کد خبر: 189334
تاریخ انتشار: 01:35 - 04 تير 1395 - 2016 June 24
خبرگزاری میزان- محمدجواد آسمان، یكی از شاعران حاضر در دیدار امسال مقام معظم رهبری با شاعران، در مورد این جلسه یادداشتی برای ما ارسال كرده كه در ادامه می‌خوانید.
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری میزان به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، در طی چند دهه‌ی گذشته، طولانی‌ترین دیدارهای سالانه‌ی رهبر فرزانه‌ی انقلاب به ملاقات با شاعران اختصاص داشته است. این جلسه‌ی صمیمی و خودمانی، امسال از غروب چهاردهم رمضان تا نخستین ساعت بامداد پانزدهم رمضان ادامه یافت. در این سال‌ها پیرامون علاقه‌ی شخصی پیر راهبر انقلاب به شعر، و نیز درباره‌ی این‌كه خود ایشان از قبیله‌ی شاعرانند و از سال‌های جوانی به شعر دلبسته بوده‌اند و در زمینه‌ی نقد شعر هم صاحب‌نظر و كاردانند، در رسانه‌ها بسیار سخن رفته است. بلی، به هیچ روی نمی‌توان علقه‌ی دیرینه‌ی حضرت ایشان به ادبیات و مخصوصاً شعر را انكار كرد؛ امّا آیا تداوم چنین جلساتی آن هم با این كمّ و كیف، حقیقتاً تنها به دلیل همین دلبستگی شخصی‌ست؟ به گمان من، یكی از ستم‌های كه هم بر شعر و هم بر رهبر گرامی ما رفته، همین مغالطه است؛ پایین آوردن شأن و ارزش این جلسه تا حدّ یك تفنّن شخصی. همین تلقّی، متأسّفانه دست‌مایه‌ی رسانه‌های داخلی و بیگانه شده تا این جلسه را در نظرها در حدّ یك شب «خوش‌باشی و شعرخوانی» تنزّل دهند.

درست است كه ایشان شاعر و شعرشناس هستند، درست است كه بسیاری از بزرگان شعر معاصر با ایشان دوستی دوسویه داشته و دارند، درست است كه اهالی شعر نیز مانند قاطبه‌ی مردم، به شخص ایشان عشق می‌ورزند، درست است كه نه تنها شاعران ایرانی (چه شاعران فارسی‌سرای ایرانی و چه دیگر شاعران ایران كه به زبان بومی خود به تركی، كردی و... شعر می‌سرایند) بلكه عموم فارسی‌سرایان كشورهای ایران و افغانستان و تاجیكستان و پاكستان و هندوستان و... ایشان را به سبب دلبستگی به شعر فارسی و به هزار و یك دلیل دیگر دوست می‌دارند، امّا حقیقتی كه اغلب از آن غفلت شده، این است كه جلسات سالانه‌ی رهبر معظم با شاعران، بی‌شك وجه حقوقی قوی‌تری دارد؛ این جلسه مجال دیدار اهالی شعر با كسی‌ست كه ورای پسند و علاقه‌ی شخصی، از منظر قانون اساسی، بر كرسی ولایت مطلقه‌ی فقیه و رهبری كشور تكیه زده‌اند و مسئول رصد و آسیب‌شناسی و هدایت همه‌ی شئون كلان كشور، از جمله ركن فرهنگ هستند. شاید همین برداشت غلط موجب شده كه مسئولان فرهنگی كشور، اغلب تنها به نظاره‌ی ستایشگرانه‌ی این جلسه بنشینند و به رهنمودهای رهبری در این مجلس به چشم «بخشنامه» ننگرند. حقیقت آن است كه عادت دستگاه‌های دولتی به بخشنامه‌های مكتوب، آنان را از اقدام به رهنمودهای شفاهی رهبر معظم انقلاب در حوزه‌ی شعر، غافل كرده است. كما آن كه امسال رهبر انقلاب به صراحت از عملكرد دستگاه‌های فرهنگی دولتی در زمینه‌ی شعر ابراز ناخشنودی و حتّی ناامیدی كردند؛ ایشان فرمودند: «آبی از دستگاه‌های دولتی گرم نمی‌شود».

