کد خبر: 455862
تاریخ انتشار: 03:30 - 08 مهر 1397 - 2018 September 30
خبرگزاری میزان- هادی کسی بود که به تأیید تمام دوستان، وقتی کار برای شهدا بود با تمام وجود کار می کرد.

هادی با تمام وجود برای شهدا کار می‌کردبه گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، شهید مدافع حرم «محمدهادی ذوالفقاری» از جمله جوان‌های بی‌باک، بابصیرت و خوش‌فکر جمهوری اسلامی ایران بود که در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۳ در منطقه «مکیشفیه» شهر سامرا به شهادت رسید. خبرگزاری میزان بُرش‌هایی از زندگی این قهرمان کشورمان را که در کتاب «پسرک فلافل‌فروش» گردآوری شده است، منتشر می‌کند.

به عشق شهدا

ورود هادی به مسجد با مراسم یادواره‌ شهدا بود. به قول زنده یاد سید علی مصطفوی، هادی را شهدا انتخاب کردند.

از روزی که هادی را شناختیم، همیشه برای مراسم شهدا سنگ تمام می‌گذاشت.

اگر می‌گفتیم فلان مسجد می خواهد یادواره‌ی شهدا برگزار کند و کمک می خواهد دریغ نمی کرد.

این ویژگی هادی را همه شاهد بودند که به عشق شهدا همه کار می کرد از شستن و پخت وپز گرفته تا ...

تقریبا هر هفته شب‌های جمعه بهشت زهرا می‌رفت. با شهدا دوست شده بود ودر این دوستی سید علی مصطفوی بیشترین نقش را داشت.

هیئتی را در مسجد راه اندازی کردند به نام "رهروان شهدا" هر هفته با بچه‌ها دور هم جمع می‌شدند و به عشق شهدا برنامه‌ی هیئت را پیگیری می‌کردند.

هادی در این هیئت مداحی هم می کرد همه او را دوست داشتند.

اما یکی از کارهای مهمی که همراه با برخی دوستان انجام داد نصب تابلوی شهدا در کوچه‌ها بود.

من اولین بار ازسید علی مصطفوی شنیدم که می‌گفت: باید برای شهدای محل کاری انجام دهیم. گفتم: چه کاری؟
گفت: بیشتر کوچه‌ها به اسم شهید است اما به خاطر گذشت سه دهه از شهادت آنها، هیچ کس این شهدا را نمی شناسد. لااقل ما تصویر شهید را درسر کوچه نصب کنیم تا مردم با چهره‌ی شهید آشنا شوند. یا اینکه زندگینامه‌ای ازشهید را به اطلاع اهل آن کوچه و محل برسانیم. کار آغاز شد. از طریق مساجد و بنیاد شهید و ... تصاویر شهدای محل جمع آوری شد.

هادی در همان ایام کار با فتوشاپ و دیگر نرم افزارهای کامیپوتری را یاد گرفت. استعداد او برای فراگرفتن این کارها زیاد بود. تصاویر شهدا را اسکن و سپس در یک اندازه‌ی مشخص طراحی کردند. بعد هم بنر تهیه می شد. با یک نجار هم صحبت شد که این تصاویر را به صورت قاب چوبی درآورد. کار خیلی سریع به نتیجه رسید. هادی وانت پدرش را می‌آورد و با یک دریل و ... کار را به اتمام می رساند.

بیشتر کوچه‌های محل ما با تابلوهای قرمز رنگ شهدا مزین شد. یادم هست برخی‌ها مخالف این حرکت بودند! حتی از بچه‌های بسیج! می‌گفتند شما این کار را می کنید ، ولی یک سری از اراذل واوباش این تصاویر را پاره می کنند و به شهدا اهانت می کنند.

اما حقیقت چیز دیگری بود. ارادت مردم به شهدا فراتر از تصورات دوستان ما بود.  الان با گذشت شش سال از آن روزها هنوز یادگار هادی و دوستانش را روی دیوارهای محل می بینیم. هیچ کس به این تابلوها بی‌احترامی نکرد بر عکس آنچه تصور می‌شد تقاضا برای نصب تابلو از محلات دیگر هم رسید.

در بسیاری از محلات این حرکت آغاز شد. بعد هم بسیج شهرداری، حرکت عظیمی را دراین زمینه آغاز کرد. بعد از آن در برگزاری نمایشگاه برای شهدا فعالیت داشت، هادی کسی بود که به تأیید تمام دوستان، وقتی کار برای شهدا بود با تمام وجود کار می کرد.

یکبار در میدان شهدا آیت الله سعیدی او را دیدم. نیمه‌های شب آنجا ایستاده بود!

نمایشگاه شهدا در داخل میدان برقرار بود. تمام دوستانش رفتند اما هادی مانده بود تا مراقب وسایل و لوازم نمایشگاه باشد.

از دیگر کارهای هادی که تا این اواخر ادامه یافت فعالیت در زمینه‌ی معرفی شهدا بود.

برای شهدا پوستر درست می کرد درزمینه‌ی طراحی تصایر کار می کرد و ...

حتی رایانه‌ شخصی او که پس از شهادت به خانواده تحویل شده پر بود از تصاویر شهدای مجاهد عراقی که هادی برای آنها طراحی انجام داده بود.

انتهای پیام/

۱) نظرات ارسالی شما، پس از تایید توسط خبرگزاری ​میزان​ ​در سایت ​منتشر خواهد شد​.​
۲) خبرگزاری میزان٬ نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۳) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
۴) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار گروه سیاست