صفحه اصلی arrow اسلام و تربیت arrow اسلام و تربیت arrow وظايف متقابل والدين و فرزندان از منظر فرهنگ ديني1
وظايف متقابل والدين و فرزندان از منظر فرهنگ ديني1 ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده مريم رضايي   
۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۸

  در اين نوشتار وظايف متقابل والدين و فرزندان از نظر دين و فرهنگ ديني مورد بررسي و کنکاش قرار گرفته است. پدر و مادر نسبت به فرزندان يک سري وظايفي دارند؛ از قبيل: نام گذاري خوب، تغذيه مناسب و بهداشت، انجام مراسم مذهبي( اذان و اقامه گفتن، عقيقه کردن و...) و تربيت  ديني و مذهبي، پرورش عاطفي، پرورش اقتصادي، تربيت اخلاقي، پرورش اجتماعي و آموزش مسايل ضروري. در مقابل فرزندان نيز وظايفي مهمي دارند که بايد در قبال پدر و مادر انجام دهند؛ وظايفي که براي فرزندان در فرهنگ ديني ما وجود دارد عبارت است از: شناخت مقام والدين، احترام به والدين، احسان به والدين و اطاعت از والدين.

    طرح بحثخانواده به عنوان رکن مهمي جامعه، نقش بسيار تعيين کننده در اجتماع دارد. در درون خانواده والدين و فرزندان به عنوان اجزاء خانواده محسوب مي شوند که در اين ميان هر جزء وظايف معين و مشخص نسبت به هم دارند، در اين راستا والدين وظايف بيشتر و البته مهمتر دارند، هم چنان که نقش والدين نيز گسترده و زياد است. فرزندان نيز اولين وظايف اجتماعي شان را در خانواده و در برابر والدين انجام خواهند داد، جامعه پذيري و فرهنگ پذيري فرزندان نيز در ابتدا از طريق خانواده و والدين امکان پذير است. خانواده قبل از مدرسه و در کنار مدرسه نقش به سزا و به مراتب مهمتر از مدرسه در تربيت فرزندان، يعني جامعه آينده و مديران و کار گزاران و...دارد. بر اين اساس  پرسش اصلي که در اين نوشتار مطرح است اين است که: وظايف والدين نسبت به فرزندان و وظايف فرزندان نسبت به والدين چيست و چه ارتباطي بين آنها و جود دارد؟البته اين سؤال از زوايا و ابعاد گوناگون قابل بررسي و تحقيق است، از قبيل بررسي جامعه شناسي، روانشناسي، حقوقي و تربيتي، اما آنچه که در اين نوشتار پرداخته مي‏شود، بررسي اين سؤال بيشتر از منظر فرهنگ ديني و از طريق آيات و روايات است.  فرضيه‏اي که در پاسخ به اين سؤال وجود دارد اين است, در آموزه هاي ديني ما يک سري وظايف بر دوش والدين است که اگر والدين اين وظايف را به طور درست و صحيح انجام دهند علاوه بر داشتن جامعه‏ي خوب و سالم و اجر و پاداش اخروي، فرزندان نيز به وظايف شان عمل خواهند کرد. ولي انجام وظيفه از سوي فرزندان لزوما منوط به ايفاي وظايف از طرف والدين نيست.     تعريف مفاهيموظايف: وظايف جمع وظيفه و به معناي؛ آنچه که اجراي آن شرعا يا عرفا در عهده کسي باشد؛ تکليف.[1] والدين: والدين تثنيه والد و والده عربي؛ به معناي پدر و مادر است. [2]فرزندان: فرزندان جمع فرزند اعم از پسر و دختر.[3]خانواده: خانواده يعني خاندان، اهل خانه، اهل البيت، دودمان. و خانوار يعني مجموع افرادي که در يک خانه زيست کنند؛ واحدي که شامل پدر و مادر و فرزندان آنان است.