با این حال، به عنوان عضوی از جامعه‌ی شعر كشور این حق را برای خود محفوظ می‌دانم كه بپرسم؛ آیا هیچ‌كدام از نهادهای فرهنگی دولت‌بنیاد كشور (اعمّ از شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه‌ی هنری، بنیاد شعر و ادبیات داستانی، فرهنگستان زبان و «ادب» فارسی، معاونت‌های فرهنگی هنری شهرداری‌ها، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و...) كه عموماً شعر هم در برنامه‌هاشان جایی و جایگاهی دارد، تا كنون دور هم جمع شده‌اند و مجموعه‌ی رهنمودهای رهبر انقلاب در این جلسات متمادی را (كه خوشبختانه به آسانی از طریق پایگاه اینترنتی دفتر رهبری در دسترس است) روی میز گذاشته‌اند و بر اساس آن عملكرد گذشته‌ی خود را سنجیده‌اند و به بررسی خلأهای پیشین و ضرورت‌های آتی پرداخته‌اند؟ ایا این نهادها با استخراج اصول اساسی این رهنمودها برای شعر كشور نقشه‌ی راه تعیین كرده‌اند؟ اصلاً آیا در سپهر چشم‌انداز بیست‌ساله و برنامه‌های پنج‌ساله و دیگر اسناد بالادستی توسعه‌ی كشور، نقش و سهم و وضع‌شناسی شعر لحاظ شده است؟ آیا حقیقتاً تخصیص بودجه‌ها و برنامه‌ریزی‌های سالانه‌ی این نهادها (چه در مورد ارتقای جایگاه و كیفیت شعر، و چه در رابطه با بهبود كیفیت زندگی شاعران و تأمین اجتماعی آنان به عنوان سرمایه‌های معنوی كشور) به شكل گام به گام و سال به سال، با هدف‌های مشخّص و مطالعه‌شده‌ی كوتاه‌مدّت و بلندمدّت انجام می‌شود؟

از این رو، به گمان من سالگرد این جلسات سالانه باید از سوی نهادهای مسئول، مناسبتی برای ارائه‌ی عملكرد گذشته و بیان برنامه‌های آینده به شمار آید. چه اشكالی دارد اگر این قبیل نهادهای مسئول، از همین فردا كارگروه مشتركی را برای برنامه‌ریزی و عملی كردن رهنمودهای رهبری تعیین كنند و در جلسه‌ی سال آینده، نتیجه‌ی عملی و محقّق‌شده‌ی اقدامات‌شان را به اطّلاع رهبر معظّم انقلاب و عموم مردم برسانند؟

