه»؛ اسراف موجب هلاکت و میانهروی مایه زیاد شدن ثروت است(میزان الحکمه، ج۵ ).
امام علی(ع)اسراف را سبب نابودی مال میداند: «الاسراف یفنی الجزیل»؛ اسراف ثروت زیاد را به باد فنا میدهد(غررالحکم).از دیدگاه امام علی۴اسراف زشت ترین بخشش است«اقبح البذل السرف»(نهج البلاغه، خ۱۹۴).
امام سجاد(ع)دردعای خویش فرموده است: «وامنعنی من السرف و حصن رزقی من التلف و وفر ملکتی بالبرکه فیه و اصب بی سبیل الهدایه للبرفیما انفق منه»(میزان الحکمه،ج۵). پروردگارا مرا از زیاده روی باز دار و روزیم را از تلف شدن نگاهدار و داراییم را با برکت دادن به آن افزون گردان و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.
امام علی(ع)فرمود: «کل مازاد علی الاقتصاد اسراف»؛ هرچه بیش از حد میانه روی باشد اسراف است. نیز فرمود: «مافوق الکفاف اسراف»؛ بیش از اندازه کفایت اسراف است. یا اینکه: «من لم یحسن الاقتصاد اهلکه السرف»؛ هرکس به خوبی میانه روی نکند، اسراف اورا هلاک خواهد کرد. و ازپیامدهای اسراف است که فرمود: «کثره السرف یدمر» اسراف زیاد ویرانگر است(غررالحکم).
رسول اعظم(ص)از زیاده روی درخوردن و آشامیدن نهی فرمود: «لاتمیتوا القلوب بکثره الطعام والشراب فان القلب یموت کالزرع اذا کثرعلیه الماء»؛ قلبهای خودرا نمی رانید به واسطه زیاد خوردن و آشامیدن بدرستی که قلب میمیرد مانند زراعت زمانی که به بسیاری آب ضایع می گردد(مجموعه ورام،ج۱، ص۴۶). در حدیث دیگر فرمود: «افضلکم منزله عندالله تعالی اطولکم جوعا و تفکرا و ابغضکم الیالله تعالی کل نئوم وآکول و شروب»؛ بلند مرتبه ترین شما نزد خدا کسی است که گرسنگی بیشتر میکشد و بیشتر تفکر و اندیشه میکند و دشمن ترین شما نزد خدای تعالی کسی است که بسیار خورد و بسیار آشامد و بسیار خوابد(مجموعه ورام، ج۱، ص۱۰۰ ).
حضرت لقمان نیز به فرزندش نصیحت نمود: «یا بنی اذا امتلئت المعده نامت الفکر و خرست الحکمه و قعدت الاعضاء عنالعباده»؛ ای فرزندم؛ زمانی که معده پرگردید، دیده فکر و هوش به خواب میرود، زبان حکمت لال میگردد و اعضاء و جوارح از بندگی باز میماند(محجه البیضاء، ج۵ ، ص۱۵۱ ).
الگوی مصرف در قرآن و حدیث
همانگونه که اسراف و تبذیر تمام عرصههای زندگی انسان را فرا میگیرد، راههای علاج و اصلاح الگوی مصرف نیز در بخشهای مختلف بیان شده که به پارهای از آنها اشاره میگردد. در قرآن و حدیث الگوی درست مصرف در همه چیزهمان رعایت اعتدال است که با قانون آفرینش و تشریع هماهنگ بوده، عقل و عرف نیزآن را تایید میکنند.
در قرآن روشنترین معیار الگوی مصرف در در دو مورد بیان شد؛ یکی آنجا که خداوند درباره عبادالرحمن میفرماید که آنها دربذل و بخشش اسراف و سختگیری نمیکنند و حد اعتدال را رعایت میکنند: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما»(۶۷ فرقان). در این آیه روی اجتناب از زیاده روی و تکیه بر اعتدال و حد وسط تاکید شده که این روش اهل ایمان است. بنا براین کسانی که خودرا مومن میدانند باید این صفت را داشته باشند و در تمام امور اعم از خوراک، پوشاک، مسکن، ماشین، انفاق به مستمندان، جشنها و مهمانیها میانه رو باشند، که عقل سلیم و عرف میزان آن را تشخیص میدهند. در غیر این صورت در ایمان خود تجدید نظر نمایند به ویژه زمامداران و دولت مردان که با بیت المال و اموال عمومی سر و کار دارند. امروزه بیشترین دارایی ملتها توسط اسراف و تبذیر دولتها و تشریفات بیفایده آنان ازبین میرود.
