|
سنت امتحان و ابتلاء در کلام امام علی (ع) |
|
|
|
|
نویسنده اسدالله حسن زاده
|
|
۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ |
مقدمه:
امتحان از جمله سنتهاى قطعى الهى است: «اَحَسِبَ النّاسُ اَن يُترَكوا اَن يَقولوا ءامَنّا وهُم لايُفتَنون» (عنكبوت/29، 2 و نيز بقره/2، 214) اصل اين سنت در عالم تشريع و تكوين براساس قوانين دائمى و ثابت استوار است و هيچگونه تبديل و جايگزينى: «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَبديلاً» (فاطر/35، 43) و تحويل و دگرگونى را برنمىتابد: «و لَنتَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَحويلا» (فاطر/35،43) سنت امتحان همچون ديگر سنتهاى خداوند مطلق و فراگير است، ازاينرو به دوره و گروهى خاص از انسانها اختصاص ندارد و بر همه افراد و اقوام از گذشته و حال و آينده حاكم است امتحان به مقتضاى عموم «الناس» (عنكبوت/29، 2) شامل انسانهاى عادى و توده مردم و نيز شامل انسانهاى والا همچون انبياى الهى مىگردد. حضرت ابراهيم(عليه السلام) را خداى متعالى به كلماتى آزمود: «اِذِ ابتَلى اِبرهيمَ رَبُّهُ بِكَلِمـت ...» (بقره/2، 124) چنانكه حضرت موسى(عليه السلام) به فتنههاى سخت و شديد آزموده شد: «و فَتَنّـكَ فُتونـًا» (طه/20، 40) بديهى است كه امتحان همگان در يك سطح نبوده و هر كسى به اندازه دين و ايمان و حسن رفتارش امتحان مىشود و هر كه ايمانش صحيحتر و عملش نيكوتر است امتحان وى شديدتر است چنانكه به تصريح قرآن كريم خداوند هيچكس را بيش از وسع وى تكليف نمىكند: «لايُكَلِّفُ اللّهُ نَفسًا اِلاّ وُسعَها» (بقره/2، 286) و اهل ايمان نيز از خداوند مىخواهند تا ايشان را به اعمال سنگين و طاقت فرسا مكلف نسازد: «رَبَّنا ... وَ لاتَحمِل عَلَينا اِصرًا ... و لاتُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ ...» (بقره/2،286) از رسولخدا(صلى الله عليه وآله)سؤال شد: آزمون چه كسانى دشوارتر است؟ فرمود: پيامبران، آنگاه ديگر انسانها بر حسب مراتب خويش . در روايتى امام صادق(عليه السلام)حتى اندوهى را كه بر مؤمن وارد مىشود و راز آن را نمىداند مايه زدودن گناهان وى دانسته است.
امام علی (ع) در مورد امتحان و ابتلاء میفرماید: «ان الله يبتلي عباده عند الاعمال السيئه بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخيرات ليتوب تائب و يقلع مقلع و يتذکر متذکر و يزدجر مزدجر» . خداوند بندگانش را هنگام کردارهاي زشت، به کاهش محصول و بازداشتن برکتها و بستن گنجينههاي خير، ميآزمايد تا آنکه توبه کننده است توبه کند و از گناه بازايستد و آ نکه پند پذير است پند گيرد و آنکه قابل باز ايستادن از گناه است، از نگاه باز ايستد. امتحان در لغت: امتحان در لغت به معناى آزمودن است. اين واژه از ريشه «م ـ ح ـ ن» به معناى تازيانه زدن و گداختن گرفته شده است؛ «امتحنتُ الذهب» يعنى طلا را در آتش قرار دادم تا آزمايش شده و خالص شود. به گفته برخى تصفيه و تخليص از آثار و لوازم امتحان است. امتحان با توجه به معناى ريشه آن در مواردى بهكار مىرود كه با سلب آسايش و آرامش ظاهرى همراه است. واژههاى ديگرى چون «تمحيص»، «ابتلاء» و «فتنه» نيز به نوعى مفيد معناى آزمايش و هريك داراى خصوصيتى است. تمحيص آزمونى است كه با آن چيزى را از آلودگى پيراسته و از عيوب و زوايد خالص سازند. ابتلاء از ريشه بِلْو يا بِلْىْ به معناى امتحان است كه با عنايت به لحاظ معناى قدمت، كهنگى و فرسودگى در ريشه اخير بيشتر با امور مدتدار تحقق يافته و نوعاً در مواردى كه با مصيبتها