کد خبر: 395556
تاریخ انتشار: 13:33 - 21 بهمن 1396 - 2018 February 10
خبرگزاری میزان- خواهر شهیدان افراسیابی می‌گوید: ابراهیم خیلی شجاع و زرنگ بود, همیشه می گفت من باید امام را ببینم و فدایی امام باشم! همین هم شد, در ۲۲ بهمن ۵۷ به شهادت رسید و اولین شهید خانواده مان شد.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، زینب افراسیابی تنها خواهر خانواده افراسیابی است که آوازه رشادت و مجاهدت خانواده شان در تمام تهران پیچیده است. مرحوم علی محمد افراسیابی دارای ۷ پسر و یک دختر بود که ۵ فرزندش به فیض شهادت نائل شدند و دو فرزند پسر دیگرش مدال جانبازی را به گردن آویختند.
 
از برادرانی که در شهادت از یکدیگر سبقت می‌گرفتند تا ماجرای گروه

* روایت برادر و خواهری که در راه پیروزی انقلاب شهید و جانباز شدند

امیر افراسیابی بزرگترین فرزند خانواده، متولد ۱۳۲۹ بود که در عملیات رمضان در سال ۱۳۶۰ به شهادت رسید. رضا افراسیابی دومین فرزند پسر خانواده و متولد سال ۱۳۳۳ بود که در عملیات مرصاد شیمیایی شد و در سال ۱۳۷۳ به شهادت رسید. سومین فرزند خانواده اسماعیل بود که در سال ۱۳۳۷ به دنیا آمد و در عملیات فتح المبین در سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید. جواد نیز چهارمین فرزند خانواده بود که در ۱۳۳۸ به دنیا آمد و در سال ۱۳۶۱ در پنجوین عراق به شهادت رسیدند. محسن افراسیابی پنجمین فرزند پسر خانواده که متولد ۱۳۴۰ و حبیب افراسیابی هم ششمین فرزند و متولد سال ۴۳ که هر مدال پر افتخار جانبازی را به گردن آویخته اند. ابراهیم افراسیابی آخرین فرزند این خانواده پر افتخار بود که در سال ۴۵ به دنیا آمد و در ۲۲ بهمن ۵۷ به فیض شهادت نائل و اولین شهید خانواده افراسیابی بود. در ادامه متن این گفت‌و‌گو را با خواهر شهیدان افراسیابی می‌خوانید.

* در خصوص شهید ابراهیم که اولین شهید خانواده افراسیابی بود، بفرمایید!

اول شهید خانواده مان ابراهیم بود که متولد سال ۱۳۴۵ و کوچکترین برادرم بود که موقع شهادت ۱۳ ساله بود که شهید شد. او خیلی زرنگ و شجاع بود با اینکه ۱۳ ساله بود، اما روح بزرگی داشت. در روز‌های انقلاب خیلی فعالیت زیادی داشت. همراه برادرانش به مانند یک راوی بود که در تمام تظاهرات شرکت می‌کرد و پا به پای برادرانم می‌رفت. برادرانم که در سنگر‌هایی که در سطح شهر زده بودند، حضور داشتند و ابراهیم برایشان آذوقه می‌برد به فرمان برادر‌ها گوش می‌داد.

خیلی شجاع و زرنگ بود، تا زمانی که امام می‌خواستند بیایدند همیشه می‌گفت: من باید امام را ببینم و اولین شهید هم من باید باشم و فدایی امام باشم! همین هم شد، وقتی امام آمد با ذوق و شوق فراوان رفت و در مدرسه علوی که امام آمده بود از نرده‌ها بالا رفت و امام را بوس کرد و آمدند بهشت زهرا، او پیاده تا بهشت زهرا (س) رفت برای استقبال از امام، تا روز ۲۱ بهمن زمانی که همافر‌ها را در پیروزی به شهادت رساندند، او غسل کرده بود و گفت: می‌خواهم بروم برای برادرانم در سنگر آذوقه ببرم و گفت: باید دارو و ملحفه باید جمع کنیم، بیمارستان‌ها نیاز دارند!

مقداری وسایل جمع کرد و زمانی که خواست ببرد سی متری نیروی هوایی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهید شد و دو روز بعد خبر به ما رسید. وقتی خاله من رفت که به بچه‌ها سر بزند و خبر بگیرد بچه‌ها گفتند که ابراهیم شهید شده و دو روز همه بیمارستان‌ها را گشتند و در بیمارستان شهید لواسانی او را پیدا کردند. وقتی که ما رفتیم آنجا گفتند که آقای طالقانی رفته بالا سر یک پسر ۱۳ ساله گفته که من هم شهیدم که حاج آقا گفتند که تو اگر شهید هم نشوی، حکم شهید را داری، چون فقط ۱۳ سال داری!

