|
نویسنده غلام سخي حليمي
|
|
۱۹ اسفند ۱۳۸۸ |
|
معراج و علوم جديد پرسش: معراج پيامبر اسلام(ص) چگونه با علوم روز سازگاري دارد؟ چون در سفرهاي فضايي موانع و مشکلات زيادي وجود دارد و با وجود اين موانع و نبود امکانات در آن زمان، چگونه آن حضرت به آسمانها رفت؟ مقدمه در طول تاريخ يکي از حربه هاي دشمنان اسلام، زيرسؤال بردن برخي ارزشها و اعتقادات مسلمانان و معارف حقه اهل بيت(ع) بوده است. اين شيوه از تهاجم فرهنگي، امروزه که بشر از نظر علمي به پيشرفت هاي قابل ملاحظهاي نائل گرديده؛ بيشترشدهاست. چون همزمان با پيشرفت دانش بشري، گرايش به اديان الهي و به ويژه اسلام افزايش پيدا کرده است. دشمنان اسلام خيال ميکنند، با وارد کردن برخي القائات و شبهات ميتوانند جلو گرايش توده ها را به اسلام بگيرند. غافل از اينکه اسلام با روح و فطرت انساني در آميخته و از ميان اديان آسماني، تنها ديني است که از ويژگي جهاني، جاويداني و جامعيت برخوردار بوده و قادر است، ضمن حل معضلات اجتماعي، پاسخ گوي نيازهاي امروز بشريت باشد. از جمله شبهات دشمنان اسلام که از قبل نيز گاه گاهي از ناحيه ماديون مطرح ميشد؛ زير سؤال بردن معراج پيامبر(ص) بوده است. اين شبهه امروزه يک مقدار جمع و جورتر به صورت ظاهراً علمي مطرح ميگردد.
جواب پاسخ کامل از اين شبهه نياز به اين دارد که در ابتداء معراج را معنا و بعد اصل داستان معراج را از منابع معتبر اسلامي به طور خلاصه بيان کنيم و آنگاه به حل شبه بپردازيم. مفهوم معراج 1. در لغت: معراج در لغت از ماده عروج، به معناي بالا رفتن است. به شبي که دعا بالا رود «ليلة المعراج» گويند بنابر اين حقيقت معراج سير در زمين و جهان هاي بالا است. 2. در اصطلاح: در اصطلاح معراج عبارت از سفر اعجاز انگيز پيامبر(ص) به آسمانها ميباشد. براساس روايات، معراج رسول خدا در طي دو مرحله واقع شده است: الف ـ سير آن حضرت از مسجد الحرام تامسجد الاقصي و بالعكس انجام شده که در آيه اول سوره اسراء اين گونه اشاره شده است: « ُسبْحَانَ الَّذِي أَسْرَي بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي.» اين قسمت را اصطلاحا در كتابهاي تاريخ«اسراء»مينامند. ب ـ حرکت از مسجد الاقصي به آسمانها، در اين مسير طبق روايات با انبياء الهي ديدار و گفتگو كرده و بهشت و جهنم و آيات بزرگ الهي را مشاهده نموده است، اين قسمت را اصطلاحا «معراج»مينامند. داستان معراج معراج رسول خدا(ص)در قرآن كريم در دو سوره؛ يكي در سوره«اسراء» و ديگري در سوره «نجم» به طور اجمال ذکرشده است. اما فشرده داستان معراج با توجه به آيات و احاديث: مشهور آن است كه اين سير شبانهي حضرت و با اين خصوصيت در سالهاي آخر توقف ايشان در شهر مكه اتفاق افتاد. اما اينکه در چه شبي از شبهاي سال بوده، نقل نقل دقيق و متواتري نيست. علامه در بحار سه قول را نقل میکند: شب هفدهم ربيع الاول و يا شب بيست و هفتم رجب و در نقلي هم شب هفدهم ماه رمضان نوشته شده است. معروف آن است، در آن شب رسول خدا(ص) در خانه ام هاني دختر ابوطالب بود و از آنجا به معراج رفت و مجموع مدتي كه ايشان به مسجد اقصي و آسمانها رفت و بازگشت، از يك شب بيشتر طول نكشيد. از رسول خدا(ص) روايت شده که فرمود: من در خانه ام هاني ميان خواب و بيداري بودم که جبرئيل آمد، گفت: اي محمد! برخيز. من برخاستم و دستم را گرفت و بسوي زمزم برد. ملكي را گفت: مقدار آب از آب زمزم و آب كوثر بيار تا محمد وضو سازد. ملك آب آورد من وضو ساختم و آنگاه به دستور جبرئيل وارد مسجد الحرام شدم، بعد جبرئيل دست مرا گرفت و از مسجد بيرون آورد. چون بيرون آمدم بر در مسجد براق را ديدم. جبرئيل گفت: سوارشو اين آن مركبيست که ابراهيم (ع) بوسيله آن بزيارت خانه كعبه ميرفت. من بر او سوار شدم و او من را به مسجد الاقصي و از آن جا به آسمانها برد و در آنجا عجايب زيادي را ديدم و با اسرار آفرينش آشناشدم و سپس براق من را به مکه باز گرداند. در روايات آمده، «براق» در چند نقطه ايستاد و پيامبر نماز خواند، يكي درمدينه، ديگري مسجد كوفه و يکي هم در طور سينا و بيت اللحم (زادگاه حضرت عيسي(ع)) و سپس وارد مسجد اقصي شد و درآنجا نماز خواند و از آنجا به آسمانها رفت.
