صفحه اصلی arrow  اعتقادی arrow  اعتقادی arrow  نقش امر به معروف و نهي از منكر، در امنيت جامعه
نقش امر به معروف و نهي از منكر، در امنيت جامعه ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده اسماعيل دانش   
۱۹ اسفند ۱۳۸۸

  نقش امر به معروف و نهي از منكر، در امنيت جامعه  

مقدمه 
  امر به معروف و نهي از منكر، در آموزه‌هاي ديني از جايگاه بس بلند و و يژة برخور دار است. اساس نبوت پيامبران الهي بر امر به معروف و نهي از منكر استوار بوده است. از اين رو، قرآن كريم نخستين و ظيفة همه انبياء را امر به معروف و نهي از منكر معرفي كرده است:‌« وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَي اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَيسروا في الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ؛ ما در هر امتي رسولي برانگيختيم كه: «خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!» خداوند گروهي را هدايت كرد و گروهي ضلالت و گمراهي دامانشان را گرفت پس در روي زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏ كنندگان چگونه بود! » 

چكيده
  امر به معروف و نهي از منكر در آموزه هاي ديني ازجايگاه بلندي برخور دار است. هيچ اعمالي نمي‌تواند با امر به معروف و نهي ازمنكر برابري كند؛ زيرا اين دو فريضه، علت مبقية دين است و نقش بنيادين درامنيت اخلاقي و معنوي جامعة اسلامي دارد. اين‌دو فريضه، با قدرت و آگاهي، احتمال تأثير وعدم وجود مفسده وضرر واجب است. نقش‌ امربه معروف و نهي از منكر، نگهباني از ساير احكام، كامل كنندة امور، رمز رستگاري انسان و جامعه، آينه‌دار ‌‌‌خداوند است كه صفات خدارا در و جود انسان مي‌تاباند. نجات و امنيت جامعه در پرتوي عمل كردن به اين دو فريضه است كه با ايجاد تشكُّل امر به معروف و نهي از منكر، ايجاد رسانه، تبيين ارزش و جايگاه امر به معروف و نهي از منكر، و... قابل تحقق است.
  كليد واژه‌ها: امنيت، معروف، منكر، جامعه، نقش، شرايط و...
مقدمه 
  امر به معروف و نهي از منكر، در آموزه‌هاي ديني از جايگاه بس بلند و و يژة برخور دار است. اساس نبوت پيامبران الهي بر امر به معروف و نهي از منكر استوار بوده است. از اين رو، قرآن كريم نخستين و ظيفة همه انبياء را امر به معروف و نهي از منكر معرفي كرده است:‌« وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَي اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَيسروا في الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ؛ ما در هر امتي رسولي برانگيختيم كه: «خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!» خداوند گروهي را هدايت كرد و گروهي ضلالت و گمراهي دامانشان را گرفت پس در روي زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏ كنندگان چگونه بود! » 
 از منظر اسلام، هيچ عملي نمي‌تواند با دو فريضة بزرگ امر به معروف و نهي ازمنكر، برابري كند. امت اسلامي، هنگامي بهترين امت‌هاست كه به اين‌دو و اجب شرعي عمل كنند. « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ؛ شما بهترين امتي بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏اند (چه اينكه) امر به معروف و نهي از منكر مي‌‏كنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشانى،) ايمان آورند، براي آنها بهتر است! (ولي تنها) عدة كمي از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار.)» بنابراين، اگر اين دو و ظيفه از برنامة انبياء برداشته شوند نبوت تعطيل مي‌گردد. انگيزة بعثت انبياء تزكيه و تهذيب نفوس انسانها بوده است و اين مهم در پرتو امر به معروف و نهي از منكر حاصل مي‌شود كه برايند عمل به اين‌دو فريضه، امنيت اجتماعي بوده است. در نگاه معصومان(ع) نيز امر به معروف و نهي از منكر از مهم‌ترين برنامه‌هايي است كه خداوند انجامش را از پيامبران خواسته است و كسي كه به انجام اين برنامة الهي همت گمارد،‌ در و اقع همگام با انبياء الهي به اجراي رسالت عظيم آنان پرداخته و به موازات آن، امنيت را درجامعه، تحقق بخشيده است. 
امروزه كه استكبار جهاني، باتهاجم فرهنگي امنيت اخلاقي و معنوي جامعة ديني را متزلزل نموده، ضرورت دارد كه امر به معروف و نهي ازمنكر بيش ازگذشته مورد توجه قرار بگيرد و پيرامونش بحث و گفتگو شود و به اين قبيل پرسش‌ها كه نقش امربه معروف و نهي از منكر در زندگي فردي و اجتماعي انسان مسلمان چيست؟ و چه تأثيري در ايجاد امنيت اجتماعي مي‌تواند داشته باشد؟ و ... پاسخ گفته شود.
و اژه شناسي
از شيوه‌هاي رايج در مسايل مختلف علمي و اجتماعي، تبيين مفاهيم و واژه‌هاي است كه در آنها به كار مي‌روند؛ ازاين‌رو، لازم است واژه‌هاي كليدي بحث تعريف گردد.
1. معروف و منكر
 معروف در لغت به معناي شناخته شده و پسنديده، در مقابل منكر يعني ناشتناخته ناپسند و زشت آمده است. راغب در مفردات مي‌نويسد: « معروف اسم است براي هركاري كه حسن و خوبي او به و سيلة عقل يا شرع شناخته شده و منكر چيزي است كه به و سيلة عقل و شرع مورد انكار قرار گرفته و ناشناخته مانده است.» 
مرحوم طبرسي مي‌نويسد:« معروف اطاعت از فرمان الهي است و منكر معصيت و نافرماني او است. هرچيزي كه خدا و رسول او به آن امر كرده اند معروف است و آنچه خدا و رسول ازآن نهي كرده‌اند منكر است.»  
در قرآن كريم، مادة «عرف» گاهي به معناي شناخت و گاهي به معني پسنديده و نيك آمده است. مادة «نكر» در بعضي موارد به معناي عدم شناخت و در بسياري از موارد در ناپسند و زشت استعمال گرديده است. در آية 146 بقره مي‌فرمايد: «آنان كه به آنها كتاب داديم پيامبر اسلام را مي‌شناسند همان طور كه پسران خود را مي‌شناسند» در آية 157 اعراف معروف در كار خوب و پسنديده و منكر در كار زشت و ناپسند استعمال شده است.
 2. امنيت 
امنيت را به، بي خوف و امن، بي بيمي، ايميني، ايمن شدن و درامان بودن معنا كرده است.  
3. جامعه
 از منظر شهيد مطهري، جامعه عبارت است از مجموعه‌اي از انسانها كه در جبر يك سلسله نيازها و تحت نفوذ يك سلسله عقيده‌ها و ايده‌ها و آرمانها دريكديگر ادغام شده و دريك زندگي مشترك غوطه و رند. نيازهاي مشترك اجتماعي و روابط و يژة زندگي انساني، انسانها را آن چنان به يكديگر پيوند مي‌زند و زندگي را آنچنان و حدت مي‌بخشد كه افراد را در حكم مسافراني قرار مي‌دهد كه دريك اتومبيل يايك هوا پيما يايك كشتي سوارند و به سوي مقصد در حركت اند و همه باهم به منزل مي‌رسند و يا همه باهم ازرفتن مي‌مانند و همه با هم دچار خطر مي‌گردند و سرنوشت يگانه‌اي پيدا مي‌كنند. 
