|
نویسنده حجت الاسلام دانش
|
|
۱۹ اسفند ۱۳۸۸ |
|
چكيده منتظر واقعي با اعتقاد به مباني ديني وولايت امام عصر(عج)، واعلان تنفر ازظلم، فساد، بي عدالتي، همواره درتلاش بوده و به فكر اصلاح خود ومحيط پيرامون خوداست. شخص منتظر كسي است كه چشم به راه آن يار مهر است و آنكه چشم به راه مصلح جهاني است بايد در عمل مراتب دلبستگي خود را به او نشان دهدو سر به فرمان اطاعت آن عزيز فرود آورد ورسالت خودرادرقبال حضرت که عبارتنداز: شناخت آرمانهاي امام، انتظارفرج، غمگين بودن درفراق يارغايب ازنظر، ياد او بادادن هديه، صدقه و دعابرای حضرت، وتقوي پيشه كردن وپايبندي به دستورات ديني انجام دهد. منتظران دربرابر جامعه وايجاد زمينه مردمي براي ظهور، نيز وظائفی دارند که عبارتند از: اصلاح مفاسد اجتماعي، آمادگي نظامي، ايجاد وحدت، دستگيري ازمحرومان،آمادگی فرهنگی وفکری و....چنين منتظران ازمنظرروايات داراي اجر و پاداش فراوانند.
واژگان كليدي: منتظر، مباني، رسالت، فردي، اجتماعي، انتظار، آمادگی و ... مقدمه منتظر كسي است كه با ايمان و اعتقاد به مباني دين و ولايت امام عصر(عج) چلچراغ انتظار را در دهليزهاي اميدوار قلبش كه معبر وگذرگاه احساس، جهاد، حركت، مقاومت، ايثار و شهادت است؛ با شعلهاي برافروخته از عشق ولايت، منور نگاه داشته و با اعلان تنفر از همة مفاسد، تبعيضها، بي عدالتيها و تباهيها، چشم به راه مصلح جهانی است وبرای تحقق حکومت واحد جهانی لحظه شماری می کند وزمينه های ظهورآن خورشيد غائب ازنظررافراهم می سازد. طبيعي است كه در منتظران واقعي روح اميد و اري، اصلاح طلبي، توان و نيروي مبارزه و مقاومت دربرابر انحرافات، موج ميزند، و منتظران كه انسانهاي متعهدي هستند هرلحظه در انتظار انفجار قطعي نظامهاي ضد استكبار بسر ميبرند و همواره خود را براي شركت در انقلاب جهاني كه با شمشيرعلي (ع) و زره پيامبر(ص) و بهدست فرزند پيامبر (ص) و علي(ع)ايجاد ميشود، آماده ميكنند.
منتظران واقعي از مقام و جايگاه ويژة درآموزه های دينی، برخور دارند؛ زيرا انتظار حلقة وصل منتظران با امام است؛ انتظار، معيار ارزش برای انسانهاست. آرزوهای انسانها معيار براي سنجش ميزان رشد، كمال و تعالي آنهاست.آرزوها انسان را به حركت واميدارد و به طور طبيعي هر چه همت، بلندتر و آرزو، ارزشمندتر باشد حركت و تلاش انسان نيز از ارزش بيشتري برخوردارخواهد بود. منتظران مهدی(عج) آرزوی تحقق حاكميت دين خدا، استقرار حكومت صالحان، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان، برقراري نظام قسط و عدالت و گسترش امنيت و رفاه را در جاي جاي كره خاكی، دردل دارد واز والاترين ارزشهانيز برخوردارند. ازاين رو، بحث پيرامون رسالت منتظران،ازمهم ترين مباحث مطرح درحوزة مباحث مهدويت است که بايد به پرسشهای فراوانی مثل: 1.مبانی رسالت منتظران چيست؟منتظران درآموزه های دينی چه ارزش وجايگاهی دارد. 2.منتظران درقبال امام زمان(عج) ونسبت به خودشان چه وظائفی دارند؟ 3. منتظران درقبال اجتماع وايجاد زمينه های ظهور، چه وظائفی دارند؟ پاسخ گفته شود. مقالة حاضر پژوهشی کوتاهی برای پاسخ به پرسشهای فوق است. واژه شناسي « رسالت» ا زمادة «رسل» به معناي نفوذ همراه با حمل ميباشد.يعني حمل كنندهاي امري نفوذ پذير كه توأم با تحرك و سير است خواه اين امر مادي باشد يا معنوي. « منتظر» از واژة « نظر» يعني رؤيت عميق و حقيقي در موضوعي، خواه مادي يا معنوي كه ميتواند با ديدة چشم يا با چشم دل باشد. و به معناي معرفت حاصله بعد از فحص و تأمل است. همچنين به معني درنگ كننده و آنكه چشم به راه كسي است و انتظار فردي را ميكشد. و منتظر در فرهنگ مهدويت به انساني گفته ميشود كه با تمام وجود در انتظار آمدن آخرين حجت الهي «امام زمان(عج) » به سر مي برد. مباني رسالت منتظران رسالت و وظايف منتظران، مباني گوناگوني دارد كه به بيان برخي ازمهمترين آنها پرداخته ميشود: الف)قرآن آيات فراواني براين دلالت دارند كه مردم بايد در انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) به سر ببرند و انتظار آمدن او يك تكليف الهي است. قرآن كريم ميفرمايد: «قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ»؛ بگو منتظر باشيد كه ما هم منتظريم. همچنين ميفرمايد: «فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ»؛¬ منتظر باشيد، ما هم با شما منتظريم. در جايي ديگر ميفرمايد: «فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ»؛ منتظر باشيد كه من هم با شما منتظريم. آيات ياد شده، انتظار فرج را به صورت «امر» كه نشانة وجوب است بيان كرده است. بنابر روايات فراوان، اين آيات درباره انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) تأويل شده است. قران كريم به مسالة انتظاركه درزبورمطرح شده است نيزتصريح دارد وميفرمايد:«ولقدكتبنا في الزبورمن بعدالذكران الارض يرثها عباديالصالحون؛مادرزبوربعدازذكر(تورات)نوشته ايم كه سرانجام زمين رابندگان شايسته مابه ارث خواهند برد» ب)روايات روايات فراوان وجود دارد كه انتظار ظهور امام زمان(عج) را بيان كرده است؛ از جمله اينكه: 1. شيخ صدوق(ره) در كتاب «اكمال الدين» به سندي از عبدالعظيم حسني آورده است: «نزد سرورم حضرت محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب(ع) رفتم و خواستم دربارة قائم(عج) از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او؟ خود آن حضرت شروع كرد به سخن گفتن و به من فرمود: اي ابوالقاسم! به درستي كه قائم از ماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش در انتظارش باشند و از ظهورش اطاعت شود». 2.حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني در كتاب منتخب الاثر ميفرمايد: « اعلم ان الاخبار الواردة في فضلية الانتظار و الترغيب فيه كثيرة متواترة.» براي اطلاع بيشتر از اين روايات ميتوان به كتاب منتخب الاثر ص 624 تا ص 634 و نيز بحارالانوا، ج52، ص 122 تا ص 150 مراجعه كرد. ج)فطرت انسانها انتظار فرج، يك مسئلة فطري است كه با سرشت آدمي عجين گشته و عمري به درازاي عمر آفرينش انسانها دارد؛ زيرا با وجود اختلافاتي كه در ميان ملتها و امتها در نحوة فكر، آداب و رسوم، آرا و تمايلات و خواستههاي باطني مردم وجود دارد، عشق به صلح و عدالت جهاني خواستة همة آنان است. آيت الله مكارم شيرازي ميفرمايد: «عشق به اين موضوع، مربوط به اعماق وجود آدمي است. گاهي به گونهاي پررنگ و گاهي هم كم رنگ. يعني انسان از دو راهِ عاطفه و خرد، در برابر چنين مسئلهاي قرار ميگيرد و سروش اين ظهور را با دو زبان «فطرت و عقل» ميشنود. ايمان به ظهور مصلح جهاني جزيي از عشق به آگاهي، عشق به زيبايي و عشق به نيكي (سه بعد از ابعاد چهارگانة روح انسان) است كه بدون چنين ظهوري، اين عشقها به ناكامي ميگرايد و به شكست محكوم ميشود». علاقة انسان به پيشرفت و تكامل، به دانايي و زيبايي، به نيكي و عدالت، علاقهاي است اصيل، هميشگي و جاوداني، و انتظار ظهور يك مصلح بزرگ جهاني آخرين نقطة اوج اين علاقه است. چگونه ممكن است عشق به تكاملِ همه جانبه در درون جان انسان باشد و چنان انتظاري نداشته باشد؟ مگر پياده شدن تكامل جامعة انساني بدون آن امكانپذير است؟... اگر تشنه ميشويم و عشق به آب داريم دليل بر آن است كه «آبي» وجود دارد كه دستگاه آفرينش تشنگي آن را در وجود ما قرار داده است. اگر عشق به زيبايي و دانايي داريم، دليل بر اين است كه زيباييها و داناييها، در جهان هستي وجود دارد. نتيجه ميگيريم كه اگر انسانها انتظار مصلح بزرگي را ميكشند كه جهان را پر از صلح و عدل و داد كند، دليل بر آن است كه چنان نقطة اوجي در تكامل جامعة انساني امكانپذير و عملي است كه عشق و انتظارش در درون جان ماست. عموميت اين اعتقاد در همة مذاهب نشانة ديگري بر اصالت و واقعيت آن است؛ زيرا چيزي كه زاييدة شرايط خاص و محدودي است، نميتواند عمومي باشد، تنها مسائل فطري از چنين عموميتي برخوردارند. اينها نشانة آن است كه اين نغمه از زبان عواطف و سرشت آدمي در جان او سر داده شده است كه سرانجام مصلحي بزرگ و جهاني همة گيتي را زير پرچم صلح و عدالت قرار خواهد داد. اگر انسانها در انتظار ظهور مصلح جهاني به سر ميبرند تا بيايد و جهان را پر از عدل و داد كند، دليل بر آن است كه علاقه به ظهور آن يگانه منجي در درون جان يكايك بشر نهفته است. بنابراين، سرشت و فطرت انسانها با انتظار عجين گشته است، و ازاين روهمةانسانها به نحوي درانتظار منجي به سرمي برند.