معراج جسماني يا روحاني؟ در رابطه با معراج اين سؤال نيز مطرح است که آيا معراج روحاني است يا جسماني؟ از آنجاي که اين موضوع ارتباط نزديک با شبهه مذکور دارد؛ زيرا بخشي عمدهي اشکال به جسماني بودن معراج برمیگردد و لذا ما نظرياتي را که در اين خصوص ارائه شده است ذکر ميکنيم: 1. سير و معراج، جسماني و در حال بيداري بوده است. 2. هر دو روحاني بوده است. 3. سير از مکه تا بيت المقدس جسماني و عروج به آسمانها و ملکوت روحاني بوده است. مشهور بين علماء و دانشمندان اسلامي، آنست که معراج آن حضرت در عالم واقع و جسمانی بوده است و از معجزات مسلم پيامبراسلام(ص) به شمار ميآيد. لذا آنچه از يعقوب بن عتبه روايت شده: «كانت رؤيا من الله صادقة » اين امر در خواب واقع شده است. يا خبري كه از عايشه نقل شده: «ما فقد جسد رسول الله (ص) ولكن الله أسري بروحه» به خدا سوگند بدن پيامبر از ميان ما نرفت تنها روح او به آسمانها پرواز كرد. اين ها صحت ندارد، زيرا اين روايات اولاً، جنبه سياسي داشت و براي خاموش كردن جنجالي بود كه درباره مسأله معراج در ميان عدهاي مطرح شده بود. ثانياً، اين نقل مخالف با رواياتي مي باشد که از طريق فريقين نقل گرديده است. ثالثاً، در سوره اسراء ميفرمايد: «اسري بعبده» يعني بنده خودش را سير داد. برجسماني بودن معراج دلالت دارد، زيرا «عبد» كلمه ايست كه بر انسان مركب از جسم و روح، اطلاق ميشود. در مقابل اين قول عدهاي معراج را روحاني دانستهاند، اين قول از آنجا ناشي شده كه آنها تصور ميكردند آسمان جسم است، اگر پيغمبر با جسم به آسمان رفته باشد ميبايد آسمان بشكافد و بهم بيايد و اين هم با عقل سازگار نيست و حال آنکه بطلان اين ديدگاه(جسم بودن آسمان) از نظر علم جديد ثابت شده است. ادلهي وقوع معراج جسماني علامه طباطبايي مينويسد: اصل «اسراء» و «معراج» از مسايل است که هيچ راهي به انکار آن نيست، چون قرآن در باره آن، به تفصيل سخن گفته است و اخبار متواتر از رسول خدا(ص) از طريق شيعه و سنی و امامان معصوم(ع) نيز بر طبق آن رسيده است. در اين جا به ذکر چند نمونه اکتفا ميکنيم: الف ـ آيهی: «سُبْحانَ الَّذِي أَسْري بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير» پاك و منزه است خدايي كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصي كه گرداگردش را پر بركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم او شنوا و بيناست. ب ـ روايات: امام جعفر صادق(ع) در اين باره ميفرمايد: «ليس من شيعتنا من انکر اربعة اشياء: المعراج والمسألة في القبر و خلق الجنة والنار، والشفاعة.» هر کس يکي از اين چهار چيز را انکار کند شيعه ما نيست: معراج، سؤال قبر، آفرينش بهشت و جهنم، شفاعت. حضرت امام رضا(ع) نيزفرموده است: «من كذب بالمعراج فقد كذب رسول الله» كسي كه داستان معراج را انكار كند، در واقع پيامبر را تكذيب كرده است. جواب بعد از بيان داستان معراج و ادلهي آن، از شبهه معراج چند جواب ميتوان داد: 1. مسأله معراج به طور قطع جنبه عادي نداشت بلکه يکي از معجزات پيامبراسلام(ص) بود و باتوجه به اينکه معجزه بر محال عقلي تعلق نميگيرد، پس معراج عقلاً امکان دارد و محال نيست و با علوم جديد ضديت ندارد. زيرا حال که بشر با پيشرفت علم توانايي پيدا کرده تا وسيلهاي بسازد که اجسام را به طور سريع جا به جا کند و از حوزهي جاذبه زمين خارج شود و آيا امکان ندارد که خداوند متناسب با اين سفر فضايي، مرکب سريعالسير در اختيار پيامبرش قرار دهد تا براي رسيدن به مقصد، از هر گونه خطرات جوي محفوظ باشد؟ 