بنابراين، معروف در لغت به معناي شناخته شده و در برابر منكر يعني نا شناخته قرار دارد. ازاين‌رو، اطاعت و پيروي ازفرمان الهي معروف و نافرماني از دستورات الهي منكراست. امنيت به معناي ايمن و درامان بودن است. جامعه مجموعه‌اي ازانسانهاست كه در عقيده، آرمان و يك سلسله نيازها دريكديگر ادغام شده و زندگي مشترك دارند.
  امر به معروف و نهي ازمنكر در اديان گذشته
امر به معروف و نهي از منكر دراديان گذشته نيز مطرح بوده است. قرآن و روايات اهل بيت(ع) به وجود اين دو فريضه دراديان گذشته پرداخته است.
1. در قرآن كريم، ترك امر به معروف و نهي از منكر يكي از گناهان بني‌اسرائيل شمرده شده است. «كَانُواْ لَا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ؛ آنها(بني اسرائيل) از اعمال زشتى كه انجام مى‏دادند، يكديگر را نهى نمى‏كردند چه بدكارى انجام مى‏دادند!» 
تفاسير و روايات اين كار زشت را ترك امر به معروف و نهي از منكر دانسته است. 
2. آية ديگر دربارة ترك اين فرايض مهم توسط دانشمندان يهودي و مسيحي مي‌گويد: « لوْ لَا يَنْهَئهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَن قَوْلهِِمُ الْاثْمَ وَ أَكلِْهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَاكاَ نُواْ يَصْنَعُونَ؛ چرا دانشمندان نصاري و علماي يهود، آنها را از سخنان گناه ‏آميز و خوردن مال حرام، نهي نمي‌‏كنند؟! چه زشت است عملي كه انجام مي‌‏دادند!» 
3. قرآن دربارة سرنوشت تلخ آمران به معروف در جوامع گذشته مي‌فرمايد: « إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بَِايَاتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّنَ بِغَيرِْ حَقٍ‏ّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ كساني كه نسبت به آيات خدا كفر مي‏ورزند و پيامبران را بناحق مي‏كشند، و (نيز) مردمي را كه امر به عدالت مي‏كنند به قتل مي‏رسانند و به كيفر دردناك (الهي) بشارت ده!» 
 علامه طباطباي مي‌فرمايد:«دو جملة «يكفرون»، و « يقتلون» استمرار را مي‌‏رساند و دلالت دارد بر اينكه كفر به آيات خدا آنهم كفر بعد از بيان و به انگيزة بغي و نيز كشتن انبيا كه معلوم است كشتني است بدون حق و همچنين كشتن آنهايي كه به سوي عدل و قسط دعوت نموده، از ظلم نهي مي‌‏كنند عادت هميشگي ايشان است هم چنان كه تاريخ زندگي يهود از بدو پيدايش سرشار از اين جنايات است مي‌‏بينيم كه گروه بسياري از انبيا و عابدان بني اسرائيل كه ايشان را امر به معروف و نهي از منكر مي‌‏كردند به دست خود آنان كشته شدند و همچنين نصارا كه آنها هم كم و بيش اين راه را رفتند.
 و جملة« فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ» تصريح به شمول غضب الهي و تهديد به نزول عذاب است، و منظور از آن تنها عذاب آخرت نيست، به دليل اين‌ كه دنبالش مي‌‏فرمايد:" أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَة ...» پس در آية مورد بحث، هم به عذاب آخرت تهديد شده‏اند و هم به عذاب دنيا؛ عذاب آخرتشان عذاب آتش و دنيائيشان كشته شدن و آواره گشتن و از بين رفتن اموال و جانهايشان بود و نيز عذاب ديگرشان اين بود كه خدا دشمنى را در بين آنان تا روز قيامت قرار داد...» 
  طبرسي مي‌فرمايد:« اِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ: كساني كه دلايل و بينات حق را انكار مي‌كنند «وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ» (انبياء را ميكشند) گويند اينان يهودند. از ابى عبيده جراح روايت شده كه به پيغمبر گفتم كدام مردم در قيامت عذابشان از همه سخت‏تر است؟ فرمود مردمي كه پيغمبر يا امر كنندة به معروف و نهي كنندة از منكر را بكشند. بعد اين آيه را خواند «وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ ...» سپس پيغمبر فرمود اي ابا عبيده ! بني اسرائيل 43 پيغمبر را در ساعت اول روز كشتند و 112 مرد از عابدان بني اسرائيل به امر بمعروف و نهي از منكر قاتلان انبياء قيام كردند همة آنها را نيز در آخر همان روز كشتند و اينست كه خداوند فرمود:
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ: يعنى بآنها خبر ده كه عذابي پر درد در انتظارشان است.»  
4. در بارة نجات آمران به معروف و ناهيان از منكر مي‌فرمايد: « فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنهَْوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِ بَِيسِ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُونَ؛ امّا هنگامي كه تذكراتي را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهي كنندگان از بدي را رهايي بخشيديم و كساني را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدي گرفتار ساختيم.»
ازمنظرعلامه طباطبايي:« نجات يافتگان از ايشان تنها همان اشخاصى بوده‏اند كه نهي از منكر مي‌‏كردند، و خداوند ما بقي ايشان يعني مرتكبين صيد ماهي در روز شنبه و آن كساني را كه سكوت كرده بودند و تازه به دسته اول اعتراض مي‌‏كردند كه چرا ايشان را موعظه مي‌‏كنيد، همه را به عذاب خود هلاك كرده است.
و نيز آيه دلالت مي‌‏كند كه خداوند اعتراض كنندگان را بخاطر سكوتشان و ترك نكردن مراوده با ايشان شريك ظلم و فسق متجاوزين شناخته است.
ونيز آية شريفه دلالت مي‏كند بر يك سنت عمومى الهى- نه اينكه اين روش تنها اختصاص به بنى اسرائيل داشته باشد- و آن سنت اين است كه جلوگيري نكردن از ستم ستمگران و موعظه نكردن ايشان در صورت امكان، و قطع نكردن رابطه با ايشان در صورت عدم امكان موعظه، شركت در ظلم است، و عذابى كه از طرف پروردگار در كمين ستمگران است.»  
5. يكي ازعلل هلاكت اقوام گذشته درقرآن ترك امر به معروف ونهي ازمنكربيان شده است: « فَلَوْ لَا كاَنَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنهَْوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فىِ الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَ كاَنُواْ مجُْرِمِينَ؛ چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيري كنند؟! مگر اندكي از آنها، 
كه نجاتشان داديم! و آنان كه ستم مي‌‏كردند، از تنعّم و كامجويي پيروي كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند)!»
روايات اهل بيت(ع) نيز گواهي مي‌دهد كه امربه معروف ونهي ازمنكر دراديان گذشته مطرح بوده است:
امام با قر(ع) مي‌فرمايد : «امر به معروف و نهي از منكر راه انبياء و طريقه صلحا است. دو واجب بزرگ الهي است كه به وسيله آنها بقيه واجبات برپا مي‌شود و به وسيله اين دو راهها امن مي‌گردد و كسب وكار مردم حلال مي‌شود، حقوق افراد به آنها مسترد مي‌شود و زمين‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود و در پرتو آن همه كارها روبراه مي‌گردد.» 
