صفحه اصلی arrow  آشنایی با ولایات افغانستان arrow شیعیان arrow آشنايي اجمالی با وضعيت شيعيان در افغانستان
آشنايي اجمالی با وضعيت شيعيان در افغانستان ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده غلام سخی حلیمی   
۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸
 مقدمه 

افغانستان با نام رسمی جمهوری اسلامی افغانستان  کشوری است در آسیای میانه که حدفاصل آسیای میانه، جنوب باختری آسیا و خاورمیانه می‌باشد و پایتخت آن کابل است. همسایگان افغانستان، پاکستان در جنوب و شرق؛ ایران در غرب؛ تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال؛ و چین در شمال شرقی هستند. افغانستان یک کشور محاط در خشکی است، ولی در گذشته به خاطر راه ابریشم، کاروان‌های بازرگانی فراوانی از این کشور گذر می‌کردند.  

جمعیت
در افغانستان تاکنون سرشماری دقیق صورت نگرفته است و طبق برآورد  سال ۲۰۰۵  کل جمعیت این کشور29 میلیون نفر می باشد. پرجمعیت‌ترین شهرهای افغانستان به ترتیب کابل، قندهار، مزار شریف و جلال آباد هستند.برپایه سرشماری مقدماتی کمیته ملی احصائیه افغانستان، جمعیت این کشور در سال ۱۳۸۵، ۲۴ میلیون تن است. گفته می‌شود از این تعداد ۱۲٬۳۰۰ میلیون تن مرد و ۱۱٬۸۰۰ میلیون تن زن هستند. ۷/۲۱٪ جمعیت کشور شهرنشین می‌باشند. مرحله اصلی سرشماری افغانستان در ماه سنبله ۱۳۸۷ صورت خواهد گرفت. این آمار شامل میلیون‌ها مهاجر افغانی مقیم ایران، پاکستان و کشورهای دیگر نمی‌باشد. سازمان ملل پیش از این جمعیت افغانستان را ۲۹ میلیون نفر براورد کرده بود.
 
گروه‌های قومی
در افغانستان گروه های قومی زیادی زندگی می‏کنند که آنها عبارتند از: پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، ایماق، بلوچ، پشه‌ای، نورستانی و.... تاجیکها بیشتر در نیمه شمالی کشور و پشتون‌ها در نیمه جنوبی کشور زندگی می کنند. قوم بلوچ در جنوب غربی، قوم‌های ازبک و ترکمن در شمال، و اقوام نورستانی و پشه‌ای در شرق کشور به سر می‌برند.براساس آمارهای ارائه شده، در باره جمعیت اقوام فغانستان اتفاق نظر وجود ندارد و ما به دوقول اشاره می‏کنیم:
1. پشتون 38 ٪       هزاره ها  19 ٪         تاجیکها   25 ٪     ازبکها      سایر12 ٪  [1]
2. پشتون 31 ٪       هزاره ها  5/27 ٪         تاجیکها  6/20٪     ازبکها  6 /20 ٪   
3. بصیر احمد دولت آبادی می‏گوید: تركيب نزديك به واقعيت چهار قوم عمده افغانستان، كه اقوام كوچك به نحوى با يكى از آن‏ها در ارتباطند، عبارتند از:1. پشتون‏ها (افغان‏ها) با گروه‏هاى ارتباطى زبانى خود، 31 درصد 2. هزاره‏ها (بيشتر شيعيان و نيز سنّى‏ها) با گروه‏هاى درارتباط با خود، 27 درصد 3. تاجيك‏ها (فارسى وان‏ها) با گروه‏هاى ارتباطى خود، 20 درصد 4. ترك‏نژادان (ازبك و تركمن) با گروه‏هاى ارتباطى خود، 20 درصد 5. گروه‏هاى قومى مستقل زبانى، دينى، مذهبى از قبيل هندو، سيك و يهود، كه با اقوام چهارگانه هيچ ارتباطى ندارند، مجموعا 2 درصد را تشكيل مى‏دهند.
 
