هزاران دختر بریتانیایی مطمئن و آرام در سایه ی اسلام
(( مقاله ی مندرج به تاریخ ۲۹ همین ماه میلادی در روزنامه ی تایمز لندن به چاپ رسیده است))
در این اواخر غربیها با وقاحت تمام تبلیغات رسانه ای همه جانبه ای را بر علیه اسلام به راه انداخته اند و پس از این که حربه ی تروریست خواندن مسلمانان کارگر نیفتاد و نیتهای شوم پس پرده ی این تبلیغات برملا شد، عملا در اروپا علیه مسلمانان اقداماتی را روی دست گرفتند که شعار دموکراسی و آزادی بیان و ادیان آنها را برای جهانیان واضح ساخت که این آزادی صرف باید به نفع مسیحیت و برای اروپائیها باشد.
اگر به پیامبر بزرگ اسلام توهین نمایند از این حربه استفاده میکنند، اما هرگاه مناره های مساجد را ممنوع کنند و دختران باشخصیت را از پوشیدن حجاب در دانشگاهها باز دارند و یا هزاران بی گناه را در افغانستان و عراق به خاک و خون بکشند، این شعارها را فراموش میکنند.
اما در حقیقت احساس خطر سردمداران اروپا از جای دیگری است و خوب میدانند که رحمت، محبت و آزادی بیان اسلام مردم این سرزمین را مشتاق خویش گردانیده است.
همه روزه عده ی زیادی از مردم چیز فهم و قشر درس خوانده و جوان از تاریکی مسیحیت و جهالت اروپا به روشنائی اسلام و مرحمت این دین داخل میشوند، و این خود چیلنج بس بزرگ برای سران متعصب کلیسا و تهدیدی است که قدرت آنها را نشانه رفته است.
آنها درک کرده اند اگر وضع به همین منوال به پیش رود دیگر پاریس و لندن شهرهای اسلامی بوده و نژاد سفید با دین اسلامی و تفکر شرقی فسادهای آنان را ریشه کن کرده و تزاویرشان را به جهانیان نشان خواهند داد.
اروپائیها با میلیاردها یورو سرمایه گذاری و به کشته دادن افسران ارتش خود در افغانستان در حقیقت با گسترش اسلام در اروپا مبارزه میکنند.
موضوعی را که مطالعه می کنید برگرفته از روزنامه ی «تایمز» لندن است که تازگی به چاپ رسیده و مناسب دانستیم خدمت مردم مؤمن خود ترجمه کنیم تا به نور تابانی که از شرق به تاریکیهای اروپا راه پیدا کرده و بساط بربریت آنها را در هم میپیچد امیدوار باشند.
روزنامه ی «تایمز» لندن در گزارش جدیدی خبر داده است هزاران دختر جوان بریتانیایی که در این کشور زندگی میکنند در این اواخر به دین اسلام گرویده اند، این تصمیم آنها به دنبال موضوع بحث بر انگیز ممنوعیت برقع در اروپا بوده است.
این روزنامه که از لندن نشر می شود در گزارش روز شنبه (۲۹٫ ۰۵٫ ۲۰۱۰م) خود اضافه کرده: تعداد دختران جوانی که دین اسلام را قبول میکنند به سرعت رو به افزایش است در حالی که آنهائی که به کلیسا برای عبادت میروند به ۲% هم نمیرسند.
خانمهایی که به مسجد مرکزی لندن در محله ی «ریجینتس پارک» برای ادای نماز میروند یک سوم مسلمانهای جدید را تشکیل می دهند؛ آنها تازه مسلمان شده اند و عمر بیشتر شان از سی سال کمتر است.
آماری که تعداد دین برگشتهها را نشان می دهد حکایت از این دارند که از سال ۲۰۰۱م تا اکنون بیش از سیهزار انگلیسی به دین اسلام گرویده اند.
به نظر کفین برایس از مرکز تحقیقات سیاسی مهاجرت، دانشگاه سوانسی هم اکنون این تعداد شاید به پنجاه هزار تن برسد که بیشتر آنها را زنان تشکیل میدهند.