[4]  جامعه: جامعه مؤنث جامع؛ يعني گروه مردم يک شهر، يک کشور، جهان و يا صنفي از مردم: جامعه بشريت، جامعه ايراني، جامعه علما، جمع آن جوامع است.[5]  اهميت خانواده خانواده به عنوان اولين کانوني که فرد در آن قرار مي‌گيرد داراي اهميت شايان توجهي است. اولين تأثيرات محيطي که فرد دريافت مي‌کند از محيط خانواده است و حتي تأثيرپذيري فرد از ساير محيطها مي‌تواند نشأت گرفته از همين محيط خانواده باشد. خانواده پايه گذار بخش مهمي از سرنوشت انسان است و در تعيين سبک و خط مشي، انديشه و تفکر، زندگي آينده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آينده نقش بزرگي بر عهده دارد. عواملي چون شخصيت والدين، انديشه و فکر پدر و مادر، پايبندي به مسايل ديني و مذهبي، سلامت رواني و جسماني آنها، شيوه‌هاي تربيتي اعمال شده در داخل خانواده، شغل و تحصيلات والدين به وضعيت اقتصادي و فرهنگي خانواده ، محل سکونت خانواده، حجم و جمعيت خانواده، روابط اجتماعي خانواده و بي‌نهايت متغير ديگر در خانواده وجود دارند، شخصيت فرزند، فکر و انديشه او، پايبندي به هنجار هاي مذهبي و اعتقادي، سلامت رواني و جسماني او، آينده شغلي، تحصيلي، اقتصادي، سازگاري اجتماعي و فرهنگي، تشکيل خانواده او و غيره را تحت تاثير قرار مي‌دهند. تربيت ديني فرزندوظيفه اصلي و اساسي و مسئوليتي سنگيني که بر دوش پدر و مادر اند، در واقع تربيت ديني فرزند است. اين وظيفه اقتضا مي کند که والدين در مورد اين مسئله بايد بسيار جدي باشند، اما اينکه تربيت ديني چيست؟ به تعريف زير توجه کنيد. « تربيت ديني فرزند  به معنای فراهم آوردن مقدمات لازم برای به فعليت رسيدن قوای او در راه تقرّب به خداوند است. اين عمل نيازمند آگاهی و تمرين عملی است. اگر پدر و مادر در جهت انتقال عقايد صحيح و ايجاد رفتار درست در فرزند خود كوشا باشند، خير او را فراهم كرده‏اند و خداوند بر آنان رحمت خواهد نمود. درباره عقيده صحيح و انتقال آن به فرزندان، تكليف بزرگی بر عهده والدين گذاشته شده است، زيرا تأثير عقايدی كه در خانواده رواج دارد و به فرزند القاء می‏ شود در آينده او غير قابل انكار است.[6] »عمل تربيتی ديني در خانواده به منزله پاسداری از فطرت توحيدی فرزند است. اين پاسداری يك وظيفه بزرگ تربيتی و اخلاقی است كه عمل به آن مهمترين كاركرد خانواده را فعليت می ‏بخشد. امام سجاد (ع) در رسالة الحقوق فرمودند: حق فرزند تو اينست كه بدانی او از توست و هرگونه كه باشد چه نيك و چه بد، در دنيای گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستی داری مسئول هستی، در ادب نيكو و راهنمايی به سوی پروردگار و ياری او بر طاعت خداوند در باره تو و خودش. پس بر اين كار پاداش می ‏گيری اگر درست عمل كنی، و كيفر می‏ بينی اگر نادرست عمل نمايی؛ پس او را چنان تربيت كن كه با اثری كه بر او می‏ گذری در دنيا زيبايی بيافرينی و با قيام شايسته به وظيفه ‏ای كه نسبت به او دادی در نزد خداوند معذور باشی كه هيچ قوتی نيست مگر از خداوند.