صفحه اصلی arrow  اهل بیت علیهم السلام arrow  اهل بیت علیهم السلام arrow اهل بيت (ع) از منظر مفسران اهل سنت
اهل بيت (ع) از منظر مفسران اهل سنت ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده محمد موسي اکبري   
۱۲ خرداد ۱۳۸۹

مقدمه:
اهل بيت پيامبر(ص) چه کساني هستند؟
واژه‏ي"اهل بيت" در لغت بر زن و فرزند اطلاق مي شود. اگر همين معناي لغوي محفوظ باشد بايد گفت که اهل بيت پيامبر (ص) زنان و فرزندان آن حضرت هستند.
اما با توجه به عرف قرآن در باره‏ي اهل بيت و عمل مشخص رسول خدا(ص) و رواياتي که در اين زمينه, در منابع اهل سنت و شيعه فراتر از حد تواتر رسيده, ذهن انسان را از معناي لغوي واژه‏ي اهل بيت به يک معناي خاص که شامل عده‏ي خاص مي‏شود راهنمايي مي‏کند.
مصداق اهل بيت, ريشه قرآني دارد و در سوره‏ي احزاب آيه 33 که مشهور به آيه‏ی تطهير مي‏باشد آمده است. در اين آيه کلمه اهل بيت به اعتراف مفسران شيعه و سني در اهل بيت پيامبر بکار رفته است. اما اينکه عنوان اهل بيت پيامبر شامل چه کساني است؟ در اين مقاله از منابع شيعه و سني در باره‏ي آن بحث شده است.



مصداق اهل بيت در آيه‏ي تطهير " رواياتي که دال بر اختصاص آيه‏ي تطهير به پيامبر(ص) و علي (ع) و فاطمه (س) و دو فرزندشان حسن و حسين (ع) مي باشد بسيار زياد است. از جمله هجده روايت تنها در تفسير" درالمنثور" نقل شده که پنج روايت از "ام سلمه", سه روايت از ابوسعيد خدري, يک روايت از انس بن مالک, دو روايت از ابن عباس, دو روايت از ابي الحمراء, يک روايت از واثله بن اسقع, يک روايت از سعد, يک روايت از ضحاک بن مزاحم و يک روايت از زيدبن ارقم."(1) اين احاديث در چهار بخش تقسيم مي‏شو: 1ـ رواياتي که از بعضي زوجات پيامبر(ص) نقل شده و با صراحت مي گويد: هنگامي که پيامبر(ص) سخن از اين آيه شريفه مي‏گفت: از حضرتش سوال کرديم که آيا ما هم جزء اين آيه هستيم؟ فرمودند: شما خوبيد اما مشمول آيه نيستيد. از جمله ثعلبي در تفسير خود از "ام سلمه" همسر گرامي پيامبر(ص) نقل مي کند که پيامبر(ص) در خانه ي خود بود که حضرت فاطمه(ص) غذا نزد آن حضرت آورد. پيامبر(ص) فرمودند؛ همسر و دو فرزندت حسن وحسين را صدا کن, آنها آمدند, سپس غذا خوردند. بعد پيامبر(ص) عبايي بر آنها افکند و گفت: "اللهم هولاء اهل بيتي و عترتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا " در اينجا بود که آيه شريفه‏ي"انما يريد اله ليذهب عنکم...." نازل شد. من گفتم اي رسول خدا. آيا من هم با شما هستم؟ فرمود : انک علي خير. (تو بر نيکي هستي). و نيز ثعلبي از علماي معروف اهل سنت که در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم مي زيست و تفسير کبير او معروف است. از عايشه همسر پيامبر(ص) چنين نقل مي کند: "هنگامي که از او درباره‏ي علي(ع) سؤال کردم. چنين گفت: "تسألني عن احب الناس کان الي رسول(ص) و زوج احب الناس کان الي رسول الله(ص) لقد رايت عليا و فاطمه و حسنا و حسينا و جمع رسول الله(ص) بثوب عليهم ثم قال : اللهم هولاء اهل بيتي و حامتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. قالت فقلت يا رسول الله(ص) انا من اهلک؟ قال تنحي فانک علي خير." از اين احاديث که از زبان همسران پيامبر نقل شده, استفاده مي‏شود که همسران پيامبر(ص) جزء اهل بيت در آيه نيستند " (2) 2ـ داستان حديث’کساء در روايات بسياري و با تعبيرات مختلف وارد شده و قدر مشترک همه‏ي آنها اين است که پيامبر(ص)و علي(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسين را فراخوانده و يا به خدمت آن حضرت آمدند, آنگاه پيامبر(ص) عبا يا پارچه‏اي بر آنها افکند و گفت: خداوندا اينها خاندان من هستند رجس و آلودگي را از آنها دور کن و در اين هنگام آيه "انما يريد الهج ليذهب... "نازل گرديد. قابل توجه اين حديث در صحيح مسلم از قول عايشه همسر رسول خدا نقل شده و هم چنين حاکم در مستدرک و بيهقي در سنن و ابن جرير در تفسيرش و سيوطي در درالمنثور نقل کرده اند. همين حديث در مسند احمد نيز آمده است.(3) 3ـ در بخش ديگري از روايات که آن نيز متعدد و فراوان اند مي‏خوانيم؛ بعد از نزول آيه‏ي تطهير, پيامبر(ص) چندين ماه, ـ در بعضي روايات شش ماه, در بعضي ديگر هشت ماه يا نه ماه آمده است.ـ هنگامي که براي نماز صبح از کنار خانه‏ي فاطمه (س) مي‏گذشت صدا مي‏زد: "الصلوة يا اهل البيت. انما يريد الله ليذهب..." اين حديث در« شواهد التنزيل» نوشته مفسر معروف « حاکم حسکاني » از انس بن مالک نقل شده است. در همان کتاب حديث ديگري به عنوان « هفت ماه » از ابي الحمراء آمده است. نيز در همان کتاب اين جريان به عنوان « هشت ماه » از ابو سعيد خدري نقل شده است. اين تفاوت تعبيرات طبيعي است, زيرا امکان دارد, انس بن مالک شش ماه, ابو سعيد هشت ماه, ابي الحمراء هفت ماه و ابن عباس نه ماه اين مطلب را از پيامبر شنيده است. يعني مدت زمان ديدن آنها و حضور آنها در مدينه متفاوت بوده لذا متفاوت نقل کرده اند.(4) 4ـ روايات متعددي از ابو سعيد خدري صحابي معروف نقل شده و اشاره به آيه تطهير کرده که با صراحت مي گويد: "نزلت في خمسة, في رسول الله (ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و الحسن و الحسين عليهماالسلام." پس رواياتي که درباره‏ي آيه تطهير و اختصاص آن به پيامبر(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسين عليهم السلام در منابع معروف اسلامي آمده به قدري زياد است که آن را در دريف روايات متواتر قرار مي دهد و از اين نظر جاي ترديد نيست. تا آنجا که در شرح « احقاق الحق» آن را بيش ازهفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت علاوه بر منابع معروف پيروان اهل بيت (ع) نقل مي کند مي گويد: اگر همه‏ي اين منابع را بشماريم از هزار هم مي‏گذرد.(5) مصداق آيه‏ي تطهير الف) طرق روايات در نزد اهل سنت: "رواياتي که در شأن نزول آيه‏ي شريفه آمده, مي‏رساند که مراد رسول خدا(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسين عليهم السلام هستند. واحدي در اين فضيلت با آنان شرکت ندارد و اين روايات بسيار زياد اند و بيش از هفتاد حديث است که اکثر آنها از طرق اهل سنت مي‏باشند. اهل سنت از طرق بسياري از ام سلمه, عايشه, ابي سعد خدري, سعد واثلة, ابي الحمراء, ابن عباس, ثوبان غلام آزاد شده‏ي رسول خدا(ص), عبدالله بن جعفر, علي(ع) و حسن و حسين (ع) که تقريبا از چهل طريق نقل کرده اند. ب) طرق روايات در نزد شيعه: " شيعه رواياتي که در شأن نزول آيه‏ي شريفه آمده, مي‏رساند که مراد رسول خدا(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسين عليهم السلام هستند, از حضرت علي (ع), امام سجاد(ع), امام باقر(ع), امام صادق (ع), امام رضا(ع), ام سلمه, ابي ليلي, ابي الاسود دوئلي, عمروبن ميمون أودي و سعد بن ابي وقاص به بيش از سي طريق نقل کرده اند."