د) اتفاق فقهاودنشمندان علامه مجلسي(ره) در ذيل روايتي كه امر به مرزباني در زمان غيبت ميكند بيان ميدارد: «يجب علي الشيعة ان يربطوا انفسهم علي طاعة امام الحق و انتظار فرجه و يتهيّوا لنصرته»؛ بر شيعه واجب است كه گوش به فرمان امام برحق باشد و در انتظار فرجش به سر برد و براي ياري او آماده باشد. عبادبن يعقوب رواجني(متوفاي250هـ ق)قبل ازولادت حضرت مهدي(عج) منتظرآمدن حضرت بوده و از اساتيدبخاري، ترمذي، ابن ماجه، ابوحاتم وبزّازاست وهمة علماي رجال ازشيعه واهل سنت بروثاقت او اجماع دارند، وي شمشيري را بالاي سرش آويخته بود، هنگاميكه ازاو پرسيدند اين شمشير براي چيست؟ درپاسخ گفت: انرا مهيّا كردهام كه با آن در محضر حضرت مهدي شمشير بزنم. ابن ابي الحديد ميگويد: « موضوع آمدن مهدي موعود منتظر قبل از انقضاء عالم متفق عليه مسلمانان است.» شيخ محمد سفاريني در كتاب «لوامع الامزار البهية» مينويسد: « با بررسي مجموع احاديث منقول علم قطعي دربارة ظهور مهدي(عج) بهدست ميآيد و روي همين اصل اعتقاد به ظهور مهدي(عج)، همانطور كه در كتابهاي اعتقادي اهل سنت و جماعت آمده يكي از واجبات است.» ارزش و جايگاه منتظران در روايات متواتري كه از پيامبر(ص) و اهل بيت عصمت(ع) به ما رسيده است جايگاه و مقام ويژهاي براي منتظران حكومت جهاني حضرت ولي عصر(عج) تبيين گرديده است كه برخي آنها بيان ميشود: 1.اجر شهيد: امام صادق (ع) فرمود:« منتظر امر ما( حكومت ما) مانند كسي است كه در راه خدا به خون خود در غلطيد.» 2.پاداش درك حضور مهدي (عج): امام صادق(ع) ميفرمايد:« هر كس از شما با اعتقاد به اين امر( امامت و حكومت قائم آل محمد) در حالي كه منتظر آن نيز هست مانند كسي است كه در خيمة قائم باشد.» 3.حشر با امامان معصوم(ع) در قيامت: امام صادق (ع) فرموده است:«آيا نمي داني كسي كه منتظر امرما( حكومت ما) باشد و بر بديها و آزارهايي كه مي بيند شكيباي ورزد، در روز بازپسين در كنار ما خواهد بود.» 4. افضل از مردمان همة زمانها:امام علي بن الحسين زين العابدين (ع) خطاب به ابو خالد كابلي فرمودند:« اي ابو خالد! مردماني كه كه در روزگار غيبت به سر ميبرند و معتقدند و منتظر، از مردمان همة زمانها افضلند. زيرا كه خداي متعال به آنان خرد و فهم و معرفتي داده است كه غيبت امام براي آنان مانند حضور است( يعني با اينكه در عصر غيبت به سرمي برند و امام خود را نمي بينند از نظر ايمان و تقوي و پايداري گويي در زمان ظهور به سر ميبرند و امام خود را مي بينند) اين مردم را خداوند مانند سربازان پيكار گر صدر اسلام قرار داده است همانان كه در ركاب پيامبر(ص) شميشر مي زدند و پيكار ميكردند...» 5. حضور درجهاد همراه باپيامبر(ص):کسی ازامام صادق(ع) پرسيد،چه می گوئيد دربارة کسی که دارای ولايت پيشوايان است انتظارظهور حکومت حق را می کشد ودراين حال ازدنيامی رود؟ درپاسخ فرمود:بمنزلة من کان مع القائم فی فسطاطه ثم سکة هنئة ثم قال هو کمن کان مع رسول لله اوهمانند کسی است که با رهبر این انقلاب درخيمة(ستاد ارتش او) بوده باشد سپس مقداری سکوت کرد وفرمود: مانند کسی است که باپيامبراسلام(ص) درمبارزاتش همراه بوده است. با مشاهده روايات ياد شده ممكن است براي بسياري اين پرسش مطرح شود كه چرا برای منتظران چنين فضيلت برجستهاي بيان شده است؟ براي رسيدن به پاسخ مناسبي براي اين پرسش چند نكته اساسي را بايد مورد توجه قرار داد: 1. انتظار حلقه اتصال منتظران با امام معصوم است؛زيرا «ولايت» و «امامت» ركن اساسي مكتب اسلام است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترين نقاط تمايزاسلام از ساير مكتبهاست. از ديدگاه شيعه پذيرش ولايت معصومين(ع) و به طور كلي تسليم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضيلتها و شرط اساسي قبولي همه اعمال عبادي است. با توجه به اين نكات درمييابيم كه «انتظار» در زمان غيبت و عدم حضور ظاهري امام در جامعه به نوعي اعلام پذيرش ولايت و امامت آخرين امام از سلسله امامان شيعه است و همين انتظار موجب ميشود كه ارتباط شيعيان با امامشان، اگر چه به صورت ارتباط قلبي و معنوي، حفظ شود و آنها در همه اعصار از فيض وجود امامشان برخوردار باشند. چنانچه در روايتي كه از امام سجاد(ع) نقل شد، آن حضرت ضمن پيشبيني دوران غيبت دوازدهمين امام از سلسله جانشينان پيامبر اكرم(ص) كساني را كه در زمان غيبت، امامت اين امام را پذيرا ميشوند و در انتظار او به سر ميبرند، برترين مردم همه زمانها معرفي ميكنند و دليل اين برتري را اين ميدانند كه براي آنها غيبت و حضور هيچ تفاوتي نداشته و همان وظايفي را كه در زمان حضور بايد انجام دهند در زمان غيبت انجام ميدهند. بنابراين اگر «انتظار» را از مكتب اسلام جداکنيم تفاوت چنداني ميان اين مكتب و ديگر مكاتب باقي نخواهد ماند؛ البته انتظار به همان مفهوم درست آن؛ يعني اميد به ظهور و قيام عدالتگستر دوازدهمين امام معصوم از خاندان پيامبر اكرم كه در حال حاضر حجت خدا، واسطه فيض الهي، زنده و شاهد و ناظر اعمال شيعيان خود و فرياد رس آنها در گرفتاريها و ناملايمات است. 2. انتظار، معيار ارزش انسانهااست. آرزوها و آمال انسانها معيار خوبي براي سنجش ميزان رشد، كمال و تعالي آنهاست؛ تا آنجا كه برخي ميگويند: «بگو چه آرزويي داري تا بگويم كيستي.» آرزوهاي بلند، متعالي و ارزشمند حكايت از كمال روح و رشد شخصيت انسانها و بلنداي همت آنها ميكند. به عكس آرزوهاي خرد، حقير و بيارزش نشان از بيهمتي و رشدنيافتگي افراد دارد. آرزوها انسان را به حركت واميدارد و به طور طبيعي هر چه همت، بلندتر و آرزو، ارزشمندتر باشد حركت و تلاش انسان نيز از ارزش بيشتري برخوردار خواهد بود. امام عليعليه السلام در همين زم نه ميفرمايد: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلي قَدْرِ هِمَّتِهِ . ارزش مرد به اندازه همت اوست. و در جاي ديگر ميفرمايد: قِيمَةُ كُلِّ امرِئٍ ما يُحسنُهُ .مرد را آن بهاست كه در ديدهاش زيباست. منتظران بخاطر داشتن برترين و ارزشمندترين آمال و آرزوهاي ممكن، به طور طبيعي از بهترين و والاترين ارزشها نيز برخوردار است. زيرا آرزوي نهايي انسان منتظر، حاكميت نهايي دين خدا و مذهب اهلبيت(ع) بر سراسر جهان، استقرار حكومت صالحان و مستضعفان در سراسر گيتي، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان، برقراري نظام قسط و عدالت بر پهنه زمين و گسترش امنيت و رفاه در جاي جاي كره خاك است؛ يعني آرزويي كه از ابتداي تاريخ تاكنون و در زمان هيچ پيامبري محقق نشده است. قطعاً چنين آرزوي بلندي از ارزش و فضيلتي وصفناپذير برخوردار است. البته به شرط آنكه «منتظر» به تناسب آرزوي بلند خود از تلاش و كوشش براي تحقق هر چه زودتر اين آرزو كوتاهي نكند. 3. انتظار عامل پويايي و سازندگي فرد و اجتماع است؛ زيرا در بحث از «وظايف منتظران» روشن خواهد شدکه اگر انسان منتظر به وظايفي كه براي او برشمرده شده عمل كند به الگوي مطلوب انسان ديندار دست مييابد و از جايگاه و مرتبه والايي برخوردار ميشود. به عبارت ديگر انسان منتظر با رعايت همه شرايط انتظار به همان شأن و منزلتي كه مورد انتظار دين اسلام است، رسيده و به بالاترين نقطه كمال نائل ميشود. با توجه به نكات بالا به رمز فضائل بيشماري كه براي منتظران برشمرده شد واقف ميشويم و بدرستي درمييابيم كه چرا انسان منتظر از نظر اسلام از چنين مقام و مرتبه بلندي برخوردار است.
