|
روشهاي خودتربيتي از منظر اسلام |
|
|
|
|
نویسنده اسماعيل دانش
|
|
۱۹ اسفند ۱۳۸۸ |
|
چكيده روشهاي خود تربيتي، شيوههاي است كه شخص امور پسنديدهاي را درخود يا در ديگري ايجاد نمايد و ناپاكيها و ضد ارزش¬هارا ازصفحة وجود خود بزدايد. اين نوشتار باهد ف ارايه روشهاي خودتربيتي با بهرهگيري از متون تفسيري و روايي به مباحثي مانند مفهومشناسي تربيت و روش، انواع روشهاي تربيتي، شرح روشهاي خودتربيتي مثل تفكر، توبه، مشارطه، مراقبه، محاسبه، تلقين به نفس، تحميل به نفس، تزكيه، عبادت، توكل، کسب محبت پروردگار، تلاوت و تدبر در قرآن، و... پردخته است. در اين مقاله به بيان مهم¬ترين روش¬های پرداخته شده است که هرگاه روند تربيت از سوي مسئولان امور تربيت به خوبي اعمال نگردد، يا دارايي نواقصي باشد در دوران بلوغ ميتوان، به روش¬های خودتربيتي اقدام نمايد. كليد واژهها: روش، تربيت، تفكر، توبه، مشارطه، مراقبه، محاسبه تلقين، تحميل، و...
مقدمه تربيت ازمنظر اسلام دارايي اهميت بس فراوان است وتابع اصول وقواعد خاصي نمي باشد. موضوع تعليم و تربيت، انسان است. انسان دارايي رفتارهاي پيچيده ومرموزي است كه بايد براساس شرايط حاكم برفرد ويا جمع از روشهاي تربيتي مختلف طبق ظرفيت وفراخور موقعيت متربي، استفاده گردد. دوران بلوغ حساسترين مرحلة زندگي انسان است كه نياز به مراقبتهاي ويژه دارد. ازاينرو، فرايند تربيت اسلامي بايد به گونهاي باشد كه متربي در دورة پس ازبلوغ، بايد خود واعظ دروني خود باشد ونياز او به مربي بيروني به تدريج كاهش يابد ومتربي بيش ازگذشته به امورخود مسؤ ليت داشته وبه آن اهتمام ورزد. دانشمندان علوم تربيتي تاكيد دارند كه بايد در سنين بلوغ، بيشتر ازروشهاي خود تربيتي استفاده شود.
امروزه كه نظام سلطه درصدد مخدوش جلوه دادن چهره اسلام و ايجاد تزلزل باورهاي ديني مسلمانان به ويژه نسل جوان ميباشد، جوانان بيش ازگذشته نيازمند به روشهاي خود تربيتي است. ازاينرو، مقالة موجود كوشيده است به چند پرسش ذيل ازجمله: 1.روشهاي خود تربيتي ازمنظر اسلام چيست؟ 2. روشهاي خود تربيتي درآيات وروايات چگونه است؟ پاسخ بگويد وروشهاي خودتربيتي كه نقش مؤثر درتربيت انسان دارد بيان نمايد. مفهومشناسي تبيين واژه¬های کليدی، ازشيوههاي رايج در مسايل مختلف علمي واجتماعي است. ازاينرو لازم است واژههاي كليدي بحث تعريف گردد. الف)روش وتربيت 1. درلغت روش در لغت به معناي طرز، طريقه، قانون، راه و اسلوب آمده است. تربيت در لغت به معناي افزايش، نمو، پروردن و پرورش دادن ذكرشده است. واژة تربيت ميتواند از ريشة اصلي (ربب) به معناي تربيت امور متربي و ريشة فرعي تربيت از (ربو) به معناي رشد دادن باشد؛ و به معناي پرورش بدن به وسيلة انواع ورزش و به معناي رشد جسماني نيز به كار رفته است. تربيت به معناي عام پروراندن هر چيزي است به گونهاي كه شايسته آن باشد و شامل جمادات، گياهان، حيوانات و انسانها نيز ميگردد. بحث لغوي تربيت بدان جهت مهم است كه اصل درتربيت، ازمنظر اسلام بعد روحي و معنوي انسان است؛ ازاينرو، در تربيت اسلامي كه تربيت درابعاد مختلف انسان (جسماني، روحاني، اخلاقي، عاطفي) صورت ميگيرد، اگر تربيت از ريشه (ربو) باشد معناي جامع را نميرساند. بدينروي، تربيت از ريشه (ربب) به معناي مالك و مدبر در تربيت اسلامي مراد و مقصود است. 2. در اصطلاح يك) روش: روش در اصطلاح پيدا كردن بهترين راه براي رسيدن به حقيقت است. يعني روش، كلية فنون و وسايلي است كه با استفاده از آنها ميتواند به واقعيات علمي دست يافت. ازمنظر برخي، روش كلية وسايل و ابزار و مجموعه مراحلي است كه براي جمعآوري اطلاعات و كيفيت بررسي آنها جهت وصول به يك هدف انتخاب ميشود. برخي ديگر گفتهاند: روش استدلالي است كه به كمك آن آدمي افكار خود را به نحوي صحيح در مراحل آزمايش قرار ميدهد. بنابزاين، روش در اصطلاح مجموعهاي از تلاشها، فنون، مهارت، وسايل و ابزاري است كه رسيدن ما را بة هدف ممكن و تسريع ميبخشد. هرگاه مربي بخواهد در چارچوب نظام تربيتي خاص و براساس اصول تربيتي پذيرفته شذه در آن نظام صفت يا رفتاري را در متربي پديدار ونهادينه كند و يا متربي را بدان بيارايد و يا از وي بپرايد، بايد به گونهاي روشمند عمل كند وبه چنين رفتاري روش تربيت گفته ميشود. ازاينرو، روش تربيت مقولهاي رفتاري با ماهيت دستوري است كه ميان اصول و هدفها امتداد دارد و با پاي بندي بدان ميتوان عمل تربيتي را سامان بخشيده و به فرجام برساند تا هدف مربي را از عمل تربيتي در متربي محقق نمايد. مراد از روشهاي تربيتي شيوهها و رفتارهايي است كه مربي جهت تحقق بخشيدن به اهداف تربيتي به كار مي بندد. روش در اصطلاح اسلامي وسايل و شيوههاي است كه با استفاده ازآن ميتواند تعليمات و معارف حق و اخلاق پسنديده را در خود يا ديگري ايجاد ونهادينه نمايد و ناپاكيها و زشتيها را از صفحه دل و روح خود يا ديگر ي پاك كند. دو)تربيت: تربيت دراصطلاح