(6) اهل بيت (ع) در تفاسير اهل سنت جلال الدين سيوطي در تفسير« درالمنثور» وقتي به آيه‏ي شريف انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس... مي‏رسد با استفاده از رواياتي که درشأن نزول آيه وجود دارد, به صورت واضح و روشن مطلب را بيان مي‏کند. البته به صورت قطعي اعتراف ندارد که مصداق اهل بيت در آيه, خمسه طيبه است, روايات را بدون کم وکاستي نقل مي کند. "و اخرج ابن جريرو ابن المنظر, ابن ابي حاتم, الطبراني و ابن مردوية عن ام سلمه: ان رسول الله (ص) کان ببيتها علي منامة له, عليه كساء خيبري, فجا ئت فاطمه(س) عنها ببرمة فيها خزيرة, فقال رسول الله (ص): ادعي زوجك و ابنيك حسنا و حسينا, فدعتهم فبيناهم ياكلون, اذ نزلت علي رسول الله (ص)," انّما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت...." فاخذ النبي (ص) بفضله ازاره فغشاهم اياهم. ثم اخرج يده من الکساء و اوماء الي السماء ثم قال: اللهم هولاء اهل بيتي و حامتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا, قالها ثلاث مرات. قالت ام سلمه: فادخلت راسي في الستر فقلت يا رسول الله(ص) و انا معکم ؟ فقال : انک علي خير."(7) " و اخرج الطبراني عن ام سلمه : ان رسول الله (ص) قال: لفاطمه(س) ائتني بزوجک و ابنيک فجائت بهم, فالقي رسول الله (ص) عليهم کساء فدکيا ثم وضع يده عليهم ثم قال اللهم ان هوالاء اهل محمد(ص) ( و في لفظه) آل محمد, فجعل صلواتک و برکاتک عل آل محمد کما جعلتها عل آل ابراهيم انک حميد مجيد. قالت ام سلمه: فرفعت الکساء لادخل معهم, فجذ به من يدي و قال : انک عل خير. " "و اخرج ابن مردويه عن ام سلمه قالت: نزلت هذه الآيه في بيتي" انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس..."و في البت سبعة, جبرئيل, ميكائيل و رسول الله وعلي و فاطمه و حسن و حسين(ع) و انا علي باب البيت فلت: يا رسول الله الست من اهل البيت؟ قال انک علي خير, انک من ازواج النبي(ص). " "و اخرج الترمزي و صححه, و ابن جرير, و ابن المنذر, و الحاكم, و صححه, و ابن مردويه, و البيهقي, في سنته من طرق عن ام سلمه قالت: في بيتي نزلت " انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس..." و في البيت فاطمه و علي و الحسن و الحسين عليهم السلام فجللهم رسول الله (ص) بکساء کان عليه ثم قال هولاء اهل بيتي فاذهب عنکم الرجس و طهرهم تطهيرا."(8) در تفسير در المنثور جلال الدين سيوطي در اين باب روايات زيادي نقل شده است. چون بنا بر اختصار است به دو سه روايت از باب نمونه اشاره شد. البته بايد گفت تنها در کتاب تفسير درالمنثور نيست, بلکه اگر به همه‏ي کتب تفسيري اهل سنت مراجعه کنيم, در باب تفسير آيه‏ي تطهير و شأن نزول آن, روايات بسيار فراوان به طرق مختلف آمده که شامل خمسه طيبه مي باشد. درتفسير طبري, بعد از آنکه طبري آيه‏ي تطهير را مطرح مي‏کند, و در مورد اين که مراد از اهل البيت در آيه شامل جه کساني است, اقوالي را ذکر مي‏کند و بعد مي‏گويد: فقال بعضهم: " اختلف اهل التاويل في الذي عنوا بقوله ( اهل البيت) فقال بعضهم: عني به رسول الله و علي و فاطمه و الحسن و الحسين رضوان الله عليهم."