در اين سخن، امام سجاد (ع) تربيت نيكو و آموزش عقيده توحيدی و كمك برای ايجاد رفتار صحيح در فرزند را بيان كرده‏اند و سپس انجام اين وظايف را موجب سعادت دنيا و آخرت والدين دانسته ‏اند. در روايتی اميرالمؤمنين (ع) همين وظايف را ذكر فرموده اند:حق فرزند بر پدر آن است كه او را نام نكو نهد و نيكش پرورد و قرآنش تعليم دهد.آموزش قرآن به معناي آموزش همه عقايدی است كه دلالت فرزند به سوی خدا را محقق می ‏كند و پرورش نيكو به معنای ادب آموزی و ايجاد رفتار صحيح سعادت بخش است. محيط خانواده اولين محيط اجتماعی است كه فرزند تجربه می‏كند. او از اعضای خانواده به ويژه پدر و مادر بيشترين تأثير را می‏ پذيرد، زيرا حمايت پدر و مادر خود را تجربه كرده است و همواره ديده است كه ضعف ‏های جسمی او را پدر و مادر جبران می ‏كنند و تغذيه و پرورش او را از روی مهر و شفقت انجام می‏ دهند. اين تجربه‏ ها موجب اطمينان او نسبت به آنها می ‏شود و اين اطمينان باعث پذيرندگی فرزند از پدر و مادر می‏ گردد. اگر پدر و مادر در اين زمان عقايد صحيح را به او بياموزند، قلب نيالوده او آن را می‏ پذيرد و عادات لازم و متناسب با عقايد صحيح را می‏ يابد.[7]وظايف والدين والدين به عنوان ارکان اصلي خانواده وظايف بسيار متعدد و گسترده نسبت به فرزندان دارد. مادر در اين ميان وظيفه شان به خصوص در مرحله قبل از تولد مهم و البته زياد است، پدر نيز وظايفي دارد که در رشد و نمو کودک و سلامت و شادابي و تربيت فرزند و آينده او تأثير به سزا دارد. پدر و مادر وظيفه دارند كه با رعايت قوانين بهداشتی، جسم و محيط زندگي خود را سالم نگاه دارند، زيرا اگر آنها سلامت جسمي خود را به خطر اندازند و محيط زندگي را از آلودگي ها حفظ نكنند و مراقبتپ هاي لازم بهداشتي نداشته باشند، طفل را گرفتار خطرات و مهالكي خواهند كرد كه به هيچ وجه قابل اغماض نيست و نه تنها براي آنها غم و اندوه و افسردگي و مصيبت به بار مي آورد، بلكه اگر ناشي از تقصير باشد، مجازات و مؤاخذه الهي نيز دامنگير آنها مي شود.وظايف مشترک والدين والدين وظايف بسيار زيادي دارد که به مهمترين آنها اشاره مي شود:1- پذيرش كودك: بسياري از والدين نسبت به جنس كودك حساسيت نشان مي دهند. في المثل علاقه مندند كه پسر داشته باشند و بعضي هم روي دختر بودن فرزند تأكيد دارند.از حقوق كودكان اين است كه بدون توجه به جنس او، وي را بپذيرند و از او استقبال كنند. امام سجاد (ع ) به هنگامي كه صاحب فرزندي مي شد، پيش از آن كه از ديگر خصايص طفل بپرسد از خلقتش مي پرسيد كه آيا كودك سالم است يا نه؟ و آنگاه مي فرمود: سپاس خداوندي راست كه از من نسلي گرفتار و ناقص نيافريد.براي رفع حساسيت در برابر جنس ، پيامبر راجع به دخترش مي فرمود : "دختر چون گلي خوشبوست كه آن را مي بويم و روزي او با خداست". يا دست دخترش را مي بوسيد و مي فرمود: "دختر هديه خداست".  2- تسميه كودک: نامگذاري كودك بهتراست قبل از تولد انجام گيرد. از زمان حاملگي دو نام براي جنين بايد انتخاب شود كه اگر دختر بود يكي از نام ها و اگر پسر بود نام ديگر به وي داده شود.