امام علي(ع) علت هلاكت برخي اقوام پيشين را در ترك امربه معروف ونهي ازمنكر دانسته است:«انّما هلك من كان قبلكم بحيث ما عملوا من المعاصي ولم ينهاهم الربانيون والاحبار
عن ذالك فإنهم لما تمادوا في المعاصي نزلت بهم العقوبات؛ آنان كه قبل ازشما هلاك شدند بدان سبب بود كه چون گناه مي‌كردند عالمان يهودي و مسيحي آنهارا نهي نمي كردند و چون درگرداب گناه فرورفتند، عذاب‌هاي الهي برآنان فرود آمد.» 
مباني امربه معروف ونهي ازمنكر
امر به معروف و نهي ازمنكر مباني استوار ومحكمي دارد كه بطور اختصار ذكر مي‌شود:
 قرآن 
درآيات فراوان قرآن كريم امر به معروف ونهي ازمنكر بعنوان واجب الهي، مورد تأكيد قرار گرفته است:
1. قرآن كريم مي‌فرمايد: « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.
  بسياري ازمفسران فرموده اند اين آيه دلالت برجايگاه عظيم وبس بلند امر به معروف و نهي ازمنكر دارد چون خداوند مالك سعادت را انسان درانجام اين وظيفه دانسته است . 
2. درآية ديگر برتري امت اسلامي را برساير امت‌ها در امر به معروف، نهي ازمنكر دانسته است:« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ؛ شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏اند (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مي‌‏كنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشاني،) ايمان آورند، براي آنها بهتر است! (ولي تنها) عدة كمي از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار).
3. قرآن كريم مي‌فرمايد:« يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ؛ به خدا و روز ديگر ايمان مي‌‏آورند امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و در انجام كارهاي نيك، پيشي مي‌‏گيرند و آنها از صالحانند.»
4. «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّي» پيروي مي‏كنند پيامبري كه صفاتش را، در تورات و انجيلي كه نزدشان است، مي‏يابند آنها را به معروف دستور مي‏دهد، و از منكر باز ميدارد أشياء پاكيزه را براي آنها حلال مي‏شمرد، و ناپاكيها را تحريم مي كند و بارهاي سنگين، و زنجيرهايي را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مي‏دارد، پس كساني كه به او ايمان آور دند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروي نمودند، آنان رستگارانند.» 
5. قرآن دربارة مردان وزنان با ايمان كه امر به معروف و نهي ازمنكر مي‌كند مي‌فرمايد : « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ؛ مردان و زنان باايمان، وليّ (و يار و ياور) يكديگرند امر به معروف، و نهي از منكر مي‌‏كنند نماز را برپا مي‌‏دارند و زكات را مي‌‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مي‌‏كنند بزودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي‌‏دهد خداوند توانا و حكيم است!»
6. قرآن كريم آمران به معروف وناهيان از منكررا حافظان حدود الهي معرفي كرده است.«التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ؛ توبه‏كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهي كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاي) الهي، (مؤمنان حقيقي‏اند) و بشارت ده به (اينچنين) مؤمنان!» 
7. قرآن مي‌فرمايد: «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ همان كساني كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مي‏دارند، و زكات مي‏دهند، و امر به معروف و نهي از منكر مي‏كنند، و پايان همه كارها از آن خداست!» 
8. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ ؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! از گامهاي شيطان پيروي نكنيد! هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مي‌‏سازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مي‌‏دهد! و اگر فضل و رحمت الهي بر شما نبود، هرگز احدي از شما پاك نمي‌‏شد ولي خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مي‌‏كند، و خدا شنوا و داناست!» 
9. «اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ؛ آنچه را از كتاب (آسماني) به تو وحي شده تلاوت كن، و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمي‌‏دارد، و ياد خدا بزرگتر است و خداوند مي‌‏داند شما چه كارهايي انجام مي‌‏دهيد!»
روايات
روايات فراواني وجود دارد كه امر به معروف ونهي ازمنكررا واجب مي‌‌شمارد كه چند نمونه ذكرمي‌شود:
1. رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد :«امّت من همواره در خير و نيكي خواهند بود تا زماني كه امر به معروف و نهي از منكر و تعاون بر نيكي كنند ولي اگر چنين نكنند بركات از آنها گرفته، بعضي از آنها بر بعضي ديگر مسلط مي‌شوند در حالي كه نه در زمين و نه در آسمان يار و ياوري ندارند.» 
2. ازمنظر امام علي(ع) اهميت امربه معروف ونهي ازمنكر بالاتر ازجهاداست مي‌فرمايد:« تمام كارهاي نيك و جهاد درراه خدا در برابر امر به معروف و نهي ازمنكر چون قطره‌اي است دربرابر درياي پهناور.»  
شايد سرّ عظمت اين اصل حتي در برابر جهاد، دراين نكته باشد كه جهاد فرع بر امر به معروف ونهي ازمنكر است؛ بدين معنا كه تا درپرتو اين اصل، جامعة اسلامي اصلاح نشود، جهاد با دشمنان وبيگانگان ممكن نيست؛ جامعة فاسد نمي تواند با جهاد، موانع هدايت بشررا به سمت توحيد ويكتا پرستي ازميان بردارد.
 3. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: « اي مردم! بايد امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد. امر به معروف ونهي از منكر نه اجلي را نزديك مي‌كنند ونه از مقدار روزي مي‌كاهد.» 
4. فضل بن شاذان ازامام رضا(ع) نقل مي‌كند: « آن حضرت درنامة براي مأمون نوشت كه اسلام محض شهادت به وحدانيت خداوند است... امر به معروف ونهي ازمنكر براي كسي‌كه برايش ممكن است و خطري جانش را تهديد نمي‌كند واجب است.» 
ااتفاق فقهاء
وجوب امر به معروف و نهي از منكر مورد(اجماع ) اتفاق همة فقها اسلام از شيعه و سني است و مسلمين جهان نيز اين دو را واجب مي‌دانند. بنابراين اصل وجوب از ضروريات دين است. امام خميني فرموده‌اند: اين دو از والاترين و شريف‌ترين واجبات مي‌باشند و به وسيله اينها واجبات ديگر اقامه مي‌گردد و وجوب اين دو از ضروريات دين است و منكر آن در صورت توجه به لازمه انكار و ملزم شدن به آن از كافران خواهد بود. 
عقل
يكي ازمباني امربه معروف و نهي از منكر عقل است كه حكم به و جوب امر به معروف و نهي از منكر مي‌كند؛ زيرا امر به معروف و نهي از منكر لطف است. درعلم كلام ثابت شده كه لطف بحكم عقل بر خدا و اجب است تا غرض از تكليف حاصل شود. معناي لطف انجام هرچيزي است كه بنده را به پرستش نزديك كند و ازمعصيت باز دارد. ازاين‌رو، عقل حكم مي‌كند كه ازباب لطف برخدا و اجب است كه امر به معروف و نهي از منكر را بر بندگان و اجب كند تاغرض كه انجام امر به معروف و نهي ازمنكر است حاصل گردد. البته لطفي كه برخدا و اجب است بردو قسم است:1. لطف فعل و كارخدا: لطف براين اساس كارخود خداوند است مثل ارسال پيامبران، تعيين امام براي مردم.2. لطف كار انسان: لطف كار انسان است. از اين‌رو، برخداي حكيم بحكم عقل واجب است آن كار را بر انسان و اجب كند و جوب اين كار بر انسان گاهي براي خود انسان است مثل اطاعت از امام و...و گاهي براي غير اوست مثل امر به معروف و نهي ازمنكر. مقصود از و جوب امر به معروف و نهي از منكر برخدا ازباب لطف، انذار و تخويف بر مخالفت تكليف است كه خداوند بعد از آنكه بندگانش را ازباب لطف مكلف به تكليف كرده است، وعدة ثواب بخاطر انجام آن تكليف ويا وعدة عقاب بر ترك آن تكليف، داده است تا تكليف لغو و با طل نشود. 