و مكاره و مشقتها همراه است بهكار مىرود، گرچه به آن موارد اختصاص نداشته درباره نعمت نيز استعمال مىشود. فتنه به معناى آزمودن از ريشه «ف ـ ت ـ ن» به معناى شيفتگى و شيدايى است. فتنه با توجه به معناى ريشه آن، آزمودنى است كه با امور به ظاهر زيبا و فريبا صورت پذيرد. مؤيّد اين مطلب بهكار رفتن فتنه در برخى آيات (تغابن/64 ، 15) و نيز در لغت درباره مال و فرزندان است. براى فتنه معانى ديگرى نيز گفته شده كه كاربرد فتنه درباره برخى از آنها چون قتل، شرك، كفر و ... از باب تسميه مسبّب به اسم سبب است، زيرا فتنه مىتواند زمينه ارتكاب آنها را فراهم آورد. به نظر مىرسد همه واژگان ياد شده به نوعى دربردارنده مفهوم امتحان است؛ هرچند در چگونگى اين دلالت به صورت تضمن، التزام يا مطابقت يكسان نيستند امتحان در کلام امام علی(ع) فلسفه امتحان و ابتلاء: «إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّيِّئَةِ بِنَقْصِ الَّثمَرَاتِ، وَحَبْسِ الْبَرَکَاتِ، وَإِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَيْرَاتِ، لِيَتُوبَ تَائِبٌ، وَيُقْلِعَ مُقْلِعٌ، وَيَتَذَکَّرُ مُتَذَکِّرٌ، وَيَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ. وَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْإِسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَرَحْمَةِ الْخَلْقِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّاراً. يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْکُمْ مِدْرَاراً. وَيُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَاراً» . فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً اسْتَقْبَلَ تَوْبَتَهُ، وَاسْتَقَالَ خَطِيئَتَهُ، وَبَادَرَ مَنِيَّتَهُ!» خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود ميوهها، و جلوگيري از نزول برکات، و بستن دَر گنجهاي خيرات، آزمايش ميکند، براي آن که توبهکنندهاي بازگردد، و گناهکار، دل از معصيت بکند، و پند گيرنده، پند گيرد، و بازدارنده، راه نافرماني را بر بندگان خدا ببندد، و همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسيله دائمي فروريختن روزي، و موجب رحمت آفريدگان قرار داد و فرمود: «از پرودگار خود آمرزش بخواهيد، که آمرزنده است، برکات خود را از آسمان بر شما فرو ميبارد، و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را ياري ميدهد، و باغستانها و نهرهاي پرآب در اختيار شما ميگذارد». پس رحمت خدا بر آن کس که به استقبال توبه رود، و از گناهان خود پوزش طلبد، و پيش از آن که مرگ او فرارسد، اصلاح گردد. عموميت ابتلا و امتحان ابتلا و امتحان سنتی الهی عمومی است که همه چيز و همه کس را در برميگيرد و هيچ کس از اين سنت فراگير و هميشگي بيرون نيست و همهي امور اين عالم به نحوي وسيلهي ابتلا و امتحان است. اميرمومنان علي (ع) دربارهي عموميت ابتلا و امتحان ميفرمايد: «الحمد لله الذي لبس العز و الکبرياء و اختارهما لنفسه دون خلقه و جعلهما حمي و حرما علي غيره و اصطفاهما لجلاله. و جعل اللعنه علي من نازعه فيهما من عباده. ثم اختبر بذلک ملائکته المقربين، ليميز المتواضعين منهم من المستکبرين.» . سپاس خداي را که لباس عزت و بزرگي درپوشيد و آن دو را براي خود گزيد و بر ديگر آفريدگان ممنوع گردانيد. آن را خاص خود فرمود و بر ديگران حرام نمود. آن لباس را برگزيد چون بزرگي او را ميسزيد. و آن کس را از بندگان لعنت کرد که آرزوي عزت و بزرگي او را در سر پرورد. پس فرشتگان مقرب خود را