جالب اینکه از مجموع آمار و تحلیلها به صراحت دانسته میشود بیشتر آنهای که مسلمان میشوند دخترهای دانشگاهی و زنان بیست تا سی ساله اند.
داستان اسلام آوردن جوان بیلی (Joanne Bailey): یکی از راه یافتگان که جوان بیلی نام دارد. او که از اهالی «براد فورد» بوده، وکیل مدافع است و سی سال عمر دارد سرگذشت اسلام آوردن خود را برای روزنامه ی «تایمز» لندن چنین بیان کرده است : هیچ کس انتظار نداشت او دین اسلام را بپذیرد، او در خانواده ای از طبقه ی مرفه جامعه در جنوب «یورکشایر» بزرگ شده است و حتی قبل از اینکه به دانشگاه راه یابد به ندرت با مسلمانی برخورد کرده بود.
چاشتگاه یکی از روزهای سال ۲۰۰۴م همه چیز در زندگی جوان بیلی تغییر یافت. در آنروز هنگامی که با دوست جدیدش که مسلمان بود در قهوه خانه ای چای مینوشید و گرم صحبت بودند، ناگهان دوستش متوجه شد «جوان» صلیب طلائی کوچکی را بر گردنش آویزان کرده است، پرسید: آیا بر این عقیده هستی که عیسی مسیح خدا است؟. او که صلیب طلائی را بیشتر برای تجمل می پوشید تا به اسباب دینی، در جواب دوست مسلمانش گفت گمان نمیکند مسیح خدا باشد. سپس دوستش در رابطه با دین خود (اسلام) برایش معلومات کافی داد.
او اضافه کرد: نخست سخنان دوستم را چندان اهمیت ندادم، اما کلامش در قلبم جای گرفت و به نظرم معقول آمد، و بعد از گذشت چند روز مشتاق شدم نسخه ای از قرآن مجید را در اینترنت جستجو نمایم.
جوان در ادامه توضیح داد : من همه ی توان خود را متمرکز کردم و از فکر و بینش کار گرفتم تا گزینه ی غلط را انتخاب نکنم.
سپس به یکی از جمعیتهای زنانه در شهر «لیدز» رفتم. درست به خاطر دارم هنگام ورود به دروازه ی این جمعیت چند دقیقه با خود کلنجار میرفتم که تو اینجا چکار میکنی و برای چه آمده ای؟.
او زیاد کرد: با خود اندیشیدم در اینجا با خانم های ملاقات خواهم کرد که از سر تا پا پوشیده اند، و از خود پرسیدم: کدام امر مشترک است که یک دختر بیست و پنج ساله ی انگلیسی با موهای زرد را با اینها یکجا میکند؟.
او در اخیر میافزاید : چون داخل مجمع شدم خانم های محجب و با شخصیتی را دیدم که بیشتر داکتر، مدرس و متخصص بودند، و از اطمینان و آرامشی که آنان را فرا گرفته بود مدهوش شدم.
این دختر هدایت یافته اعتراف میکند ملاقات با آن خانم ها از خواندن کتاب بیشتر بر او تأثیر گذاشته و به او قناعت بخشید مسلمان شود.
با آن مرکز در ارتباط بودم تا بالآخره در ماه مارچ سال ۲۰۰۸م در منزل یکی از دوستان شهادتین را بر زبان آوردم و زندگی جدید شروع نمودم.
او در ردّ ادعاهای پوچ غربیها و غربزدگان در کشورهای اسلامی گفت : بر عکس آنچه بر علیه اسلام تبلیغ میکنند اسلام دست و پای ما را نبسته است بلکه به ما شخصیت و عزت داده و من با وجدان مطمئن و قلبی سرشار از آرامش به امور خویش ادامه میدهم.
وصلی الله علی خیر خلقه محمد وعلی آله وصحبه أجمعین
تهیه و نگارش: سید جمال الدین «هروی»

افراد آنلاین : 7