آيت الله جوادي آملي مي‌فرمايد:« با توجه به اين‌که انسان‏ها در اجتماع زندگی می‏کنند و بين آن‏ها پيوند اجتماعی برقرار است هيچ کار بدی در اجتماع انسانی به نقطة خاصی محدود نمی‏شود. بلکه هر چه باشد همانند آتشی ممکن است به نقاط ديگر سرايت کند پس به حکم عقل بايد جلوی سرايت اين آتش را گرفت تا ديگران به آثار سوء آن مبتلا نشوند و به عبارت ديگر: به لحاظ اين که در اجتماع اگر زيانی متوجه آن گردد، ضرر اجتماعی است وبه دليل عقل افراد اجتماع محيط زيست خود را پاک نگهدارند و برای پاک نگه داشتن آن از هرگونه تلاش و کوششی خود داری نکنند. پس به حکم عقل بر هر انسانی لازم است ديگران را با دلسوزی راهنمايي کرده و آن‏ها را به کار خير تشويق و از خطر و انحراف جلوگيری کنند.» 
شرايط امر به معروف ونهي ازمنكر
امر به معروف و نهي از منكر شرايطي دارد كه بصورت اختصار ذكر مي‌شود:
1.قدرت و آگاهي
قدرت وتواناي ازجمله شرايط تكليف است؛ بدين معنا فعلي كه مقدور انسان نباشد، نمي‌تواند متعلق تكليف قرار بگيرد. فقدان قدرت از عذرهاي است كه موجب ترك امر به معروف ونهي ازمنكرشده است. براي انجام تكاليف درپاره‌اي از موارد بايد بدنبل تحصيل قدرت رفت. يعني دربرخي ازتكالف قدرت شرط واجب است نه شرط وجوب. مثل وجوب وضو وتيمم براي نماز كه به هرحال نماز واجب ست وبايد براي اداي آن وضو گرفت يا تيمم كرد. دربرخي ازتكاليف تحصيل قدرت واجب نيست بلكه اگر قدرت حاصل شد، تكليف برعهدة مكلف تعلق مي‌گيرد مثل حج و جوبش مشروط به قدرت است. درامر به معروف ونهي ازمنكر نيز همين بحث مي‌تواند مطرح باشد كه آيا قدرت شرط وجوب است تا تحصيل آن لزومي نداشته باشد، ياشرط واجب است تا تحصيل آن ضروري باشد؟ اين بحث به طور مستقل در كتب فقهي مشاهده نمي‌شود، تنها درخصوص يكي ديگر از شريط امر به معروف منهي از منكر يعني علم وآگاهي نسبت به معروف ومنكر اين بحث مطرح است كه آيا شرط وجوب است يا واجب؟ صاحب جواهر علم به معروف ومنكررا مثل استطاعت براي حج، شرط وجوب دانسته. بدين معنا كه شخص، تنها موظف به آموختن احكام وتكاليف خويش است، نه آموختن اموري كه مقدمة امر ونهي ديگران است. شهيد مطهري نيز تحصيل معرفت را براي شناخت معروف ومنكر لازم مي‌داند وجهل را عذر نمي‌داند. «اين وظيفة بزرگ، دو پايه و شرط اساسي دارد كه يكي از آنها، رشد و آگاهي است. امر به معروف و نهي از منكر، تخصص مي‌‏خواهد. دانايي، روان‏شناسي و جامعه ‏شنا سي مي‌‏خواهد، تا انسان بفهمد كه چگونه امر به معروف و نهي از منكر كند؛ يعني راه معروف را بشناسد و ببيند معروف كجاست. منكر را بشناسد و ريشه آن را به دست آورد و بفهمد از كجا سرچشمه مي‌‏گيرد و آن‏گاه امر به معروف و نهي از منكر كند. به همين سبب، ائمّه دين فرموده‏اند: «بهتر است نادان و آدم ناآگاه امر به معروف و نهي از منكر نكند؛ چون او كار را بدتر مي‌‏كند. به خدا قسم، من مي‏ترسم زياني كه از راه امر به معروف و نهي از منكر جاهلانه كرده‏ايم يا آسيب‏هايي كه از اين راه به اسلام زده‏ايم، از زيان رها كردن امر به معروف و نهي از منكرمان، بيشتر باشد.» امام خميني(ره)، آن‌را شرط وجوب مي‌داند، اما آموختن شرايط امر به معروف ونهي ازمنكر، وموارد وجوب وعدم و جوب وجواز وعدم آن را لازم مي‌داند تا آمر وناهي در امر ونهي خويش، خود گرفتار نشود.  
ازمباحثي كه حضرت امام دراين دراين زمينه دارند، به دست مي‌آيد كه ايشان تكليف امربه معروف ونهي ازمنكررا بخصوص درامور مهم واساسي بر عهدة علماي امت مي دانند وانقدر كه بر قيام آنان به انتجام اين تكليف تأكيد دارند، نسبت به ساير اقشار ندارند؛ زيرا تكليف امر به معروف ونهي ازمنكر درمورد علماي امت كه ازشرايط آن بر خوردارند، منجز است.
 2. احتمال تأثير 
يكي از شرايط وجوب امر به معرورف و نهي از منكر، احتمال تأثير است، بدين معنا كه شخص آمر و ناهي در امر در امر و نهي خويش، احتمال اثر بدهد، به طوري كه «امر به معروف» او در شخص تارك معروف، و « نهي از منكر» او، در شخص گنهكار،‌ اثر گذاشته و اورا به انجام معروف و ترك منكر رهمنون شود. شهيد مطهري دربارة حكمت اين شرط مي گويند:«امر به معروف و نهي از منكر يك قانون تعبدي مثل نماز و روزه نيست. البته حكمت و فلسفه و اثري دارد ولي به ما مربوط نيست كه بيبينم اگر اثر خودش را مي بخشد انجام بيدهيم... اين كه اين كار به نتيجه مي‌رسد يا نمي‌رسد از حوزة منطق بشر خارج است. ولي امر به معروف و نهي از منكر را بشر بايد با منطق خودش اداره كند، يعني هميشه دركارها بايد روي آن نتيجه‌اي كه بايد بر آن مترتب بشود حساب بكند، ... و اين بسيار حرف منطقي‌ است ... در مقابل منطق خوارج است كه امر به معروف و نهي از منكر راتعبد محض مي‌دانند. يعني انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد كند. او بايد كور كورانه و چشم بسته، امر به معروف و نهي از منكر كند و لو يقين دارد كه در اينجا سرمايه را مصرف مي‌كند و سودي هم نمي برد.» 