مورد دوم در سوره اسراء بعد ازآنکه از تبذیر و ریخت و پاش نهیکرده و مبذرین را برادر شیطان تلقی نموده، میفرماید: «ولا تجعل یدک مغلوله الیعنقک ولا تبسط کل البسط فتقعد ملوما محسورا»(۲۸ اسراء). از اینکه رعایت اعتدال در همه چیز حتی در انفاق و کمک به دیگران پسندیده است، در این آیه روی اعتدال تاکید شده که؛ دست خود را برگردن خویش بسته قرار مده، یعنی مانند بخیلان در کمک به دیگران دست بسته مباش و از سوی دیگر دست خود را فوق العاده گشاده مدار و بذل و بخشش بیحساب مکن که از کار بمانی و مورد ملامت این و آن قرار گیری و از مردم جدا شوی. منظور از محسود در اینجا شخص خسته و وا مانده است که از رسیدن به مقصد عاجز است.(تفسیر نمونه، ج۱۲ ، ص۹۱ ). این آیه در مورد انفاق به خویشان، مساکین و در راه ماندگان به اعتدال دستور داده که باید حد اعتدال رعایت شود. وقتیکه در انفاق به مستحقین که یک عمل پسندیده است، رعایت اعتدال لازم باشد، در سایر امور زندگی به طور قطع رعایت اعتدال ضروری است. بنا براین الگوی درست مصرف در قرآن میانهروی و اعتدال است که انسان مومن باید در همه امور زندگی خود به دقت رعایت نماید و از قید و بند رواجهای ناپسند و کمرشکن و چشم و هم چشمیها، خود را رها سازد و بر طبق معیار قرآنی زندگی خود را هماهنگ نماید.
در حدیث معصوم(ع)نیزالگوی مصرف معقول به صورت مفصل بیان شده، که به چند نمونه اشاره میگردد. امام صادق(ع)در بیان میانه روی و اعتدال، مقداری سنگریزه از زمین برداشت و مشت خود را بست و فرمود: این اقتار(سختگیری)ورزیدن است، سپس مشت دیگری بر داشت و دست خود را چنان کشود که سنگریزهها به زمین ریخت؛ آنگاه فرمود: این اسراف است. بار سوم مشت دیگری برداشت و دست خود را کمی باز کرد به طوری که مقداری از سنگریزهها ریخت و مقداری در دستش باقی ماند، سپس فرمود: این قوام و اعتدال است (میزان الحکمه، ج۵).
در روایت دیگر امام صادق۴به شخصی فرموده: تقوای الهی پیشه کن و اسراف منما و از بخل و سختگرفتن پرهیز نما، بلکه حد وسط را همیشه رعایت کن، چرا که تبذیر از مصادق اسراف است و خداوند از تبذیر نهی نمودهاست(تفسیر صافی).
از امام کاظم(ع)در باره نفقه بر عیال پرسیده شد، در جواب فرمود: «مابین المکروهین: الاسراف والاقتار»، درنفقه عیال زیاده روی و سختگیری نشود، بلکه میان دو امر ناپسند (اسراف و سخت گیری) یعنی اعتدال رعایت شود(میزان الحکمه).
امام علی(ع)به میانه روی در خوردن دستور داده و اعتدال را معیار الگوی مصرف قرار داد: «علیکم بالقصد فیالمطاعم، فانه ابعد من السرف و اصح للبدن و اعون علی العباده»؛ برشما باد به میانهروی در خوراکیها که هم از اسراف بدور است و هم برای سلامتی بدن مناسبتر و هم برای عبادت بهتراست(غررالحکم).