انتخاب نام خوب، براي كودك اهميت بسيار دارد مخصوصاً از آن باب كه اگر او درآينده شخصيتي شود، نام در ايجاد غرور يا حقارت او مؤثر است. بهتر است نامي انتخاب شود كه او با آن احساس سرافرازي و وابستگي به پاكان و قدرتمندان كند و توصيه شده است كه نام كودك از نام خاندان پيامبر باشد.امام هفتم (عليه السلام) فرمود : «اَوَّلُ ما يَبِرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ يُسَمِّيَهُ بِاِسْم حَسَن، فَلْيُحْسِنْ اَحَدُكُمْ اِسْمَ وَلَدِهِ.»[8] اول نيكی مرد نسبت به فرزندش اين است كه او را به نام نيك نامگذاری كند، بر هر كدام از شما لازم است برای فرزندش نام نيك انتخاب كند.رسول خدا (ص) فرمود: نامهای خود را نيـكو انتخاب كنيد، كه روز قيامت به همان نامها خوانده می شويد.[9]حضرت صادق (ع) از پدرانش روايت می‏كند:‏ «اِنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَ يُغَيِّرُ الاَْسْماءَ الْقَبيحَةَ فِی الرِّجالِ وَ الْبُلْدانِ.»[10] همانا رسول خدا اسماء زشت انسانها و شهرها را تغيير می دادند.حضرت باقر (ع) فرمود: «اَصْدَقُ الاَْسْماءِ ما سُمِّی بِالعُبُودِيَّةِ وَ اَفْضَلُها اَسْماءُ الاَْنْبِياءِ.»[11]صادق ترين نامها، نامهائی است كه بوی بندگی حق دارد، و برترين نامها برای فرزندان شما نام انبياء است.موسی بن جعفر (ع) فرمود: «لا يَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فيهِ اَسْمُ مُحَمَّد اَوْ اَحْمَدَ اَوْ عَلِی اَوِ الحَسَنِ اَوِ الحُسَيْنِ اَوْ جَعْفَر اَوْ طالِب اَوْ عَبْدِاللّهِ اَوْ فاطِمَةَ مِنَ النِّساءِ.»[12] در خانه‏ای كه نام پسران، محمد يا احمد يا علی يا حسن و حسين و جعفر و طالب و عبداللّه و نام دختران فاطمه باشد، فقر داخل نمی گردد.3-  انجام مراسم مذهبي: پس از تولد مي بايست در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند واين امر قبل از بريدن ناف براي كودك مستحب است و در روايات اسلامي اين امر را پناهي در برابر لغزش هاي شيطاني ذكر كرده اند. به طور خلاصه بايد گفت كه اين عمل در ايجاد روح ديني در كودك مؤثر است.از ديگر مسائل مربوط به اين زمينه كام گرفتن به تربت سيد الشهداء ، غسل مولوديه دادن، ختنه كردن ، عقيقه دادن و تصدق هم وزن موي سر او از طلا و نقره دادن است.«حَنِّكُوا اَوْلادَكُمْ بِماءِ الْفُراتِ وَ بِتُرْبَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ، فَاِنْ لَمْ يَكُنْ، فَبِماءِ السَّماءِ.»[13]كام كودك خود را به آب فرات و تربت قبر حسين (ع) برداريد، اگر نبود، با آب آسمان كامش را برداريد.4 -  احترام به كودك: طفل امانت خدا و هديه اوست. به خدا وابسته است. همچون عروسك و اسباب بازي نيست كه درباره اش تحقير روا شود. او چون وابسته به خداي بزرگ است بزرگ و صاحب كرامت است ، بايد به گريه و فريادش توجه كرد و بايد با او به احترام رفتار نمود.رسول خدا (ص) فرمود: «اَكْرِمُوا اَوْلادَكُمْ وَ اَحْسِنُوا آدابَهُمْ يُغْفَرْ لَكُمْ.» با گرامی داشتن فرزندانتان، و به نيكی كشاندن رفتارشان خود را در معرض مغفرت خداوند قرار دهيد.