بدان بيازمود و بدين آزمايش فروتنان را از گردنکشان جدا فرمود. البته سنت ابتلا و امتحان به گونهاي به اجرا در ميآيد که باطنها ظهور نمايد و استحقاقها مشخص گردد، چنانکه خداي متعال با فرمان سجده به آدم فرشتگان و نيز ابليس را که رديف فرشتگان قرار گرفته بود، در آزموني سخت قرار داد و امتحان نمود. «و لو اراد الله ان يخلق آدم من نور يخطف الابصار ضياوه و يبهر العقول رواوه و طيب ياخذ الانفاس عرفه، لفعل. و لو فعل لظلت له الاعناق خاضعه و لخفت البلوي فيه علي الملائکه. ولکن الله سبحانه يبتلي خلقه ببعض ما يجهلون اصله، تمييزا بالاختبار لهم و نفيا للاستکبار عنهم و ابعادا للخيلاء منهم.» . و اگر خدا ميخواست آدم را از نوري بيافريند که فروغ آن ديدهها را بربايد و زيبايي آن بر خردها غالب آيد، با بويي خوش چنانکه نفسها را تازه نمايد، چنين ميکرد و اگر چنين ميکرد، گردنها برابر او خم بود و کار آزمايش بر فرشتگان آسان هم، ليکن خداي سبحان آفريدگان خود را به پارهاي از آنچه اصل آن را نميدانند، ميآزمايد تا فرمانبردار از نافرمان پديد آيد و تا بزرگمنشي را از آنان بزدايد و تکبر را از ايشان دور نمايد. همهي امور اين عالم، آمدنها و رفتنها، برآمدنها و فروافتادنها، وجود فرشتگان و شياطين، ارسال رسل و انزال کتب، تحولات و تطورات در چنبرهي ناموس الهي ابتلا و امتحان است و در اين ميان، مهم دريافتن و درست ديدن و نيکو امتحان دادن است. اين عالم، خانهي آزمايش است و همه چيز آن وسيلهي آزمون. «و اهبطه الي دار البليه.» . و خداي سبحان آدم را بدين سراي ابتلا و امتحان فرود آورد. «فاعطاه الله النظره استحقاقا للسخطه و استتماما للبليه.» . پس خداوند ابليس را مهلت بخشيد که خشم را سزاوار بود و کامل شدن بلا و آزمايش را در خور و به کار. «و لو اراد الله سبحانه لانبيائه حيث بعثهم ان يفتح لهم کنوز الذهبان و معادن العقيان و مغارس الجنان و ان يحشر معهم طيور السماء و وحوش الارضين لفعل و لو فعل لسقط البلاء و بطل الجزاء و اضمحلت الانباء و لما وجب للقابلين اجور المبتلين و لا استحق المومنون ثواب المحسنين و لا لزمت الاسماء معانيها. ولکن الله سبحانه جعل رسله اولي قوه في عزائمهم و ضعفه فيما تري الاعين من حالاتهم، مع قناعه تملا القلوب و العيون غني و خصاصه تملا الابصار و الاسماع اذي. و لو کانت الانبياء اهل قوه لا ترام و عزه لا تضام و ملک تمد نحوه اعناق الرجال و تشد اليه عقد الرحال، لکان ذلک اهون علي الخلق في الاعتبار و ابعد لهم في الاستکبار و لامنوا عن رهبه قاهره لهم، او رغبه مائله بهم، فکانت النيات مشترکه و الحسنات مقتسمه. ولکن الله سبحانه اراد ان يکون الاتباع لرسله و التصديق بکتبه و الخشوع لوجهه و الاستکانه لامره و الاستسلام لطاعته، امورا له خاصه، لا تشوبها من غيرها شائبه. و کلما کانت البلوي و الاختبار اعظم کانت المثوبه و الجزاء اجزل.» . و اگر خداي سبحان اراده ميفرمود آن هنگام که پيامبران خود را مبعوث نمود، تا براي آنان گنجهاي زر را بگشايد و کانهاي طلاي ناب را آشکار نمايد و باغستانها و درختستانها و وحشيان زمين و پرندگان آسمان را بر آن جمله بيفزايد، چنين ميکرد و اگر کرده بود، نه پاداش مانده بود و نه امتحان و نه اخبار- آسمان و آمدن پيامبران- و نه پذيرندگان دعوت، مزد آزمودگان را سزاوار بودند و نه مومنان از پاداش نيکوکاران برخوردار و نه اسمها معنيهاي خود را نمودار. ليکن خداي سبحان فرستادگان خود را در ارادهشان نيرومند گرداند و در آنچه ديدهها از ظاهر آنان ميبيند خوار نماياند با قناعتي که دل و