عبارت است از فعاليتي منظم و مستمر در جهت كمك به رشد جسماني، شناختي، اخلاقي، عاطفي و به طور كلي پرورش و شكوفايي استعدادهاي متربي به گونهاي كه نتيجه آن در شخصيت متربي به ويژه در رفتارهاي او ظاهر ميشود. ازنظر برخي تربيت عبارت است از انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ايجاد شرايط و عوامل لازم و كمك به شخص مورد تربيت تا بتواند استعدادهاي نهفتهاش را در تمام ابعاد وجود و به طور هماهنگ پرورش داده و شكوفا سازد و به سوي هدف و كمال مطلوب تدريجا حركت كند. بنابراين تربيت از ديدگاه اسلام عبارت است از به فعليت رساندن قوا و استعدادهاي انسان و ايجاد تعادل و هماهنگي در آنها در جهت رسيدن به كمال مطلوب يعني شناختن «رب» به عنوان مدبر جهان و انسان و تن دادن به ربوبيت انحصاري خداوند با عمل نمودن به تعاليم پيامبر اسلام و اهلبيت(ع) به منظور وصول به مقام عبوديت و قرب الهي. انواع روشهاي تربيتي در آيات و روايات درآيات وروايات براي انسان روشهاي تربيتي فراوان بيان شده است. موضوع تعليم و تربيت، انسان است؛ رفتار انسان پيچيده است كه تابع اصول و قواعد خاصي نميباشد. ازاينرو، لازم است مربي بر مبناي شرايط حاكم بر فرد يا جمع از روشهاي تربيتي به وسعت دامنة تربيت و فراخور موقعيت متربي، بهره بگيرد. تربيت شيوههايي گونا گوني دارد كه اگر درست مورد استفاده قرار بگيرد بهرههاي فراواني در بر خواهد داشت. انتخاب روشهاي صحيح و درست در تربيت افراد مانند نسخههاي چند مرحلهاي يك پزشك است كه در هر مرحله از نسخة جديد در بهبودي و مداواي افراد كمك ميكند و در اين مداوا پزشكي موفقتر است كه داراي علم و بصيرت بيشتري باشد و شيوههاي درستتر به كاربگيرد. روشهاي تعليم و تربيت را ميتوان به دو دسته كلي تقسيم كرد: 1 . روش خودتربيتي: اين روش از روشهاي تربيتي است كه در عرصه خودسازي و تهذيبنفس مورد بهرهبرداري سالكان و كمال جويان قرار ميگيرد. 2. روشهايي ديگر تربيتي: به روشهاي ديگر تربيتي بايد مربيان و معلمان آگاه باشند و از ميان آنها روشهايي را كه با شرايط و موقعيت فرزند و متربي هماهنگ و سازگار است برگزينند و اعمال كنند. روشهاي خودتربيتي نخستين قدم براي خودتربيتي، خودشناسي است؛ پس از آن مبارزه با آفات و موانعي است كه جلو حركت و رشد و شكوفايي انسان را ميگيرد. خودتربيتي به طور كلي عبارت است از پرداختن به خويش، شكل دادن و جهت بخشيدن به فعاليتهاي حياتي و تصحيح انگيزهها ودر نظر گرفتن مقصد نهايي و سوگيري فعاليتها براي خداوند است نه محدود كردن و متوقف ساختن فعاليتها و توصيه به اينكه انسان فقط به خود بپردازد. خود واقعي انسان امانتي آسماني و موهبت الهي و سرماية حركت انسان در مسير كمال است به طوري كه اگر انسان آن را ببازد در واقع همه چيز را باخته، اما اگر قدر و بهاي نفس را بشناسد و به عظمت بيمانند آن واقف گردد هرگز آنرا به انواع آلودگيها نميآلايد بلكه از هر فرصتي براي رسيدن به تعالي استفاده كرده واز آن مراقبت مينمايد. از مجموع بررسيها به نظر ميرسد كه در دوران بلوغ بر روشهاي خودتربيتي تاكيد شده است. فرايند تربيت اسلامي به گونهاي بايد باشد كه متربي در دورة پس از بلوغ خود واعظ دروني خود باشد و نياز او به مربي بيروني و وابستگي وي به مربي تدريجا كاهش يابد و متربي بيش از گذشته به امور خود مسئول بوده و به آن اهتمام ورزد. به عبارتي ديگر در روشها خودتربيتي عملكرد نفس آدمي به وسيلة خود شخص مورد ارزيابي قرار ميگيرد و نحوة ادامة مسير با توجه به آن مشخص ميگردد و تداوم اين ارزيابي باعث ميگردد تا نفس رها نگردد و مسير حركت وي مورد مراقبت قرار بگيرد. ازاينرو؛ ميتوان گفت با رسيدن به سطوح از تربيت بايد بر روشهاي خودتربيتي تاكيد گردد كه اينك به شرح اين روشها پردا خته ميشود: 1. روش تفكر يكي ازروشهاي خود تربيتي، روش تفكر است. تفكر در لغت به معناي تصرف در قلب و تأمل و نظر به مقدمات و دلايل براي هدايت به سوي مجهول است. در حقيقت تفكر عبارت از سير و حركت ذهن از يك مطلوب به سوي يك سلسله مقدمات معلوم و سپس حركت به سوي آن مطلوب براي تبديل آن به معلوم است. قرآن كريم ميفرمايد: «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً» آنان كه در همه حال خدا را ياد ميكنند و در آفرينش آسمانها و زمين ميانديشند ميگويند خدايا تو اين عالم را بيهوده نيافريدي. از آيه فوق چنين برداشت ميشود كه تفكر يكي از روشهاي خودتربيتي است كه انسان را به سوي خوبيها سوق ميدهد كه بايد توجه داشت ذكر بدون فكر وفكر بدون ذكر كارساز نيست و در صورتي كه هر دو با هم همراه شوند انسان به تربيت حقيقي دست مييابد. امام صادق(ع) در رابطه با تفكر ميفرمايند: « فكر و انديشه آيينه خوبيها و پوشانندة بديها و روشنيبخش دلها و موجب خوش خويي و سعه صدر ميشود و به وسيلة تفكر انسان به صلاح روز رستاخيز و پايان كارش آگاه ميشود و به علم و دانشش افزوده