رسالت فردي و اجتماعي منتظران شخص منتظر كسي است كه چشم به راه آن يار مهر است و آنكه چشم به راه شخصي است بايد در عمل مراتب دلبستگي خود را به او نشان دهد. آنانكه سر به فرمان اطاعت آن عزيز فرود آوردهاند و خود را ريزه خوار خوان احسان آن واسطه فيض الهي مي دانند لازم است آداب و رسوم فرمانبرداري را بجا آورند. ازاينرو،رسالت منتظران درحوزة رسالت فردي و اجتماعي قابل بررسي است: رسالت فردي شخص منتظر، علاوه بر اين که رسالت و وظائف نسبت به خودش دارد، وظائفی درقبال امام زمان(عج) نيز دارد. الف) رسالت منتظران درقبال امام عصر(عج) 1. شناخت امام عصر(عج) از مهمترين وظايف منتظران در برابر امام(عج) شناخت آن حضرت است. منظور از شناخت امام، تنها شناخت ظاهري و حسب و نسب وي نيست؛ زيرا بسياري از كساني كه به دشمني و جنگ با ائمه(ع) برخواستند به طوري كامل حسب و نسب و چهرة ظاهري امام را ميشناختند. مقصود از معرفت و شناخت امام شناخت مقام امام و اعتقاد به امامت او و واجب الطاعة دانستن وي واسطة نزول رحمت و الطاف الهيه قرار دادن است. چنين معرفتي ما را با رمز عبوديت خالق هستي آشنا نموده و از بندگي طاغوتها مي رهاند. روايات متعددي براين مهم تأكيد و دلالت دارند كه به پارهاي از اين روايات اشاره ميشود: پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد:« من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية.» هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. شناختن امام(ع) شناختن خط حركت تكاملي و خصوصيات آن است و نشناختن اين خط يا مستلزم ركود است ويا سقوط در ورطة هلاكت و جاهليت. در روايت ديگري كه مرحوم الكليني از اماممحمد باقر(ع) نقل ميكند آمده است: «مَنْ ماتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمامٌ فَميتَتُهُ ميتَةً جاهِلِيَّةً، وَ مَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِإِمامِهِ لَمْ يَضُرُّهُ، تَقَدَّمَ هذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ، وَ مَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِإِمامِهِ كانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ في فُسْطاطِه ِ.» هر كس در حالي كه امامي نداشته باشد بميرد، مردنش مردن جاهليت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بميرد پيشافتادن و يا تأخير اين امر [ دولت آل محمد(ع) او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حالي كه امامش را شناخته همچون كسي است كه در خيمه قائم ( عج) آن حضرت باشد. از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است كه : « روزي امام حسين(ع) بر ياران خود وارد شدند، بعد از حمد خداوند و درود بر پيامبر اكرم(ص) فرمودند:« اي مردم! خداوند بندگان را نيافريد مگر براي اينكه اورا بشناسند زماني كه او را شناختند او را پرستش كنند و هنگامي كه او را پرستش كردند با عبادت او از بندگي غير او بي نياز مي شوند. شخصي سؤال كرد: اي پسر پيامبر! پدر و مادرم فداي شما باد معرفت خداوند چيست؟ فرمود: شناخت اهل هر زماني نسبت به امامشان، امامي كه طاعت او بر آنان واجب است.» معرفت و شناخت امام عصر(عج) به اندازهاي اهميت دارد كه با وجود آن درك كردن ظهور و درك نكردن ظهور مساوي و يكسان شمرده شده است و عارف به امام ثواب كسي را دارد كه در ركاب آنحضرت باشد.امام باقر(ع) ميفرمايد:« هركس بميرد و امامش را شناخته باشد تقدم و تأخير اين امر( ظهور مهدي) او را زيان ندهد، اگر كسي بميرد و امام خود را نشناخته باشد مانند كسي است كه در خيمة امام قائم (عج) همراه او باشد.» از اين رو توصيه شده كه در عصر غيبت معرفت نسبت به امام زمان(عج) را از خداي متعال بخواهيد و مرتب چنين دعا كنيد: « اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفني نبيك فانك ان لم تعرفني نبيك لم اعرف حجتك، اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني.» بارالها! خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناساني پيغمبرت را نخواهم شناخت بارالها! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناساني حجت تو را نخواهم شناخت، بار الها! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجت خود را به من نشناساني از دينم گمراه مي گردم. امام صادق(ع) در مورد كمترين حد معرفت امام ميفرمايد:« أَدْني مَعْرِفَةِ الإِمامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِي إلّا دَرَجَةُ النُّبُوَّةِ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّ طاعَتَهُ طاعَةُ اللَّهِ و طاعَةُ رَسُولُ اللَّهِ وَ التَّسْليمُ لَهُ في كُلِّ أَمْرٍ وَالرَّدُّ إِلَيْهِ وَالأَخْذُ بِقَوْلِهِ.» كمترين حد معرفت به امام آن است كه [ بداني] امام مساوي با پيامبر(ص) است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پيامبر ست و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امري تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد... مؤلف كتاب ارزشمند مكيالالمكارم مراد و مقصود از «معرفت امام» را، كه در روايتهاي يادشده بر آنها تأكيد شده است، چنين توضيح ميدهند: بدون ترديد مقصود از شناختي كه امامان ما - كه درودها و سلامهاي خداوند برايشان باد - تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرمودهاند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هست بشناسيم؛ به گونهاي كه اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهههاي ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين باشد، و اين چنين شناختي جز به دو امر حاصل نميگردد: اول، شناختن شخص امامعليه السلام به نام و نسب، و دوم، شناخت صفات و ويژگيهاي او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است. البته امر دومي كه در كلام يادشده بدان اشاره شده، در عصر ما از اهميت بيشتري برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه ميتواند در زندگي فردي و اجتماعي منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زيرا اگر كسي بحقيقت به صفات و ويژگيهاي امام عصر(عج) و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستي و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از ياد و نام آن حضرت غافل نميشود. نكتهاي كه در اينجا بايد در نظر داشت اين است كه شناخت امام زمان(عج) از شناخت ديگر امامان معصوم(ع) جدا نيست و اگر كسي به طور كلي به شأن و جايگاه ائمه هدي واقف شد، صفات و ويژگيهاي آنها را شناخت و به مسئوليت خود در برابر آنها پي برد، قطعاً نسبت به امام عصر(ع) نيز به شناختي شايسته ميرسد.
2.انتظار فرج از جمله وظايف مهم مردم در زمان غيبت انتظار فرج و چشم به راه ظهور دولت حق بودن است.زيرا انتظار يا اميد به آينده همزاد انسان است و اگر اميد به آينده را از او بگيرند، سرنوشتي جز سكون، ركود، مرگ و تباهي نخواهد داشت، از همين روست كه در كلام نوراني پيامبر گرامي اسلام(ص) آمده است: «اميد براي امت من ايه رحمت است و اگر اميد نبود هيچ مادري فرزندش را شير نميداد و هيچ باغباني درختي نميكاشت.» ناگفته نماند كه اين اميد به آينده و انتظار تحقق فرداي بهتر، خود ريشه در يك ويژگي فطري دارد و آن كمالجويي انسان است. انسان همواره طالب رسيدن به مراتب بالاتر و دست يافتن به قلههاي پيشرفت و ترقي است و اين در همه انسانها با تفاوتهايي در سطح كمال موردنظر و تلاش و جديتي كه براي رسيدن به كمال مطلوب صورت ميگيرد، وجود دارد. در هر حال، انتظار و چشم به راه آينده بودن شعلهاي است در وجود انسان كه هرچه فروزانتر و پرفروغتر باشد تحرك و پويايي او نيز بيشتر خواهد بود و برعكس هر چه اين شعله به سردي و خاموشي بگرايد؛ تلاش و فعاليت انسان نيز كاستي ميپذيرد تا آنجا كه او تبديل به موجودي سرد، بيروح، بينشاط، گوشهگير و بيتحرك ميشود و اين همان حالتي است كه در روانشناسي به «افسردگي» تعبير ميكنند. حالتي كه ضعف و زمينههاي به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چيزي جز خشكيدن نهال اميد در وجود انسان نيست. با توجه به اهميت و نقش اساسي اميد به آينده و انتظار فرج در زندگي انسانها مكتباسلام تلاش نمودهاست با تقويت اينروحيه، تلاش و سرزندگي جوامع اسلامي و مسلمانان را به نهايت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پويا وپايدارنگهدارد. اهتمام اسلام به انتظار و اميد به آينده تا بدان حد بوده كه از يك سو اميد به فرا رسيدن گشايش از سوي خداوند در زمره برترين اعمال برشمرده شده و از سوي ديگر يأس و نااميدي از رحمت خداوند از جمله گناهان كبيره به شمار آمده است . شايد بتوان گفت بسياري از رواياتي كه در آنها به فضيلت «انتظار فرج» بهطور كلي و بدون ذكر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقويت روحيه اميد به آينده و مقابله با حالت نااميدي و بدبيني نسبت به آينده نظر داشتهاند، كه از آن جمله ميتوان به اين روايات اشاره كرد: پيامبر اسلام(ص) فرمودهاند: « با فضليتترين عبادت ها انتظار فرج است.» درپاره اي از روايات انتظار فرج از واجبات شمرده شده است چنانكه از عبدالعظيم حسني روايت شده:« به سرورم حضرت محمد بن علي الجواد(ع) وارد شدم خاستم كه دربارهي قائم از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدي است يا غير او؟ پس خود حضرت آغاز سخن كرده به من فرمود: اي ابوالقاسم! به درستي كه قائم ازماست و اوست مهدي كه واجب است در زمان غيبتش انتظارش كشيده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومين از فرزندان من است.» تعاليم اديان الهي و بهويژه دين مبين اسلام، دقيقاً بر گرايشهاي دروني انسانها تكيه دارد و اهداف و برنامههاي آنها براساس همين گرايشهاي دروني و ويژگيهاي فطري سامان يافته است و در اين ميان نقش دين تنها جهت دهي، توسعه و تعميق اين گرايشهاست. در موضوع مورد بحث نيز دين مبين اسلام با توجه به اينكه اميد به آينده و انتظار يك گرايش فطري و جوهره زندگي انسانهاست تلاش نموده كه اين گرايش را از يكسو توسعه و از ديگر سو تعميق بخشد. به اين بيان كه دين اسلام به همه انسانها ميگويد: اولاً، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگي خود و اطرافيانتان نباشيد و تنها سعادت نزديكان خود را طلب نكنيد، بلكه اين انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهيد و چشمانتظار روزي باشيد كه رفاه، سعادت، عدالت و معنويت نه تنها در شهر و ديار شما بلكه در همه جهان گسترده شود. ثانياً، انتظار شما نبايد تنها متوجه امور ظاهري، سطحي و محدود زندگي گردد. شما بايد انتظارتان را تعميق بخشيد و چشم به راه آيندهاي باشيد كه حقيقت مطلق، عدالت مطلق و معنويت مطلق در جهان حاكم شود. در اين معنا، انتظار تنها به ظهور مردي تعلق ميگيرد كه اگر بيايد نهايت خوبيها براي همه انسانها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. اين انتظار به همان اندازه فضيلت و برتري دارد كه تحقق متعلق آن. 3.غمگين بودن در فراق حضرت از جملهي وظايف منتظران، در دوران غيبت گريان بودن درفراق آن حضرت است. از حضرت امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند:« به خدا قسم غايب مي شود امام شما زماني از روزگار و مردم آزموده مي شوند تا آنكه گفته مي شود مُرد يا كشته شد و به كدام وادي رفت و هر آينه گريان ميشود بر او چشمان مؤمنان.» واين سرشك غم است كه از چشمان منتظران يوسف زهراجاري است و هر بامداد جمعه در غم قبلة دلشان اينگونه ميسرايند: « آيا كسي است كه مرا ياري كند تا به همراهي او ناله و گريه را طولاني كنم؟ آيا ناله كنندة و بي تابي هست كه من بازاري او را در هنگام تنهائيش ياري و همراهي كنم؟ آيا در چشمي خار رفته است كه چشم من(در ناراحتي و اشك) با او هم دردي نمايد؟» علت اين حزن و اندوه مي تواند امور ذيل باشد: الف) غايب بودن آن حضرت و نرسيدن دست به دامان وصالش و روشن نگشتن ديدگان به نور جمالش با اين كه او درميان مردم است و بر زواياي اعمال اشكار و پنهان بندگان اطلاع دارد. امام رضا(ع) در اين باره ميفرمايند: « چه بسا زنان و مردان مؤمني كه متأسف و محزون در وقت فقدان ما، يعني حضرت حجت هستند.» ب ) حزن و اندوه براي مظلوميت امام و دين اسلام، زيرا آن مجسمة غيرت از يك طرف ظلم و ستم و بي عدالتيهاي روي زمين را مي بيند و نيز نظاره گر تشتت امت اسلام و هجوم دسيسههاي شياطين و مقهور شدن دين قاهره است و از طرفي ديگر به واسطة مساعد نبودن زمينة ظهور و به واسطة اعمال ناپسند بشريت در پس پردة غيبت بسر ميبرد و دستش از اجراي احكام و صدور دستور الهي و جلوگيري از ظلم و بيداد ظالمان كوتاه است. نكته حائز اهميت اين است كه امام معصوم نيز به خاطر غيبت امام زمان(عج) مي گريستند به عنوان نمونه سدير صيرفي ميگويد:« به خدمت مولايمان امام صادق(ع) رفتيم و امام را در حال گريه وناله ديديم او همچون مادر فرزند از دست داده مي گريست، اندوه از گونههاي مباركش پيدا بود و رنگ چهرهاش تغيير كرده بود اشكهاي او لباسش را خيس كرده بود و دراين حالت ميگفت: مولاي من غيبت تو خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است، مولاي من غيبت تو بلا و مصيبت مرا به فاجعهاي ابدي پيوند داده است.» دل ز شوق ديدنت سوزد چو عود از فـراغت ديده بـارد همچو رود غرقه در سيلاب اشك و دل كباب كس غريق شعله ور كي ديده بود 4. ياد حضرت امام زمان(عج) به عنوان ذخيرة الهي و رحمت واسع حق، نام و ياد شيعيان و منتظرانش را از خاطر نميبرد و لطف و عنايت آن حضرت مدام شامل حال و چراغ راه آنان است، چنانكه خود در نامهاي به شيخ مفيد چنين مرقوم فرمودهاند:« ما از رسيدگي به حال شما كوتاهي نميكنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم.» از اين رو جادارد شيفتگان و چشم انتظاران قدوم مبارك آن حضرت هميشه به ياد حضرتش باشند. ياد كردن آن حضرت نمودهاي مختلف دارد كه به چند نمونه اشاره ميشود: الف) توجه قلبي منتظر واقعي كسي است كه دائم قلبش به عشق مهدي(عج) ميتپد امام كاظم فرمودند:« خودش ( وجود حضرت مهدي) از ديدگان مردم پنهان ميشود ولي ياد او از دلهاي مؤمنان مخفي نميشود.» ب) صدقه دادن شخص منتظر با صدقه دادن جهت سلامتي وجود مبارك حضرت حجت(عج) مراتب ارادت خود را به حضرت نشان ميدهد. و نيز عقل حكم ميكند كه دلدادگان به آن وجود مقدس، براي حفظ سلامتياش تا آنجا كه توان دارند تلاش نمايند؛ زيرا دين وحيات آن، و عافيت انسانها و اصول ناموس عصر، مدار دهرآرامش زمين و سير افلاك در اين عصر، به وجود حضرت حجة بن الحسن (عج) بستگي دارند. امام صادق(ع) فرمود:« اگر زمين بدون امام باشد فرو ميرود ( و نظمش از هم مي پاشد) پس بر كساني كه جز آن وجود مقدس كسي را لايق هستي و سزوار عافيت و تندرستي نميدانند لازم و حتمي است كه در صدقه دادن حفظ و سلامتي آن وجود مقدس، مقصود و مورد نظرشان باشد. قابل يادآوري است كه صدقه و دعا براي حضرت بايد مقدم بر صدقه و دعا براي خود انسان باشد. سيد بن طاووس خطاب به فرزندش فرمودهاند:« صدقه دادن از سوي آن حضرت را پيش از صدقه دادن براي خود و عزيزانت قرار ده، و دعا براي آن حضرت را بردعا براي خودت مقدم دار، و نيز در هركار خيري كه ماية وفاي به حق آن حضرت است، آن بزرگوار را مقدم بدار كه سبب ميشود كه به سوي تو توجه فرمايد و به تو احسان كند.» ج) هديه دادن منتظري كه به ياد امام شان است اعمال خيري كه انجام ميدهد ثوابش را به پيشگاه آن حضرت هديه مينمايد و يا به نيابت آن وجود اقدس كارهاي نيك مانند حج و عمره و طواف و... بجا ميآورد. البته اين نه بدان جهت است كه آن حضرت محتاج ما است. چه آنكه آن حضرت خود زنده است و اعمال خير را به نحو احسن و مقبول انجام مي دهد و او را به اعمال ما حاجتي نيست بلكه اين اهداء اعمال خير ابراز ارادتي است از منتظران به حضور آن ذخيرة الهي كه به فرمودة سيد بن طاووس، موجب توجه آن حضرت و احسان او نسبت به اهداء كننده ميشود. د. زيارت زيارت آن حضرت، يكي ديگر از نمونههاي ياد وي ميباشد، البته اين زيارت اگر با آداب و ادعيهاي كه از ناحيهي ائمه معصومين(ع) رسيدهـ مثل زيارت آل ياسين و ... پسنديدهتر است. هـ. دعا كردن از مصاديق ياد حضرت بقية الله الاعظم(عج)، دعا براي آن حضرت است. شيعة منتظر دعاي تعجيل فرج و براي سلامتي حضرت مهدي(عج) را به عنوان يك تكليف و وظيفة مهم در عصر غيبت نبايد فراموش كند؛ زيرا دعا براي تعجيل فرج دعاي هميشگي پيامبر اكرم(ص) و ائمة اطهار (ع) و ملائكه آسمان بوده وهست. امام صادق(ع) فرمودند:« هركس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد: خداوندا بر محمد وخاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن، نميرد تا قائم را دريابد.» دعا براي فرج امامزمان عامل رهايي از فتنههاي عصر غيبت است. امام حسن عكسري(ع) ميفرمايد:« به خدا سوگند،مهدي(عج) غيبتي خواهد داشت كه درآن تنها كساني از هلاكت نجات مييابند كه خداوند او را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا براي تعجيل فرجش موفق كرده است.» حضرت ولي عصر(عج) خود در توقيعي خطاب به اسحاق بن يعقوب، شيعيان منتظر را به اين وظيفه متوجه ساخته و فرموده است: « اكثرو الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم». براي تعجيل فرج زياد دعا كنيد كه گشايش شما در فرج است. بنابراين، دعا براي فرج آن حضرت علاوه بر آنكه اطاعت امر اوست در واقع دعا براي گشايش در كار خودمان است. شخصي منتظر علاوه بر دعا براي تعجيل فرج، وظيفه دارد براي سلامتي آن حضرت نيز دعا نمايد البته اين نه به جهت نياز آن ذخيره الهي به دعاي ماست بلكه اولاً اين دعا كردن مقتضاي محبت و مراقبت در اداي حقوق آن حضرت است. چنانكه از بعضي احاديث، اين مطلب استفاده ميشود. ثانياًَ بالغ بر هشتاد فائده بزرگ دنيوي و اخروي به سبب دعا براي آن حضرت وطلب ظهور او حاصل ميشود. 