چشمها را از بينيازي پر دارد و درويشي که ديدهها و گوشها را پر بيازارد. و اگر پيامبران را نيرويي بود که با آن به ستيز نتوان برخاست و عزتي که از آن نتوان کاست و پادشاهيي که مردمان گردن به سوي آن کشند و آرزومندان رخت بر اشتران بسته روي به سوي آن نهند، بر مردمان آسانتر بود که از قدرت آنان عبرت پذيرند و راه گردنکشي پيش نگيرند، ليکن در چنين حال، ايمانشان يا از بيم جان بود و يا اميد- به دست آوردن نان و چنان ايمان و کار نيکو، خالص نمينمود- بلکه نيم از ترس و نيمي به رغبت بود. اما خداي سبحان خواست تا پيامبران او را فرمانبردار بودن و کتابهاي او را باور نمودن و به درگاه او فروتني کردن و فرمان او را به خواري گردن نهادن و پيشاني طاعت به درگاه او سودن، کارهايي باشد خاص او- که از دل خيزد- و چيزي با آن نياميزد و هر چه سختي و آزمايش سترگ، پاداش و مکافات بزرگ. خداي متعال نظام عالم را چنين قرار نداده است که بدون ابتلا و امتحان و بيرون از ميل و خواست خود انسان کمالي براي آدمي فراهم شود و از اين رو پيامبران را به گونهاي ارسال نفرموده است تا مردمان ناچار از پيروي ايشان شوند و از بيم جان و يا اميد نان به آنان ايمان آورند. ناموس الهي بر ابتلا و امتحاني فراگير قرار دارد و همه چيز در دايرهي آن است، به گونهاي که آدميان با ارادهي خود به سوي کمال مطلق گام بردارند و در ابتلا و امتحان خالص شوند و به آنچه لايق آنند دست يابند. عموميت ابتلا و امتحان چنان است که هيچ قبضي و هيچ بسطي نيست جز که صورتي از اين آزمون است، چنانکه اميرمومنان (ع) اشارت فرموده است: «و قدر الارزاق فکثرها و قللها و قسمها علي الضيق و السعه فعدل فيها ليبتلي من اراد بميسورها و معسورها و ليختبر بذلک الشکر و الصبر من غنيها و فقيرها . ثم قرن بسعتها عقابيل فاقتها و بسلامتها طوارق آفاتها و بفرج افراحها غصص اتراحها.» . و روزيها را مقدر کرد، برخي اندک و برخي فراوان. دستهاي در تنگي و دستهاي در زندگاني فراخ و آسان. قسمتي کرد به عدالت تا آن را که خواهد بيازمايد در زندگي آسان يا دشوار و بيازمايد سپاس و شکيبايي را در توانگر و نادار. با فراخي معيشت، مشقت فاقتها را همراه کرد و با تندرستي و سلامت، نابيوسان آفتها را و با نبودن غم و بودن شادماني، اندوههاي گلوگير زندگاني. نعمتها و نقمتها و فرازها و فرودها، همه ابزار ابتلا و امتحان است. امکاناتي که در اختيار انسان قرار گرفته است، براي اين است که مشخص شود آدمي چگونه از اينها بهره ميبرد و آنها را در چه جهتي به کار ميگيرد و چگونه رفتار مينمايد و خود را چگونه ميسازد. اميرمومنان (ع) مسئوليت و کارگزاري را نيز از اين جمله معرفي کرده و در عهدنامهي مالک اشتر بدو چنين يادآور شده است: «و اشعر قلبک الرحمه للرعيه و المحبه لهم و اللطف بهم و لا تکونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اکلهم، فانهم صنفان: اما اخ لک في الدين، او نظير لک في الخلق، يفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و يوتي علي ايديهم في العمد و الخطاء، فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذي تحب و ترضي ان يعطيک الله من عفوه و صفحه، فانک فوقهم و والي الامر عليک فوقک و الله فوق من ولاک! و قد استکفاک امرهم و ابتلاک بهم.» . قلب خود را از مهرباني و دوستي و لطف به مردمان لبريز ساز و مبادا نسبت به آنان چون جانور درندهي آزار کنندهاي باشي که خوردنشان را غنيمت شماري، زيرا مردمان دو دستهاند: دستهاي برادر ديني تواند و دستهي ديگر در آفرينش با تو