  از آنجا كه معناي اين شرط به صورت روشمند در كتب فقهي تبيين نگرديده و همواره مقصود از تأثير تحقق معروف و نا بودي منكر در كوتاهترين زمان، در نظر گرفته شده است، امروزه بهانه وعذري براي ترك اين فريضه الهي شده است كه نه تنها در اذهان مردم، بلكه در ذهنيت بزرگان علما، و مراجع نيز، اين شرط مانع اجراي اين اصل شده است. ازاين‌رو، لازم است به مواردي از موضگيري امام راحل(ره) در اين زمينه اشاره شود:
 در سال 1344هـ ش، حضرت امام خميني(ره) از آيت الله حكيم(ره)، مي‌خواهند كه دربرابر نظام ستم شاهي پهلوي، سكوت را بشكند وبا سفر به ايران اوضاع اسفبار را ازنزديك مشاهده كرده وبه مبارزه برخيزند؛ حضرت آيت الله حكيم درپاسخ مي‌فرمايد:« چه مي‌شود كرد؟ چه اثري دارد؛ بايستي احتمال اثربد هيم كشته شدن چه اثر دارد؟» مباحثه‌اي كوتاه امام راحل(ره) باآيت الله حكيم(ره)،{ كه ازيك سو، نشانگر تأكيد بر«احرازشرايط نهي ازمنكر» و «يأس ونا اميدي ازمؤثر بودن مبارزه و همراهي مردم» و تمسك به مشي امام مجتبي(ع) است و ازسوي ديگر، «ايمان واعتقاد به مؤثر بودن مبارزه» و « ايثار جان و مال» و علاقة شديد مردم به همراهي علما و مراجع و فرا رو، قرار دادن قيام امام حسين(ع) است،}بيان چكيدة آن، براي ما ازجهات مختلف مفيد وجالب مي‌باشد.
«امام: ... درزمان مرحوم بروجردي عدم اقدام ايشان عليه دولت جابره، حمل برصحت مي‌كردم ومي‌گفتم مطالب را به ايشان نمي رسانند. نسبت به جنابعالي هم اين‌طور معتقدم كه فجايع حكومت ايران رابه سمع شما نمي‌رسانند والا شماهم ساكت نمي‌مانديد.»
آقاي حكيم: ...چه مي‌شود كرد؟ چه اثري دارد؟امام: قطعا اثر دارد، ما با همين قيام تصميمات خطر ناك دولت را متوقف كرديم. چطور اثر ندارد؟ اگر علما اتحاد داشته باشند، قطعا مؤثر است. آقاي حكيم: اگراحتمال عقلايي نيز داشته باشد وازطريق عقلايي اقدام شود بهتر است.
امام: قطعا تأثير دارد، چنانچه اثر هم ديديم ومنظورما از اقدام، اقدام عاقلانه است واقدام غير عاقلانه اصلا مورد بحث نيست. مقصود، اقدام علما و عقلاي ملت است.
آقاي حكيم: اقدام كنيم مردم ازما تبعيت نمي‌كند؛ مردم دروغ مي‌گويند، آنها پي شهوت‌اند، براي دين سينه چاك نمي‌كنند.
امام: چطور مردم دروغ مي‌گويند؟ اين مردم كه جان دادن، زجر ديدند، حبس كشيدن، شهيد شدند، اموال شان به غارت رفت چطور مردم بقال وعطار سرمحل كه سينه جلوي گلوله دادند، دروغ مي‌گويند؟
آقاي حكيم : تبعيت نمي‌كنند، مريد شهوات واغراض دنيويه هستند! اگر قيام كنيم وخوني از بيني كسي بريزد، سرو صداي بشود، مردم به ما نا سزا مي‌گويند و سرو صدا راه مي‌اندازد.
امام : مردم در پانزدة خرداد جوانمردي وصداقت خودرا نشان دادند. ما كه قيام كرديم از احدي جز مزيد احترام و سلام و دستبوسي نديديم و هر كه كوتاهي كرد، حرف سرد شنيد و مورد بي ارادتي مردم و اقع شد. درتبعيد تركيه به يكي از دهات تركيه رفتم، اهالي آن‌ده، گفتند، و قتي آتا تورك مشغول عمليات ضد ديني خود شد، علماي تركيه جمع شدند و به اتفاق مشغول فعاليت عليه تصميمات آتاتورك شدند. آتا تورك ده را محاصره و چهل نفر از علماي تركيه را به قتل رسانيد. من شرمنده شدم پيش خود فكركردم كه آنها سني مي‌باشند و قتي خطر را به دين اسلام نزديك مي‌بينند، چهل نفر كشته مي‌دهند و لي علماي شيعه در اين خطر عظيمي كه بر ديانتمان وارد آمده، خون ازدماغمان نيامد( نه ازدماغ من، ونه شما ونه ديگري) واقعا جاي خجلت است.
آقاي حكيم : چه بايد كرد؟ بايستي احتمال اثر بدهيم، كشته شدن چه اثر دارد؟ امام : عمليات ضد ديني دوجور است. يكي مثل رضاخان بي ديني مي‌كرد ومي‌گفت : من مي‌كنم ونسبت به شرع نمي‌دهم. الته موضوع اقدام عليه او ازباب نهي از منكربود. ولي شاه فعلي هر عمل ضد قرآني ومذهب مي‌كند ومي‌گويد : از دين است. نظر قرآن چنين است. من از قرآن كريم مي‌گويم. اين بدعت عظيم كه بر اساس ديانت لطمه وارد مي‌كند، قابل تحمل نيست. بايد جانبازي كرد، بگذاريد تاريخ ثبت كند كه وقتي دين مورد حمله واقع شد، عده‌اي ازعلماي شيعه قيام كردند و دسته‌اي از آنها كشته شدند.
آقاي حكيم : تاريخ چه فايده‌اي دارد، بايد اثر داشته باشد. امام : چطور فايده ندارد! مگر قيام حسين بن علي(ع)، به تاريخ خدمت مؤثري نكرد؟ و چه بهرة بزرگي از قيام آن حضرت مي گيريم ؟
آقاي حكيم : راجع به امام حسن چه مي‌فرماييد؟ ايشان كه قيام نكردند. امام : اگرامام حسن هم به اندازة شما مريد داشت، قيام مي‌كرد. در اول امر قيام كرد، ديد مريدها فروخته شده اند، لذافتح نكرد. اما شما درتمام ممالك اسلامي مقلد ومريد داريد. آقاي حكيم : من كه نمي‌بينم كسي را داشته باشم كه اگر اقدامي كرديم تبعيت نمايند. امام : شما اقدام وقيام كنيد من اولين كسي خواهم بود كه ازشما تبعيت خواهم كرد! مرحوم ايت الله حكيم : لبخند و سكوت ...»  
با توجه به اين گفتگو، چنين به دست مي‌آيد كه حضرت امام در مبارزه بارژيم ستم شاهي علا وه بر نهي ازمنكر، عنوان مبارزه با بدعت را اساس قيام خويش دانستند كه در صورت عدم احتمال تأثير نيز برعهدة علماست. البته وي، تأثير قيام را حتمي مي‌دانست.
3. عدم و جود مفسده و ضرر :
يكي ازشريط كه براي وجوب امر به معروف ونهي از منكر ذكر كرده اند، آن است كه بر امر ونهي انسان، مفسده وضرري مترتب نشود.يعني ضرري متوجه جان، مال يا آب‌روي شخص آمر وناهي يا ديگران نباشد، ولازم نيست تا انسان علم يا ظن به وجود مفسده پيدا كند تا تكليف ساقط گردد، بلكه اگر احتمال هم بدهد كافي است.