5. محبت ودوستي اهل بيت:يكي از وظايف منتظران مودت و دوستي محمد و آل محمد (ص) است زيرا محبت آنقدر مهم است كه اجر زحمات و پاداش رسالت پيامبراكرم(ص) قرار گرفته است:« بگو من از شما در برابر رسالتم مزدني طلب نميكنم به جز دوستي و مودت نسبت به اهل بيتم.» در اين ميان اظهار محبت و دوستي خصوصاً به بازماندة ابراهيم خليل به عنوان وظيفة منتظران در روايات جايگاه خاصي دارد. در غاية المرام از حضرت رسولاكرم(ص) روايت شده كه فرمودند:« درشب معراج خطاب از جانب حضرت حق جل جلاله به من رسيد كه آيا ميخواهي اوصياي خودت را ببيني؟ گفتم: بله، خطاب شد نظر كن مقابل روي خود، چون نگاه كردم اشباح دوازده وصي خود را ديدم و حجت قائم مثل ستارة درخشان ميان آنها ميدرخشيد. پس عرض كردم: خدايا اينها كيستند؟ خطاب شد: اينها امامان برحقند و آن كس كه ميان آنان درخشان تر است قائم(عج) است كه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام مي كند( يعني احكام دين را ظاهر ميكند) و انتقام از دشمنان من ميكشد، اي محمد(ص) او را دوستش بدار زيرا من اورا و هركس كه او را دوست بدارد دوست ميدارم.» 6.تجديد بيعت و ميثاق ازوظايف منتظران، تجديد عهد و ميثاق با امام زمان(عج) است. براي تجديد ميثاق با منجي عالم، دعاي عهد، ميثاق نامهاي شيوا وزيباست كه امام صادق(ع) دربارة آن فرمود:« هركس چهل صباح اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم خواهد بود و اگر پيش از ظهورآن حضرت بميرد خداي تعالي او را زنده خواهد كرد تا در ركاب آن عزيز جهاد كند.» اگر توفيق تجديد ميثاق در هر روز ممكن نباشد لااقل هرهفته وفاداري خود را با بيعت مجدد با امام عصر(عج) نشان دهيم كه براي تازه كردن بيعت روز جمعه زمان بسيار مناسبي است زيرا: اولاً، در روايت داريم كه فرشتگان، هر جمعه در بيت المعمور جمع مي شوند و عهد و ولايت امامان را تجديد مينمايند. ثانياً، روز جمعه روزي است كه خداوند بر ولايت آنان از جهانيان پيمان گرفته است. ثالثاً، روز جمعه از جهات مختلفي مانند ولادت با سعادت حضرت، انتقال مقام امامت به او، مختص شدن لقب قائم به وي در روزجمعه بوده و نيز ظهور او و پيروانش در جمعه خواهد بود. ب) رسالت منتظران دربرابر خودشان 1. مخلق به اخلاق ديني: از مهم ترين وظايف فردي منتظران دولت حق، پارسايي و آراستگي به اخلاق خوب و پسنديده است. امام صادق(ع) مي فرمايند:« هر كس دوست دارد در شمار اصحاب و ياران حضرت قائم (عج) باشد، بايد در عصر انتظار، مظهر اخلاق نيك اسلامي باشد چنين كسي اگر پيش از قيام قائم در گذرد پاداش او مانند كساني باشد كه قائم را درك كنند و به حضور او برسند...» امام عصر(عج) ميفرمايد:« پس هر يك از شما بايد آنچه را كه موجب دوستي ما ميشود پيشة خود سازد و از هر آنچه كه موجب ناخشنودي ما ميگردد دوري گزيند زيرا فرمان ما به يك باره و ناگهاني فرا ميرسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پيشماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نميبخشد.» 2. تمسك به ريسمان ولايت: از وظايف منتظران تمسك به ولايت ائمه (ع) در حوزة فردي است؛ زيراتنها راه نجات و سعادت تمسك جستن به آن بزرگواران است و جداي از ايشان چيزي جز خسران و بدبختي را به دنبال نخواهد داشت:« آنكه از شما اهل بيت جدا شد گمراه گرديد و آنكه به شما تمسك نمود رستگار شد.» امام صادق(ع) ميفرمايد:«زماني بر مردم فرارسد كه پيشوايشان از آنان غايب گردد، زراره پرسيد: در آن زمان مردم چه كنند؟ حضرت فرمود: به همان امر( ولايت) كه بر آنند چنگ زنند تا اينكه ( امامشان) بر ايشان آشكار شود.» امام كاظم (ع) فرمود: « خوشا به حال شيعيان ما، آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان( ولايت) ما چنگ زنند.» تمسك به ولايت اهل بيت يعني علاوه بر اعتقاد به امامت آن بزرگواران خط اعتقادي و عملي خويش را با استواري و صلابت نگاه داشتن است چنانكه امام صادق(ع) مي فرمايد: « هرگاه زمان غيبت فرارسيد به دستورات امامان پيشين چنگ در زنيد تا امام آخرين ظهور كند.» و نيز فرمودند:« هرگاه روزي رسيد كه امامي از آل محمد(ص) درميان خود حاضر نداشتيد همان اماماني را كه دوست ميداشتيد دوست بداريد و همان كسان( خط باطلي) را كه دشمن ميداشتيد دشمن بداريد و همواره در خط ولايت حقّه جاري داشته باشيد و صبح و شام در حالت انتظار به سر ببريد... و همان ديني را كه داشتيد باشيد كه خداوند ستارهي هدايت شما را طالع سازد تا خداوند صاحب دين را برساند.» 2. صبر و پايداري: روح و جوهر اصلي انتظار، صبرو مقاومت است؛ زيرا هدف اصلي از انتظار زنده نگه داشتن روح اميد و نشاط و احساس تعهد و مسئوليت و پيوند روحي با امام موعود است و زنده بودن اين اميد و احساس مسئوليت بدون صبر ممكن نيست. انتظار بدون عنصر صبر و پايداري؛ پوستهاي است بدون مغز و قالبي است بي محتوا، از اينرو همواره خصلت الهي و حياتي انتظار، با صبر و شكيبايي قرين گشته است امام صادق(ع) مي فرمايند:« از دين امامان، پارسايي است ... و انتظار فرج با صبر وشكيبايي.» بنابراين يكي از مهمترين وظايف منتظران در دوران غيبت، صبر و پايداري است اين خصلت تا آن جا اهميت دارد كه مايه امتياز مردم آخرالزمان از مسلمانان صدر اسلام به شمار ميآيد، امام صادق(ع) به نقل از پيامبر (ص) فرمودند:« پس از شما كساني بيايند كه يك نفر ايشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشند (اصحاب) گفتند: اي رسول خدا! ما در جنگ بدر و احد و حنين با تو بوديم و دربارة ما آيه نازل شده است؟ پيامبر(ص) فرمود: اگر آنچه به ايشان رسد به شما رسد شكيبايي آنان را نداريد.» عنصر پايداري آنقدر حياتي بوده كه صابران دورة انتظار از گروندگان به غيب و بلكه از مصلحان و رستگاران شمرده شدهاند، پيامبر اكرم(ص) فرمودهاند:« خوشا به حال صبر كنندگان در دوران غيبت مهدي(عج) ... آنها كساني هستند كه خداوند در كتابش آنها را توصيف نموده و فرموده است:... آنها كساني هستند كه به غيب ايمان آوردهاند.» و نيز فرموده است:« ... آنها حزب خداي متعال هستند كه به راستي حزب خدا رستگار ند.» مواردي كه منتظر لازم است صبرو شكيبايي پيشه كندعبارتند از: الف) مأيوس نشدن از طولاني شدن دوران غيبت شخص منتظر لازم است براي فرارسيدن ظهور حضرت و دولت حقة مهدي(عج)، شتاب نكند.امام علي (ع) ميفرمايد:« چشم به راه رسيدن فرج باشيد و از كارگشايي و آسايش رساني الهي نوميد مباشيد.» و نيز آن حضرت ميفرمايند:« در بر پايي حكومت عدل و حق شتاب مكنيد پس از آنكه زمان مناسب آن فرا رسد كه پشيمان خواهيد شد و زمان آن را دور و دراز نپنداريد كه دلهايتان سخت و نا اميد شود.» براساس اين حديث، منتظر بايد راهي ميانه برگزيند و چنين بپندارد كه در عين حال كه زمان و شرايط مناسب براي اين حادثة مهم و بينظير ضروري است ليكن اين مناسبتها و شرايط ممكن است در زماني بس اندك پديد آيد و محيط آمادة ظهور و فرج گردد. بنابراين، نبايد به گونهاي به دولت حقه و ظهور آن نگريست كه حس اميد و حالت انتظار وآمادگي و عنصر از جامعه رخت بر بندد. آنانكه در عصر غيبت برد بار و صابر نباشند و عجله كنند هلاك خواهند شد چنانكه از امام محمد تقي(ع) دربارة امام بعد از امام حسن عكسري(ع) سؤال شد حضرت گريه شديدي كردند آنگاه فرمودند:« و عجله كنندگان هلاك شوند و تسليم كنندگان، نجات يابند.» ب) صبر در مقابل حوادث و آزار دشمنان امام حسين(ع) فرمودند:« براي او ( مهدي) غيبتي است كه اقوامي در آن از دين خارج شوند و گروهي بر دين ثابت قدم بمانند و آزار و اذيت ميكشند و به آنها گفته ميشود: اين وعده (ظهور) چه وقت عملي ميشود اگر راست ميگوييد؟ بي ترديد صبر كننده در زمان غيبت، در برابر آزار و تكذيب ( مخالفان) به منزلة جهاد كنندة با شميشر در ركاب رسولالله (ص) است.» و امام صادق(ع) ميفرمايد:« ... آيا نمي داني كسي كه منتظر امر ما ( حكومت ما) باشد و بر بيمها و آزارهايي كه بيند شكيبايي ورزد در روز بازپسين در كنار ما خواهد بود.» ج) صبر در مقابل شبهات در آخرالزمان شبهات فراواني ديني، عرصه را بر متدينين تنگ ميكنند. از حضرت امام صادق(ع) روايت شده كه :« براي صاحب اين امر غيبتي است كه متمسك در آن غيبت، بدين خود مانند كسي است كه با دست خود خار درخت خاردار را بتراشد.» رسالت اجتماعي ايجاد زمينة مردمي براي ظهور امام زمان(عج) تحقق حکومت عدل گستر معصوم(ع)نيازمند زمينه است. جامعه بايدازنظر رشد فکری وفرهنگی و... به اين استعداد وظرفيت برسد تا توان دريافت نور حقيقت از خورشيد امامت را پيدا كند، زيرايكي از علت غيبت آن حضرت از ناحية مردم بوده است همانگونه كه مرحوم خواجه طوسي در كتاب شريف تجريد الاعتقاد ميفرمايند:«... وعدمه منا» ( عدم حضور امام(عج) از ناحيهي ما است.» ازاينرو، رفع مانع ظهور و ايجاد زمينه آن نيز تا حدودي به دست مردم است و فرهنگ انتظار، فرهنگ آماده سازي جامعه براي پذيرش آزادا نة حاكميت الهي است كه به عهدة منتظران واقعي آن ذخيرة الهي مي باشد. زمينة ظهور را در مردم به راهها و شيوههاي گوناگون ميتوان ايجاد كرد، در اينجا مواردي از اين راهها را بيان ميكنيم: 1. ترغيب مردم به معرفت و محبت حضرت از جمله وظايف اجتماعي منتظران، دعوت مردم به معرفت و شناخت حضرت مهدي(عج) است كه با بيان نقش آن حجت الهی درنظام هستی وجايگاه والای آن جناب و بر شمردن بركات و خيرات وجود او، براي جامعه بشريت، موجب مي شودمحبت ودوستی وشناخت مردم به آن حضرت گسترش يافته وتحکيم گردد. امام صادق(ع) مي فرمايند:« خداوند رحمت كند بندهاي را كه مودت مردم را به سوي ما كشاند و به آنچه مي شناسند با آنان سخن بگويد و آن چه را منكرند و اگذارد.» 2. بيان وظايف مردم نسبت به امام عصر(عج) جامعة منتظر بايد به وضعيتي نايل گردد كه باشور و اشتياق به استقبال خورشيد برود از جمله نمادهاي اين استقبال رعايت حقوق آن حضرت و وظيفة شناسي در قبال اوست. رعايت حقوق آن حضرت در درجهاي از اهميت برخودار است كه امام معصوم(ع) به جامعة منتظر آموزش دادهاند كه ضمن رعايت آن حقوق دربامدادان هر اعياد مهم، از خداي متعال چنين طلب كنند:«... و اعنّا علي تأدية حقوقه اليه و الاجتهاد في طاعته، والاجتناب عن معصيته وامنن علينا برضاه.» بر اين اساس جامعة منتظر بايد با انجام وظايف خود نسبت به آن حضرت زمينة رضا و خشنودي او را بر خود همواره سازد و بدينصورت آمادگي خود را جهت استقبال از او اعلام نمايد. و پر واضح است ايجاد چنين روحيهاي در جامعه، بر عهدة تشنگان حضور و منتظران واقعي آن حضرت است. 3. پشتباني مادي و معنوي از نمودهاي انتظار هر عقيده و مرامي در عرصههاي مختلف، ظهور و بروز دارد؛ عقيدة انتظار نيز از اين قاعده مستثني نبوده و در اموري مانند: برگزاري دعاي ندبه، مراسمات جشنهاي نيمه شعبان، نشستهاي علمي پربار در زمينة انتظار و مهدويت، آثار نوشتاري، گفتاري، شنيداري و ديداري، علمي و هنري، نمود پيدا ميكند. چشم براهان آن حضرت، در اجتماع وظيفه دارند با تقويت مادي و معنوي اين امور و ترويج آن، احاد جامعه را نسبت به وجود مقدس امام و مقتدايشان آشنا نموده و آتشفشان انتظار را در جامعه، فعال نمايند و به اين وسيله زمينة مردمي ظهور آن حضرت را فراهم سازند. 4. اصلاح اجتماعي از وظايف مهم اجتماعي مردم در عصر غيبت كبري، داشتن روحية اصلاح گري و جلوگيري از فساد در سطح مختلف جامعه است. هر فردي بايد در قبال آحاد اجتماع اسلامي احساس مسئوليت نموده و در راه اصلاح افراد تلاش نمايد تا زمينة پذيرش حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(عج) فراهم گردد. راه اصلاح جامعه امربه معروف و نهي از منكر است و بزرگترين امر كنندة به معروف و نهي كنندة از منكر در روزگار ظهور، خود حضرت مهدي(عج) است، جامعة منتظر بايد خشنودي مهدي(عج) را بخواهد و در بعد اصلاح اجتماعي به آن حضرت اقتدا نمايد. پيامبر اكرم(ص) فرمود:« طوبي لمن ادرك قائم اهلبيتي، و هو مقتدٍ به قبل قيامه ...» خوشا به حال منتظراني كه به حضور قائم اهل بيت من برسند آنانكه پيش از قيام او نيز پيرو اويند. شاخص مهم اين اقتداء امر به معروف و نهي از منكر كردن و خروش در مقابل گناه و فساد است، افراد منتظر مصلح جهاني، گناه و فساد در جامعة منتظر را بر نمي تابند. درآيات فراوان قرآن كريم امر به معروف ونهي ازمنكر بعنوان واجب الهي، مورد تأكيد قرار گرفته است: قرآن كريم ميفرمايد: « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ بايد از ميان شما، جمعی دعوت به نيكی، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند. بسياري ازمفسران فرموده اند اين آيه دلالت برجايگاه عظيم وبس بلند امر به معروف و نهي ازمنكر دارد چون خداوند مالك سعادت را انسان درانجام اين وظيفه دانسته است . درآية ديگر برتري امت اسلامي را برساير امتها در امر به معروف، نهي ازمنكر دانسته است:« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ؛ شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شدهاند (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر ميكنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشاني،) ايمان آورند، براي آنها بهتر است! (ولي تنها) عدة كمي از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار). قرآن كريم آمران به معروف وناهيان از منكررا حافظان حدود الهي معرفي كرده است.«التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ؛ توبهكنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجدهآوران، آمران به معروف، نهي كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاي) الهي، (مؤمنان حقيقياند) و بشارت ده به (اينچنين) مؤمنان!»
رسول گرامي اسلام ميفرمايد :«امّت من همواره در خير و نيكي خواهند بود تا زماني كه امر به معروف و نهي از منكر و تعاون بر نيكي كنند ولي اگر چنين نكنند بركات از آنها گرفته، بعضي از آنها بر بعضي ديگر مسلط ميشوند در حالي كه نه در زمين و نه در آسمان يار و ياوري ندارند.» ازمنظر امام علي(ع) اهميت امربه معروف ونهي ازمنكر بالاتر ازجهاداست. شايد سرّ عظمت اين اصل حتي در برابر جهاد، دراين نكته باشد كه جهاد فرع بر امر به معروف ونهي ازمنكر است؛ بدين معنا كه تا درپرتو اين اصل، جامعة اسلامي اصلاح نشود، جهاد با دشمنان وبيگانگان ممكن نيست؛ جامعة فاسد نمي تواند با جهاد، موانع هدايت بشررا به سمت توحيد ويكتا پرستي ازميان بردارد. شيعه منتظر دريافته كه با اصلاح خود به تنهايي كارها درست نمي شود چون او با جامعه مرتبط است او ميداند كه جامعة فاسد ممكن است فرد صالح را هم فاسد كند درك اين ضرورت او را به اصلاح جامعه ميكشاند زيراميداندکه سرنوشت افراد جامعه از يگديگر جدا نيست شايسته و ناشايسته بودن هريك از افراد جامعه بر ديگري اثر ميگذارد. ازاينرو، بي توجهي شخص در برابر ناهنجاريهاي اخلاقي ديگران، دير يا زود به زيان او پايان مييابد و پيآمدهاي ناگوار خطاكاري آشكار انسانهاي ديگر، گريبانگير او ميشود وبراساس روايات مانع ظهور وتحقق حکومت جهانی حضرت مي شود. رسول گرامي اسلام ميفرمايد: «گنهكار در ميان مردم، مانند كسي است كه با گروهي سوار كشتي ميشود و هنگامي كه در وسط دريا قرار ميگيرد، به سوراخ كردن جايگاه خويش ميپردازد. اگر ديگران او را از اين كار خطرناك بازندارند، آب به كشتي نفوذ مي كند و يكباره همگي غرق ميشوند.» البته امربه معروف ونهی ازمنکرشرايط خاص خودش را دارد که بايد به محل خودش مراجعه شود. با توجه به نقشي كه امر به معروف و نهي از منكر در اصلاح فرد وجامعه دارد، وظيفه مهم منتظران به خصوص حاکمان دولت های اسلامی وجامعه منتظر، برای ايجاد حکومت مهدوی اين است كه برای تحقق اين دو فريضة الهي،اقدامات انجام دهند وزمينه ظهوررافراهم کنند. امام خميني(ره) در روزهاي اولية پس ازپيروزي انقلاب اسلامي، دستوري براي تشكيل ادارة امربه معروف ونهي ازمنكرصادر كرد و فرمود، شوراي انقلاب اسلامي به موجب اين مرقوم مأموريت دارد كه ادارهاي به اسم «امر به معروف و نهي از منكر» در مركز تأسيس نمايد؛ و شعبههاي آن در تمام كشور گسترش پيدا كند؛ و اين اداره؛ مستقل و در كنار دولت انقلابي اسلامي است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار ملت است. و دولت انقلاب اسلامي مأمور است كه اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مأمور است در سراسر كشور از منكرات به هر صورت كه باشد جلوگيري نمايد و حدود شرعيه را تحت نظر حاكم شرعي يا منصوب از قِبَل او، اجرا نمايد و احدي از اعضاي دولت و قواي انتظامي حق مزاحمت با متصديان اين اداره ندارند و در اجراي حكم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتّي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتكب چيزي شد كه موجب حد شرعي است بايد در مورد او اجرا شود. سيدجمالالدين، براي