ميگردد.» اگر انسان هر روز بامداد در مورد تمام اعضاي خود بينديشد و سپس در حالات آنها و چگونگي دوري آنان از به كارگيري درمورد نا درست فكر نمايد و معصيتهاي آنها را بشناسد و در رابطه با چگونگي آن فكر كند و در كسب حالات مربوط به هر كدام از اعضا كه خداوند آنها را دوست دارد بينديشد، درونش را اخلاق پسنديده و مقامات عالي اخلاقي فرا ميگيرد و از پستيها پاك ميشود. با تفكر به تربيت نفس اقدام نمودن، روشي است كه متربي خود را مربي خود قرار داده و در خودسازي خود تلاش كرده است. تفكر در بارة خدا نيز، تفكر در افعال بديع و صنايع عجيب و نظم دستگاه آفرينش است. قرآن كريم نيز طريقة تفكر را كه نقش مؤثر در تربيت انسان دارد، معرفي نمودها ست. قرآن ميفرمايد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَاب» محققا در خلقت آسمانها و زمين و رفت و آمد شب دلايل روشن براي خردمندان است. روش تربيتي تفكر كه سه گونه پيامد و اثر آموزي را دارد عبارتند از: شناخت حضرت باري تعالي، شناخت طبيعت كه به گسترش دانش انسان ميانجامد و چگونگي زندگي را متحول ميكند و ايجاد تحول و جنبههاي شناختي عاطفي، رفتاري كه غزالي بدان اشاره كرده است. 2. روش توبه يكي ازروشهاي خود تربيتي، توبه است. توبه در حقيقت پشيماني و تاثير باطني از خلاف و معصيت است و لازمه آن اين است كه در مسير طاعت و بندگي خدا بكوشد. و علامت توبه بازگشت از مخالفت به مراقبت است. قرآن ميفرمايد:«وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون» اي گروه مومنان همگي به سوي خدا بازگرديد باشد كه نجات يابيد. توبه و استغفار، پاك كنندة انسان از معاصي است. حقوق ضايع شده را جبران نميكند؛ از اينرو؛ شخص تايب بايد گذشته خود را به دقت مرور كند و آن را جبران نمايد. در روايت آمده است: «لكل داء دواء و دواء الذنوب الاستغفار» براي هر دردي درماني است و داروي گناهان استغفار است. وقتي انسان در اثر غفلت و ناداني دچار گناه ميشود بايد بيدرنگ با توجه و استغفار، خود را در معرض رحمت الهي قرار دهد تا دوباره در مسسير تربيت الهي واقع شود؛ زيرا كسي كه از گناهان پشيمان نيست مصداق جمله «... فقد افنيت بالتسويف و الامال عمري...» «عمر خويش را با امروز و فردا كردن تباه كردم» ميباشد. اينگونه رفتار سرانجام نافرجامي دارد. لذا نبايد توبه و استغفار را فراموش كرد كه اين خود روش تربيتي عميقي است كه چون داروي شفابخش براي گنهكاران ميباشد. در حقيقت روش تربيتي توبه نوعي خودشكني و خضوع از روي صدق و خلوص به سوي خدا است كه با اعتراف به گناهان خويش اميد بخشش ايجاد ميكند و هرگز از رحمت خدا مأيوس نميشوند. 3. روش مشارطه مشارطه ازروشهاي مؤثر درتربيت است. مشارطه از شرط به معناي «الالزام شئ لشئ آخر» به معناي الزام و التزام چيزي به چيزي ديگر است. درمشارطه انسان با خود پيمان ميبندد كه در انجام تكاليف و اداي وظايف و ايفاي مسئوليتها به هيچ وجه كوتاهي نكرده و در كارهاي خير كوشا باشد و از كارهاي ناپسند خودداري كند. اين روش تربيتي كه به نوعي تلقين به خود نيز ميباشد در صورتي مؤثر است كه هر روز تجديد شود تا آنگاه كه به صورت ملكه در نفس و روح انسان رسوخ كند. بهترين ساعات مشارطه صبحگاه پس از اداي فريضه صبح است؛ زيرا كه دل با صفاتر و حقپذيرتر است. بايد نفس خود را در مقابل خود فرض كند و به آن خطاب كند و بگويد: اي نفس! سرمايه و بضاعتي غير از اين چند روز ندارم اگر اين از دست من در رود سرمايه من بر باد رفته و امروز روز تازهاي است كه خدا مرا در آن مهلت داده و اگر امروز مرده بودم آرزو ميكردم كه كاش يك روز ديگر مرا خدا به دنيا برگرداند كه در آن توشه تحصيل كنم و حال اينگونه تصور كن كه تو را به دنيا باز گرداندهاند. 4. روش مراقبه مراقبه ازرقبه «گردن» است. رقيب يعني كسي كه گردن ميكشد تا اوضاع را زير نظر داشته باشد. عالمان اخلاق مراقبه را در همة مسايل خودسازي مؤثر وكارساز دانستهاند. منظور از مراقبه اين است كه انسان پس از مشارطه (عهد و پيمان) در همة اوضاع و احوال، مراقب و نگران خويش باشد يعني خود را شريكي فرض كند كه به او اطمينان ندارد و هميشه مواظب آن باشد. قرآن ميفرمايد: «و الذين هم لأماناتهم و عهدهم راعون» مومنان نسبت به امانتها و عهد و پيمانشان پايبند هستند. اگر انسان به خود واگذار شود همه سفارشهاي گذشته را فرموش ميكند و عهد و پيمان را ميشكند. ازاينرو، بايد در هيچ حالي از آن غافل نشود و در لحظهاي آن را به خود وانگذارد. انسان يا در حال اطاعت است يا در حال معصيت يا به امر مباحي چون اكل و شرب و امثال اينها مشغول است. پس در حال طاعت بايد مراقب آن باشد كه نيت آن فاسد نگردد و به ريا و اغراض ديگر ميل نكند و در حال معصيت بايد متوجه باشد كه ترك كند و اگر مرتكب گردد، بايد با توبه و انابه برگردد و كفارة آن را به جا آورد. و در حال اشتغال به امر مباح متوجه آن باشد كه چه اموري مورد رضايت خداوند نيست كه انجامش ندهد و يا بعضي امور كه مورد رضايت اوست انجام دهد. مثلا در هنگام خوردن بسم الله الرحمن الرحيم بگويد. انسان بايد در هر حالي از احوال متوجه به خدا باشد و او را مراقب خود بداند و بداند كه خداي تعالي بر ضمير همه كس آگاه و به جميع اعمال و افعالشان بيناست. چنانكه روش مراقبه به صورت عملي به كار گرفته شود و مراتب آن احراز گردد در نهايت به جاي ميرسد كه در همة زمان انسان را نور الهي فرا ميگيرد و پيوسته غرقي درجمال و جلال عظمت خداوند ميگردد. 