امام صادق(ع)در مورد ازدواج فرمود: «و ینکحوا قصدا»؛ آنچه را خداوند روا داشته این است که مردم با هزینه معتدل ازدواج کنند(تفسیرعیاشی، ج۲ ، ص۱۳ ). امروزه رسم و رواجهای باطل و کمرشکن واسراف و تبذیرهای بیحد و حصر و خلاف شرع و عقل در مراسم عقد و عروسی، دست و پای جوانان را بسته و ازدواج را به یک مشکل بزرگ تبدیل نموده است. در جامعه جنگ زده ما افغانستان که زندگی عامه مردم زیر خط فقر قرار دارد، مراسم عروسی، ختم وتجلیل اموات، مهمانیها، و برخی همایشهای سیاسی و مذهبی خارج از حد متعارف و مصداق روشن اسراف و تبذیر بوده در شان جامعه محروم ما نمیباشد. بطوریکه اطراف ما هزارن انسان از گرسنگی رنج میبرند، ولی دراین مراسمها مقدار انبوه غذا نفله گردیده بیرون ریخته میشود.
ابوطیفور از امام هادی(ع)در باب وسیله نقلیه روایت نمودهاست: «سالنی ابوالحسن علی الهادی(ع)ایشیئ ترکب؟ قلت:حمارا. فقال: بکم بعته؟ فقلت بثلاثه عشردینارا، فقال: ان هذا لهو السرف ان تشتری حمارا بثلاثه دینارا و تدع برذونا…»؛ ابو طیفور پزشک میگوید: امام هادی(ع)ازمن پرسید، برچه مرکبی سوار میشوی؟گفتم برالاغ، فرمود: آن را چند خریدهای؟گفتتم: سیزده دینار. فرمود: این اسراف است که خری را به سیزده دینار بخری و یابوی را ارزان نخری…(سفینه البحار، ج۱، ص ۶۱۶).
در باب مسکن نیز رعایت اعتدال و اجتناب از اسراف مورد تأکید قرار گرفته است. رسول اعظم(ص)فرمود: «من بنی بیتا ریاءآ و سمعه حمله یوم القیامه الیسبع ارضین، ثم یطوقه نارا فی عنقه ثم یرمی به فیالنار. فقلنا یارسول الله کیف بنی ریاءا و سمعه؟ قال: یبنی فضلا علیما یکفیه. و یبنی مباهاه»؛ هرکس بنای را برای ریا یا برای اینکه به گوش مردم برسد، بسازد اورا در قیامت به هفت طبقه زمین میبرد، پس بصورت گردنبندی آتشین بر گردن او در میآید و آنگاه همراه با آن در آتش فرو افکنده میشود. گفتم یارسول الله؛ خانه چگونه به ریا و سمعه ساخته میشود؟ فرمود: به اینکه بیش از اندازه کفاف بسازد، یا برای اینکه به آن ببالد(وسایل الشیعه، ج۳ ، ص۵۸۸ ).
امام صادق(ع)نیز فرمود: «مابنی فوق ما یسکنه، کلف حمله یوم القیامه». آنچه بیش از نیاز ساخته شود، صاحب آن در قیامت مکلف به حمل آن میشود(همان). در حدیث دیگر فرموده:«کل بناء لیس بکاف فهو وبال علی صاحبه یوم القیامه»؛ هر بنای که بیش از قدر کفاف و بسندگی باشد در روز قیامت وبال و عقوبتی برای صاحب آن خواهد بود(همان).
ازاین روایات بدست میآید که در تهیه مسکن باید حد اعتدال رعایت شود و معیار آن مقدار نیازمندی انسان است که اگر بیش از حد نیاز ساخته شود، اسراف و خلاف شرع است و باعث عقوبت اخروی و پیامدهای ناگوار در دنیا خواهد شد.