دین‌ها و مذاهب
۹۹٪ مردم افغانستان مسلمان هستند که حدود 75٪ الی 70٪  سنی حنفی و 30٪ الی 35٪  شیعه‌ هستند که شیعیان به دو شاخه جعفری  اسماعیلی تقسیم می‏شوند. اکثر شیعیان افغانستان امامیه اند که از اقوام؛ هزاره، سادات، قزلباش، ترکمن، تاجیک، بلوچ، پشتون، ازبک و...تشکیل یافته اند.3 ٪ از شیعیان را مذهب اسماعیلی تشکیل می‏دهند که از هزاره ها و تاجیکها تشکیل شده و در عمدتا در شمال افغانستان و استان بغلان زندگی می‏کنند. 1 ٪  مذاهب دیگری چون هندو، مسیحی و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد که اغلبا در شهر ها زندگی می‏کنند.[2]  
رادیو و تلویزیون
نخستین برنامهٔ رادیویی افغانستان توسط رادیو کابل در سال ۱۳۰۷ در زمان امان‌الله شاه پخش شد. در دوران طالبان تلویزیون، وسائل فیلمبرداری، ماهواره‌ها، سینماها، موسیقی، تئاتر و دیگر وسائل ارتباط جمعی و رسانه‌های صوتی و تصویری، همه و همه منع اعلام و تحریم گردیده بود.افغانستان هم‌اکنون دارای یک سازمان رسانه‌ای ملی به نام «رادیو تلویزیون ملی افغانستان» می‌باشد. این سازمان دارای یک شبکه تلویزیونی و یک شبکه رادیویی می‌باشد. علاوه بر «رادیو تلویزیون ملی افغانستان»  رادیو و تلویزیون‌های خصوصی دیگری در افغانستان وجود دارد که شامل نزدیک به ۱۰۰ شبکه رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیونی می‌شود. 

رسانه‌های چاپی
پیشینه رسانه‌ها درافغانستان به نشر اولین روزنامه، شمس‌النهار در سال ۱۲۵۲ برمی‌گردد. همین که چندین روزنامه در کابل و سایر ولایات افغانستان فعالیت می‌کنند. بیشتر روزنامه‌های افغانستان پس از سرنگونی طالبان روی کار آمدند. 

آموزش و پرورش
در هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی و جنگهای داخلی این کشور، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. پس از یورش امریکا به افغانستان در سال 1380 و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندک‌اندک رو به بهبودی می‌رود، ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند.اکنون ۱۳ دانشگاه و ۶ مرکز تربیت معلم، در سراسر افغانستان وجود دارد. ده درصد بودجه سالانه افغانستان به امور آموزشی اختصاص دارد، که از این میان هفت درصد آن مربوط به وزارت معارف (آموزش وپرورش) است، یک درصد مربوط به نهادهای پژوهشی و یک درصد مربوط به آموزش عالی است. 

 رابطه با ایران
به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی، ایران نقش مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد، علاوه بر این ایران یکی از بزرگ‌ترین طرف‌های تجاری افغانستان است. پس از سرنگونی طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران افزایش چشمگیری داشته است. البته این روابط تاکنون بیشتر صادرات ایران به افغانستان بوده است. ایران و افغانستان در زمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان همکاری دارند. 

استان‌های افغانستان
افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است و در این ولایات اقوام و نژادهای مختلف زندگی می‏کنند و ما در ضمن توضیح ولایات به میزان نفوذ شیعیان اشاره می نماییم:

1. استان ارزگان: مرکز این استان شهر ترین کوت می باشد. ارزگان ساحه وسیعی را در شمال شرق قندهار تشکیل می دهد. صاحب طبقات ناصری ارزگان را از شهرهای قدیم غور می داند. سنگ نبشه های متعددی در آن موجود است که بیانگر کیش مهر پرستی در سدهء پنجم در آن وادی بوده است و به نظر می آید که نامگذاری آن هم مبتنی بر همین آیین بوده است.