درميان فقها، فقيهي مثل صاحب جواهر درضرورت احراز عدم وجود مفسده، ادعاي لا خلاف كرده وبا دلايل مثل لا ضر ولا حرج وسهولت وآسان گيري در دين وحديثي ازامام رضا(ع):كه : « امربه معروف ونهي از منكر بركسي واجب است كه امر ونهي براي اوممكن بوده وبر خويشتن (ازعوارض آن) نترسد» استدلال نموده وسخن امام باقر(ع) درآن روايت معروف كه مي‌فرمايد : « در آخر الزمان قومي خواهند آمد كه امر به معروف ونهي ازمنكررا جز در مواردي كه ايمن از ضرر باشند، واجب نمي‌دانند وبراي خود به دنبال عذر مي‌گردند»
بر مردمي كه متصف به چنين صفاتي هستند، حمل كرده، يا مراد از ضرررا عدم النفع يا لزوم تحمل ضرركم ونا چيز، تفسير نموده است. تفسير حرعاملي را مبني بر استحباب عمل ضرر فراوان را قبول نكرده وامر به معروف ونهي ازمنكر را با وجود ضرر فراوان حرام دانسته است. 
فيض كاشاني نيز مخالفت با سلاطين جوررا فراتر ازموعظة آنان مثل مستلزم اذلال نفس وبه هلاكت افكندن خويش واقدامي فوق قدرت است، ممنوع شمرد ومخالفت علماي گذشته را برخواسته از اعتقاد آنان به استحباب مخالفت واينكه بذل جان دراين راه شهادت محسوب مي‌شود، دانسته است. 
امام خميني(ره) نه تنها مخالفت با سلاطين جوررا لازم دانسته لازم دانسته، بلكه اين مخالفت را بر علماء امت لازم تر وضروري تر شمرده است. فروع فرواني كه درتحريرالوسيله دراين زمينه وجود دارد، در اكثر كتب فقهي و رساله‌هاي عملية گذشتگان سابقه ندارد. تحريرالوسيله تنها مقايسة فروع متعدد اين كتاب با بحث امر به معروف ونهي ازمنكر در منهاج الصالحين مرحوم آيت الله خويي(ره) است كه از كتب متأخر شمرده مي‌شود. استشهاد حضرت امام خميني(ره) به قيام سالار شهيدان امام حسين(ع) با علم آن حضرت به ضرر جاني و مالي نسبت به خود و اصحاب و اهل‌بيتش(ع)، گواه ديگري است بر اينكه از ديدگاه آن بزرگوار،‌ در امور مهمي كه كيان اسلام در معرض خطر قرار مي‌گيرد،‌ ملاحظه در عدم وجود ضرر جاني و مالي نمي شود، چنانچه اعتقاد ايشان مبني بر حرمت تقيه در چنين شرايطي مويد اين امر است، چرا كه بنظر ايشان تقيه‌ براي حفظ دين است و در موقيعي‌كه اساس دين در معرض نابودي است، تقيه و سكوت معنا ندارد .
نقش امر به معروف و نهي از منكر
امر به معروف ونهي ازمنكر نقش فراواني درزندگي فردي واجتماعي انسان دارد كه به برخي آنها اشاره مي‌شود:
1. نگهبان ايمان
امر به معروف ونهي ازمنكر، نقش نگهباني ازساير احكام الهي را دارد. امام حسين(ع) درخطبة طولاني عرفات دراجتماع برگزيدگان امت اسلامي مي‌فرمايد: « خداوند ابتدا از امر به معروف و نهي از منكر شروع كرد؛ زيرا مي‌دانست اگر امربه معروف و نهي ازمنكر درست انجام گيرد تمامي واجبات آسان ومشكل، استوار گردند.» 
امام باقر(ع) مي‌فرمايد :« امر به معروف ونهي ازمنكر فريضه‌اي بزرگ است كه به واسطه آن، تمامي فرايض ديگر استوار شده، راههاي امن، در آمد ها حلال، ستمها بر طرف واراضي آباد مي‌شود، از دشمنان انتقام كشيده شده و امور راست مي‌گردد.» 
2. كامل كنندة امور
 ازمنظر امام علي(ع) امر به معروف ونهي از منكر سنگ پاياني و كامل كنندة امور است:« وأمر بالمعروف تكن من اهله فإنّ استتمام الامور عندالله تبارك وتعالي الامر بالمعروف والنهي عن المنكر؛» به معروف امر كن! تا ازاهل معروف باشي؛ زيرا تمام و كمال امور نزد خداوند متعال به امر به معروف و نهي از منكر است.
3. رمز رستگاري
امر به معروف و نهي از منكر، به معناي دغدغه داشتن و احساس مسؤليت كردن دربرابر خود وهم نوعان ونشانة خير خواهي انسان‌ها به يگديگراست، اگربه جا و به هنگام انجام شود، جامعه سالم پديد مي‌آيد و زمينة رويش وزايش خوبي‌ها و زيبايي‌ها فراهم مي‌گردد.
بدون شك همه دوست دارد، رستگار باشد و درجامعة زندگي كند كه افراد آن، رستگارباشد. قرآن مي‌فرمايد: « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.»
4. درخشش خدا 
امر به معروف و نهي ازمنكر آينه داري خداوند است كه صفات خدارا در و جود انسان مي‌تاباند؛ زيرا خداوند نخستين كسي است كه امر به معروف ونهي ازمنكر كرده است :« به راستي خداوند به عدل و احسان و اداي حق خويشاوندان فرمان مي‌دهد و ازناشايستي و كار ناپسند و سركشي باز مي دارد.»؛ حقيقتي است كه از اين آية شريفه به دست مي‌آيد :«إنّ الله يأمربالعدل و الاحسان و إيتآئِ ذِالقربي و ينهي عن الفحشآء والمنكر و البغيِ يعظُكم لعلّكم تذكرون؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مي‌دهد؛ و از فحشا ومنكر وستم، نهي مي‌كند؛ خداوند به شما اندرز مي‌دهد، شايد متذكرشويد.» ازاين‌رو، هرجا امر به معروف و نهي ازمنكر مي‌شود، جامعه از عطر خوش ودل انگيز پرورد گار، سرشار و آكنده مي‌گردد و جهرة خداوندي باز تابانيده مي‌شود.
5. نجات دهندة جامعه 
  سرنوشت افراد جامعه از يگديگر جدا نيست شايسته و ناشايسته بودن هريك از افراد جامعه بر ديگري اثر مي‌‏گذارد. ازاين‏رو، بي توجهي ‏ شخص در برابر ناهنجاري‌‏هاي اخلاقي ديگران، دير يا زود به زيان او پايان مي‌‏يابد و پي‌‏آمدهاي ناگوار خطاكاري آشكار انسان‏هاي ديگر، گريبان‏گير او مي‌شود. رسول گرامي اسلام مي‌‏فرمايد: «گنه‏كار در ميان مردم، مانند كسي است كه با گروهي سوار كشتي مي‌‏شود و هنگامي كه در وسط دريا قرار مي‌‏گيرد، به سوراخ كردن جايگاه خويش مي‌‏پردازد. اگر ديگران او را از اين كار خطرناك بازندارند، آب به كشتي نفوذ مي ‏كند و يك‏باره همگي غرق مي‌‏شوند.» 