در مصرف آب نیز به اعتدال تاکیدشده. آب نعمت گران بهاء و منشا حیات است که خداوند آفرینش همه جنبندگان را از آب میداند: «والله خلق کل دابه من ماء»(نور/۴۵ ). امام صادق(ع) در تعبیر زیبای فرمود: «طعم آب، طعم حیات و زندگی است(وسایلالشیعه،ج۲۵، ص۲۳۴ ). رسول اکرم(ص)روزی ازکنار سعد، که یکی از اصحاب بود، گذشت درحالی که وضو میگرفت وزیاد آب میریخت، حضرت فرمود: ای سعد؛ این همه اسراف برای چیست؟سعد گفت آیا دروضوهم اسراف می شود؟ فرمود: بله؛ حتی اگر درلب نهر جاری باشی(میزان الحکمه). نیز از آن حضرت روایت شده که«وضو، بایک مد و غسل با یک صاع آب انجام گیرد. و به زودی پس از من کسانی خواهند آمد که این مقدار را اندک میشمرند، اینان بر خلاف سنت من هستند»(وسایل الشیعه، ج۱ ص۳۳۸).
مصرف نان نیز از دید معصومین(ع)مخفی نمانده و راجع به آن سفارش شده است. امام صادق(ع)از پیامبر اکرم(ص)روایت نموده: «اکرموا الخبز، فانه قد عمل فیه ما بین العرش الیالارض، وما فیها منکثیر منخلقه»(کافی،ج۶ ،ص۳۰۲ )؛ پیامبر فرمودند: ارزش نان را بزرگ بشمرید، که برای فراهم آمدن آن، هرچه میان عرش تا زمین است و بیشتر آفریدههای روی زمین، کار میکنند.
امام سجاد(ع)در دعای سیام صحیفه سجادیه فرمودهاست: «اللم صل علیمحمد و آل محمد و احجبنی عنالسرف و الازدیاد، و قومنی بالبذل و الاقتصاد، و علمنی حسن التقدیر، و اقبضنی بلطفک عنالتبذیر…»؛ خدایا مرا از اسراف و زیاده روی دور ساز و به بخشیدن با میانه روی توانم ده و راه خرج کردن درست را به من بیاموز و به لطف خود دست مرا از تبذیر ببند و روزی مرا از راه حلال به من برسان و خرج کردنم را در دراه نیکو کاری قرار ده.
پیامدهای الگوی مصرف در قرآن و حدیث
تا اینجا معنا و مفهوم واژههای مرتبط با الگوی مصرف، نکوهش اسراف، تبذیر و سختگیری، معیار الگوی مصرف در قرآن و حدیث که اعتدال و میانهروی باشد در حوزههای گوناگون زندگی به طور گذرا بررسی شد. در این قسمت به پیامدها و آثار رعایت الگوی مصرف در قرآن و حدیث، پرداخته میشود.
۱٫ بهداشت و سلامتی: از آثار ارزنده و مهم رعایت الگوی مصرف و خود داری از اسراف و تبذیر، سلامتی جسمی و روانی است که در نتیجه به طول عمر میانجامد. درآیه۳۱ اعراف دستور مهم بهداشتی داده شده: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»بخورید و بیاشامید و زیاده روی نکنید.
این دستور در ظاهر ساده به نظر میرسد، ولی امروزه ثابت شده که از مهمترین دستورات بهداشتی همین آیه است. پژوهشهای انجام شده این نتیجه را بهدست میدهد که سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که بصورت جذب نشده در بدن انسان باقی میماند. این مواد اضافی هم بار سنگین برای قلب و سایر دستگاههای بدن، و هم منبع آماده برای انواع عفونتها و بیماریها است. از این رو، نخستین گام برای درمان بسیاری از بیماریها، این است که این مواد مزاحم که در حقیقت زبالهدان تن انسان هستند، سوخته شوند و جسم پاکسازی گردد. عامل اصلی تشکیل دهنده این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه است، و راه جلو گیری از آن جز رعایت اعتدال در تغذیه نیست. بویژه در عصرما که بیماریهای گوناگون مانند؛ بیماریقند، چربیخون، تصلب شراین، نارساییهای کبد و انواع سکتههای قلبی فراوان شده، افراط در تغذیه با توجه به عدم تحرک جسمانی کافی، یکی از عوامل اصلی محسوب میشود، و برای از بین بردن اینگونه بیماریها، راهی جز تحرک کافی و میانه روی در خوراک نیست (تفسیرنمونه، ج ۶ ، ص۱۵۳ ).