انتظار دیگری كه رهبر بزرگوار انقلاب در جلسه‌ی دیشب بر آن تأكید فرمودند، «ترویج و ترجمه‌ی شعر» بود. در این مورد خاص هم، روشن است كه روی سخن ایشان با مسئولان فرهنگی كشور است؛ نه شاعران و نه مؤسّسات نحیف مردم‌نهاد. تا جایی كه خبر دارم، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال‌های اخیر «مركز سامان‌دهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی» را در چهارچوب سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان سكّان‌دار مدیریت وضعیت ترجمه از زبان فارسی به زبان‌های دیگر تعیین كرده است. از سوی دیگر، پس از تأكید صریح رهبر معظم انقلاب در دیدار دو سال پیش مسئولان حوزه هنری، مركز ترجمه حوزه هنری نیز كار خود را آغاز كرده است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با شرایط خاصی از ترجمه‌ی آثار فارسی به زبان‌های دیگر حمایت می‌كند. با این‌همه، هنوز تا حصول نتایجی ملموس و رضایت‌بخش در این زمینه راهی درازی باقی‌ست. در این زمینه نیز پرسش‌های روشنی مطرح می‌شود كه نیازمند پاسخ‌گویی و اقدام مسئولان است؛ سهم شعر و ترجمه‌ی شعر در جدول تناسبی بودجه‌ی سالانه‌ی كشور چقدر است؟ رایزنی‌های فرهنگی و خانه‌های فرهنگ ایران در كشورهای مختلف، در كارنامه‌ی سی و چند ساله‌شان چه كار مشخّصی در راه انعكاس شعر معاصر ایران در كشورهای دیگر انجام داده‎‌اند؟ آیا گزیده‌ای منقّح از شعرهای ترجمه‌پذیری كه شاعران ما در طول چند دهه‌ی اخیر با موضوع فلسطین و مقاومت سروده‌اند، به زبان عربی ترجمه شده و به دست خود اهالی فلسطین (و البته دیگر اهالی كشورهای عرب‌زبان) رسیده است؟ آیا پس از حسّاس شدن فراگیر شاعران ایران نسبت به موضوع شیخ زكزاكی، كه حاصلش تعداد قابل توجّهی شعر فاخر و تأثیرگذار بود، این سروده‌ها ترجمه شد و دست كم در اختیار شیعیان نیجریه قرار گرفت؟ آیا سروده‌های بی‌شماری كه شاعران معاصر ایران با موضوع مقاومت لبنان سروده‌اند، ترجمه شده و به اطلاع شهروندان لبنان رسیده است؟ آیا اشعار همدلانه‌ای كه شاعران ایران برای همدردی با مسلمانان تحت ستم سوریه و عراق در طول بیدار شدن اژدهای تكفیر در آن منطقه سروده‌اند، به گوش اهالی این كشورها رسیده است؟ آیا اهالی یمن توانسته‌اند از راه ترجمه، از زمزمه‌های سوزناك و در عین حال امیدبخش و راه‌گشای شاعران ایران در اظهار همدردی با آنان آگاه شوند؟ آیا جمعیت كثیر كشورهایی كه در راه بیداری اسلامی قیام كردند و هنوز از حصول نتیجه‌ی نهضت‌شان ناامید نیستند، اصلاً خبر دارند كه در طول چند سال گذشته، چه موج باشكوهی از تولید اثر ادبی در این زمینه در ایران به راه افتاده است؟ آیا معترضان مظلوم بحرینی به درستی از حمایت معنوی شاعران ایران مطّلع شده‌اند؟ آیا توانسته‌ایم با ترجمه‌ی شعرهای فاخری كه حامل «روح دفاع مقدّس» هستند، كدورت بی‌جا را از دل اهالی عراق بزداییم و در مورد آنچه كه صدّام در طول سالیان بر سر ما و آن‌ها آورد روشن‌گری كنیم؟

زمان آن فرا رسیده كه مسئولان اجرایی، ستایش‌های صوری و ابراز لطف‌های بی‌نتیجه و حرف و حدیث‌های فانتزی و تئوریك در مورد شعر را فعلاً تعطیل كنند و به فكر گام‌های عملی برای ارتقای جایگاه شعر باشند. امید من آن است كه به عنوان پیگیر مسائل شعر، سال آینده در همین روزها از قول تك‌تك مسئولان نهادهای مختلف فرهنگی بشنوم و بخوانم كه در طول یك سالی كه مهلت داشته‌اند، به طور روشن و مشخّص چه كار ملموسی برای «شعر» كرده‌اند. شاعر گفت: «به عمل كار برآید» و اتّفاقاً امسال، سال «اقدام و عمل» است...  
 
 
انتهای پیام/
۱) نظرات ارسالی شما، پس از تایید توسط خبرگزاری ​میزان​ ​در سایت ​منتشر خواهد شد​.​
۲) خبرگزاری میزان٬ نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۳) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
۴) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .
نام:
ایمیل:
* نظر:
فرهنگی-خبر-وکیل آنلاین
فرهنگی-خبر-تلگرام
فرهنگی-خبر-وکیل آنلاین
فرهنگی-خبر-تلگرام
آخرین اخبار گروه فرهنگی
فرهنگی-خبر-وکیل آنلاین
فرهنگی-خبر-تلگرام
جامعه-فرهنگی-داخلی
جامعه-فرهنگی-داخلی
جامعه-فرهنگی-داخلی
فرهنگی-زندانیان