صفحه اصلی arrow  احکام شرعی arrow احکام شرعی arrow جواب از شبهه کذب در نماز میت
جواب از شبهه کذب در نماز میت ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده غلام سخی حليمی   
۱۹ اسفند ۱۳۸۸
    پرسش: 
درخواندن نماز ميت، دستور است كه بعد از تکبير چهارم گفته شود: «اللهم انا لا نعلم منه الا خيراً» در صورتي كه متوفى تارک الصلاة يا شارب الخمرو... باشد آيا از خواندن جمله مذکور در نمازمیت، شهادت به دروغ لازم نمي‏آيد؟ 
مقدمه
اين پرسش از جمله سؤالاتي مي‏باشد که در گذشته کمتر به آن توجه شده است و بيشتر در اين اواخر مطرح گرديده است. براي جواب از اين پرسش بايد در معاني کلمات اين فراز از دعاء دقت کنيم و علي الظاهر اشکال به مفهموم کلمه «خير» بر مي‏گردد. زيرا کساني که اين اشکال را طرح کرده اند خير را به معناي عمل گرفته‏اند و حال آنکه خير معاني مختلف دارد و یکی از معانی آن اعمال انسان می باشد. پس لازم است در آغاز، تحقيقي در باره‏ي آن صورت گيرد.



مفهوم خير درلغت
خير در لغت به معناي ميل و رغبت آمده است. «فالخيرخلاف الشرّ لأنّ كلّ احد يميل اليه»  
راغب در مفردات مي‏گويد: خير آنست كه همه بدان رغبت كنند مثل عقل، عدل، فضل و چيزي که به انسان نفع مي‏رساند، و مقابل خير شراست. به مال دنيا از آن جهت در قرآن خير اطلاق شده که مرغوب و مورد ميل همه است. مثل، «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ» يعنی، بر شما مسلمانان واجب شد كه وقتی مرگتان نزديك مي‏شود و مالی از شما مي‏ماند.
 به چيز خوب خيرگويند زيرا مورد پسند همه است و آدمى بدان ميل مي‏كند نظير، «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» چون حكمت مرغوب و مورد پسند است، لذا بدان خير اطلاق شده است. 
مفهوم خير در قرآن و اصطلاح
علامه طباطبايي در تعريف خير مي‏گويد: اصل خير به معناي «انتخاب» است، اگر ما چيزی را خير مى‏دانيم بدان جهت است كه آن را با غير آن مقايسه می‏‏كنيم، يكی از آن دو را كه هدف و مقصد ما را تأمين مي‏كند انتخاب مي‏نماييم و می‏‏گوييم اين خير است. پس در كلمه «خير» معنای نسبت به غير خوابيده، به همين جهت بعضی گفته‏اند؛ كلمه خير در اصل «اخير» بوده و افعل تفضيل است. ولي اين حرف صحيح نيست، زيرا خير اگرچه معنايش با معنای تفضيل انطباق دارد؛ چون افعل تفضيل همواره متعلق به غير است، مثلا گفته می‏شود زيد افضل از عمرو است، وليکن حق انست که كلمه خير «افعل تفضيل» نيست و بلکه «صفت مشبه» مي‏باشد. 
بنابراين، آنچه مسلم مي باشد انست که در کلمه خير، معناي نسبت به غير خوابيده است. در قرآن و روايات کلمه خير به معاني مختلف بکار رفته است و ما در اين جا به برخي از آنها اشاره مي‏کنيم:
الف. به معناي مال: «إِنْ تَرَكَ خَيْراً» اگر مالي از شما باقي بماند.
مراد از كلمه خير در اين آيه، آنگونه که علامه طباطبايي مي‏فرمايد؛ مال است. 
ب. به معناي بهتر: «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ» اين عمل براى شما بهتر است.
خداوند در باره‏ي روزه فرموده است: «وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ» اگر روزه بگيريد براي شما بهتر است.
ج. به معناي عمل صالح: مثل، «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِير» و نماز را بپا داريد و زكات بدهيد (و بدانيد) آنچه از عمل خير انجام مي‏دهيد و برای سرای ديگر خود از پيش می‏‏فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت كه خدا به آنچه می‏‏كنيد بينا است.