داستان جالبی در مجمع البیان نقل شده که هارون رشید طبیب مسیحی ماهری داشت، روزی این طبیب به علی بن حسین بن واقد(دانشمنداسلامی)گفت: من درکتاب اسلامی شما چیزی در باره طب نمییابم، در حالیکه دانش مفیدبردو گونه است؛ علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.
پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده: «المعده بیت کلداء و الحمیه راس کلدواء واعط کل بدن ما عودته»؛ معده خانه همه بیماریها است و امساک سرآمد همه داروها، و آنچه بدنت را عادت دادهای(عادتهای درست و مناسب)آن را از او دریغ مدار. طبیب مسیحی پس از شنیدن این سخن گفت:«ماترک کتابکم و نبیکم لجالینوس طبا» قرآن شما و پیامبر شما برای جالینوس(طبیب معروف) طبی باقی نگذاشته است(مجمع البیان، ج۹ ، ص ۸۸ ).
در این زمینه پیامبر(ص) میفرماید: «لاتمیتوا القلوب بکثره الطعام والشراب فان القلب یموت کالزرع اذا کثرعلیه الماء»؛ قلبهای خودرا نمیرانید به واسطه زیاد خوردن و آشامیدن بدرستی که قلب میمیرد مانند زراعت زمانی که به بسیاری آب ضایع میگردد(مجموعه ورام،ج۱، ص۴۶ ).
امام علی(ع)میانه روی در تغذیه را مایه سلامتی بدن دانسته و فرموده است: «علیکم بالقصد فی المطاعم، فانه ابعد من السرف و اصح للبدن و اعون علی العبادة»؛ برشما باد به میانهروی در خوراکیها که هم از اسراف بدور است و هم برای سلامتی بدن مناسبتر و هم برای عبادت بهتر(غررالحکم). درحدیث دیگر تصریح نموده: «فان صحه الجسم من قله الطعام و قله الماء»؛ تندرستی در کم خوردن و کم آشامیدن است(تحف العقول). اگر این دستورات ارزنده و ماندگار قرآن و حدیث در مورد مصرف بویژه خوردن و آشامیدن رعایت گردد، از یک سو سلامتی انسان تامین میگردد و می تواند به راحتی برنامههای خود را پیش ببرد، از سوی دیگر از ناراحتیها، گرفتاریها و هزینههای سنگین دارو و در مان جلوگیری به عمل میآید و آثار مثبت اجتماعی دیگر نیز دارد.
۲٫ شکوفایی معنوی: یکی از پیامدهای مثبت رعایت الگوی مصرف، شکوفای و تکامل معنوی انسان است. پرخوری و اسراف در نعمتهای الهی همانگونه که سلامتی جسمی انسان را به خطر میاندازد، زمینهای فراگیری دانش، عبادت، تهذیب و خودسازی، عواطف و نوع دوستی را نیز دچار مشکل نموده مانع شکوفای معنوی انسان میگردد. در آیات۱۵۱و۱۵۲ شعرا میخوانیم: «ولاتطیعوا امرالمسرفین- الذین یفسدون فیالارض و لایصلحون»؛ از روش مسرفین پیروی نکنید، مسرفین کسانیاند که در زمین فساد میکنند و اصلاحگر نیستند. از سوی دیگر در آیات(۲۶ و۲۷) اسراء مبذرین برادران شیاطین خوانده شده: «و آتی ذاالقربی حقه والمسکین و ابن السبیل و لا تبذر تبذیرا- ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا». روشن است که مفسدین و شیاطین از اصلاح و خود سازی، عبادت، علم و دانش مفید و ارزشهای معنوی بیگانه بوده و در مسیر جهالت و ضلالت قرار دارند و هیچگاه راه تکامل را نمیپیمایند.
رسول خدا(ص) میفرماید: «افضلکم منزله عندالله تعالی اطولکم جوعا و تفکرا و ابغضکم الیالله تعالی کل نئوم وآکول و شروب»؛ بلند مرتبه ترین شما نزد خدا کسی است که گرسنگی بیشتر میکشد و بیشتر تفکر و اندیشه می کند و دشمن ترین شما نزد خدای تعالی کسی است که بسیار خورد و بسیار آشامد و بسیار خوابد(مجموعه ورام، ج۱، ص۱۰۰).