 در حديث ديگر در اين‏باره مي‌‏فرمايد: «هرگاه بنده به طور پنهاني گناهي مرتكب شود، جز خودش، كسي از آن زيان نمي‌‏بيند، ولي هرگاه آشكارا معصيت كند و با او برخوردي نشود، همة جامعه از آن زيان مي‌‏بيند. اين بدان دليل است كه او با انجام دادن اين عمل گناه‏ آلود، دين خدا را خوار مي‌كند و دشمنان خدا نيز (جسارت مي‌‏يابند و) از او پيروي مي‌‏كنند.» 
6. نجات از قهر خدا
امام علي(ع) فرمود: هر كس منكر و خلافي را ديد و قلباً از آن ناراحت شد، همانا از قهر خدا نجات پيدا كرده و تن به سلامت برده است؛ و هر كس با زبان از كار خلاف نهي كرد، به پاداش رسيده است. 
7. بهره از الطاف خدا
هر كس با شمشير و قوت و قدرت براي عزت كلمة الله قيام كند، به واقعيت الطاف الهي رسيده است. هر كس بدعت‌گزاري را با نهي از منكر بترساند، خداوند قلبش را از ايمان پركند؛ ولي اگر نسبت به او نرمش نشان دهد، قانون خدا را تحقير كرده است. 
8 . نشانه بهترين بودن
  پيامبر اكرم (ص) فرمود: بهترين مردم كسي است كه مردم را به معروف دعوت كند. 
و برعكس، اگر كسي در برابر معروف و منكر هيچ گونه احساسي نداشته باشد، انسانيت او دگرگون شده است؛ بنحوي كه ديگر حرف خيري را نمي‌‏پذيرد . 
9 . اثر امر به معروف در خود انسان
امام علي(ع)، به فرزندش فرمود: امر به معروف كن تا اهل معروف باشي . بله ! همان گونه كه هر كس لباس مي‌‏شورد، دست خودش نيز پاك مي‌شود، كسي كه مردم را به خير دعوت مي‌‏كند،به طور طبيعي سعي مي‌‏كند تاخودش نيز به آن كاري عمل كند كه به ديگران سفارش مي‌‏كند.
10. شركت در همه ثوابها
در روايات متعدد آمده است: هر كس مردم را به كار خير راهنمايي كند و مردم به خاطر دعوت او آن كار را انجام دهند، دعوت كننده در پاداش شريك است؛ بدون آنكه از اجر ديگري كاسته شود.
هر كس ديگري را به كار خلاف و انحراف دعوت كند، در كيفر مفاسد او شريك است . بنابراين، كسي كه امر به معروف مي‌كند، در پاداش همه كارهايي كه مردم به خاطر دعوتش انجام مي‌‏دهند شريك است.
شيوة اجراي امربه معروف ونهي ازمنكر 
با توجه به نقشي كه امر به معروف و نهي از منكر در اصلاح فرد وجامعه دارد، طبيعي است كه انجام اين دو فريضة الهي، امنيت اجتماعي را تأمين مي‌كند. ازاين‌رو، براي تحقق امنيت اجتماعي، لازم است به نكات ذيل توجه كنيم:
الف)ايجاد تشكل امر به معروف ونهي ازمنكر
يكي ازشيوه‌هاي عملي ساختن امر به معروف و نهي ازمنكر درجامعه براي امنيت پايدار اخلاقي، تشكيل ادارة امر به معرو ف ونهي ازمنكر است. امام خميني(ره) در روزهاي اولية پس ازپيروزي انقلاب اسلامي، دستوري براي تشكيل ادارة امربه معروف ونهي ازمنكرصادر كرد و فرمود، شوراي انقلاب اسلامي به موجب اين مرقوم مأموريت دارد كه اداره‌اي به اسم «امر به معروف و نهي از منكر» در مركز تأسيس نمايد؛ و شعبه‌هاي آن در تمام كشور گسترش پيدا كند؛ و اين اداره؛ مستقل و در كنار دولت انقلابي اسلامي است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار ملت است. و دولت انقلاب اسلامي مأمور است كه اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مأمور است در سراسر كشور از منكرات به هر صورت كه باشد جلوگيري نمايد و حدود شرعيه را تحت نظر حاكم شرعي يا منصوب از قِبَل او، اجرا نمايد و احدي از اعضاي دولت و قواي انتظامي حق مزاحمت با متصديان اين اداره ندارند و در اجراي حكم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتّي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتكب چيزي شد كه موجب حد شرعي است بايد در مورد او اجرا شود. 
سيدجمال‌الدين، براي نجات كشورهاي اسلامي هنگامي كه وارد مصر مي‌شود انجمني كه اعضاي آن، حدود چهل نفر بودند تشكيل داد و باتدوين مواد هفده‌گانه‌ وعمل كردن به آنها موفق شدند در اثر امر به معروف و نهي از منكر كارهاي مهمي انجام دهند. از آن جمله هشتصد نفر معتاد به مشروبات الكلي را توبه دادند، هزار و سيصد نفر از تارك الصلاة را وادار به خواندن نماز كردند، چهارصدزن بد كار و منحرف را وادار به توبه كردند، هشتاد نفر از مستخدمين ادارات انگليسي را وادار به استعفا از خدمت به آن دولت حيله‌گر نمودند، پانصد نفر از رجال و ثروتمندان مصر را وادار كردند تا از خريدن اشياء تجملّات زندگي كه از كشورهاي بيگانه و به ويژه انگلستان وارد مي‌شود خودداري كنند، سي و پنج نفر نصراني و پانزده يهودي و هفتاد نفر بت‌پرست را مسلمان كردند. تحوّلي در جامعه مصر ايجاد كردند كه لرد كرومر مشاور مالي انگليس در يكي از گزارشات خود به لندن مي‌نويسد كه بدين وسيله به زمامداران انگليس اعلام خطر مي‌كنم. اگر يك سال انجمن وطني تحت رهبري سيدجمال‌الدين ادامه پيدا كند نه تنها سياست و تجارت انگليس در آسيا و افريقا يكسره نابود خواهد شد بلكه ترس آن است كه نفوذ كشورهاي اروپائي يك‌باره در سراسر جهان به خطر افتد. از اين رو دولت انگليس دستورلغو انجمن وطني مصر را صادر كرد و سيدجمال را تبعيدنمود 
اداره امر به معروف ونهي ازمنكرباتدبير وشيوه‌هاي خاص، بايد تحت ضوابط قانوني با تشكيلاتي منظّم و قدرتمند به طوري كه بتواند نسبت به بالاترين فرد هم در صورت تخلّف برخورد كنند، تأسيس شود و ازحمايت هاوپشتوانه‌هاي قوي مردمي نيز بايد برخوردار باشد .
ب) ايجاد رسانة براي امر به معروف و نهي از منكر
 نقش رسانه درپيام رساني، براي همگان روشن است. با توجه به اهميت امر به معروف ونهي ازمنكر و مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب وتحقق امنيت اخلاقي درجامعه، لازم است رسانة مستقل مثل راديو، تلويزيون، و... ايجاد گردد وامت اسلامي رابيش‌تر به تكاليف وكار كردهاي امر به معروف ونهي ازمنكر اشنا كند.