(9) ابن کثير از مفسرين بزرگ اهل سنت در تفسير خودش در مورد آيه‏ي تطهير, نظر عکرمه را دراين که آيه تنها شامل زنان پيامبر مي باشد, مطرح مي کند. بعد مي‏گويد: " و في هذا نظر " يعني در ديدگاه عکرمه نظر و ملاحظه است, آن اينکه: احاديث زيادي وارد شده که مراد آن اعم از قول عکرمه است. بعد ايشان اين حديث را نقل مي‏کند: " حدثنا الامام احمد, حدثنا عفان, حدثنا حماد, اخبرنا علي بن زيد عن انس بن مالک, قال: " ان رسول الله (ص) کان يمرّ بباب فاطمه (س) ستة اشهراذا خرج الي صلوة الفجر, يقول: الصلوة يا اهل البيت, " انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس..."(10) در مجموع از مراجعه به تفاسير اهل سنت با توجه به رواياتي که در مورد آيه‏ي تطهير و رواياتي که در شان نزول آيه‏ي تطهير نقل کرده اند استفاده مي‏شود که منظور از اهل بيت در آيه‏ي تطهير همان خمسه‏ي طيبه است. همسران پيامبر(ص) و اهل بيت (ع) " رواياتي که از خود همسران پيامبر(ص) نقل شده و مي گويند: هنگامي که پيامبر خود سخن از اين آيه‏ فرمود: ما از او سوال کرديم که ما جزء آن هستيم؟ فرمود: شما خوبيد اما مشمول آيه نيستيد. از آن جمله روايتي است که ثعلبي در تفسير خود از ام سلمه نقل کرده که پيامبر(ص) در خانه‏ي خود بودند که فاطمه پارچه‏ي حريري نزد آن حضرت آورد, پيامبر فرمود: همسر و فرزندانت حسن و حسين را صداکن, آن ها را آورد. سپس غذا خوردند, بعد پيامبر عباي خود را بر آن ها افکند و فرمود: اللهم هولاء اهل بيتي و عترتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا... آيه‏ي تطهير در اين جا نازل شد. من( ام سلمه) گفتم آيا من هم با شما هستم اي رسول خدا(ص) ؟ فرمود: انک علي خير, تو بر خير و نيکي هستي اما در زمره ي اين گروه نيستي. و نيز ثعلبي خود از عايشه چنين نقل مي کند: هنگامي که در باره‏ي علي(ع) از او سوال کردم چنين گفت: " تسئلني عن احب الناس کان الي رسول الله و زوج احب الناس کان الي رسول الله لقد رايت عليا و فاطمه و حسنا و حسينا عليهم السلام جمع رسول الله بثوب عليهم ثم قال: اللهم هولاء اهل بيتي و حامتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. قالت فقلت يا رسول الله انا من اهلک؟ قال: تنحي فانک علي خير."(11} با توجه به اعتراف عايشه در روايت مذکور که از طريق اهل سنت نقل شده است. حضرت علي(ع) و فاطمه و فرزندانش حسن و حسين جزء اصحاب کساء و مشمول آيه‏ي تطهير هستند. از اين پاسخ عايشه بدست مي‏آيد, که آيه‏ي تطهير به صراحت اهل بيت را از رجس و پليدي پاک و منزه مي داند. بنابر اين ادعاي کساني مانند عکرمه و امثال آن مبني بر اينکه اهل بيت پيامبر زنان پيامبر هستند با نص آيه‏ي تطهير و اعمالي که از بعضي زنان پيامبر(ص) سر زده است سازگاري ندارد. "صفيه بنت شيبه قالت: قالت عايشه : خرج نبي(ص) غداتا و عليه مرط و مرسّل من شعر اسود فجاء الحسن بن علي(ع) فادخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جائت فاطمه فادخلها ثم جاء علي فادخله ثم قال: انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس... ."