از اين قبيل است آيه، «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ‏» در اعمال خير و نيكيها بر يكديگر سبقت جوييد.
د. خیر به معنای اسم برذات تعالي: «بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.» سرچشمه‏ي تمام خوبيها به دست توانای تواست، زيرا تو بر هر چيز توانايی‏.
علامه طباطبايي مي‏گويد: جمله، «بِيَدِكَ الْخَيْرُ» دلالت دارد بر اينكه خير منحصر در خدای تعالی است. از اين دانسته مي‏شود که خدای سبحان خير على الا طلاق است، چون او كسى است كه تمامی عالم به او منتهی می‏‏شود، و همه خيرات از او است، و هر موجودی هدف نهائيش او است. ولي قرآن كلمه خير را به عنوان يكی از اسماء بر خدا اطلاق نمی‏‏كند، آن طور كه ساير اسماء خدا را بر او اطلاق كرده است؛ بلكه هرجا کلمه خير را بر خدا اطلاق كرده، به عنوان صفت اطلاق كرده ، يعني، به عنوان اسم اطلاق شده، اما با اضافه به كلمه‏ای ديگر، مثل آيات زير: «وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى» ، «وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ» ، «وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ» ، «وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ» ، «وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ» ، «وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ» ، «وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ» ، «وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ» ، «وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ» و «أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ»  
جواب
با توجه به آنچه بيان گرديد از شبهه مذکور مي‏توان چند جواب داد:
1. خير و شر را حمل کنيم به عقايد و بگوييم؛ مراد از «خير» در جمله فوق، «اسلام»، «ايمان» و «اهل قبله بودن» است. نمازگزار در مقام دعاء و طلب آمرزش می‏‏گويد: خداوندا من از اين ميت جز«خير» كه «اسلام» و «اهل قبله بودن» او می‏باشد، چيزی نمی‏دانم. يعنی می‏دانم او مسلمان و مؤمن است و كافر نيست.
از امام صادق(ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: «صلّ على من مات من اهل القبلة و حسابه على الله.» يعني، برميتي که اهل قبله است نماز بخوان و حساب آن با خداوند مي‏باشد. 
از این روایت و کلمات فقهاء استفاده می‏شود که گفتن این بخش از دعاء «اللهم انا لا نعلم منه الا خيراً» در نماز برمیت متظاهر به فسق به قصد ایمان و اهل قبله بودن مانع ندارد. فاضل هندي در «کشف اللثام» مي‏فرمايد: بعد از تکبير چهارم در نماز برميت اگر مؤمن است دعاء کند و اگر منافق و يا مخالف است او را لعن نمايد. 
صاحب تحفة السنية ملاک خواندن نماز برميت را منحصر در اسلام می‏داند و مي‏فرمايد: نماز برميت مسلمان واجب مي‏باشد، ولواينکه فاسق باشد؛ زيرا اسلام مظهر شهادت بروحدانيت خدا و رسالت پيامبر اسلام(ص) است، و تا زماني که از اعتقادات اسلامي خود برنگشته و از اسلام خارج نشده است.  
حضرت آيت الله خوئي(ره) نیز«خیر» را در این فراز از دعا حمل بر اهل قبله کرده و می‏‏گويد: اگرنماز گزار ميت را کاملاً مي‏شناسد و مي‏داند که در زمان حياتش نماز نمي‏خوانده و شرب خمر مي‏نموده است؛ در خواندن نماز ميت بر او، اگر مؤمن باشد؛ گفتن «اللهم انا لا نعلم منه الا خيراً» بعد از تکبير چهارم اشکال ندارد. 
حضرت آيت الله گلپايگاني(ره) فرموده است: خواندن جمله مذکور در نماز ميت به قصد مسائل اعتقادي مانعي ندارد. 