امام علی (ع) فرمودهاست: «برشما باد به میانهروی در خوراکیها که هم از اسراف بدور است و هم برای سلامتی بدن مناسبتر و هم برای عبادت بهتر است»(غررالحکم).
از مجموع این آیات و احادیث به دست میآید که رعایت اعتدال در تغذیه برای عبادت، اصلاح نفس، تقرب به خداوند، فراگیری دانش و رشد معنوی نقش سازنده دارد و زیاده روی در خوراک و سایر امور زندگی، انسان را از شکوفای استعدادها و رسیدگی به معنویات باز میدارد و جنبههای حیوانی وشهوانی را در انسان تقویت میکند و مانع تقرب به خداوند میگردد.
۳٫ بینیازی از دیگران: یکی دیگر از پیامدهای رعایت الگوی مصرف بینیازی انسان از دیگران است، زیرا در سایه قناعت و میانهروی هیچگاه انسان نیازمند دیگران نمیشود. امام صادق(ع)در این رابطه فرمود: «ضمنت لمن اقتصد ان لا افتقر»؛ من ضامنم هرکس در خرج کردن میانه روی کند فقیر نشود(تحف العقول). آن حضرت از پیامبر اکرم(ص)نقل فرموده: «من اقتصد فیمعیشته رزقه الله و من بذرحرمه الله»؛ هرکس در معیشت خود میانه روی کند، خدا روزی او را می رساند، و هرکس تبذیرکند، محرومش میسازد(کافی، ج۴، ص۵۴).
۴٫ ذخیره برای آخرت: از پیامدهای مهم و ارزشمند رعایت اعتدال و خود داری از اسراف این است که سبب ذخیره آخرت میشود. روشن است کسی که به اندازه نیاز و کفاف مصرف نماید میتواند از باقی مانده دارای خود برای آخرت بفرستد، اما کسی که هر چه دارد بدون اندازه مصرف نماید نمیتواند برای امر آخرت خویش چیزی ذخیره سازد.
درقرآن اسرافکاران به دشمنان خدا و مفسدین در زمین تعبیر شده و مبذرین برادر شیطان خوانده شده که چنین افرادی به طور قطع از رحمت الهی در آخرت محروم اند. در روایات نیز جلوگیری از اسراف مایه نجات اخروی دانسته شده. امام باقر۴در این رابطه رهنمود زیبای دارد: «لینفق الرجل بالقصد و بلغه الکفاف و یقدم منه فضلا لاخرته»؛ مرد باید در خرج کردن میانه رو باشد و به اندازه کفاف بسنده کند، و بخشی از مال خود را از پیش برای آخرت بفرستد(کافی، ج۴، ص۵۲).
۵٫ زندگی پویا و رو به رشد: یکی از آثار میانه روی و دوری از اسراف و تبذیر، دست یابی به زندگی مطلوب است که اگر انسان اسراف و تبذیر نکند، در جامعه عقب نخواهد ماند.
حضرت علی(ع)فرموده است: «قوام العیش حسن التقدیر و ملاکه حسن التدبیر»؛ قوام زندگی به آن است که اندازه نگاه داری، و ملاک آن برنامه ریزی درست است(کافی، ج۴، ص۵۵). آن حضرت در حدیث دیگری فرمودهاست: «الاقتصاد ینمی القلیل؛ الاسراف یفنی الجزیل»میانهروی کم را زیاد میکند؛ اسراف، فراوان را کم میکند. درحکمت(۱۴۰)نهجالبلاغه فرموده: «ما عال امرءو اقتصد»؛ انسانی که میانهرو باشد درمانده نشود. دیده میشود که رعایت اعتدال با زندگی رو به رشد و آبرو مندانه رابطه تنگاتنگ دارد و لازم است در زندگی مورد توجه قرار گیرد.