[14]هنگامي كه سخن مي گويد به سخنش بايد گوش فرا داد. در كار و تنهاييش نبايد زياد دخالت كرد. حكومت و تسلط او را بر اسباب بازي هايش نبايد بر هم زد. او بايد حس كند كه شخص بزرگي است و نزد ديگران احترام دارد و او را مي پذيرند.5-  محبت به کودک: محبت نيروي لازم براي ادامه حيات طفل است و روح كودك از طريق آن آسايش و آرامش پيدا مي كند. كودكاني كه در كودكي محبت نبينند در بزرگي افرادي خشن و ناهموار و عقده اي خواهند بود. اين محبت نبايد بستگي به موقعيت نسبي او داشته باشد في المثل نبايد مربوط به زيبايي كودك ، رشد او، رنگ مو و چشم او باشد بلكه به كودك  فقط از آن باب که وابسته به والدين است بايد محبت کرد. امام ششم (ع) از رسول خدا روايت می‏كند: «اَحِبُّوا الصِّبْيانَ وَ ارْحَمُوهُمْ.»[15]فرزندانتان را دوست بداريد، و به آنان رحمت آوريد.ضمنا نبايد فراموش کرد که محبت ها به افراط کشيده نشود، زيرا آن خود به نا به ساماني هاي ديگر کشيده مي شود.6- تغذيه کودک: هيچ غذايي براي كودك بهتر از شير مادر نيست. روي اين اصل توصيه شده است كه اگر مادر براي شير دادن كودك حق الزحمه مي خواهد، پرداخته شود. مادر به هنگام شير دادن تنها سلول هاي تن او را تغذيه نمي كند بلكه مهر و عاطفه خود را نثار او مي‏نمايد.در صورتي كه مادر قادر به انجام وظيفه خود نباشد بايد براي كودك دايه گرفت. درباره خصايص دايه توصيه شده است كه دايه احمق، از نظر چشم بيمار، يهودي، نصراني، مجوسي، زنازاده، بداخلاق و ناصبي نباشد. بلكه  داراي ايمان به خدا و اسلام و چهره اي نيكو و رشدي مناسب باشد.از حدود يك سالگي بايد از آنچه كه خود مي خوريم به كودك بدهيم. از حدود 15 ماهگي درخوردن غذا آزادش بگذاريم. غذا بايد طيب و پاك باشد و اين با عمل  و رفتار كودك رابطه مستقيم خواهد داشت: «كلوا مِن الطيبات و اعملوا صالِحاً»[16]  7-  پوشاندن كودک: لباس بهتر است فراخ باشد تا محدوديتي براي رشد او ايجاد نكند. جامه ي كودك سفيد و ديگر لباس هايش بهتر است رنگين باشد. به پسر جامه ابريشمي نپوشند و تنش را به نرمي ولطافت عادت ندهند و برعكس لباس ها چندان خشن نباشد كه جسمش را بيازارد.8- بهداشت کودک: در جنبه تن دور داشتن او از آلودگي ها ، بر كنار داشتنش از عوارض جسمي از راه رعايت اصول بهداشتي در محيط و غذاي طفل امكان پذيراست.در جنبه روان بركنار داشتن روح او از اضطراب ها ، ترس ها و نگراني ها مورد نظر است.در جنبه مغز دور داشتن او از بدآموزي هاست از آن بابت كه مغز او مخزني قيمتي است و بايد در آن چيزهاي گرانبها قرار داد.9- پرورش عاطفي کودک: طفل بايد در خانه، محبت و مهر، الم و غصه، حزن و تأثر و شادي و سرور را بياموزد. كمبود مهر عواقب وخيمي براي كودك خواهد داشت زيرا جامعه بي عاطفه، جامعه اي شكننده است نه دير پا. براي اين امر لازم است كودك مورد مهر قرار گيرد؛ او را ببوسند؛ گاهي نازش را بخرند؛ از مراقبتش احساس خستگي نكنند؛ از بهانه گيري او ناراحت نشوند و درباره اش قساوت و بي باكي نشان ندهند. در اين زمينه مرحوم فلسفي مي نويسد:«درس بشر دوستی را بايد از كودكی فرا گرفت پدر و مادری كه با فرزند خود محبت می‏كنند و نسبت به وی مهربان هستند می توانند به او بفهمانند كه دگران را دوست بدار. ...