صفحه اصلی arrow  اعتقادی arrow  اعتقادی arrow رابطه‏ِي علم و دين و جايگاه علم در اسلام
رابطه‏ِي علم و دين و جايگاه علم در اسلام ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده رمضان اکبري مالستاني   
۱۶ فروردين ۱۳۸۸
فهرست صفحات
رابطه‏ِي علم و دين و جايگاه علم در اسلام
صفحه 2
مقدمه
بدنبال پديد آمدن منازعات ميان علم و دين، مسأله رابطه‏ي علم و دين مورد توجه جدي قرار گرفته و در حوزه‏ي کلام و دين شناسي نظر دانشمندان و فيلسوفان دين را به خود جلب نموده است. اين منازعات در ابتداء دامن گير مسيحيت و عهدين گرديد، ولي به دليل اظهارات بي پايه برخي دانشمندان نسبت به آموزه هاي حقيقي دين و برداشت هاي غلط برخي عالمان ديني از آموزه هاي دين و ناتواني علم از تفسير بعضي حقايق ديني مانند معجزه؛ اين تعارض به با ورهاي مشترک اديان نيز سرايت نمود و گاهي در برابر دين و حياني توحيدي مانند اسلام اين پرسش مطرح مي‏گردد که آيا علم و دين تعارض دارند يا سازش و تعامل؟ گذشته از اين برخي افراد بي خبر يا آگاه و از سر غرض¬ورزي و براي ايجاد شبهه در عقايد جوانان پاکدل اين سؤال را القاء مي‏کنند که آيا پيشرفت علمي غرب بخاطر رهايي از دين نيست؟ آيا علت عقب ماندگي جوامع اسلامي بخاطر وابستگي به دين نيست؟ براي يافتن پاسخ به پرسشهاي فوق لازم است ابتدا رابطه‏ي علم و دين را بطور کلي بررسي نموده آن گاه رابطه‏ي اسلام و علم و پيشرفت علمي مسلمانان را به بحث بگيريم. ناگفته پيدا است که بررسي تفصيلي مسأله و پرداختن به تمام ابعاد و جزئيات آن از ظرفيت اين نوشتار خارج است و ما بصورت فشرده و در حد دورنمائي مسأله، به آن مي پردازيم.

مفهوم دين و علم
بدليل کثرت و تنوع دين وتاثير گرايشهاي شخصي دانشمندان، بيشترين تعريف براي دين بيان شده و لذا ارائه تعريف واحد و جامع که انواع دين را تحت پوشش قرار بدهد و با تمام گرايشهاي ديني سازگار باشد دشوار به نظر مي رسد. از سوي ديگر بدون تعيين موضوع نمي شود بحث کرد و چيزي را نفي و يا اثبات کرد. بنا براين براي روشن شدن سير بحث, ايجاب مي‏کند که يک تعريف هماهنگ با هدف اين نوشتار داشته باشيم. چون منظور دفاع از دين و حياني و توحيدي است، مي توان چنين تعريف کرد: ( دين عبارت است از مجموعه عقايد، احکام و دستورات اخلاقي که براي هدايت بشر از سوي خداوند نازل گرديده و در متون مقدس موجود مي باشد. 
علم نيز داراي اصطلاحات مختلف است مانند: آگاهي و دانستن در مقابل جهل و ناداني، اعتقاد يقين مطابق با واقع در برابر جهل بسيط و مرکب، مجموعه قضاياي که مناسبتي بين آنها در نظر گرفته شده, مجموعه قضاياي کلي اعم از حقيقي و اعتباري, مجموعه قضاياي کلي حقيقي و حسي و تجربي. 
مراد از علم در اين جا علوم تجربي است, اعم از طبيعي و انساني. طبيعي مانند: زيست شناسي, فيزيک, شيمي, زمين شناسي, پزشکي و... و علوم انساني از قبيل: روانشناسي, جامعه شناسي, مديريت, اقتصاد و...) پس از مفهوم يابي علم و دين و تعيين محل نزاع, اين پرسش مطرح مي شود که دين با علوم تجربي چه نوع رابطه دارد؟ آيا تضاد و تعارض دارند و نمي¬شود هر دو را جمع کرد و نمي¬شود هم ديندار بود, هم ديدگاههاي علوم تجربي را پذيرفت؟ يا با هم تمايز دارند؟ يا سازش و تعامل داشته و مکمل يک ديگراند؟ 

انواع رابطه‏ي علم و دين
چهار ديدگاه عمده در اين زمينه وجود دارد که به ترتيب ذکر مي شوند:
1ـ استقلال و تمايز: اين ديدگاه معتقد است که علم و دين از يکديگر تمايز داشته و هر کدام قلمرو مستقل دارد. زمينه بر خورد و تعارض ندارند, زيرا موضوع دين خداوند است و موضوع علم, طبيعت. روش دين شهود است و روش علم تجربه. اين ديدگاه از سوي گروهي از دانشمندان غربي مانند: نو ارتودوکسي, اگزيتا نسيا ليسم, پوزيتويسم و فلسفه مبتني بر زبان با بيان هاي متفاوت مطرح گرديده و تمايز الهيات و علم و استقلال قلمر و آنها مورد تاکيد قرار گرفته و احتمال تعامل يا تعارض را اساساً منتفي دانسته اند.  