5. روش محاسبه محاسبه ازروشهاي اساسي خود تربيتي است كه بدان توصية فراوان شده است. محاسبه از «حسب» در لغت به معناي اشراف و اطلاع به قصد آزمودن استكه در فارسي از آن به «رسيدگي» تعبير ميشود. محاسبه، حسابرسي و بازنگري نسبت به گذشته و متعهد نسبت به آينده است كه بايد هفت مورد در آن مراعات گردد: 1. تقدير و اندازهگيري؛2. اصل مسئوليت پذيري؛3.اصل بقاي عمل؛4. اصل ثبت اعمال؛5.اصل حسابرسي و بازخواست؛6. اصل مجازات و بازتاب عمل؛ 7. اصل توبه و جبران. قرآن كريم نيز اين مراحل را بيان كرده است. 1. «... كل شئ عنده بمقدار» هر چيزي نزد او مقدار معيني دارد. اشاره به اصل تقدير است. 2.«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولا» ما بار امانت (مسئوليت و تكليف) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، آنها زير بار نرفتند ولي انسان اين بار را بردوش گرفت كه او ستمكار ونادان بود. اين آيه دلالت بر مسئوليتپذيري انسان دارد. 3.«وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً» در روز حساب آنچه كردهاند پيش روي خود مييابند. اين آيه دلالت بر اصل بقاي عمل دارد. 4.«اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَي بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً» كتابت را بخوان، كافى است كه امروز، خود حسابگر خويش باشى. اين آيه دلالت بر اصل ثبت عمل دارد. 5.«وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُون» آنها را بازداريد كه بايستي مورد بازجويي قرار گيرند. اين آيه بيانگر اصل حسابرسي و بازخواست است. 6.«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» هر كس در گرو اعمال خويش است. آيه اصل مجازات و بازتاب عمل را ثابت كرده است. 7.«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» بگو: «اي بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را ميآمرزد. آيه دلالت بر اصل توبه و جبران عمل دارد. با توجه به اهميت محاسبه، پي ميبريم كه هر كس محاسبه نفس نمايد، براي پس از مرگ خويش كاري انجام داده است. هركس كه پيروي هوا و هوس است تنها آرزومند است. بين انجام كار و آرزومندي فاصلة بسيار است. سعدي نيز روش نيايش و محاسبه نفس را به عنوان يكي از روشهاي خودسازي در تربيت اسلامي مورد توجه قرار داده و نيايش و تضرع در پيشگاه خداوند را عامل رشد معنوي در دنيا و آخرت دانسته وسروده است: خداوندگارا نظر كن به جود كه جرم آمد از بندگان در وجود گناه آيد از بندة خاكسار به اميد عفو خداوند گار در رابطه به محاسبه و ارزيابي اعمال و جبران تدارك ايام گذشته نيز سروده است : دريغا كه بگذشت عمر عزيز بخواهد گذشت اين دمي چند نيز گذشت آنچه در ناصوابي گذشت ور اين نيز در نيابي گذشت... 7.روش تلقين به نفس تلقين به معناي فهمانيدن و تفهيم كردن است. تلقين نفس اصطلاحي است در معرفة النفس وبه گونهاي است كه به كمك اراده بر ضعف رواني يا ترديد باطني غلبه ميكند و آن ضعف يا ترديد را بر اثر تعليم و پند دادن بر خود و تكرار در آن زايل ميسازند و همجنين بر عكس. تلقين ميتواند فعلي يا قولي، يا فقط فعلي و يا قولي باشد كه هر يك از اين موارد را نيز ميتوان در دو جهت سلب و ايجاب در نظر گرفت. تلقين قولي از طريق به زبان آوردن قولي است كه به مقتضاي آن تغييري در ضمير پديد مي آيد مثل: «عن جميل بن دراج عن ابيعبدالله(ع) قال قلت له انه يقع في قلبي امر عظيم فقال قل لااله الا الله قال جميل فكلما وقع في قلبي شئ قلت لااله الا الله فيذهب عني». ازجميل بن دراج نقل شده كه به امام صادق(ع) گفتم: راستش اين است كه در دل من چيزي بزرگي متصور ميشود (انديشه كفرآميز موج ميزند) در پاسخ فرمود: بگو «لااله الا الله» جميل بن دراج ميگويد: هرگاه در دلم چيزي خطور ميكرد ميگفتم «لااله الا الله» (فطورات) از دلم بيرون ميرفت. تلقين فعلي آن است كه صورت يك فعل مطلوب را به نحو تظاهر بر اعضا و جوارح خويش آشكار سازيم در حالي كه آن فعل و آثار آن در درون ما ريشه نداونده است. مثل توصيه قرآن به تواضع كه ميفرمايد: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» و بندگان خدا كساني هستند كه بر زمين با تواضع گام ميزنند. يعني انسان در ظاهر خود را فرو دست جلوه دهد و حاصل آن كنترل عجب و غرور است. گاهي تلقين قولي و فعلي درهم ميآميزد كه نماز برجستهترين چهره اين به هم آميختگي است. نمازگزاران سخنان معيني را بر زبان ميراند و حركات معيني را انجام ميدهد كه هر يك با حالات باطني ويژهاي تناسب دارد و آنها را در باطن ميانگيزد. همچنين تلقين يكي از عوامل تقويت اراده براي نيل به هدفها است. روانشناسان معتقدند تا وقتي فكر ميكنيد كه نميتوانيد و داراي ظرفيت نيستيد احتمال موفقيت كم است حتي اگر درخشانترين شايستگيها را داشته باشيد خاموشش ميكنيد و بالعكس يك فرد از حيث هوش و قابليت متوسط ولي داراي اطمينان موفق خواهد شد؛ زيرا در ضمن كوشش براي عملي ساختن انديشههاي خود پس از مدتي سرچشمههاي صفاتي را كه به آن نيازمند است پيدا ميكند. 