طفلی كه هرگز از كسی محبت نديده و لذت مهربانی را نچشيده است اساسا معنی محبت را نمی فهمد و اين حقيقت روحانی و حيات بخش را درك نمی كند او در زندگی هر چه ديده است سردی و بی مهری و احيانا خشونت و تندی بوده است او با مردم همان طور گفتار می كند كه مردم با او رفتار كرده اند از چنين انسانی نبايد توقع بشر دوستی داشت. محبت و مهربانی در خانواده پايه اساسی پرورش صحيح عواطف كودك است در پرتو محبت می توان احساسات طفل را به خوبی رهبری كرد و به راه صحيح و سعدت بخش سوق داد و او را انسان شايسته ای ساخت.بچه ای كه از مهر و محبت محروم مانده و راءفت و عطوفت نديده است احساساتش به راه غلط می رود، دچار تندخويی و خشونت، بدبينی و بدخواهی، دشمنی و كينه توزی، ده ها صفات ذميمه ديگر می گردد.»[17] 10-  پرورش اجتماعي: منظور آن است كه والدين به كودك آداب معاشرت بياموزند، طرز زندگي در جمع را به او ياد دهند بدانگونه كه او بتواند زندگي دسته جمعي را تحمل كند، همكاري و همگامي نمايد و در بين جمع متكلم وحده نباشد و براي انسانيت احترام قائل شود. روابطش با جمع براساس تفاهم مشروع باشد، در راه خدمت به جامعه گام بردارد و عدالت اجتماعي را رعايت كند.آماده كردن فرد براي ورود در زندگي اجتماعي تا سن 21 سالگي ادامه خواهد داشت و از طريق شركت دادن او در كارهاي خانوادگي، در شوراي خانوادگي و همراه بردن او به جامعه امكان پذير است.11- پرورش ديني: به مفهوم عام آن از همان روزهاي اول تولد آغاز مي شود. در سنوات بعد براساس كتب ديني ما براي هر سال و حتي هر چند ماهي برنامه اي معين شده كه براي اطلاع بيشتر بايد به آنها مراجعه كرد مثلاً  در سه سالگي بايد فرم سجده كردن را بياموزد، در پنج سالگي اداي شهادتين، در هفت سالگي نماز و... اين كار از راه عمل والدين و شركت دادن كودك در مجامع ديني امكان پذيراست. كودكانی كه از اول با ايمان به خدا تربيت می شوند، اراده ای قوی و روانی نيرومند دارند. از دوران كودكی رشيد و با شهامت هستند و نتايج درخشان ايمان از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.12- پرورش اخلاقي: اخلاق به مفهوم مجموعه اصول حاكم بر روابط انساني و پاسداري اين روابط بايد از همان ماه هاي اول تولد به كودك القاء شود. تربيت بدون اخلاق، پرورش جنايتكار زيرك است. در سايه پرورش اخلاقي صفت ها و قدرت هاي خداوندي، فضائل بزرگ عقلي چون امانت، شجاعت، احتياط و تهور در او بيدار مي شود و كودك براي ادامه زندگي خود ضوابطي را بر مي‏گزيند.13- پرورش اقتصادي: والدين وظيفه دارند فرزند را براي كسب مهارتي در انجام يك شغل تربيت كنند و كار و هنري بدو بياموزند تا در سايه آن بتواند به ادامه زندگي بپردازد و سربار ديگران نباشد.براي يافتن روحيه‏اي متناسب در كسب يك شغل لازم است والدين درد و رنج ناشي از كار خود را به رخ او نكشند و از كار خود گله مند نباشند.