اين ديدگاه چون دين را مساوي با تجربه ديني گرفته و تجربه ديني هيچگاه با علم سرو کار ندارد, ولي تجربه ديني غير از حقيقت دين است. 
2ـ تعارض علم و دين: اين ديدگاه قايل به تعارض علم و دين است. وقتي که متد ينان اظهار نظرهاي علمي خود را بر قرائت رسمي کتاب مقدس مبتني نمودند, دانشمندان جديد از فرضيات تجربي استفاده کردند که با پژوهشهاي بيشتر از تاييد بيشتر بر خور دار مي شدند, تعارض آشکار ميان ديدگاههاي علم و دين تبارز نمود. بر اساس اين ديدگاه قلمر و علم و دين مستقل نيست, ولي داده هاي علمي و ديني با هم ديگر نا سازگار اند, بدين لحاظ جمع بين علم و دين امکان ندارد.  
اين تعارض ممکن است بين گزاره هاي ديني و گزاره هاي علمي باشد يا بين پيش فرضهاي علم با پيش فرض هاي دين باشد. اشکال اين ديدگاه در بر داشت غلط عالمان ديني از طبيعت و تفسير تجربي آموزه هاي ديني توسط دانشمندان تجربي است که بايد بر داشت عالمان و تفسير دانشمندان تجربي اصلاح گردد, در آن صورت تعارض از بين خواهد رفت.
3ـ تداخل علم و دين: ديدگاه ديگر به تداخل علم و دين قايل است. طرفداران اين ديدگاه معتقدند که علم و دين قلمر و يکسان دارند به گونه‏ي ايکه دين را از طرف خدا دانسته و همه علوم را داخل در قلمر و دين شمرده اند. اين ديدگاه از سوي مسيحيان قرون وسطي و برخي متفکران اسلامي ابراز شده است. 
پاره‏ي از دانشمندان اسلامي بر اين باور اند که همه‏ي علوم بشري از ظواهر آيات بدست مي‏آيد. از جمله مي توان به امام محمد غزالي از اهل سنت و استاد جوادي آملي از فرهنگ شيعه اشاره کرد که با بيان هاي مختلف اين باور را مطرح نموده اند.  
4ـ مکمل بودن علم و دين: برخي دانشمندان معتقد به سازگاري و تعامل مستقيم علم و دين بوده وآن دو را مکمل يکديگر مي دانند. بر اساس اين ديدگاه هر چند علم و دين داراي قلمرو مستقل اند, ولي داراي عرصه هاي مشترک نيز مي باشند. 
کار اصلي علم طبيعت شناسي و کار اصلي دين خداشناسي و انسان سازي است, ولي علم راجع به مقولات ديني که مرتبط با علم است ابراز نظر مي کند و دين نيز در باب مقولات علمي که مرتبط با اهداف دين مي باشد اظهار نظر مي کند, به گونه‏اي که هيچگونه بر خورد و تعارض رخ نمي دهد, اينست که علم و دين مکمل يکديگراند. 
دانشمندان زيادي از اين ديدگاه دفاع مي‏کنند. 
جورج شلز نيگر(1946) م. مدعي است که مدلولات مدعيات کلامي در خصوص جهان را استخراج کنيم و سپس آنها را به کمک مشاهده مورد ارز يابي قرار دهيم. فلسفه پويشي وايتهد نيز قايل به پيوند وثيق بين علم و دين است. اين ديدگاه دين را صرفا فرضيه علمي نمي داند, بلکه بر وحدت ارگانيک علم و دين تاکيد مي ورزد و مدعي است که ميان اين دو رابطه‏ي تنگا تنگ و هماهنگ وجود دارد. دو نالند مک کي (1987و1922) فيلسوف و دانشمند انگلسي نيز رابط تنگاتنگ علم و دين را مورد تاکيد قرار مي دهد و رابطه علم و الهيات را رابطه‏ي ميان دو امر مکمل مي داند.  
از چهار ديد گاه درباره ي علم و دين, ديدگاه چهارم که مکمل بودن علم و دين را مطرح ميکند درست به نظري مي رسد. زيرا خدا وند که خالق تشريع مي باشد از حکمت, آگاهي و علم مطلق او بعيد است چيزي بگويد که شناخت طبيعت خلاف آن را ثابت کند. چون او آفريننده طبيعت است و آفريننده بهترين ¬شناس است. بنابر اين علم صحيح بر خاسته از شناخت طبيعت هيچگاه با دين بر خاسته از علم الهي نا سازگار و متعارض نخواهد بود. با توجه به آنچه گفته آمديم, اگر احياناً نا سازگاري ميان دانشمندان و متدينان و يا ميان نظرات علمي و آموزه هاي ديني رخ بدهد, بطور قطع اين نا سازگاري بين علم و دين نيست, بلکه از خطاي دانشمندان ناشي شده يا از تفسير نا صواب متون ديني از سوي برخي عالمان ديني نشأت گرفته که در اين صورت راه حل اصلي, کنار گذاشتن هيچکدام از علم و دين نيست, بلکه يافتن خطاي علمي يا اصلاح تفسير نا صواب متون ديني است.  