2. استان بادغیس: بادغیس از استان‌های شمال غربی افغانستان به مرکزیت قلعه نو است. این استان ۲۳٫۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و دارای شش ولسوالی است. تا زمان تقسیم بندی اداری، سیاسی افغانستان درسال ۱۹۶۲ بادغیس جزء قلمرو هرات بود.

3. استان بامیان:  استان بامیان به مرکزیت شهر «بامیان» از ولایت‌های مرکزی افغانستان است. مساحت آن ۱۷٫۴۱۴ کیلومتر مربع و جمعیت آن بر اساس برآوردهای دهه ۱۹۸۰ میلادی، ۲۸۱٫۰۰۰ نفر است.

4. استان بدخشان: بدخشان واقع در جنوب شرق تاجیکستان  و در شمال شرق افغانستان می باشد.

5. استان بغلان: استان بغلان از ولایت‌های افغانستان است به مرکزیت پل خمری، مساحت ۱۷٬۱۰۹ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۷۵۲۳۰۰ نفر. ۷۳ درصد از مردم این ولایت تاجیک و فارسی‌زبان هستند و ۲۲ درصد پشتون، درصدی نیز هزاره و ازبک در بغلان ساکنند.

6. استان بلخ: استان بلخ، به مرکزیت مزار شریف از استان‌های افغانستان است. مساحت آن ۱۲٬۵۹۳ کیلومترمربع، و داری جمعیتی قریب به ۶۱۰٬۰۰۰ نفر است.

7. استان پروان: مرکز این استان شهر «چاریکار» و مساحت استان مساحت ۳۹۹٫۹ کیلومتر مربع با جمعیت ۵۲٬۸۰۰۰ نفر است. دراین ولایت اقوام زیر زندگی می‌کنند: تاجیک، هزاره ، پشتون، ایماق، ترک

8. استان پکتیا: مرکز این ولایت شهر گردیز است.

9. استان پکتیکا: مرکز این استان شهر شرن است.

10. استان پنجشیر: پینجشیر در شمال افغانستان واقع است. ارتفاع آن ۲۲۱۷ متر از سطح دریا بوده و در نقاط مرتفع به ۶۰۰۰ متر از سطح دریا می‌رسد.

11. استان تخار: این ولایت در شمال افغانستان واقع شده و مرکز آن شهر تالقان است.

12. استان جوزجان: جوزجان نام استانی است در شمال افغانستان. مرکز این استان، شهر شبرغان است.

13. استان خوست: مرکز این ولایت شهر خوست است.

14. استان دایکندی: دایکندی پیشتر یکی از ولسوالی‌های ولایت اُروزگان بود ولی در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۰۴ به عنوان یک ولایت جداگانه تشکیل شد. مرکز این ولایت شهر نیلی است.

15. استان زابل: مرکز این استان شهر قلات است.

16. استان سرپل: مرکز این استان شهر سر پل است. مساحت این استان ۱۵٬۹۹۹٫۲ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴۸۲٬۹۰۰ نفر است. (برآورد ۲۰۰۶)

17. استان سمنگان: مرکز این استان شهر آیبک است. سمنگان در جنوب شرقی خلم، در ولایت مزار شریف و در طول تاریخ بر سر یکی از راه های مهم بلخ بوده است.

18. استان غزنی: مرکز این ولایت شهر غزنی است و در شرق این کشور قرار دارد. غزنین ولایتی مشهور در زابلستان و پایتخت غزنویان بودکه در جنوب غرب پایتخت بین شاهراه عمومی کابل قندهار در حدود ۱۴۵ کیلومتری کابل پایتخت قرار دارد.

19. استان غور: غور تقریباً در مرکز جغرافیایی افغانستان و در میان استان‌های بامیان، اروزگان، جوزجان، فاریاب، بادغیس، هرات، فراه و هلمند قرار دارد. مرکز این استان شهر چغچران است. مساحت آن به ۳۸/۸ هزار متر و جمعیت آن به ۳۰۰ هزار نفر بالغ می‌گردد.