2. معراج پيامبر اسلام (ص) اولين مسألهي خارق العاده نبود و بلکه نظير آن را ما در ميان پيامبران گذشته نيز داشته ايم؛ مثل قرار دادن باد در اختيار حضرت سليمان تا او را با سرعت به هر جا ميخواست حرکت دهد و عروج حضرت مسيح(ع) به سوي خدا، چنانکه در قرآن ميفرمايد: «مَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا؛ بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ.» هرگز او را نکشتند و نه به دار کشيدند، بلکه امر بر آنها مشتبه شد و همانا آنان که دربارهي او عقايد مختلف اظهار داشتند از روي شک و ترديد سخني گفتند و عالِم به او نبودند، جزء آن که از پي گمان خود ميرفتند و به طور يقين مسيح را نکشتند. بلکه خدا او را به سوي خود برد. پس هنگامي که از ديدگاه قرآن بردن حضرت مسيح (ع) به آسمانها، حرکت حضرت سليمان(ع) به وسيلهي باد به مکانهاي دور دست و در فاصله زماني کوتاه امر مسلم انگاشته شده است، عقل بخوبي ميتواند اين مطلب را درک کند که سير شبانهي پيامبر اسلام(ص) نيز امر معقول و قابل درک ميباشد و هيچ کسي نميتواند آن را انکار کند. 3. از نظر اسلام در عالم هستي اسرار و شگفتي هاي زيادي وجود دارد که با پيشرفت علوم جديد، بشر تازه به برخي از آنها دست رسي پيدا کرده اند. از جمله وجود موجود زنده در آسمانها مي باشد که 1400 سال قبل در آيات و روايات اسلامي به آن اشاره شده، در حالي که دانش بشر تازه به آن دست يافته است. مثلاً؛ مجله فضاء در شماره 6 خود به تاريخ 5/1/1351 شمسي در مقالهاي تحت عنوان «رصدخانه پالومار عظمت جهان بالا را چنين توصيف ميكند: «تا وقتي كه دوربين رصدخانه پالومار را نساخته بودند، وسعت دنيايي كه بنظر ما ميرسيد بيش از پانصد سال نوري نبود، ولي، اين دوربين وسعت دنياي ما را به هزار ميليون سال نوري رساند، و در نتيجه ميليونها كهكشان جديد كشف شد كه بعضي از آنها هزار ميليون سال نوري با ما فاصله دارند، ولي، بعد از فاصله هزار ميليون سال نوري فضاي عظيم، مهيب و تاريكي به چشم ميخورد كه هيچ چيز در آن ديده نميشود، يعني روشنايي از آنجا عبور نميكند تا صفحه عكاسي دوربين رصدخانه را متأثر كند. بدون ترديد در آن فضاي مهيب و تاريك، صدها ميليون كهكشان وجود دارد و دنيايي كه در سمت ما است با جاذبه آن كهكشانها نگهداري ميشود. تمام اين دنياي عظيمي كه به نظر ميرسد و داراي صدها هزار ميليون كهكشان است جز درهاي كوچك و بي مقدار از يك دنياي عظيمتر نيست و هنوز اطمينان نداريم كه در فراسوي آن دنياي دوم، دنياي ديگري نباشد.» تنها در كهكشان منظومه شمسي که يكي از هزاران كهكشانهاي عالم بالاست، صدها ميليون خورشيد و ستاره درخشان است كه در ميان آنها روي محاسبات دانشمندان، ميليونها سياره مسكونی با ميلياردها موجود زنده وجود دارد. اين يك نمونه از اعترافات دانش فضائي امروز بشر است كه عقيده دارند در بعضي از سيارات عالم بالا موجود زنده هست. اما چهارده قرن پيش از آن كه علم فضاء و رصدخانههاي بزرگ دنيا از وجود موجود زنده در بعضي از سيارات و كرات آسماني سخن بگويند، در قرآن اين واقعيت بيان گرديده است. الف ـ «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ.» آنچه در آسمانها و آنچه در زمين از جنبندگان است و همچنين فرشتگان براي خدا سجده ميكنند. ب ـ «وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ.» و از نشانههاي قدرت او آفرينش آسمانها و زمين است و جنبندگاني كه در آن دو پراكندهاند. ج ـ امام علي(ع) فرموده است: «ان هذه النجوم التي في السماء مدائن مثل المدائن التي في ارض.» اين ستاره ها که در آسمان هستند، شهرهائي مانند شهرهاي زمين ميباشند. 