7. روش تحميل به نفس اين روش تحت عنوان «عمل به ضد» و «مخالفت با نفس» نيز آمده است. در مباحث خودسازي انسان همواره در معرض خطرهاي هواهاي نفساني است؛ زيرا نفس به دنبال دنياطلبي و رفاه و راحتي خويش است. پس اگر انسان آن را رها كند به تدريج عقل را مقهور خويش ساخته و آدمي را به نابودي ميكشاند. ازاينرو، لازم است انسان عليرغم كراهت نفس اموري را به خود تحميلنمايدو بدين طريق نفس سركش را رام كند. اجراي اعمال و رفتاري كه مخالف ميل نفس است، ابتدا چون باري بر دوش سنگيني ميكند پس از مدتي براي انسان عادي شده و دشواري آن از بين ميرود. مثلا فروخوردن خشم در حالي كه غضب بر انسان چيره شده و صبر و حلم براي انسان بسيار سخت به نظر ميرسد. با چند بار تحميل اين امر به نفس، از شدت آن كم ميشود، چنانكه قرآن ميفرمايد: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم، و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟! همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مىكرد! و آوازة تو را بلند ساختيم! به يقين با (هر) سختى آسانى است! در اين روش، مربي همان متربي است و تفاوت روش تحميل به نفس با تلقين به نفس در اين است كه در تلقين باطن، انسان بيرغبت نيست ولي در تحميل چنين فرضي ملحوظ است. يعني تحميل در جاي قابل اجرا است كه عليرغم كراهت باطن، اعضا و جوارح به انجام عمل وادار گردند تا باطن بيرغبت راغب گردد. البته روش تحميل به نفس، حد معيني دارد كه در حيطة عمل كاربرد دارد نه در حيطه ايمان، همچنين تحميل نبايد به گونةاي باشد كه مانع دوري دل شود و همه چيز را واگذارد. غزالي دربارة اين روش تربيتي ميگويد: در اجراي اين روش لازم است كه اصل تفرد، تدريج و تاثير متقابل ظاهر بر باطن بر يكديگر رعايت شود. مربي متربي را از خود نكوهيده به خوبي كه ناپسندي آن كمتر است مشغول نمايد تا اين روند در مدت طولاني باعث از بين رفتن خوي نامعقول گردد و خوي پسنديده و يا متناظرش جايگزين آن شود كه اين روش اجمالا در اصلاح و بهبودي برخي از ناهنجاريهاي شناختي و عاطفي و رفتاري كارآيي دارد. 8.روش تزكيه يكي ازمؤثرترين روش خودتربيتي، روش تزكيه است. تزكيه در لغت به معناي پيراستن و پاك كردن نفس ازآلودگيها است. كلمة زكات با تزكيه هم خانواده و از ازيك ريشه است. كاربردتزكيه در مورد نفس و روح و جان و روان است و به معناي پيراستن روح و فكر از هر گونه آلودگي (آلودگي فكري و آلودگي اخلاقي) است.در قرآن كلمه تزكيه قبل از تعليم به كار رفته است: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْل لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ» و كسي است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها ميخواند و آنها را تزكيه ميكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت ميآموزد هر چند پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند. انسان بر خلاف جمادات و نباتات ميتواند خود را تزكيه نمايد و با مدد و همت خويش مراتبي قابل توجه از تزكيه را خود بپيمايد. يعني همانگونه كه ميتواند «خودآموز» و «خودتعليم» باشد ميتواند «خودپرور» و «خود تزكيه گر» نيز باشد. تزكيه يكي از اصول بسيار موثر و لازم در امور تربيت است. و عنايتي كه اسلام به تزكيه قبل از تعليم دارد در همين جهت است. يعني تا ماداميكه دل از آلودگيها پاك نشود براي آراسته شدن به كمالات و فضايل معنوي و اخلاقي آماده نميگردد. امام خميني(ره) در اين مورد ميفرمايند: گرفتاري همه براي اين است كه كه ما تزكيه نشدهايم، عالم شدهاند تربيت نشدهاند، دانشمند شدهاند تربيت نشدهاند آن خطري كه از عالمي كه تربيت نشده و تزكيه نشده است بر بشر وارد ميشود آن خطر از خطر مغول بالاتر است. 9. روش دعا روش تربيتي دعا شرايطي دارد كه برخي از آن شرايط عبارتند از: خلوص باطن، معرفت نسبت به پروردگار، انصاف در آنچه ميخواهد و... كه سبب كشش رحمت و روشني دل ميشود. و از آثار اين روش تربيتي اين است كه خلاء فطري را در هنگام نيازمندي و گرفتاري پر ميكند و فرد را در برابر مشكلات توانمند و مقاوم ميسازد. يعني انسان در پناه دعا از وادي حيرت دوري از خدا نجات مي يابد. دعا وزاري و نياز با خدا «منيّت را از انسان زايل ميكند. فرد دعا كنندة اول خود را با گريه و زاري در مقابل خدا كوچك ميبيند و هنگامي كه از خدا چيزي ميخواهد در عمل غناي مطلق را براي خدا و فقر را براي خود ثابت كرده است. 10.