20. استان فاریاب: مرکز این ولایت شهر میمنه است.

21. استان فراه: فَراه نام استانی است در غرب افغانستان در مرز ایران. مرکز این استان، شهر فراه است.

22. استان قندهار: قَندَهار یکی از استان‌های افغانستان است که در جنوب شرق این کشور موقعیت دارد و اکثر باشنده های این ولایت پشتون هستند. مرکز این استان شهر قندهار است. جمعیت این استان نزدیک به ۸۹۰ هزار نفر است که ۳۰۰ هزار نفر از ایشان در شهر قندهار زندگی می‌کنند.

23. استان کابل: استان کابُل یکی از استان‌های کشور افغانستان است. مرکز آن شهر کابل است و کابل، پایتخت افغانستان است. مردم آن غالباً دری‌زبان و مسلمان سنی هستند. تعدادی از اهل تشیع و هندو و سیک‌ها نیز در این استان بویژه در مرکز آن اقامت دارند. ولایت کابل با ولایات لوگر، وردک، پروان و ننگرهار هم‌مرز است.

24. استان کاپیسا:  کاپیسا در شمال کابل قرار دارد و مساحت: ۱۸۷۱ کیلومتر مربع، جمعیت: تخمینی ۶۲۲۰۰۰ نفر(آمار سال ۲۰۰۴)

25. استان کندوز: مرکز این استان آن کندوز است که یکی از شهرهای مهم، تجارتی و بندری افغانستان است. ولایت کندز با بیش از ۲۰۰ یا ۲۵۰ هزار نفر جمعیت دارد.

26. استان کنر: مرکز این استان شهر اسدآباد است. بیشتر جمعیت این ولایت پشتون هستند و حس تعلق قبیله‌ای در این منطقه زیاد است.

 
27. استان لغمان:  مرکز این استان شهر مهترلام نام دارد.

28. استان لوگر: مرکز این استان شهر پل علم است.

29. استان ننگرهار: استان در شرق این کشور قرار گرفته‌است. مرکز این استان شهر جلال‌آباد است. مساحت آن ۷۶۱۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۷۸۲۰۰۰۰ نفر است.

 
30. استان نورستان: استان در شرق افغانستا قرار دارد و مرکز آن شهر کامدیش است.

 
31. استان نیمروز:  نیمروز نام استانی است در جنوب غربی افغانستان. مرکز آن شهر زرنج است. جمعیت اصلی این استان را بلوچ‌ها تشکیل می‌دهند و این استان از کم‌جمعیت‌ترین ولایت‌های افغانستان است.

32. استان وردک:  ولایت وردک یکی از ولایات مرکزی افغانستان به حساب می آید.که نفوس آن ترکیبی از ملیتهای تاجک، هزاره، سادات، پشتون می باشد.

33. استان هرات:  ولایت هرات همراه با بادغیس٬ فراه و غور جمعاً ولایات غربی افغانستان را تشکیل می‌دهند و با کشور ایران هم‌مرز هستند.

34. استان هلمند: هلمند یکی از بزرگ‌ترین استان‌ها (ولایت)های افغانستان به شمار می‌رود که در جنوب افغانستان قرار دارد. 70 % مردم این استان به زبان پشتو و 30 % دیگر به زبان های فارسی و بلوچی صحبت می‌کنند. مرکز این استان شهر «لشکرگاه»، مساحت آن 61/829 کیلومتر مربع و جمعیت آن 542000 نفر است.  