(12) "عوام بن حوشب عن التميمي قال: دخلت علي عايشه و حدثتنا انها رأت رسول الله دعا عليا و فاطمه و الحسن و الحسين فقال اللهم هولاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا. جميع بن عمير او عميربن جميع دخلت مع امي علي عايشه فسالتها امي قالت: اخبرني کيف کان حب رسول الله(ص) لعلي؟ فقالت عايشه : کان احب الي رسول الله لقد رايته و قد ادخله تحت ثوبه و فاطمه و حسنا و حسينا ثم قال: اللهم هولاء اهل بيتي اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.قالت: فذهبت لادخل راسي فدفعني فقلت يا رسول الله الست من اهلک؟ قال: انک علي خير, انک علي خير."(13) آنچه را که خود عايشه يا ديگران از او نقل کرده اند و مورد قبول بزرگان اهل سنت مي باشد و اگر هم از ساير روايات که بسيارزياد است چشم پوشي کنيم, باز مطلب بسيار واضح و روشن است که مصداق واقعي اهل بيت که آيه شريفه درباره‏ي آن ها نازل شده و پيامبر به صورت ويژه اعضاي آن را معين کرده است, قابل انکار نخواهد بود. اگر هم کسي بگويد اين روايات قابل قبول نيست ناچار است که بگويد همه‏ي روايات موجود در صحاح سته از جمله صحيح مسلم و بخاري مورد قبول نباشد. حال آنکه اکثر بزرگان اهل سنت روايات صحاح سته را بدون کم و کاست قبول دارند. "ابو سعيد الخدري عن ام سلمه: نزلت هذه الآيه في بيتي- انما يريد الله ليذهب... .- و کان في البيت علي و فاطمه و الحسن و الحسين(ع) , قالت : و کنت علي باب البيت فقلت اين انا يا رسول الله (ص)؟ قال: انت في خير وعلي خير"(14) " ابو سعيد الخدري ان ام سلمه لما نزلت هذه الآيه- انما يريد الله .... .- دعا رسول الله عليا و فاطمه و حسنا و حسينا فجلّل عليهم کساء خيبريا فقال اللهم هولاء اهل بيتي اللهم اذهب عنکم الرجس و طهرهم تطهيرا. قالت ام سلمه : الست منهم؟ قال: انت علي خير." "ابو هريره عن ام سلمه : جائت فاطمه الي رسول الله ببرمة لها قد صنعت فيها عصيده تحملها عل طبق فوضعته بين يدي فقال : اين ابن عمک و ابناک؟ فقالت في البيت فقال ادعيهم فجائت الي علي فقالت اجب نبي انت و ابناک. فقالت ام سلمه فلما رءاهم مقبلين مدّ يدهم الي کساء کان علي المنامه فحده و بسط و اجلهم عليه ثم اخذ با طراف الکساء الاربعه بشماله فضمه فوق روسهم و اومأ بيده اليمني الي ربه فقال: هؤالاء اهل البيت فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا."(15) رواياتي که از ام سلمه نقل کرده اند از نظر محتوا يکي است فقط در بعضي موارد الفاظ تفاوت دارد. شايد اين تفاوت به اين جهت باشد که سوالات از طرف افراد متعدد و در موارد مختلف صورت گرفته است, لذا ام سلمه با حفظ محتواي آنچه را که از پيامبر ديده, نقل کرده است. اهل بيت(ع) از نگاه صحابه " عطيه عن ابي سعيد الخدري قال رسول الله(ص) نزلت هذه الآيه في خمسة, في و في علي و حسن و حسين و فاطمه(انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس...)" " ابو برزه: صليت مع رسول الله سبعه عشره شهرا فاذا خرج من بيته اتي باب فاطمه فقال الصلوة رحمکم الله.انما يريد الله ليذهب..." " ابو داوود عن ابي الحمرا رابطت المدينه سبعه اشهر علي عهد النبي (ص) قال رايت النبي اذا طلع الفجر جاء الي باب علي و فاطمه فقال: الصلوة, انما يريدالله ..." " انس بن مالک: ان رسول الله(ص) کان يمر بباب فاطمه ستة اشهر اذا خرج الي صلوة الفجر يقول الصلوة يا اهل البيت.