۶٫ آرامش و آسایش در زندگی: از پیامدهای دیگری رعایت اعتدال در مصرف نعمتهای الهی، آرامش و آسایش خاطر در زندگی است. زیاده روی در مصرف دو پیامد منفی در ارتباط با آرامش خاطر انسان دارد. از یک سو خواستههای مادی انسان پایان ناپذیراست هر قدر بیشتر داشته باشد و بیشتر خرج کند اشباع نگردیده دنبال تنوع و زیاده طلبی میگردد و هیچگاه به نقطه مطلوب نرسیده، به آرامش و آسایش دست نمی یابد. از سوی دیگر قناعت نکردن به حد کفاف و زیاده روی در امور زندگی ممکن است انسان را گرفتار فقر و نیازمندی کند که در این صورت نیز آرامش و آسایش از انسان سلب میگردد. ازاین رو تنها راه جلو گیری از اضطراب و نا آرامی درونی قناعت کردن در حد کفاف و دوری از اسراف و تبذیراست.
حضرت امام علی(ع) فرمودهاست: «من اقتصرعلیبلغه الکفاف فقد انتظم الراحه و تبوا خفض الدعه»؛ هرکس به اندازه کفاف قناعت کند، آرامش خاطر خویش را تامین کرده است، و به زندگی با آسایش دست یافته است(نهج البلاغه، نامه ۳۱).
امام سجاد(ع) از رسول اکرم(ص)روایت نموده که آن بزرگوار فرموده: «ثلاث منجیات فذکر الثالث القصد فیالغنی و الفقر»، سه چیز مایه نجات است، و سومی را اینگونه بیان کرد«میانه روی در حال داشتن و در حال نداشتن»(کافی، ج۴ ، ص۵۲). یعنی انسان میانه رو از گرفتاریها و نا آرامیهای درونی نجات مییابد و همواره در آرامش خاطر به سر می برد. بنا براین میانه روی و قناعت در حد نیاز مایه آرامش و آسایش خاطر است، که از نیازهای اساسی انسان به حساب میآید و اسلام از چهارده قرن پیش این آموزه را به انسانها ارائه نموده است. ثروت مندانی که همیشه به این فکراند که چه بخورند و چه بپوشند و چه نوع خانه و ماشین داشته باشند، هیچگاه اشباع نمیشوند و پیوسته دنبال چیز جدید میگردند، تنها راه نجات شان از این عطش، قناعت و میانهروی است که اسلام به آن دستور داده و عقل نییز آن را تایید میکند.
۷٫ پیامدهای اجتماعی: رعایت میانه روی در مصرف و پیروی از الگوی قرآن و حدیث همانگونه که آثار مثبت فردی فراوان دارد، آثار مهم اجتماعی نیز در پیدارد. اگر یک جامعه در مصرف امکانات زندگی اسراف نکند و به قدر نیاز استفاده نماید به طور قطع در استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن نقش مستقیم دارد. کشوری که بیرویه مصرف نماید و از حد اعتدال تجاوز نماید دچار فقر گردیده و از لحاظ اقتصادی وابسته به دیگران می گردد که این وابستگی اقتصادی، وابستگی سیاسی و فرهنگی را نیز در پی دارد. از این رو وظیفه دولتهای اسلامی است که در قدم اول دستگاهای دولت از اسراف و اجحاف در بیت المال خوداری نمایند و به جای مصرفهای بیجا وتشریفات هزینهبر، بیت المال را صرف توسعه و پیشرفت کشور نمایند، از سوی دیگر مردم را به رعایت اعتدال در مصرف امکانات و نعمتهای الهی وادار سازند و جلو تجملگرای و رقابتهای منفی مصرفگرایی را در جامعه بگیرند. دراین صورت هم استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور حفظ میشود و هم زمینهای توسعه فراهم میگردد.
با کمال تأسف امروزه کشورهای اسلامی در اثر بیتوجهی به آموزههای ارزشمند دینی در گرداب تجملپرستی و مصرفگرایی گرفتار آمدهاند، که سرمایههای عظیم ملتها، به جای اینکه در توسعه اجتماعی مصرف شود، در برابر اشیای بیارزش و بیخاصیت به جیب دیگران میرود و کشورهای اسلامی در فقر و بد بختی به سر می برند. درست است که وسایل اساسی و مفید باید تهیه شود و مورد استفاده قرار گیرد، اما این غیر از تجملگرایی و مصرفگرایی است. امید وارم که این نوشتار مورد عنایت دولت مردان وآحاد امت اسلامی قرار گیرد که ویژگی بارز قرآنی آن «امت میانه رو» است.