همانندند. گناهي از ايشان سر ميزند، يا علتهايي بر آنان عارض ميشود ، يا خواسته و ناخواسته خطايي بر دستشان ميرود. به خطايشان منگر و از گناهشان درگذر، چنان که دوست داري خدا بر تو ببخشايد و گناهت را عفو فرمايد، چه تو برتر آناني و آن که بر تو ولايت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولايت داد بالاتر و او ساختن کارشان را از تو خواست و آنان را وسيلت آزمايش تو ساخت. اميرمومنان (ع) به اين حقيقت توجه ميدهد که همه چيز وسيلهي ابتلا و امتحان است تا انسان آزموده شود و چگونگي خود را جلوه دهد و از آن حضرت در اين باره چنين روايت شده است: «ثلاث يمتحن بها عقول الرجال، هن المال و الولايه و المصيبه.» سه چيز است که عقل آدميان بدان آزموده ميشود و آنها عبارت است از: دارايي، زمامداري و گرفتاري. اينها همه عرصههاي ابتلا و امتحان آدمي است که اگر درست ديده و دريافت شوند و در رويارويي با آنها بر اساس موازين حق و عدل عمل گردد، بستري مناسب در جهت کماليابياند و اگر نادرست ديده و دريافت شوند، زمينهي سقوط و هلاکت آدمياند. نقش ابتلا و امتحان در تربيت : ابتلا و امتحان از وجوه مختلف در تربيت آدمي نقش دارد و اگر انسان به بينشي درست دربارهي ابتلا و امتحان الهي و عموميت آن دست يابد، ميتواند از اين روش در جهت سازندگي خويش و اتصاف به کمالات بخوبي بهره ببرد و نيز ميتوان اين روش را با توجه به اصول تربيت در برنامهي تربيتي به کار گرفت. گوهر وجود آدمي در آزمايشگاه ابتلا و امتحان خود را نشان ميدهد و باطنها در پرتو اين آزمونها ظهور مييابد، به بيان اميرمومنان علي (ع): «في تقلب الاحوال علم جواهر الرجال.» . گوهر انسانها در آزمايشگاه دگرگوني احوال معلوم ميشود. «عند الامتحان يکرم الرجل او يهان.» . هنگام آزمايش است که انسان خود را گرامي يا خوار ميدارد. انسان تا از ناخالصيها پاک نشود، صفات و کمالات الهي در او جلوه نميکند و آنچه آدمي را از پليديها پاک ميسازد، ابتلا و امتحان است، چنانکه اميرمومنان فرمود: «ولکن الله يختبر عباده بانواع الشدائد و يتعبدهم بانواع المجاهد و يبتليهم بضروب المکاره، اخراجا للتکبر من قلوبهم و اسکانا للتذلل في نفوسهم و ليجعل ذلک ابوابا فتحا الي فضله و اسبابا ذللا لعفوه.» . ليکن خدا بندگانش را به گونهگون سختيها ميآزمايد و با مجاهدتها به بندگيشان وادار مينمايد و به ناخوشايندها آزمايششان ميکند تا خودپسندي را از دلهايشان بزدايد و خواري و فروتني را در جانهايشان جايگزين فرمايد و آن را درهايي سازد گشاده به بخشش او و وسيلهاي آماده براي آمرزش اوست. «ان الله يبتلي عباده عند الاعمال السيئه بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخيرات، ليتوب تائب و يقلع مقلع و يتذکر متذکر و يزدجر مزدجر.» . خدا، بندگان خود را به کيفر کارهاي زشت آنان، مبتلا سازد به کاهش ميوهي درختان و به ناباريدن باران و بستن گنجينههاي خير به روي ايشان، تا توبه خواه توبه کند و معصيت کار دل از معصيت بکند و پند گيرنده پند پذيرد و بازدارنده، راه نافرماني را بر بندگان بگيرد. اينها همه صورتي از ابتلا و امتحان است در جهت تربيت انسان و اصلاح مردمان است. «هو الذي اشتدت نقمته علي اعدائه في سعه رحمته و اتسعت رحمته لاوليائه في شده نقمته.» . اوست خدايي که کيفر او بر دشمنانش سخت است، در عين رحمت- او بر ايشان- و رحمت او فراگير دوستان است، در حال سختگيري او- بر آنان. ابتلا و امتحان راهي است نيکو براي پالايش و پيرايش و نيز شکوفايي و بالندگي. «يمتحن المومن بالبلاء کما يمتحن بالنار