* در بیمارستان شهید شدند؟

بله! وقتی گلوله را در آوردند شهید شد. چون برادرانم مبارزات سیاسی داشتند، ممکن بود آن‌ها را دستگیر کنند. برای همین پیکر برادرم را در ورستای امامه لواسان دفن کردیم. ابراهیم همیشه می‌گفت: اول من باید شهید بشوم بعد شما شهید بشوید.

* این روحیه از کجا نشات می‌گرفت؟

از پدر و مادرم. به پدرم می‌گفتند زورت به پسران بزرگتر نمی‌رسد به این پسر ۱۳ ساله که می‌رسد، اجازه نده که برود. چون بچه‌های خوب و متدینی بودند می‌گفتند حیف است که این بچه‌ها را بفرستی بروند. مادر و پدرم تمام تظاهرات را می‌رفتند و بچه‌ها هم با آن‌ها می‌رفتند. مادرم هم خیلی انقلابی بودند یعنی پدر و مادرم از همان اول اهل خدا و پیغمبر بودند و می‌گفتند اگر هم می‌دهم در راه خداست یعنی من چیزی ندادم در راه خدا هنوز می‌گفتند ابراهیم نرو و او می‌گفت: اگر آن‌ها صدایشان بلند است من صدایم بلندتر است و من از آن‌ها زرنگتر هستم و واقعا هم همین گونه بود. پدرم همیشه پیش قدم بود و همیشه شکر خدا را می‌کرد. بچه‌های افراسیابی به گروه الله اکبری‌ها معروف بود وقتی این بچه‌ها می‌رفتند همه دنبال آن‌ها می‌رفتند که شهرداری را آتش زدند. این هفت تا جلو می‌افتادند بقیه هم پشت این‌ها می‌رفتند. پدرم خودش شجاع بود که بچه هایش هم شجاع بودند.
 
از برادرانی که در شهادت از یکدیگر سبقت می‌گرفتند تا ماجرای گروه
* مواجه حاج آقا و حاج خانم با شهادت ابراهیم چه بود؟

بله بالاخره ناراحت شدند، اما شکر خدا را میکردند. میگفتند امانتی که خدا به ما داد الهی شکر که در راه خدا رفت. وقتی دسته گل را انداختند گردن ما یکسری آقایان گفتند که برای یک دسته گل بچه هایش را فرستاد که تو بچه هایت را دادی که دسته گل گردنت بیاندازند و طعنه می‌زندند. اما پدرم اصلا به حرف هیچ کسی توجه نمی‌کرد.

* وقتی ابراهیم شهید شد، انگیزه‌ای بین دیگر افراد خانواده و برادران ایجاد شد که در زمان جنگ عراق بر علیه ایران عازم جبهه شوند. در این خصوص بفرمایید!

وقتی ابراهیم شهید شد همه خودشان را آماده کردند برای شهادت که تا ۲۲ بهمن که انقلاب پیروز شد و همیشه به ابراهیم حسودی می‌کردند که او اولین نفر شهید شد. برادرانم در شهادت رقابت می‌کردند تا اینکه جنگ ایران و عراق شروع شد و حاج جواد رفت کردستان و در سال ۵۸ پای خود را از دست داد، اسماعیل به او گفت: لیاقت نداشتی شهید بشوی گفت: چه کار کنم در راه خدا نیم کیلو گوشت دادم و این دو تا گفتند که اگر من رفتم شهید شدم تو لباس دامادی من را می‌پوشی و خوشحالی می‌کنی و ناراحت نمی‌شوی که دشمن شاد بشوی اگر هم تو شهید شدی من همین کار را می‌کنم.

اسماعیل در خبرگزاری پارسکار می‌کرد و در روزنامه جمهوری مقاله می‌نوشت که به او گفته بودند تو نمی‌خواهد بروی اینجا قلمت بیشتر کار می‌کند، ولی اسماعیل گفت: نه من باید دین خودم را به خدا ادا کنم برادرانم همه رفتند من هم باید بروم و دینم را ادا کنم وقتی رفت عملیات دوم شهید شد و تازه چهار ماه بود که ازدواج کرده بود. اول فروردین رفت و چهارده فروردین خبر شهادتش را آوردند.

منبع:تسنیم

انتهای پیام/
 
خبرگزاری میزان: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه های داخلی و خارجی لزوماً به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای منتشر می شود.
۱) نظرات ارسالی شما، پس از تایید توسط خبرگزاری ​میزان​ ​در سایت ​منتشر خواهد شد​.​
۲) خبرگزاری میزان٬ نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۳) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
۴) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .
نام:
ایمیل:
* نظر:
فضای مجازی-خبر-وکیل آنلاین
فضای مجازی-خبر-وکیل آنلاین
آخرین اخبار گروه فضای مجازی
فضای مجازی-خبر-وکیل آنلاین
فضای مجازی-خبر-ورزشی
فضای مجازی-خبر-ورزشی
فضای مجازی-خبر-ورزشی
فضای مجازی-زندانیان