نگاهی به وضعیت شیعیان در افغانستان
اقلیت‏ها در افغانستان به خصوص اهل تشیع، در طول دوران زند‏گی خود در كشور و از گذشته تاكنون، همواره با مشكلات هزار و یك رنگی دست و پنجه نرم كرده‏اند و همیشه از تبعیضی كه علیه آن‏ها اعمال‌می‏شد، رنج‌می‏بردند.یكی از این برجستگی‏های سرنوشت‏ساز در مورد نحوه زند‏گی یكی از قشرهای جامعه افغانستان كه تعداد كثیری از مردم را در برمی‏گیرد (اهل تشیع) می‏باشد كه تا قبل از روی كار آمدن حكومت جدید و سقوط طالبان، با مشكلات عدیده‏ای روبه‏رو و فاقد زند‏گی آرام و مسالمت‏آمیز بوده‏اند، اما قانون اساسی جدید، خط بطلانی بر تمام تبعیض‏های گذشته كشید و با رسمیت دین اسلام، به صراحت اعلام‌كرد كه اهل تشیع در عمل به فقه خود آزاد هستند. این در حالی است كه همان‏طور كه گفته‌شد، پیروان این مذهب تاكنون در راستای عمل به فقه خود آزاد نبوده و مجبور به تقیه بوده‏اند. از سوی دیگر، قانون اساسی افغانستان حتی در ماده دوم، اعلام كرده كه پیروان سایر ادیان در پیروي از دین و اجراي مراسم دینی‏شان در حدود احكام قانون آزاد هستند و این آزادی عمل، تنها به مذاهب اسلامی، محدودنمی‏‏شود.   در ماده 131 قانون اساسی افغانستان آمده‌است كه محاكم براي شیعیان‏ در قضایاي مربوط به احوال شخصی، احكام مذهب تشیع را مطابق به احكام قانون تطبیق‌می‏‌كنند و در سایر دعاوي نیز اگر در این قانون اساسی و قوانین دیگر حكمی موجود نباشد، محاكم قضیه را مطابق به احكام این مذهب حل و فصل می‏‌كنند. 
 