-انما يريد الله ..." " البرأ ابن عازب: جاء علي و فاطمه و الحسن و الحسين الي باب النبي (ص) فقام بردائه و طرحه عليهم ثم قال: اللهم هوالاء عترتي"(16) " يزيد بن حيان عن زيد بن ارقم (بعد ذکر حديث الثقلين) " اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله...واهل بيتي فقلنا من اهل بيته نسائه ؟ قال: لا و ايم الله ان المرءه تکون مع الرجل العصر من الدهر, ثم يطلقها و ترجع الي ابيها و قومها, اهل بيته اصله و اصبته الذين حرموا الصدقه بعده."(17) همچنين مضمون همين روايت توسط اصحاب مانند: عامربن سعد بن ابي وقاص از پدرش, عمر بن ميمون از ابن عباس, عطا ابن ابي رباح از عمربن ابي سلمه, عيسي بن عبدالله بن مالک از عمربن الخطاب و ابو عماد شداد نقل شده است. در مورد نازل شدن آيه‏ي تطهير اکثر مفسرين اهل سنت قائل اند که در خانه‏ي ام سلمه نازل شده است, جريان شأن نزول را اين گونه نقل مي‏کنند, حضرت پيامبر, علي, فاطمه, حسن و حسين را فرا مي خواند و آنان را تحت کساء قرار مي دهد و بعد به عنوان اهل بيت در حق آن ها دعا مي کند. اگر دقت شود از روايات چينين بر مي آيد که پيامبر اين عمل را شايد چندين بار در چندين مورد به لحاظ اهميت مسأله و اينکه در آينده بعد از پيامبر(ص) مسلمانان دچار اشتباه نشوند, تکرار کرده است.که اين تکرار از باب اهميت مسأله اهل بيت بوده و احاديثي که مي گويد پيامبر براي نماز صبح به مدت شش يا هشت يا نه ماه در خانه ي علي و فاطمه مي آمد و به عنوان آنها را صدا مي زد تاييد مي کند که مسأله بسيار مهم بوده و پيامبر به آن توجه خاص داشته است. اهل بيت(ع) در آيه‏ي مباهله " فمن حاجّك فيه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين."(18) داستان نازل شدن آيه ي مباهله يکي از مهم ترين نشانه هاي نبوت پيامبر گرامي اسلام است که در جريان ملاقات مسيحيان نجران بعد از سؤال و جواب, پيامبر اسلام آنان را به دين اسلام دعوت مي‏کند و آنها نمي پذيرند و سرانجام قرار مباهله مي‏گذارند. سران مسيحيان نجران يک شب را مهلت مي خواهند تا اين نکته را با رهبر و بزرگ شان, يعني اسقف مسيحيان نجران در ميان بگذارند, نکته‏ي جالب اين است که اسقف شان مي‏گويد: " به نظر من بايد فردا چگونگي آمدن محمد(ص) را براي مباهله در نظر بگيريم اگر ديديم او فرزندان و چند تن از خانواده را همراه دارد ابدا مباهله نخواهيم کرد و فورا سخن خود را پس خواهيم گرفت چون خطرناک است. اما اگر ديديم با اصحاب و جمعي از پيروان خود آمدند حاضر مي شويم و مباهله مي‏کنيم."(19) بسيار واضح و روشن است که همراه پيامبر در روز مباهله چهار نفر بودند که عبارت بود از: علي(ع) و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام. "مسند احمد به سند خود از سعدبن ابي وقاص روايت کرده موقعي که آيه‏ي مباهله نازل شد پيامبر(ص) علي(ع) و فاطمه و حسن و حسين(ع) را نزد خود خواند و گفت: پروردگارا اين ها اهل بيت من اند."