نتیجهگیری:
دراین نوشتار پس از بررسی جایگاه رعایت الگوی مصرف در قرآن و حدیث، به این نتیجه رسیدیم که اسراف، تبذیر و سختگیری در انفاق ناپسند و مذموم بوده، معیار درست الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث در تمام امور زندگی مانند: خوراک، پوشاک، مسکن، وسیله نقلیه، ازدواج، مهمانی، انفاق به مستمندان، ادارت دولتی و بیت المال اعتدال و میانه روی و اجتناب از زیاده روی و ریخت و پاش است. میانه روی آثار فردی و اجتماعی زیادی دارد و آن جمله؛ بهداشت و سلامتی جامعه، رشد و تعالی معنوی، بینیازی از دیگران، ذخیره سازی برای آخرت، زندگی پویا و رو به رشد، آرامش خاطر و آسایش در زندگی، استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. برای هرکدام از امور یاد شده، نمونههای از آیات قرآن و روایات ذکرشد. البته این به معنای حصر پیامدهای رعایت الگوی مصرف در این چند مورد نیست، ممکن است در اثر پژوهش وسیع به آثار بیشتری دست یافت. ولی مهم توجه جامعه اسلامی بویژه زمامداران و رهبران دینی و اجتماعی به رعایت الگوی مصرف است، که بارفتار مناسب خود این الگوها را در جامعه نهادینه سازند.
منابع و مآخذ:
۱٫ قران کریم.
۲٫ نهج البلاغه.
۳٫ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، وفاء، لبنان، ۱۴۰۳ .
۴٫ ابو محمدابن شعبه حرانی، تحف العقول، آل علی، قم، ۱۳۸۵، پنجم.
۵٫ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، نشر صلوات، قم، ۱۳۸۳، اول.
۶٫ ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، مکتبه الفقیه، قم.
۷٫ تفسیر المیزان، محمد حسین طبا طبای، موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۸۶٫
۸٫ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بیتا.
۹٫ محمد بن علی فیومی، مصباح المنیر، طبع مصر، ۱۳۴۷ ش.
۱۰٫ محمد ابن منظور، لسان العرب، دارصادر، بیروت، بیتا.
۱۱٫ مجدالدین فیروز آبادی، قاموس المحیط، طبع مصر، ۱۳۵۲، سوم.
۱۲٫ محسن فیض تفسیر صافی، احمد بهشتی، فراهانی، تهران، ۱۳۵۰٫
۱۳٫ محسن فیض کاشانی، محجه البیضاء، دفتر انتشارات اسلامی، قم، بیتا.
۱۴٫ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دارالحدیث، قم، ۱۳۸۳ ،اول.
۱۵٫ عبدالواحد آمدی، غررالحکم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، اول، بیتا.
۱۶٫ محمد بن مسعودعیاشی، تفسیر عیاشی، علمیه، تهران، ۱۳۸۰ .
۱۷٫ سیدهاشیم بحرانی، تفسیر برهان، بنیادبعثت، تهران، ۱۴۱۵ ق، اول.
۱۸٫ شیخ عباس قمی، سفینة البحار،آستان قدس رضوی، ۱۴۱۸ ق، مشهد.
۱۹٫ محمد بن حسن عاملی، وسایل الشیعه، مکتبه الاسلامیه، تهران، ۱۳۹۶ ق، اول.
۲۰٫ صحیفه سجادیه.
۲۱٫ فضل بن حسن طبرسی، تفسیر مجمع البیان، فراهانی، تهران،۱۳۵۰٫
۲۲٫ مجله مهندسی فرهنگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، سال سوم،۲۹ و۳۰٫
۲۳٫ جامع احادیث شیعه، اسماعیل معزی ملایری، کوثر، قم،۱ ۱۳۸ ،اول.
۲۴٫ راغب اصفهانی، مفردات، طلیعه نور، قم، ۱۴۲۸ ق، دوم.

افراد آنلاین : 6