روش عبادت عبوديت اظهار تذلل است و عبادت از آن رساتر و مهمتر است زيرا عبادت اوج تذلل ميباشد كه جز خداي متعال كه در نهايت بلندمرتبگي است كسي سزاوار آن نيست. عبادت به معناي خاص ممكن است در شكلهاي خاص نماز، روزه، حج،خدمت به بندگان خدا، انفاق و... متجلي شود. عبادت به معناي عام آن است كه انسان هر كاري را با نيت خالص و براي رسيدن به هدف نهايي (قرب الهي انجام) ميدهد از اينرو، ممكن است راه رفتن، درس خواندن، غذاخوردن و... با توجه به اين معنا عبادت باشد. روش تربيتي عبادت، انسان را به گونهاي تربيت ميكند كه چشم، دست، زبان و همه اعضا، خدايي ميشود. و به مقامي ميرسد كه قرآن مجيد اينگونه تعبير ميفرمايد:«إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّداً وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُون» (تنها كساني كه به آيات من ايمان ميآورند) تنها كسانى كه به آيات ما ايمان مىآورند كه هر وقت اين آيات به آنان يادآورى شود به سجده مىافتند و تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مىآورند، و تكبّر نمىكنند. غرق شدن در ماديات، انسان را از خود جدا ميكند و با خود بيگانه ميسازد، عبادت انسان را به خودش باز ميگرداند، عبادت به هوش آورندة انسان و بيدار كنندة انسان است، عبادت انسان غرق شده و محو شده در اشيا را مانند نجات غريق از درياي غفلتها بيرون ميكند، در عبادت انسان به حقارت و پستي آمال و آرزوهاي محدود مادي خود پي ميبرد و ميخواهد خود را به قلب هستي برساند. 11.روش توكل انسان وقتي خود را در برابر خداوند جاهل و ناتوان ميبيند در عين انجام وظايف خويش كار را به خداوند واگذار ميكند و همه چيز را به چشم اسباب و ابزار مينگرد. در رابطه با تفسير توكل در روايات آمده است: «سأل النبي( صلى الله عليه وآله )، عن جبرئيل ما التوكل على الله عزوجل؟ فقال: العلم بأن المخلوق لا يضر ولا ينفع، ولا يعطي ولا يمنع، واستعمال اليأس من الخلق فإذا كان العبد كذلك لم يعمل لاحد سوي الله ، ولم يرج ولم يخف سوي الله، ولم يطمع في أحد سوي الله، فهذا هو التوكل» پيامبر اكرم(ص) تفسير توكل را از جبرييل سوال كرد جبرييل گفت: معناي توكل اين است كه انسان يقين كند به اينكه سود و زيان و بخشش و حرمان به دست مردم نيست و بايد از آنها نااميد بود و اگر بندهاي به اين مرتبه از معرفت برسد كه جز براي خدا كاري انجام ندهد و جز او به كسي اميدوار نباشد اين همان توكل به خداوند است. همچنين خداوند در قرآن ميفرمايد: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» كسي كه به خدا توكل كند خداوند او را كفايت ميكند. با توجه به ماهيت توكل در آيات و روايات ميتوان گفت: بيترديد توكل آثار تربيتي عجيبي در پي دارد كه به كليه شئون فردي و اجتماعي انسات تاثير ميگذارد. برخي از اين آثار عبارتند از: قدرت تصميمگيري پيدا كردن، ايجاد شجاعت، آسان شدن سختيها، ترك گناه، عدم احساس ياس و نا اميدي، تاثير ناپذيري از اقبال و ادبار مردم و عدم نگراني از حوادث كه هر فردي ميتواند با به كارگيري روش توكل از اين آثار بهرهمند شود. توكل علاوه بر اينكه از برترين صفات اخلاقي است، زمينه رسيدن به درجات عالي قرب را نيزفراهم ميسازد و در زندگي فردي و اجتماعي و آرامش رواني افراد، بسيار موثر است. ازاينرو، ضرورت دارد مربيان در پرورش توكل در متربيان سرمايهگذاري نمايند. محقق نراقي در رابطه با به كار بستن اين روش معتقد است مربي شرح و رابطه عاطفي خدا به بندهاش بر اساس آنچه در آيات و احاديث آمده است ميتواند زمينه اعتماد به خدا را در متربي ايجاد كند به اين صورت كه متربي را متوجه سازد كه خدا متوكلان را دوست دارد. «فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين» 12.روش تحصيل محبت پروردگار خداوند انسان را دوست دارد و انسان نيز بايد خدا را بر ديگر محبهاي خود برگزيند و بنگرد كه در نهان و آشكار خداي تعالي اسباب سعادت انسان را فراهم ميكند و او را به آنچه خيرش در آن است راهنماي مينمايد و او را از گناهاني كه ممكن است از او سر زند باز ميدارد و امر او را خود سرپرستي ميكند. پس خداست كه مشاور و مدبر انسان و زينتبخش اخلاق و به كار دارنده او و توفيق دهنده امر ظاهر و باطن او است. محقق نراقي در به كار بستن اين روش دو امررا ذكر كرده است: 1. پاك ساختن دل از مشاغل و دل بستگيهاي دنيا؛ 2. تحصيل معرفت خدا و تقويت و توسعه آن. نراقي به روش دوم اهميت بيشتري ميدهد و معتقد است درك چيزي كه لذتآور باشد موجب محبت ميشود و چون درك امور عقلي از دركهاي ديگري قويتر است از اينروي محقق نراقي به طور موكد متربي را به تحصيل محبت خدا از طريق معرفت عقلي توصيه ميكند. 13.