تاريخچه ورود شيعه به افغانستان
اکثر شیعیان افغانستان در مناطق مرکزی یعنی «هزاره جات» زندگی می کنند. ولایت بامیان که یکی از ولایات مرکزی هزاره جات می باشد، شهری است دارای قدمت تاریخی و باستانی که از تمدن کهن برخوردار است . اکثر جمعیت باميان شیعه مذهب هزاره و بعضی سادات صحیح النسب و شیعه اثنا عشری هستند. درباره این مناطق حکایات و معجزات ذکر نموده اند.آقاى يزدانى در كتاب پژوهشى در تاريخ هزاره‏ها، در بخش پيدايش تشيّع در افغانستان، به تفصيل درباره شيعيان و حضورشان در شهرهاى گوناگون اين كشور، به بحث پرداخته و يادآور شده است كه ابتدا سه فرقه شيعى در افغانستان ـ يعنى خراسان ـ راه يافت: شيعه دوازده امامى، اسماعيلى، و زيدى. اما زيدى‏ها به مرور زمان رو به انقراض نهادند و امروز از اين فرقه نام و نشانى وجود ندارد. ايشان رفتن حضرت يحيى پسر زيد شهيد، نواده امام زين‏العابدين (ع) را از عراق به خراسان، دليل حضور شيعيان در آن نواحى مى‏داند كه سرانجام، جاسوسان اموى از قضيه آگاه شدند و نصر بن سيار، والى بنى اميّه در خراسان، مسلم بن احوز را با ده‏هزار نفر مسلّح به جنگ يحيى بن زيد فرستاد و حضرت يحيى در اين حمله در قريه ارغوى (بغوى) سرپل به شهادت رسيد. قبر حضرت يحيى اكنون در شهر سرپل زيارتگاه خاص و عام است.[3]اکثرمورخین شیعه بر این عقیده اند، مردم غور (هزاره‏جات) افغانستان بر اساس شواهد تاريخى، در زمان خلافت اميرالمؤمنين على عليه‏السلام مسلمان شده و تا امروز از محبّان و شيعيان اهل بيت عليهم‏السلام به شمار مى‏آيند. شيعيان افغانستان در تاريخ حيات خود، فراز و نشيب‏هاى متعددى را پشت‏سر گذاشته‏اند تا به آزادى نسبى رسيده‏اند. در اين مقاله، سعى شده است به گوشه‏هايى از تلاش‏هاى شيعيان در راه احقاق حق خود اشاره شود.بسيارى از مورّخان شيعه و سنّى بر اين عقيده‏اند كه مردم غور در زمان خلافت اميرالمؤمنين على عليه‏السلام مسلمان شده و غرجستان ـ هزارستان يا هزاره‏جات امروزى ـ جزو قلمرو اسلامى گرديده است. در مسلمان‏شدن مردم غور در قرن اول هجرى، هيچ اختلافى بين مورّخان شيعه و سنّى وجود ندارد. اما در اينكه اين مردم پس از مسلمان‏شدن در كدام صف قرار گرفتند، كمى اختلاف است.برخى مورّخان با ارتباط‏دادن افسانه قيس با خالد بن وليد و مسلمان‏شدن قيس، يكى از پدران قوم افغان (پشتون)، اسلام و مسلمانى را در افغانستان رنگ خونى و طايفه‏اى داده و اين افتخار را همچون افتخارات ديگر، مختص قوم و طايفه خاص نموده‏اند. قاضى منهاج السراج جوزجانى مى‏گويد:«غالب ظن آن است كه شنسب، امير غور، در زمان خلافت حضرت على عليه‏السلام مسلمان شد و از آن حضرت عهد و لوا گرفت و همچنان بر رياست غور باقى ماند.»[4]اما مورّخان ساير اقوام، بخصوص مورّخان هزاره و شيعه با قبول اصل موضوع مسلمان‏شدن غورى‏ها در دوره خلافت حضرت على عليه‏السلام در برابر نظريه «غور خاستگاه پشتون‏ها» ايستادگى نموده، آن را شديدا رد مى‏نمايند. مرحوم ميرمحمدصديق فرهنگ، مورّخ مشهور افغانستان، غور و غرجستان را خاستگاه قوم هزاره دانسته، مى‏نويسد:«در عين حال، در كوهستان مركزى خراسان، كه به نام «غور»، «غرجستان» يا مطلق «جبال« ياد مى‏شد، مردمان ديگرى به نام «هزاره و نكودرى» جا گرفتند كه بعضى پيش از هجوم مغولان به اين خطّه وارد گرديده و برخى در اثر لشكركشى چنگيزخان و جانشينان او در آن جايگزين شدند. اينان با مردم محلى، كه تاجيك آميخته با ترك بودند و امراى آل شنسب و سلاطين غورى از بين ايشان ظهور كرده بودند، آميزش يافته، زبان آن‏ها را با مخلوطى از لغات تركى و مغولى قبول كردند و خودشان به نام «هزاره» و مسكنشان به نام «هزاره‏جات» شهرت يافتند. در قرن پانزدهم، هزارگان در ا ثر مساعى دعات شيعه، مذهب مذكور را پذيرفتند، در حالى كه بخش بيشتر مردم خراسان سنّى مذهب بودند.»[5]شیعیان افغانستان را اکثریت مردم هزاره تشکیل می دهد که شیعه اهلبیت اطهارند . هزاره ها در مناطق مرکزی افغانستان یعنی هزاره جات از نظر معیشتی و زندگی درشرایط سختی زندگی می کنند. در دین و مذهب خیش سخت معتقد و ایمان دارند. و در تاریخ سابقه ندارد شیعیان قوم هزاره از دین و ایمان و مذهب خویش برگشته باشد. و سخت ترین مصیبت ها را در طول تاریخ متحمل شده اند. ولی در راه مکتب خویش راسخ و استوار مانده اند. هزاره ها در تمام ولایات و مناطق افغانستان حضور دارند. قاضی نورالله شوشتری درباره هزاره ها می نویسد: «هزاره های کابل بی شمارند که در میان مردم کابل و غزنین و قندهار مقام دارند، و اکثرشان شیعه اهلبیت اطهار علیهم السلام است. در این زمان از رؤسای شیعه ایشان میرزا شادمان است که اهل ایمان از وجود او شاد و خارجیان کابل و غزنین از دست او در ناله و فریادند.» سید مظفر الدین نجفی قندهاری یکی از علما قندهار که در مشهد مقدس بسر می برد داشتم، و ایشان در رابطه با پیشینه تاریخی تشیع در قندهار چنین گفت: «در قندهار شهریست بنام شهر کهنه آباد که از 250 سال قبل از میلاد مسیح بوده است. در حوالی میلاد مسیح، قومی به نام قندهار از جنوب پیشاور به این طرف مهاجرت کرده است. چهل سال قبل نوشته های موجود در یک سنگ پیدا شد که یک قسم خط به خط آرامی بود. و قسم دیگر خط یونانی مربوط به احکام بودا، متعلق به عصر آشوکا. و اما بعد از اسلام، بودن تشیع در این شهر مسلم بوده ولی از چه وقت بوده معلوم نیست. دلیل اینکه تشیع در قندهار بوده این است که خودم در آستان قدس رضوی قرآنی را یافتم که از طرف شخصی به نام میرزا حیدر علی قندهاری معروف به زمین داری وقف شده بود. تاریخ آن تقریباً هفتاد سال قبل از ورود نادر در شهر قندهار به آستان اهداء شده بود. 
تركيب قومى شيعيان افغانستان
شيعيان افغانستان عمدتا از قوم هزاره و قزلباش هستند. بنابراين، اكثريت قاطع شيعيان را هزاره‏ها تشكيل مى‏دهند. به ندرت، از ميان تاجيك‏ها، بلوچ‏ها، تركمن‏ها، پشتون‏ها و برخى تيره‏ها نيز افرادى شيعه مذهب‏اند. ساداتى كه در هزاره‏جات و يا ديگر شهرها در كنار مردم هزاره زندگى مى‏كنند، شيعه و آن‏ها كه در بين اقوام ديگر زندگى مى‏كنند، سنّى مذهب‏اند. 