الخلاص.» . مومن به بلا آزمايش ميشود چنانکه طلا و نقره در بوته گداخته و خالص ميشوند. روش امتحان و ابتلا: در پي ابتلا و امتحان است که استعدادهاي انسان شکوفا و گوهر و حقيقت آدمي آشکار مي شود و هر کس در جايگاه شايسته خود قرار مي گيرد . حضرت علي (عليه السلام) به معاويه مي فرمايند: فان الله سبحانه قد جعل الدنيا لما بعدها، وابتلي فيها أهلها ليعلم أيهم أحسن عملا، و لسنا للدنيا خلقنا، و لا بالسعي فيها أمرنا، و انما وضعنا فيها لنبتلي بها، و قد ابتلاني الله بک و ابتلاک بي،فجعل أحدناحجه علي الاخر؛ . همانا خداي سبحان، دنيا را براي آخرت قرار داده و مردم دنيا را در آن به آزمايش نهاده تا معلوم دارد کدام يک نيکوکارترند. ما را براي دنيا نيافريده اند و ما را به کوشش در آن امر نفرموده اند. ما را به دنيا آورده اند تا در آن آزموده شويم و همانا خدا مرا به تو آزمود و تو را به من و يکي از ما را حجت ديگري قرار داد. پس اين عالم، عالم تربيت است. انسان ها بايد در ابتلا و آزمايش قرار گيرند تا خود را بازيافته و استعدادهاي خويش را بروز دهند. ابتلا و امتحان الهي براي آن نيست که چيزي بر خداوند مکشوف شود، بلکه براي اين است که انسان ها به کمال شايسته خود دست يابند و آنچه را نمي دانند دريابند و استعدادهايشان شکوفا شود و صلاحيت هاي باطني شان از نظر استحقاق ثواب يا عقاب به منصه ظهور برسد. هر که به آنچه مي خواهد و استعداد خود را در آن جهت شکوفا مي کند دست يابد. ابتلا و امتحان الهي و همه کس و همه چيز را در برمي گيرد و همه امور اين عالم به نحوي وسيله ابتلا و امتحان است. اگر انسان درباره ابتلا وامتحان الهي و عموميت آن به بينش درستي، دست يابد، مي تواند از اين روش در جهت اتصاف به کمالات و سازندگي خويش بهره مند شود. گوهر وجود آدمي در آزمايشگاه ابتلا و امتحان تجلي مي يابد. حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: «في تقلب الأحوال علم جواهر الرجال» . گوهر انسان ها در آزمايشگاه دگرگوني احوال معلوم مي شود. عند الامتحان يکرم الرجل أو يهان؛ . هنگام آزمايش است که انسان خود را گرامي يا خوار مي دارد. امتحان مادي «ان الله يبتلي عباده عند الأعمال السيئه بنقص الثمرات، و حبس البرکات، و اغلاق خزائن الخيرات؛ ليتوب تائب، و يقلع مقلع، ويتذکر متذکر، و يزدجر مزدجر؛» .خدا بندگان خود را به کيفر کارهاي زشت آنان مبتلا سازد؛ به کاهش ميوه درختان و به ناباريدن باران و بستن گنجينه هاي خير به روي ايشان؛ تا توبه خواه، توبه کند و معصيت کار، دل از معصيت بکند و پند گيرنده، پند پذيرد و بازدارنده، راه نافرماني را بر بندگان بگيرد. امتحان به ولایت: حضرت امیر المومنین در «نهج البلاغه» در ضمن خطبهاي که با آن اهل بصره را مخاطب فرموده است، اينطور وارد است که: مردي در برابر او برخاست و گفت: اي امير المؤمنين، بهما خبر بده از فتنه! و آيا تو در اين باره از رسول خدا صلي الله عليه و آله چيزي را پرسيدهاي؟ فقال صلي الله عليه و آله: لما انزل الله سبحانه قوله: «الم، احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون» علمت ان الفتنة لا تنزل بنا و رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بين اظهرنا، فقلت: يا رسول الله! ما هذه الفتنة التي اخبرک الله تعالي بها؟ فقال: يا علي ان امتي سيفتنون من بعدي. فقلت: يا رسول الله او ليس قد قلت لي يوم احد حيث استشهد من استشهد من المسلمين و حيزت عني الشهادة فشق ذلک علي فقلت لي: ابشر فان الشهادة من ورائک؟ فقال لي: ان ذلک لکذلک، فکيف صبرک اذا؟ فقلت: يا رسول الله! ليس هذا من مواطن الصبر و لکن من مواطن البشري و الشکر فقال: يا علي! ان القوم ليفتنون باموالهم و يمنون بدينهم علي ربهم و يتمنون رحمته و يامنون سطوته و يستحلون حرامه بالشبهات الکاذبة و الاهواء الساهية، فيستحلون الخمر بالنبيذ و لسحت بالهدية و الربا بالبيع. قلت: يا رسول الله! باي المنازل انزلهم عند ذلک؟ ابمنزلة ردة ام بمنزلة فتنة! فقال: بمنزلة فتنة» . «امير المؤمنين عليه السلام در جواب گفتند: چون خداوند آيه الم، احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون را نازل کرد، من در عين آنکه ميدانستم در زماني که رسول خدا صلي الله عليه و آله زنده است و در ميان ماست اين فتنه بر ما فرود نميآيد، از او پرسيدم: اين فتنه و امتحاني را که خداوند به تو خبر داده است کدام است؟ رسول خدا فرمود: اي علي امت من پس از من امتحان ميشوند و به فتنه دچار ميگردند. گفتم: اي رسول خدا مگر شما در روز جنگ احد که شهيداني از مسلمانان به شهادت رسيدند و ليکن من به فوز شهادت نائل نشدم و اين بر من گران آمد، به من نگفتيد: بشارت باد بر تو زيرا که شهادت در پشتسر تو است؟ و پس از اين کلام، رسول خدا به من فرمود: اين امر شهادت بر تو واقع ميشود، آيا صبر تو در برابر آن چگونه است؟ من عرض کردم: اي رسول خدا اين واقعه شهادت من از جاهاي صبر نيست بلکه از جاهاي شکر است و از جاهاي بشارت است. در اين حال رسول خدا به من فرمود: اي علي اين امت من بزودي با مالهايشان مورد فتنه و آزمايش قرار خواهند گرفت و بر خدا با دينشان منت ميگذارند، آرزوي رحمتخدا را در سر ميپرورند و از غضب و سطوت او خود را در امان ميپندارند، و محرمات او را با شبهههاي دروغين و آراء و خيالات سست و بياساس حلال ميشمرند، و بر اين اصل خمر را به نام نبيذ ميخورند، و مال رشوه و حرام را به عنوان هديه مصرف مينمايند، و ربا را به نام بيع و خريد و فروش حلال ميکنند. من عرض کردم: اي رسول خدا! در اين صورت من با آنها چطور رفتار کنم؟ آيا با آنها بمنزله مردمان از دين برگشته رفتار کنم و يا بمنزله مردمان مسلمان مبتلا به امتحان و مفتون به دنيا؟ رسول خدا فرمود: با آنها به منزله مردم مفتون به دنيا و آسيب ديده در مورد آزمايش و امتحان رفتار کن»! نتیجه: از دیدگاه حضرت علی(ع) فلسفه آفرینش دنیا و آخرت و... امتحان و آزمایش انسانها است؛ سنت آزمایش و امتحان عمومیت دارد و همه جوامع، افراد اعم از مومن و کافر حتی پیامبران و اولیاء خداوند هم مورد امتحان قرار میگیرند و هر چه درجه ایمان و اخلاص بالاتر امتحان سختتر است و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و همه زمانها را شامل میشود؛ همه چيز را وسيلهي ابتلا و امتحان میداند تا انسان آزموده شود و چگونگي خود را جلوه دهد. از دیدگاه حضرت علی (ع) امتحان امری گریز ناپذیر است و نمیتوان از آن گریخت و یا از آن معاف شد . امتحان انواعی دارد امتحان به فقر و غنی ، امتحان به ولایت، امتحان به مال فرزند و... به دلیل زیاد شدن هجم مقاله از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
|
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۲-۰۶ ۲۲:۴۹:۴۴ سلام عليكم دوست عزيز آقاي حسن زاده مطالب فوق را مطالعه كردم بسيار جالب بود موفق باشيد . | نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۳-۱۹ ۱۷:۰۶:۵۵ سلام مطلبی بدی نبود سایت خوبی دارید موفق باشید. عظیمی فنلاند | |
|
آخرین بروز رسانی ( ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ )
|