روش تلاوت و ندبر در قرآن قرآن از جهت لفظ به سبب نهايت فصاحتش، معجزه است و از جهت معنا متضمن اصول حقايق و مواعظ و احكام است و از دقايق صنع الهي و از امور غيبي و احوال نهايي و داستانهاي كه در قرنهاي پيشين روي داده خبر ميدهد. تلاوت قرآن، در دلها تاثير دارد و صفابخش نفوس است. مقصود اصلي از تلاوت قرآن حصول معارف آن در دل و عمل به آن است. حق تلاوت قرآن اين است كه زبان و عقل و دل همراه باهم باشند. حق اداكردن زبان اين است كه حروف را صحيح، شمرده شده اداكند و حق تلاوت قرآن اين است كه زبان و عقل و دل باهم همراه باشند. بهره عقل ادراك معاني است و بهر دل پند گرفتن و تاثير به حالات مذكور است. بنابراين تلاوت پيوسته قرآن براي خود نوعي خودسازي ايجاد ميكند. امام خميني(ره) در اين باره ميفرمايند: « كتاب آسماني اسلام كه قرآن مجيد است كتاب تربيت انسان است در همه ابعاد، بعد روحاني، بعد جسماني، بعد سياسي، بعد فرهنگي... راه تربيت را نشان ميدهد... بايد تابع قرآن شد بايد انسان قرآني ايجاد كرد. ماتها بايد صورت قرآن شوند تا بتوانند پيشرفت نمايند و قرآن كتاب انسان سازي است. كتابي است كه به اين كتاب اگر كسي توجه كند تمام مراتبي كه از براي انسان است كفايت ميكند. و به همه مراتب نظر دارد.» 14.روش معادباوري از آيات قرآن و احاديث فراوان به دست ميآيد كه همه اعمال، حركات، گفتار و حتي رفتار ونفس كشيدنها و افكار و نيتهاي انسان در نامه عملش ثبت و ضبظ ميگردد در قيامت به طور دقيق به حساب بندگان رسيدگي ميشود و تمام اعمال بندگان چه كوچك و چه بزرگ ارزيابي ميشوند و هر انساني در قيامت به كيفر يا پاداش عمل بد يا خوش خواهد رسيد خداوند در قرآن ميفرمايد: «يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ» در آن روز مردم بصورت گروههاى پراكنده (از قبرها) خارج مىشوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. پس هر كس هموزن ذرّهاي كار خير انجام دهد آن را مىبيند. و هر كس هموزن ذرّهاى كار بد كرده آن را مىبيند. اگر ما عقيده داريم كه كليه اعمال و كردار و حركات و گفتار و حتي افكار و انديشههايمان ثبت و ضبط ميشود و باقي ميماند چگونه ميتوانيم از عواقب آنها غافل بمانيم. امام خميني(ره) در رابطه با تاثير معاد باوري در تربيت انسان ميفرمايند: «اگر انسان باورش آمد كه يك مبداء براي اين عالم است و يك بازخواستي براي انسان است در يك مرحله بعد، مردن فنا نيست، مردن انتقال از يك نقص به كمال است اگر اين را باورش بيايد، اين انسان را نگه ميدارد از همه چيزها، از همه لغزشها» 15.روش توسل و انتظار در زيارت جامعه كبير آمده است كه: رستگاري و عروج از آن كسي است كه به دامن معصومين(ع) دست آويزد و ضلالت و شقاوت و بيچارگي و سيهروزي از آن كسي است كه از معصومين(ع) بگيرزد. علامه مجلسي بهرهمندي از نور ولايت وامامت و توسل به معصومين(ع) را يكي از روشهاي بسيار موثر در خودسازي ميداند و با الهام از روايات معصومين(ع) بر اين باور است كه انتظار فرج تربيتساز است و روشي است كه ميتواند آدمي را از كژانديشي و ياس و نااميدي برهاند. از اين رو پيوسته مورد سفارش و توصيه ائمه اطاهر(ع) بوده است. نتيجه نظام تربيتي اسلام داراي مباني و اصول و اهداف ميباشد كه بر اساس آن روشهايي را ارايه داده و از عوامل موثر در تربيت نيز غافل نبوده است. آنچه دانشمندان علوم تربيتي تاكنون به آن روشها دست يافتهاند را ميتوان به دو دسته: روشهاي خودتربيتي و روشهاي ديگر تربيتي (تربيت متربي) تقسيم كرد كه البته برخي از اين روشها هم در خودسازي و هم در ديگرسازي كاربرد دارد و جز روشهاي مشترك محسوب ميگردد مثل روش تحصيل به نفس كه هم خود فرد ميتواند در راه خودتربيتي از آن بهره بگيرد و هم مربي ميتواند اين شيوه را بر روي متربي پياده نمايد. نكته مهم اينكه قبل از اينكه به ديگرسازي بپردازد ضروري است كه خود، تربيت يافته باشد لذا اگر تربيت از سوي مسئولين تربيت فرد به خوبي اعمال نشده باشد يا داراي نواقصي باشد، بهتر است خود فرد در تربيت خود كوتاهي نكند از اين نوع تربيت به خودتربيتي تعبير شده است. اولين قدم براي خودتربيتي، خودشناسي ميباشد. از جمله روشهاي كه در خودتربيتي به كار ميرود روش تفكر توبه، مشارطه، مراقبه، محاسبه، تلقين به نفس، تحميل به نفس، تزكيه، دعا، توسل، عبادت، توكل، تلاوت قرآن، معادباوري و تحصيل محبت پروردگار ميباشد كه بيشتر جنبه اخلاقي به خود گرفتهاند. منابع و ماخذ 1. قرآن كريم .2الهامينيا، علياصغر، طاهرزاده، غلام عباس، اخلاق عبادي، مركز تحقيقات اسلامي سپاه، پاييز 1379. .3 اميني، ابراهيم، اسلام و تعليم و تربيت، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ اول، ديماه 1372. 4. انصاريان، حسين، نظام تربيت در اسلام، قم، انتشارات امابيها، 1376. 5.ابوطالبي، مهدي، تربيت ديني از ديدگاه امام علي(ع) انتشارات موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، 1383. 