نجات كشورهاي اسلامي هنگامي كه وارد مصر ميشود انجمني كه اعضاي آن، حدود چهل نفر بودند تشكيل داد و باتدوين مواد هفدهگانه وعمل كردن به آنها موفق شدند در اثر امر به معروف و نهي از منكر كارهاي مهمي انجام دهند. از آن جمله هشتصد نفر معتاد به مشروبات الكلي را توبه دادند، هزار و سيصد نفر از تارك الصلاة را وادار به خواندن نماز كردند، چهارصدزن بد كار و منحرف را وادار به توبه كردند، هشتاد نفر از مستخدمين ادارات انگليسي را وادار به استعفا از خدمت به آن دولت حيلهگر نمودند، پانصد نفر از رجال و ثروتمندان مصر را وادار كردند تا از خريدن اشياء تجملّات زندگي كه از كشورهاي بيگانه و به ويژه انگلستان وارد ميشود خودداري كنند، سي و پنج نفر نصراني و پانزده يهودي و هفتاد نفر بتپرست را مسلمان كردند. تحوّلي در جامعه مصر ايجاد كردند كه لرد كرومر مشاور مالي انگليس در يكي از گزارشات خود به لندن مينويسد كه بدين وسيله به زمامداران انگليس اعلام خطر ميكنم. اگر يك سال انجمن وطني تحت رهبري سيدجمالالدين ادامه پيدا كند نه تنها سياست و تجارت انگليس در آسيا و افريقا يكسره نابود خواهد شد بلكه ترس آن است كه نفوذ كشورهاي اروپائي يكباره در سراسر جهان به خطر افتد. از اين رو دولت انگليس دستورلغو انجمن وطني مصر را صادر كرد و سيدجمال را تبعيدنمود 5. وحدت وهمدلي از جمله وظايف اجتماعي منتظران، همدلي و وفاق و مشفق بودن نسبت به همديگراست. منتظران چشم براه حركتي هستند كه آرمان مقدس پيامبران از آدم(ع) تا خاتم(ص) و ارماني مقدس امامان معصوم از علي بن ابيطالب (ع) تا امام حسن عسكري(ع) تحقق بخشد و بشريت را يكسره به رهايي برساند. روشن است كه پيوند افراد اين حوزة اعتقادي مهم و درخشان تا چه اندازه بايد صميمي، پاك، استوار، منسجم و عميق باشد. آنانكه اشتياق به دولت كريمه دارند و در شبهاي مبارك ماه رمضان در زمزمههاي عاشقانهشان به درگاه خدايمتعال چنين عرضه ميدارند.« اللهم المم به شيعتنا و اشعب به صدعنا و ارتق به فتقنا.» خدايا پراكندگي مارا به بركت وجود و ظهور حضرت مهدي(عج) پيوسته و متحد ساز و به سبب او شكاف ميان ما را پركن و تفرقه و جدايي ما را به سبب او پيوند زده و اصلاح فرما. منتظربايد براي ايجاد زمينة ظهور در نزديك شدن دلها و اتحاد قلبهاي بكوشند و يك دل بر ميثاق با امامشان اصرار ورزند و به لبيك عملي همگاني به نداي زيباي مهدي فاطمه، بدهند كه فرمودند:« اگرشيعيان ما كه خداوند در طاعت خويش آنان را موفق بدارد از روي ميل قلبي، در راه ايفاي پيماني كه بر عهده گرفته اند همدل و متفق شوند هرگز يمن و سعادت ديدار و ملاقات ما از آنان به تأخير نخواهد افتاد و هر آينه سعادت ديدار ما كه بر اساس معرفت و صادقانه است با شتاب براي آنان رخ مينمايد...» 6. همياري و همكاري يكي از وظايف اجتماعي منتظران در دوران غيبت تلاش در رفع نيازهاي براداران ديني خود و احساس ديگر خواهي و انسان دوستي است. امامان معصوم(ع) جامعة اسلامي را دربيانات كلي به وظايف انساني توجه داده اند و اداي مسئوليتهاي اجتماعي را در همهجا و همه زمانها تكليف شمرده اند. امام رضا(ع) ميفرمايند: « .. خداوند توانمندان را مكلف كرده است كه براي امور ناتوانان و بينوايان بپا خيزند...» كوشش در رفع نياز نيازمندان به آن درجه از اهميت برخوار دار است كه مستقيماً به ولايت امامان و ولايت الهي پيوند مييابد. امام موسيكاظم(ع) ميفرمايند:« هركس برادر مؤمنش حاجتي را به او عرضه كند بي گمان اين رحمت الهي است كه به او روي آورده است، اگر آن را نپذيرفت ( و براي برآوردن نياز او اقدام كرد) خود را به ولايت ما پيوند زده است و اين پيوند به ولايت خدا متصل است.» معلي بن خنيس ميگويد از امام صادق(ع) از حق مؤمن پرسيدم امام فرمود:« هفتاد حق است و من جز هفت حق را به تو نگويم كه من نسبت به تومهربانم، بيم دارم تاب نياوري... پس گفت: تو سير نباشي و او گرسنه، تو پوشاك نداشته باشي و او برهنه باشدو ... براي رفع نيازهاي او شب و روز بكوشي آنگاه كه چنين گرديد و لايت خود را به ولايت ما پيوند دادي، و ولايت ما به ولايت خداي بزرگ متصل است.» 7. آمادگی فکری وفرهنگی از وظائف منتظران ايجاد آمادگی فکری و فرهنگی، برای ظهورامام زمان(عج) است. البته رسيدن به اين مرحله از سطح فکری، هنگامی است که دولت های اسلامی ومسلمانان در عمل توجه به نژاد، مناطق مختلف جغرافيايی، مرزهای ساختگی، زبان و... را کنار بگذارند و همانند نور آفتاب، نسيم های روح بخش، ابرهای باران زا و ساير نيروهای جهان طبيعت، به مرزها توجه نکنند و دنيا را يک کشور بدانند. نژاد پرستی، ملی گرايی، و... قادر به حل هيچ يک از مشکلات جوامع بشری نيستند. جوامع بشری بايد از نظرفکری و فرهنگی بر مبنای معنويت و اخلاق توحيدی، رشد نمايند تا زمينه ظهورامام زمان(عج) فراهم گردد. 8. آمادگی علمی و صنعتی از ديگر وظائف منتظران آمادگی علمی و صنعتی است. آيه الله مکارم شيرازی می فرمايد: «برای ايجاد و سپس کنترل يک نظام جهانی، يک سلسله وسايل مافوق مدرن لازم است که با آن بتوان جهان را در مدت کوتاهی در نورديده و به همه جا سرکشی کرد، از همه جا آگاه شد و در صورت نياز امکانات لازم را از يک سو به سوی ديگر برد، پيام ها، اطلاعات وآگاهی هامورد نيازرا درکمترين مدت به همه نقاط دنيا رساند...اگر برای فرستادیک پيام از يک سوی جهان به سوی ديگر، يک سال وقت لازم باشد چگونه می توان بر جهان حکومت کرد و عدالت را در همه جا گستراند؟.» بی ترديد در اين زمينه احاديثی وجود دارد که از زوايه های متفاوت به مسئله نگريسته است. بی ترديد، تکنولوژی زمان حضرت بسيار متفاوت با تکنولوژی امروزی بشر خواهد بود که به بی دينی گرفتار شده است. در زمان حضرت، محدوديت حاکم بر تکنولوژی امروزبشر وجود نخواهد داشت و گسترة آن بسيار وسيع تر از آن خواهد بود که بشر امروز بتواند آن را درک کند. بر اساس احاديث، در عصر ظهور، در پرتو تکامل صنعت و تکنولوژی، جهان حکم يک شهر را پيدا می کند. خاوری ها باختری ها را، می بينند و سخنان آنان را می شنوند. امام صادق(ع) می فرمايد:« در زمان قائم فرد با ايمان که در مشرق زندگی می کند برادر خود را که در مغرب زندگی می کند می بيند.» آيه الله مکارم می فرمايد: «پيشرفت تکنولوژی و صنعت، مخصوصاً صنايع حمل و نقل و ارتباطی، در آن عصر چنان خواهدبود که قاره های بزرگ جهان، عملاً به صورت چند شهرنزديک به هم درمی آيند و شرق و غرب حتی حکم يک خانه را پيدا می کند، مشکل زمان و مکان به کلی حل خواهد شود... ممکن است قسمتی از اين امور درپرتو يک جهش وانقلاب صنعتی درآن عصر صورت گيرد، ولی بالاخره يک نوع آمادگی علمی به عنوان زمينه بايد در آستانه چنان عصری باشد.» «وجود صنايع پيشرفته نه تنهامزاحم يک حکومت عادلانة جهانی نيست بلکه بدون آن وصول به چنين هدفی محال است.» 9.آمادگي نظامي يكي ديگر از وظايفي، كه به تصريح روايات، در دوران غيبت بر عهده شيعيان و منتظران فرج قائم آل محمد(ص) است كسب آمادگيهاي نظامي و مهيا كردن تسليحات مناسب هر عصر براي ياري و نصرت امام غائب است. چنانكه در روايتي كه النعماني از امام صادق(ع)نقل كرده، آمده است: «هر يك از شما بايد براي خروج حضرت قائم(عج) [ سلاحي ]مهيا كند. هر چند يك تير باشد؛ خداي تعالي هر گاه بداند كسي چنين نيتي دارد اميد آن است كه عمرش را طولاني كند تا آن حضرت را درك كند [ و از ياران و همراهانش قرار گيرد.» . در روايت ديگري مرحوم الكليني از امام ابوالحسن [ موسي كاظم(ع) ]نقل ميكند كه: « ... هر كس اسبي را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگين سازد، در حالي كه او منسوب به ماست، خداوند روزيش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواستههايش ياري كند .» همچنين مرحوم الكليني در الكافي از «ابوعبداله جعفي» روايتي را نقل ميكند كه توجه به مفاد آن بسيار مفيد است: حضرت ابوجعفر محمدبن علي (امامباقر) (ع) به من فرمودند: منتهاي زمان مرابطه (مرزداري) نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز فرمودند: ولي مرابطه ما مرابطهاي است كه هميشه هست.... علامه المجلسي در شرح اين فرمايش امام(ع) ميفرمايد: بر شيعيان واجب است كه خود را بر اطاعت امام بر حق و انتظار فرج او ملتزم سازند و براي ياري نمودنش مهيا باشند مرابطه در اين روايت به معناي اراده انتظار فرج در تمام ساعات شبانهروز است، همچنانكه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است، نه مرابطه مصطلح در فقه. شايد بتوان گفت كه كلام صاحب جواهر نيز در نهايت به همان كلام علامه المجلسي بر ميگردد كه فرمود: مرابطه در روايت مزبور به معناي آمادگي و مهيا بودن براي