جمعيت و نفوس شيعيان در افغانستان
بين 30 تا 35 درصد جامعه افغانستان را شيعيان تشكيل مى‏دهند كه اكثريتشان شيعه دوازده امامى (جعفرى)اند. 3 درصد شيعيان را پيروان مذهب اسماعيليه تشكيل مى‏دهند كه بيشتر در خارج از هزاره‏جات، در ولايات بدخشان و بغلان و پروان حضور دارند. به دليل آنكه هيچ‏گاه در افغانستان سرشمارى دقيق نفوس صورت نگرفته و آمارها بيشتر تخمينى و دور از واقعيت عينى جامعه ارائه شده‏اند، نمى‏توان به‏طور مشخص گفت چه تعداد شيعه در افغانستان وجود دارد؛ همان‏گونه كه تعداد سنّى‏ها هم مشخص نيست. ولى از تركيب قومى افغانستان، مى‏توان تا حدى به تعداد درصدى شيعيان پى برد. 

جغرافیای انسانی شیعیان افغانستان
شیعیان افغانستان را اکثرا اقوام هزاره تشکیل که در مرکز افغانستان متمرکزاند. از مجموع 34 استان افغانستان و تنها در 27 استان شیعیان حضور دارند و به طورکلی ترکیب جمعیت شیعیان را در مناطق مخلتف می توان به صورت زیر بررسی کرد:   
 
ترکیب جمعیت شیعیان در استانهای مختلف 
.......................


  براي ديدن کامل مطالب مقاله  لطفا مقاله را دانلود کنيد

download دانلود

password پسورد:www.mizanonline.com

آخرین بروز رسانی ( ۰۴ شهريور ۱۳۸۸ )
انجمن علمی فرهنگی میزان