حضرت آيت الله بهجت، در پاسخ به اين سؤال: اگر فرد شرور و فاسقى از دنيا برود، آيا مى توان عبارت «اللهم انا لانعلم منه الاّ خيرا» را در مورد او به كار بريم؟ مي‏گويد: اگر مراد از خير، ايمان به خدا و پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)باشد، مانعى ندارد. 
بنابراين دعاء در حق ميت به جمله، «اللهم انا لانعلم منه الاخيراً» در نماز ميت بعد از تکبير چهارم، اگر به قصد ايمان و مسائل اعتقادي گفته شود اشکال ندارد و کذب هم لازم نمی‏آید.  
2. جمله، «اللهم انا لانعلم منه الاخيراً» را درنماز میت حمل کنيم به زمانی که نماز گزار نيت کند، در همين وقت که نماز مي‏خواند جز خير چيز ديگري از او نمي‏داند. بنابراينکه باب توبه باز است و مغفرت الهي وسعت دارد و امکان دارد که خداوند او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داده باشد. لانّه «يغفر الذنوب جميعا» و «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاء.» خدا كسى را كه براى او شريكى قرار دهد نمى‏آمرزد و جز آن هر گناهى را براى هر كه بخواهد، مى‏آمرزد. 
علامه مجلسي در اين زمينه مي‏گويد: گفتن «اللهم انّا لانعلم منه الاخيراً» در حق ميت فاسد که ايمانش معلوم باشد اشکال ندارد، زيرا شر آن براي ما معلوم نيست، چون احتمال دارد توبه کرده و يا مشمول رحمت و شفاعت حق قرار گرفته باشد. 
از امام محمد باقر(ع)؛ روايت شده که آن حضرت فرمود: «حدثنى ابى عن جدّى: انّ محبّى آل محمد(ص) لايموتون الاتائبين...» يعني، پدرم از جدم رسول خدا (ص) نقل فرمود، که محب آل محمد نمي‏ميرد مگر اينکه توبه کرده باشد.
3. تعبداً اين جمله را درنماز ميت بگوييم. چنانکه علامه مجلسي در اين باره مي‏گويد: گفتن جمله، «اللهم انّا لانعلم منه الاخيراً» در باره‏ي ميتي که شر آن معلوم است اشکال ندارد؛ اولاً بخاطر تعبد به رواياتي زيادي که در آنها اين دعاء آمده است. از اين روايات استفاده مي‏شود که خداوند شهادت ايشان(مؤمنان) را در باره ميت پذيرفته است. 
در صحيحه عمروبن يزيد، از امام صادق(ع) روايت شده که آن حضرت فرمود: «اذا حضر الميت اربعون رجلا فقالوا: اللهم إنا لا نعلم منه الا خيرا. قال الله عزوجل: قد قبلت شهادتكم وغفرت له ما عملت مما لا تعلمون.» هرگاه چهل نفر بر جنازه‏ي ميتي حاضر شوند و بگويند؛ خدايا! ما جز خير چيزي از آن نمي دانيم؛ خداوند فرموده است: من شهادت شما را در حق او مي پذيرم و گناهاني را که او انجام داده است و شما نمي‏دانيد مي‏بخشم.ا ثانياً، بخاطر اينکه فسق و افعال شر او براي ما معلوم نيست، چون امکان دارد توبه کرده باشد.  
4. گفته شود، اگرچه از خواندن دعاء «اللهم انّا لانعلم منه الاخيراً» در باره ميتي که مي‏دانيم فاسق و تارک الصلاة است، کذب لازم مي آيد، ولي اين کذب از کذبهاي مي‏باشد که حرمتش در شريعت استثناء شده وخداوند آن را از باب ترحم برميت جايز دانسته است، تا اينکه به واسطه اين دعاء مورد رحمت خداوند قرارگيرد. همانگونه که خداوند کذب را براي اصلاح بين مردم اجازه داده است. «کماسوغه الله في الصلاح بين الناس»، بلکه گفتن جمله، «اللهم انّا لانعلم منه الاخيراً» در حق ميت از جمله کذب هاي مي‏باشد که مصلحت دارد.  