ياري امام منتظر است . رمز اينكه شيعه بايد هر لحظه آماده ياري امام خود باشد اين است كه زمان ظهور براي ما مشخص نيست و هر آن كه اراده خداوند تعلق گيرد ممكن است ظهور واقع شود. بنابراين شيعيان بايد همواره در حال آمادهباش به سر برند تا در موقع لزوم به فرمان امام خود براي مقابله با مستكبران و ظالمان جهان به پا خيزند. با نگاهي به تاريخ شيعه ميتوانيم به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگي هميشگي آنها براي اين موضوع پي بريم. «ابن بطوطه» در سفرنامه خود مينويسد: ندبه شيعيان حِلّه براي امام زمان ... در نزديكي بازار بزرگ شهر، مسجدي قرار دارد كه بر در آن، پرده حريري آويزان است و آنجا را «مسجد صاحبالزمان» ميخوانند. شبها پيش از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشيرهاي آخته ... اسبي يا استري ز نكرده ميگيرند و به سوي مسجد صاحبالزمان روانه ميشوند. پيشاپيش اين چارپا، طبل و شيپور و بوق زده ميشود. ساير مردم در طرفين اين دسته حركت ميكنند و چون به مسجد صاحبالزمان ميرسند، در برابر در ايستاده و آواز ميدهند كه: «بسماللَّه، اي صاحبالزمان، بسماللَّه بيرون آي كه تباهي روي زمين را فراگرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است كه برآيي، تا خدا به وسيله تو حق را از باطل جدا گرداند ...» و به همين ترتيب به نواختن بوق و شيپور و طبل ادامه ميدهند تا نماز مغرب فرا رسد... بايد توجه داشت كه نحوه آمادگي و مهيّا بودن براي ظهور بستگي به شرايط زمان و مكان دارد و اگر در بعضي از روايات سخن از آماده كردن اسب و شمشير براي ظهور ولي امر(ع) به ميان آمده، و براي آن فضيلت بسيار برشمرده شده است، به اين معنا نيست كه اينها موضوعيت دارند، بلكه با قدري تأمل روشن ميشود كه ذكر اين موارد تنها به عنوان تمثيل و بيان لزوم آمادگي رزمي براي ياري آخرين حجت حق است و مسلماً در اين عصر بر شيعيان لازم است كه با فراگرفتن فنون رزمي و مسلح شدن به تجهيزات نظامي روز، خود را براي مقابله با دشمنان قائم آل محمد(ع) آماده سازند. البته در حال حاضر به دليل حاكميت دولت شيعي و حكومت فقيه جامعالشرايط بر سرزمين اسلامي ايران اين وظيفه در درجه اول بر عهده حكومت اسلامي است كه در هر زمان قواي مسلح را در بالاترين حد آمادگي نظامي قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه كه اراده الهي بر ظهور منجي عالم بشريت حضرت مهدي، (عج) فرجه، قرار گرفت بتوانند به بهترين نحو در خدمت آن حضرت باشند. امام راحل، قدّسسرّه، با وسعت ديدي كه داشتند «كسب آمادگي براي ظهور» را بسيار فراتر از آنچه گفته شد مطرح ميكردند و معتقد بودند كه ما بايد از هماكنون براي گسترش قدرت اسلام در جهان تلاش كنيم تا زمينه ظهور چنانكه بايد فراهم شود. ايشان در اين زمينه ميفرمودند: همه ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم. انتظار فرج قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور انشاءالله تهيه شود. نتيجه منتظركسي است كه با اعتقاد به مباني ديني وولايت امام عصر(عج) چلچراغ انتظاررا دراعماق وجودش، با شعلههاي بر افروخته ازعشق به ولايت منور نگهداشته وبا اعلان انزجار وتنفر ازتمام مفاسد، به كمال انتظار راه پيداكرده و شيفته قيام رهبر معصوم خويش است و به ميزان شيفتگي و دلباختگي اش در كسب ورع،تهذيب، پاكي و دريافت فضليتها و معارف متعالي ميكوشد تا به رستگاري و پاداش منتظران با اخلاص نايل آيد. اساس و مباني رسالت منتظران قرآن، سنت، فطرت واتفاق دانشمندان است. منتظران دارايي اجر وپاداش شهيد ودرك حضورمهدي هستند ودرقيامت با امامان معصوم(ع) محشور ميشوند ومنتظران افضل ازمردم همة زمانها ميباشند. منتظران دارايي رسالت فردي واجتماعي است. رسالت فردي منتظران بردوگونه قابل تقسيم ميباشد. يكي درقبال امام عصر(عج) است كه بايدمقام وجايگاه آن حضرت راشناخت واعتقاد به امامت داشت اورا واجب الاطاعه و واسطة نزول رحمت، دانست.وانتظار فرج كه در روايات برترين اعمال وعبادت تعبير شده ازواجبات شمرده شده است.منتظران بايد درفراق امام غمگين واندوهناك باشندكه از وجود مقدس و وصال به آن امام غايب محرومند ودين ومقدسات ديني دراثر تهاجمات فرهنگي مظلوم است. منتظران بايد همواره بياد امام غايبش باشند وبا توجهي قلبي ودادن صدقه وهديه وزيارت وادعيه براي حضرت، ياد اورا همواره دراذهان زنده نگهدارند.منتظران بايد محبت ودوستي اهل بيت به خصوص محبت به امام زمان(عج) رابه عنوان يكي ازوظائف در روزگار انتظار، با تمام وجودش، داشته باشند وابرازنمايند. البته منتظران علاوه برتكالف درقبال حضرت،رسالت دربرابرخودش نيز دارند. بايد به اخلاق اسلامي پايبندبوده وخودرابسازند وبه اهل بيت(ع) تمسك كنند. دربرابر طولاني شدن دوران غيبت وشبهات ديني، وحوادث وآزاردشمنان صبر و پايدار باشند. منتظران دربرابرجامعه نيزوظائفي دارند بايد مردم رابه معرفت ومحبت نسبت امام ترغيب كنند وازوظايفي كه مردم نسبت به آن حضرت دارندآگاه سازندو زمينة مردمي را براي ظهور،آماده كنند.امربه معروف ونهي ازمنكركنند وحدت وهمدلي ايجادنمايند وبامحرومان كمك نمايندوآمادگي نظامي وفکری وفرهنگی ... داشته باشند. منابع مورد استفاده به جزقران کريم ونهج البلاغه. 1. ابي عبدالله محمدبن احمدبن عثمان الذهبي، ميزان الا عتدال في نقدالرجال، دارالفكر،بيتا. 2.ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قاهره، داراحياء التراث العربي، چاپ دوم،1385هـ ق. 3. اسماعيل دانش،سيماي مهدي درقرآن، آماده چاپ. 4. ابي منصورطبرسي، الاحتجاج، اسوه،چ2، 1416هـ ق. 5. امامي كاشاني ، امان در دولايت امام زمان(عج)، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسالمي، 1386. 6. حسن مصطفوي، التحقيق في كلمات القرآن؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي 1374 7. حلي، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ( قسم الالهيات) مؤسسة امام صادق(ع) ، چاپ اول، 1375 8. خدامرادسليماني؛ فرهنگ نامه مهدويت؛ بنياد فرهنگي حضرت مهدي (عج) 1383. 9. سيد اسدالله هاشيمي شهيدي،ظهورحضرت مهدي ازديد گاه اسلام ومذاهب وملل جهان، انتشارات مسجد جمكران ،1380. 10. سيدهادي خسرو شاهي، مصلح جهاني، مؤسسه اطلاعات، 1372. 11.سيد محمد تقي اصفهاني، وظيفة الامام في غيبة الامام، انتشارات دبستاني. 12. سيدهاشيم بحرانی،البرهان فی تفسيرالقرآن،تهران، دارالکتب العلميه، 13. سيد عبدالكريم هاشمي نژاد، مناظره دكتر وپير، مؤسسه انتشاراتي فراهاني، 1357، 14. شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، انتشارات مشرقين،چاپ دوم ، بهار 1380 15.صحيفه نور، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی،1369. 16. الصدوق، ابي جعفر محمد بن علي بن بابويه، كمال الدين وتمام النعمه،تصحيح علي 17. ــــــــــ، عيون اخبار الرضا(ع)، انتشارات جهان، 1378هه ق، 18. .علي اكبر قرشي، قاموس قرآن؛ تهران: دارالكتب الاسلامية 01352 19.علي اكبردهخدا؛ لغتنامه دهخدا، تهران: دانشكده ادبيات، 1346. 20. فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، بيروت؛ دارالفكر، ده جلدي. 21. طبرسي نوري، النجم الثاقب ، انتشارات علمية اسلامية،بيتا. 22. لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر،مؤسسة حضرت معصومه(س) ، چاپ اول، شعبان 1419هه ق. 23.محمد تقي موسوي اصفهاني،مكيال المكارم،ترجمه سيدمهدي حايري قزويني،ايران نگين،1380. 24.محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، انتشارات اسلاميه، ذي القعده الحرام، 1384 هـ ق. 25ــــــــــــــــــ مرآة العقول، تهران، دارالکتب الاسلاميه،1404ق. 26.محمدبن ابراهيم نعمانی، کتاب الغيبه، تصحيح تعليق علی اکبرغفاری، ترجمه جواد غفاری، تهران صدوق،1376. 27.محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، تهران دارالکتب الاسلامیه1367. 28. محمدبن يعقوب كليني، اصول كافي، انتشارات مسجد چهارده معصوم، ترجمه سيد جواد مصطفوي. 29.ــــــــــــ، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامية1365. 30. محمدی ري شهري، ميزان الحكمة، مكتبة الاسلامي، انتشارات دفتر بتليغات ، 1362، هـ ش، 1403هه ق. 31.مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، صحيفة امام، وزارت ارشاد اسلامي، بهمن1364، 32.محمد بن الحسن الحرالعاملي، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آلالبيت(ع) لاحياء التراث، 1412هه. 33. ناصر مكارم شيرازي، مهدي انقلاب بزرگ ، قم، انتشارات مطبوعاتي هدف. 34.ــــــــــــــــــــ، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه.
|