ج)تبيين جايگاه امر به معروف ونهي ازمنكر 
تبيين اهميت وجايگاه امربه معروف ونهي ازمنكر ازطريق ائمه محترم جمعه، جماعات،خطبا، برنامه‌هاي راديويي وتلويزيوني بيش ازهمه مردم را به مسائل آن آگاه مي‌كنند وبه مسئوليت مهمّي كه مردم در برابر اين دو واجب الهي دارندآشنا مي‌سازند. صدا وسيما در اين رابطه مي‌تواند نقش مهمي ايفا كند و هفته‌اي چند ساعت با برنامه‌اي منظم مباحث امر به معروف ونهي ازمنكررا بوسيلة نخبگان حوزه و دانشگاه تبيين كند حتي از طريق فيلم و تئاتر مي‌توان در اين رابطه به مردم آگاهي و جهت داد. بنابراين هنرمندان نيز وظيفه دارند كه نسبت به اين امر مهم اقدام كنند.
د) طرح مباحث امر به معروف و نهي از منكر در كتب درسي
يكي ازراه‌هاي عملي كردن امر به معروف ونهي ازمنكر وفرهنگ سازي بدون هزينه وكار آمد، طرح مباحث امر به معرو ونهي ازمنكر در كتب درسي از دورة راهنماي است. زيرا اين دوره كه آغاز دوران جواني است لازم است كه نوجوانان و جوانان به خوبي با مسائل آشنا و به جايگاه عظيمي كه اين دو واجب در اسلام دارند آگاه شوند. در دورة دانشگاه نيز بايد مهم‌‌ترين مسائل آن، در يكي از كتب دروس عمومي كه همه دانشجويان موظّف به خواندن آن هستند تبيين گردد.

نتيجه
امر به معروف ونهي ازمنكر در آموزه هاي ديني ازجايگاه ويژه وبلندي برخور دار است و اساس نبوت پيامبران الهي بوده است. ازمنظر قرآن كريم نخستين وظيفة انبياء الهي، امر به معروف ونهي ازمنكر بوده است. هيچ اعمالي نمي‌تواند با امر به معروف ونهي ازمنكر برابري كند؛ زيرا اين دوفريضه، علت مبقية دين است و نقش بنيادين درامنيت اخلاقي و معنوي جامعه اسلامي دارد. معروف كه پيروي از فرمان الهي ومنكر نا فرماني از دستورات الهي است در اديان گذشته نيز مطرح بوده است. قرآن وروايات ترك امر به معروف ونهي ازمنكررا ازگناهان بني اسرائيل به حساب آورده ودانشمندان يهودي ومسيحي را بخاطر ترك اين دوفريضه، مورد سزنش قرارداداده است.
امر به معروف ونهي ازمنكر دارايي مباني قراني، روايي، اتفاق واجماع فقها وعقل است. ازشرايط اين‌دو فريضه، قدرت وتوانايي است؛ يعني فعلي كه مقدور انسا ن نباشد نسبت به انجام آن، مكلف نيست. ازمنظر امام خميني(ره) امر به معروف ونهي ازمنكر بر علماء كه ازشرايط آن برخوردارند، منجز وحتمي است. احتمال تأثير ازجملة شرايط امر به معروف ونهي ازمنكر است. يعني بايد امر به معروف ونهي ازمنكر، شخص را وادار به اعمال معروف وترك اعمال منكر نمايد. عدم وجود مفسده وضرر نيز از شرايط امر به معروف ونهي ازمنكر است كه بر جان، مال، ياآب‌روي آمر وناهي و... متوجه نشود. ازمنظر امام خميني(ره) امر به معروف ونهي ازمنكر در امور مهمي كه كيان اسلام در معرض خطر قرار مي‌گيرد، ضررجاني ومالي لحاظ نمي‌شود.
 امر به معروف ونهي ازمنكر، نقش‌هاي فراواني دارد مثل نگهباني از ساير احكام، كامل كنندة امور وسنگ پاياني دستورا ت الهي، رمز رستگاري انسان وجامعه، آينه دار خداوند كه صفات خدارا در وجود انسان مي‌تاباند؛ زيرا خداوند نخستين امر كنندة به معروف ونهي كنندة از منكراست. نجات معنوي و اخلاقي جامعه در پرتوي امر به معروف ونهي ازمنكر است. راههاي عملي كردن امر به معروف ونهي ازمنكر جهت امنيت اخلاقي ورشد معنوي جامعه، با ايجاد تشكل امر به معروف ونهي ازمنكر، ايجاد رسانة مثل راديو وتلويزيون و...، تبيين ارزش وجايگاه امر به معروف ونهي ازمنكر، و... است.
  منابع مورد استفاد
  به غير ازقرآن كريم و نهج البلاغه
1. الاصفهاني،الراغب، مفردات الفاظ القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودى، انتشارات ذوى القربى، الطبعة الثالثة، 1424هـ ق. 
2. ثقفي تهراني، محمد، تفسير روان جاويد، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398 ق.  
3. جوادي آملي، عبدالله، نظارت عمومي، امر به معروف ونهي از منكر از عوامل پيشرفت، پاسدار اسلام، آذر1385. 
4. حر عاملي، محمدبن الحسن، وسايل الشيعه، قم مؤسسه آل البيت(ع) لاحياء التراث،1412هـ.
5. حسيني همداني، سيد محمد حسين، انوار درخشان، كتابفروشي لطفي،تهران، چاپ اول، 1404 ق.
 6. خانى رضا/حشمت الله رياضي، ترجمه بيان السعادة في مقامات العبادة، مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پيام‏نور، تهران، چاپ اول، 1372 ش.
7. خميني، روح الله، تحريرالوسيله، ترجمه علي اسلامي، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، بي‌تا.
8 . دهخدا، علي اكبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مرداد1342هـ ش
9 .دمشقي، ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالكتب العلميه، 1419.
10. روحاني، سيد حميد، نهضت امام خميني، مؤسسه چاپ ونشر عروج، زمستان1381ش. 
11. شيرازي، ناصر مكارم و...، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه،
12. الصدوق، من لايحضره الفقيه، قم انتشارات جامعه مدرسين، 1413هـ ق. 
13. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، بيروت، دارالفكر، ده جلدي،بي‌تا
14. طبا طباي، محمد حسين، الميزان في تفسيرالقران، ترجمه، سيد محمد موسوى همداني، دفتر انتشارات اسلامي جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
 .15كليني، محمدبن يعقوب، فروع كافي، دارالكتب الاسلاميه، بهار1367.
 16 .كاشاني، ملا محسن فيض، المحجة البيضاء، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين قم، بي تا.
17.مطهري، مرتضي، حماسه حسيني، انتشارات صدرا،1366ش..
18. ــــــــــــــ، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، 1381.
 19. مترجمان، ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، انتشارات فراهاني، تهران، چاپ اول، 1360 ش.
 20. موسوي همداني سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1374 ش..
21. مصطفوي،حسن، تفسير روشن، مركز نشر كتاب - تهران، چاپ اول، 1380 ش.
22. مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، صحيفه امام، وزارت ارشاد اسلامي، بهمن1364ش.  
23. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء،1304 هـ.ق.
24. مكي عاملي، محمدبن جمال الدين، اللمعة الدمشقية، بيروت، دارالعلم، بي‌تا. 
25. نجفي، شيخ محمد حسن، جواهرالكلام، بيروت، دار احيا التراث العربي، 1981م،
26. نجفي خميني، محمد جواد، تفسير آسان، تهران، انتشارات اسلاميه،1398ق.
 27. هاشمي نژاد، سيد عبدالكريم، مناظره دكتر وپير، مؤسسه انتشاراتي فراهاني، 1357ش.





یادداشت های بازدیدکنندگان


انجمن علمی فرهنگی میزان