4. «ازديد انديشمندان عصر تكنولوژي، اين فرضيه علمي پذيرفته شده است كه امواج جاذبة زمين در لحظهاي كوتاه ميتواند از يك سوي جهان به سوي ديگر آن انتقال يابد و تأثيرات خود را بر جاي گذارد. وقتي احتمال اينكه در حركات رو به تكامل هستي، منظومههايي وجود دارند كه با سرعتي چشمگيرتر از سرعت نور، از مركز و قطب عالم دور ميشوند و هنگامي كه چنين پديدههاي مافوق تصور عقل در جهان قابل تحقق ميباشند، پديدهاي نظير معراج نيز محال عقلي نيست و با اصول علمي عصر جديد، قابل انطباق و توجيه ميباشد.» 5. در سفرهاي فضايي موانع زيادي وجود دارد که عبارتند از: الف ـ نيروي جاذبه زمين که برای فرار از آن سرعتي لااقل معادل چهل هزار کيلومتر در ساعت لازم است! ب ـ فقدان هوا در فضاي بيرون از جو زمين است که بدون آن انسان نمي تواند زندگي کند. ج ـ اشعه هاي خطرناکي که در ماوراء جو وجود دارد، مانند اشعه کيهاني و اشعه ماوراء بنفش و اشعه ايکس، اين پرتوها هرگاه به مقدار کم به بدن انسان بتابد زياني بر ارگانيسم بدن او وارد ميکند. با تمام اين مشکلات، بالاخره انسان موفق شده است با نيروي علم بر آنها پيروز گردد و برکرات آسمانها سفرنمايد و اين مسأله وقوع معراج را امر ممکن ميداند. 6. مسأله معراج اگرچه در گذشته بعيد به نظر ميرسيد، ولي بشر امروز با نيروي تفکر و دانش ثابت کرد که معراج محال عقلي نيست. زيرا بشر توانسته با ساختن سفينه هاي فضائي با سرعت بالا از جوزمين خارج شود و با ساختن لباس مخصوص از اشعه هاي مختلف در خارج از جو زمين خود را حفظ نمايد. بشر امروز باقدرت دانش خود سفينههايي ساختهاند كه دور كره زمين را در فاصله يك ساعت و ده دقيقه ميپيمايد، در صورتي كه اگر صد سال پيش كسي ادعا ميكرد كه روزي چنين كاري انجام خواهد شد، مردم او را به ديوانگي متهم ميکردند، شايد همانند گاليله كه كرويت زمين را كشف كرد او را به دار ميآويختند، و يا به زندان ميافكندند. وقتي که بشر با قدرت محدود خود بتواند آنچه که ظاهراً محال است، به ممکن تبديل کند، آيا پيغمبر نمي تواند با اذن الهي اين کار را انجام دهد؟ بدون شک نيروي الهي ما فوق نيروي بشري است و همانگونه که خدا عصاي موسي را به ماري بزرگ تبديل کرد و درحالي که اين در توان بشر آن روز نبود و ميتواند هرکارخارق العادهي را به ممکن تبديل کند. 7. با توجه به آنكه قريب به اتفاق مكاتب و مذاهب مختلف دنيا، اصل وجود شيطان در عالم هستي و القائات و وسوسههاي او را در دل آدميان به خوبي قبول دارند؛ عقل حكم ميكند كه اگر سرعت ما فوق تصور شيطان، به عنوان موجودي مطرود از درگاه قرب الهي، براي بشر امري پذيرفته شده است، پس در معراج بزرگترين پيامبر الهي و محبوب ترين انسان هاي عالم نميتوان ترديد روا داشت. نتيجه پس از نظر علم جديد ثابت شده که وقوع معراج اگرچه در گذشته تصورش بعيد بود، اما در عصر حاضر استبعادي ندارد. بنابراين هرگاه وقوع معراج با ادله قطعي ثابت شود، همه آن را قبول خواهند داشت. خوشبختانه، در منابع اسلامي ادله قطعي بر وقوع اين مسأله به نحو متواتر وجود دارد که خداوند در شب معراج پيامبرش را با مرکب سريع السير به آسمانها برده و از خطرات مصون داشته است.
|