در روايتي از پيامبراسلام(ص) نقل شده است که آن حضرت به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «يا على ان الله عزوجل احب الكذب في الصلاح، وابغض الصدق في الفساد.» يا علي! خداوند دوست دارد دروغهاي را که براي ايجاد صلح و آشتي در بين مردم گفته مي‏شود، و بيزار مي‏باشد از صدق که منجر به فساد و تباهي شود.  
5. بگوییم اين دعاء مخصوص امواتي است که حال آنها براي نماز گزار معلوم نيست. اما اگر نماز گزار حال میت را مي‏داند که فاسق و تارک الصلاة مي باشد، اين دعاء را در حق او نخواند و بجاي آن دعاي ديگري بخواند. چنانکه علامه حلي (ره) فرموده است: «لو لم تعرفه لم تقل اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا لانه يكون كذبا... و كذلك من علم منه الشر لا يقول ذلك في حقه لانه يكون كذبا.» يعني، کسي را که نماز گزار نمي‏شناسد يا مي‏داند که افعال شر و معاصي از او صادر شده است، در حق او اين دعاء را نخواند، زيرا کذب لازم مي‏آيد. 
آيت الله گلپايگاني(ره) در«ارشادالسائل» می‏فرماید: براي اينکه در خواندن نماز بر ميتي که مي‏داند نماز نمي‏خواند، فاسق و شارب الخمر مي باشد کذب لازم نيايد، نبايد بگويد: «اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا»، بايد دعاي ديگري را بخواند که مشتمل برکذب نباشد. چون الفاظ نمازميت توقيفيه و متعين در الفاظ خاصي نيست و لذا هر دعايي را که در نماز ميت بخواند کافي است. در «مجمع المسائل» فرموده است: «اگر اعمال او از اين قبيل بوده كه قابل حمل بر صحت نيست و توبه او هم معلوم نباشد آن جمله را نگويد و بجاى آن بگويد: اللهم انت اعلم به منا.» 
 برخي از فقهاء در اين باره فرموده اند: «چنانچه ميت از منافقين باشد به چهار تكبير قناعت كند و بعد از تكبير چهارم به جاى دعاء به او بگويد: «اللهم اخز عبدك في عبادك وبلادك، اللهم اصله اشد نارك، اللهم اذقه حرعذابك فانه كان يوالى اعدائك ويعادى اوليائك ويبغض اهل بيت نبيك.» يعني، خدايا ! اين بنده ات را در ميان بندگانت و در شهرهايت ذليل و خوار نما، خدايا او را به شديدترين آتش جهنم برسان و حرارت عذابت را به او بچشان، چرا كه او با دشمنانت دوستى داشت و با دوستانت دشمنى مي‏ورزيد و با اهل بيت پيامبرت دشمن بود.
نتيجه
 بنابرآنچه که از کلمات علماء و فقهاء بيان شد، استفاده می‏شود که خواندن جمله فوق نسبت به همه‏ي مؤمنين بى اشكال است، هرچند نمازگزار بداند كه ميت فاسق، تارک الصلاة یا شارب خمر بوده است. زيرا نماز گزار مي تواند ازکلمه «خير» ايمان و اسلام را قصد کند يا بگويد همين حالا که من نماز مي‏خوانم کارخلاف و شري را از او نمي‏دانم؛ زيرا امکان دارد توبه کرده باشد. خصوصاً كه نمازگزار درمقام دعاء و تقاضاى عفو براى ميت است و برای کسی که در مقام دعاء می‏باشد، همين مقدار كه احتمال توبه او داده شود، كفايت مى‏كند كه بگويد: «اللهم انا لانعلم منه الاخيراً.»
البته جایز هم است درحق ميتي که مي‏داند متظاهر به فسق و تارک الصلاة است، اين دعاء را نخواند، زیرا اولاً، کذب لازم مي‏آيد و ثانیاً، الفاظ نماز میت توقیفیه نیست. پس نماز گزار می‏تواند الفاظ دعاء را در نماز میت عوض کند و دعای دیگری بخواند که کذب لازم نیاید.
 




یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین بروز رسانی ( ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ )
انجمن علمی فرهنگی میزان