6.اسماعيلي يزدي، عباس، فرهنگ تربيت، قم، انتشارات دليل ما، بهار 1381. 7.امينزاده محمدرضا، فرهنگ تعليم و تربيت اسلامي، قم، انتشارات در راه حق، زمستان 1376. 8. باقري، خسرو، نگاهي دوباره به تربيت اسلامي، تهران، انتشارات مدرسه، چاپ هشتم، 1382. 9.باهنر، محمدجواد، انسان و خودسازي، نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1377. 10.ـــــــــــــــ، گفتارهاي تربيتي، نشر فرهنگ اسلامي، چاپ ششم، 1377. 11.بيآزار شيرازي، عبدالكريم، رساله نوين، فقهي تربيتي، تهران، نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1377. 12.پيشوايي ملايري، ابراهيم، واژههاي اخلاقي از اصول كافي، تهران، انتشارات ياسر، بهار 1361. 13.حايري يزدي، محمدحسن، آشنايي با اخلاق اسلامي، مشهد، آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1380. 14.حاجي دهآبادي، محمدعلي، درآمدي بر نظام تربيتي اسلام، دفتر تحقيقات و تدوين متون درسي مركز جهاني علوم اسلامي، تابستان 1377. 15. دهخدا، علياكبر، لغتنامه دهخدا، تهران، انتشارات مجلس شوراي ملي، 1336. .16دهشيري، اعظم سادات، نگرشي به تربيت اخلاق از ديدگاه اسلام، تهران، انتشارات سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، زمستان، 1375. 17.ديلمي، ارشاد القلوب، با پا ورقي علامه شعراني، مترجم، علي سكلي، چاپ اول، انتشارات ناصر. 18.راغب اصفهاني، مفردات الالفاظ القرآن، انتشارات ذوي القربي،1382. 19.رفيعي، بهروز، آراء دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن، انتشارات سمت، چاپ اول، بهار 1381. 20. زبيدي، محمد مرتضي، تاج العروس، دارالهدايا. 21.سادات، محمدعلي، اخلاق اسلامي، تهران، انتشارات سمت، چاپ چهارم، 1373. 22.سلطاني، غلامرضا، تكامل در پرتو اخلاق، تهران، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ چهارم، 1372. 23. سعدي شيرازي، بوستان، تصحيح غلامحسين يوسفي، انتشارات خوارزمي، چاپ هفتم، ارديبهشت 1381. 24ـــــــــــ، گلستان، تصحيح غلامحسين يوسفي، انتشارات خوارزمي، چاپ هفتم، ارديبهشت 1381. 25. طوسي، خواجه نصرالدين، اخلاق ناصري، تهران، انتشارات خوارزمي، آذر ماه 1373. 26. غزالي، محمد، احياء علوم الدين، انتشارات موسسه الهدي. 27. فيض كاشاني، محسن، اخلاق حسنه، تهران، انتشارات پيام آزادي، بهمن 1362. 28.ـــــــــــــــــــ، محسن، منهاج النجاة، راه نجات، ترجمه، رضا رجبزاد، انتشارات پيام آزادي، تابستان 1365. 29.فائضي، علي آشتياني، محسن، مباني تربيت و اخلاق اسلامي، انتشارات روحاني زمستان، 1375. 30.فراهاني، مجتبي، تعليم و تربيت از ديدگاه امام خميني(ره) تهران، نظيم و نشر آثار امام خميني(ره) چاپ دوم، پاييز 1378. 31.فرهاديان، رضا، مباني تعليم و تربيت در قرآن و احاديث، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، حوزه علميه قم، 1378. 32.قائمي، علي، روش تحقيق، تهران، انتشارات، اميري، زمستان، 1375. 33. ــــــــــــ، زمينة تربيت، تهران، انتشارات، اميري، چاپ ششم، تابستان 1368. 34.كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بيتا. 35. مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1316. 36. معين، محمد، فرهنگ فارسي معين، تهران، انتشارات اميركبير، 1360. 37. مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بيست و يكم، 1372. 38. مظاهري، حسين، فضائل و رذائل اخلاقي، انتشارات اخلاق، آبان ماه 1372. 39. محمدي گيلاني، محمد، درسهاي از اخلاق اسلامي، نشر سايه، چاپ اول، 1378. 40. موسوي لاري، مجتبي، رسالت اخلاق در تكامل انسان، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، بهار 1376. 41. عليرضا خسروي، قم، انتشارات آل علي، چاپ اول، پاييز 1379. 42.مهدوي كني، محمدرضا، نقطههاي آغازين در اخلاق عملي، نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، پاييز 1371. 43. مصباح يزدي، محمدتقي، به سوي خودسازي، قم، انتشارات موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ اول، پاييز 1380. 44.ــــــــــــــــــ، به سوي او، قم، انتشارات موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ اول، بهار 1382. 45. مجلسي، محمدباقر، عين الحياة، تحقيق، سيد مهدي رجايي موسسه سينا، 1376. 46. ــــــــــــــــــ، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفا،1403ق. 47. ممدوحي كرمانشاهي، حسن، شهود و شناخت، شرحي بر صحيفه سجاديه، انتشارات موسسه فرهنگي سماي، 1381. .48 نراقي، ملاحمد، مراج السعاده، قم، انتشارات هجرت، چاپ آذر ماه 1371. 49.واعظينژاد، طهارت روح، تهران، انتشارات ستاد اقامه نماز، تابستان 1374. 50.ورام بن ابيفرس، ابوالحسين، مجموعه ورام المعروف يا لتنبيه الخواطر و نزهه النواظر، مترجم، محمدرضا عطايي، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1369.
|