از ديگر مسائل آموزشي، ارزش پول است. مي توان آن را وسيله اي براي حفظ آبرو و ادامه حيات معرفي كرد و يا يك هدف كه غرض، وصول به آن باشد كه البته فرم اول آن مورد توصيه اسلام است.14- مسکن کودک: کودك محلي را لازم دارد تا در آن بتواند تنها باشد و در عالم خود سير كند. اگر تهيه اطاقي براي او ممكن نيست لااقل گوشه اي از اطاق مسكوني بايد در اختيار او باشد تا در آن بتواند اسباب بازي اش را رديف كند و در عالم خود با خود سرگرم بماند. در سنين بالاتر لازم است محل خواب او از پدر و مادر و خواهر يا برادرش جدا باشد.15- آموزش مسائل ضروري: بسياري از مسائل ضروري براي زندگي كودك از واجبات و محرمات و حقوق و حدود، متناسب رشد و سن او بايد به وي آموخته شود و اين امر آن قدر بايد وسعت داشته باشد كه مسائلي در حدود شئون زندگي، خانوادگي و ازدواج هم مطرح شود.بسياري از والدين از دادن پاسخ به سؤالات كودكان ابا دارند و مي گويند "رويش باز مي شود" و يا زمينه را طوري فراهم مي كنند كه كودك جرئت نكند مسائل خود را از والدين بپرسد. اين امر به زيان خانواده و كودك است. كودك باالاخره براي پرسش هاي خود پاسخ پيدا مي كند، اگر پدر و مادر از زير بار آن شانه خالي كنند، از غير و از افراد غير مطلع و احياناً سودجو و مغرض پرسش خواهد كرد. پس بهتر است خود والدين كه ازهمه كس به او دلسوزتر و مراقب ترند به گونه اي براي سؤالاتش پاسخ ارائه دهند.16- بازي و همساني با كودك: کودك نيازمند بازي است و بازي زمينه رشد او را فراهم مي كند. كودك درخانه نيازمند كسي است كه با او همسان باشد، مثل او بينديشد و مثل او رفتاركند. اين احساس براي تنها فرزند خانواده بيشتر به چشم مي آيد. براي رفع اين نياز است كه در تربيت اسلامي توصيه شده است والدين گاهي خود را به جاي يك  كودك بگذارند و با او بازي كنند. پيامبر (ص) همين روش را درباره حسنين اعمال مي كرد حتي خود را همچون شتري خم مي كرد كه دو فرزندش بر دوش او سوار مي شدند.17-  تربيت براي زندگي: زندگي هميشه غذاي گرم و بستر نرم نيست. هميشه راحت و فراغ نيست گاهي محروميت هايي وجود دارد كه طفل بايد با آنها مأنوس شود. روي اين نظر اصراري نداشته باشيم كه كودك همه وقت متنعم به كل نعمت ها باشد و نيز اصرار نكنيم كه زندگيش هميشه توأم با موفقيت باشد. لازم است او مزه شكست، گرما و سرما، تشنگي و گرسنگي، آسايش و رنج را بچشد و براي زندگي دنياي آينده كه توأم با اين تضادهاست آمادگي يابد.از مسائل ديگر، آموزش دنياي متفاوت زن و مرد است كه بايد از راه عمل و رفتار والدين دريابد. لغزيدن، افتادن، مجروح شدن، درد و خوشي، جزو زندگي است. لازم نيست كودك هميشه و همه وقت در اين زمينه ها حمايت ببيند چون در آن صورت فردي بي عرضه و ناتوان خواهد شد. از ديگر مسائل ، آموزش خوش بيني نسبت به زندگي است . نبايد وضعي به وجود آيد كه او از زندگي احساس دلسردي كند. والدين نبايد از زندگي در برابر كودك شكوه كنند و در نتيجه او را به آينده بدبين نمايند.[18]


 منابع در آرشیو سایت
منبع: فصلنامه بیان، شماره 4و 5

یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین بروز رسانی ( ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ )
انجمن علمی فرهنگی میزان