(20) فخر رازي در تفسير کبير بعد از نقل جريان مباهله در ذيل به آيه‏ي تطهير نيز اشاره مي کند و چنين مي گويد:" روي انه عليه السلام لما اورد الدلايل علي نصاري نجران ثم انهم اصروا علي جهلهم فقال عليه السلام: ان الله امرني ان لم تقبلوا الحجة ان اباهلکم... و کان رسول الله خرج و عليه مرط من شعر اسود و کان قد اختضن الحسين(ع) و اخذ بيد الحسن و فاطمه تمشي خلفه علي و خلفها و هو يقول: اذا دعوت فامنوا... و روي انه عليه السلام لما خرج في المرط الاسود فجاء الحسن فادخله ثم جاء الحسين فادخله ثم فاطمه و ثم علي ثم قال: "انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و طهرهم تطهيرا." و اعلم ان هذه الروايه کما اتفق علي صحتها بين اهل التفسير و الحديث."(21) اين بيان از فخر رازي حکايت از هم بستگي آيه تطهير و آيه مباهله در مورد اهل بيت دارد. افرادي که در روز مباهله پيامبر(ص) را همراهي مي کنند تا بعد از دعاي پيامبر(ص) آمين بگويند کساني هستند که در پيشگاه خداوند آنها را از هر گونه رجس و پليدي پاک گردانيده و داراي مقام عصمت هستند. آنان جز علي(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسين(ع) کسي ديگر نيستند. ابن اثيرالجرري در جامع الاحوال من احاديث الرسول(ص) چنين نقل مي کند. "لما نزلت هذه الآيه "فدع ابنآءنا و ابنآئکم..." دعا رسول الله(ص) عليا و فاطمه و حسنا و حسينا, فقال : اللهم هولاء اهلي."(22) پيامبر(ص) در اينجا به طور واضح و روشن اهل بيت خويش را معرفي مي کند. جمع بندي و نتيجه گيري: گرچه به مطلب بسيار به طور فشرده و خلاصه پرداخته شد.اماتما رواياتي که در اين باب نقل شد, از منابع اهل سنت استفاده شده است و از مجموع روايات و بيان مفسرين اهل سنت به خوبي مي توان نتيجه گرفت که اهل بيت پيامبر چه کساني هستند. تمام روايات در اين باب با يک محتوا و بيان هاي مختلف به صورت روشن و واضح به قضيه پرداخته و جاي هيچ گونه شک و ترديدي باقي نمي گذارد. در عين حال عمل خود پيامبر در حين نزول آيه مبارکه تطهير و بعد از آن طبق بعضي از روايات تا مدت شش ماه يا هشت يا نه ماه به صورت خاص اين مسأله را بيان مي کند. نيز در جريان آيه مباهله که مورد قبول اهل سنت است اهل بيت پيامبر(ص), علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند. از همه روشن تر اعتراف خود همسران پيامبر از جمله عايشه و ام سلمه است که مي‏گويند وقتي آيه‏ي تطهير نازل شد پيامير(ص), علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را تحت کساء قرار دادند و دعا کردند. ما(زنان) خواستيم داخل کساء شويم پيامبر مانع داخل شدن ما شد و حتي تعبير فجذّبه دارد. يعني گوشه‏ي کساء را از دست ما کشيد و نگذاشت ما داخل شويم. بنابراين آيه‏ي تطهير مي خواهد پيام خاصي را براي مسلمانان بازگو کند و پيامبر موظف است که اين پيام را به مسلمانان برساند و کلمه ي اهل بيت در آيه‏ي تطهير عنوان مشير به اين پيام است و پيامبر طبق وظيفه ي الهي مشاراليه آن را با جمع کردن تحت کساء بيان مي کند. طهارت که در آيه‏ي تطهير بر اهل بيت اختصاص پيدا مي کند, حکايت از عصمت و پاکي اهل بيت دارد. اين موهبت الهي است به هر کسي که بخواهد عطا خواهد کرد. اين عصمت براي آن است, قران که وحي منزّل است. بعد از پيامبر نياز به تفسير دارد و به تعبير خود قرآن که فرمود:" لا يمسه الا المطهرون." لذا است که وجود معصوم و عصمت ضرورت است که بهره‏ي آن براي انسان ها خواهد بود. منابع:
یادداشت های بازدیدکنندگان


انجمن علمی فرهنگی میزان