جايگاه علم در اسلام
بيشترين تأکيد دين مقدس اسلام بر فراگيري علم و دانش و تفکر و تعقل و تدبر است. در متون ديني همواره اهميت علم و مزلت عالم مورد تأکيد قرار گرفته و علم از جايگاه رفيع برخوردار مي باشد. آيات و روايات در اين باب بيش از حد شمارش و بررسي است, براي روشن شدن جايگاه علم در متون اسلامي و اينکه علوم تجربي نيز مورد نظر اسلام است به چند نمونه اشاره مي گردد: « قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ.» بگو آيا دانايان با نادانان برا براند؟
«يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ.»  
خداوند به آنانيکه ايمان آورده¬اند و کسانيکه علم و دانش دارند در جات عظيمي مي بخشد.
«إِنَّمَا يَخْشَي اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء.» مقام خشيت الهي مخصوص بندگان دانشمند خدا است. « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ.» خداوند گواهي مي دهد که خداي جز او نيست, ملائکه و دانشمندان نيز گواهي مي دهند در حاليکه او قيام به قسط و عدالت در جهان دارد. 

در قرآن به قلم سوگند ياد شده که نشانه‏ي اهميت علم و آموزش است. در اولين آياتي که به پيامبر اسلامي نازل گرديده, از خواندن و تعليم سخن به ميان آمده و يکي از اهداف بعثت انبيا تعليم کتاب و حکمت دانسته شده است.
اما روايات: رسول گرامي اسلامي مسلمانان را به آموختن علم سفارش نموده و مي‏‏فرمايد: «طلب العلم فريضة علي کل مسلم ومسلمة .» آموختن دانش برهرزن و مرد مسلمان واجب است. 
در بيان ديگر مي‏فرمايد: « اطلبوا العلم و لو کان با الصين.» در جستجوي آموختن دانش بر آييد گر چه در چنين باشد. 
در حديث ديگر فرموده است: «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد.» از گهواره تا گور دانش بجوييد. 
امام صادق (ع) فرموده: « طلب العلم فريضة علي کل حال.» فراگرفتن دانش در هر حال واجب است. 
از آيات و روايات منزلت و جايگاه بر جسته علم و عالم به خوبي روشن مي‏گردد که هيچ مکتبي به اندازه‏ي اسلام روي علم تأکيد نکرده است. آموختن علم در اسلام برهر مرد وزن لازم است و هيچگونه محدوديت زماني, مکاني, سني, جنسي و طبقاتي وجود ندارد. گرچه علم به مبدأ و معاد و احکام الهي در راس علوم قرار دارد و بر تمام علوم مقدم مي‏باشد, زيرا سعادت و کمال حقيقي انسان در گرو خداشناسي و خدا پرستي است. اما علوم تجربي نيز از آيات و روايات و سيره‏ي پيشوايان استفاده مي‏شود. در سوره‎ي زمر فرموده: « قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ.» آيا دانايان با نادانان برابر اند؟ 
علم در اين آيه مطلق مطرح گرديده, هيچگونه قيد و محدوديت ندارد و مي‏توان گفت شامل هر نوع علم از جمله علوم تجربي هم مي‏شود. رسول اکرم(ص) فرموده: «خير العلم ما نفع.» بهترين علم آنست که فايده داشته باشد. 
علوم تجربي نيز نافع است و بسياري از مشکلات مردم را بر طرف مي‏سازد حضرت علي (ع) در صفات متقين فرموده: «ووقفوا اسماعهم علي العلم النافع لهم.» 
 يکي از اوصاف متقين اينست که به علم نافع و سودمند گوش فرا مي دهند. روايت ديگري از حضرت علي(ع) که مي‏فرمايد: «العلوم اربعة: الفقه للاديان, والطب للا بدان و النحوللسان و النجوم للازمان.» دانشها چهار گونه اند, دين شناسي, پزشکي براي طبابت, نحو براي دستور زبان و ستاره شناسي براي شناخت زمان. 
رسول اکرم (ص): «العلم اکثر من ان يحصي فخذ من کل شي احسنه.» دانش بيش از آنست که به شماره در آيد, بنا براين¬از هر چيزي¬نيکوترين¬آن¬را¬فرا¬گيريد. 
طبق اين روايات آموختن علم به رشته خاص منحصر نگرديده آنچه مفيد به حال مردم باشد بايد آموخته شود. علم نافع در اسلام مطلوب است اعم از تجربي و غير تجربي. 
از آيه 60 انفال نيز مطلوب بودن علوم تجربي قابل استفاده است: « وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ .»¬ 
در برابر دشمنان تا آنجا که در توان داريد نيرو و اسبهاي ورزيده آماده کنيد, تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد. واژه نيرو در اين آيه مفهوم وسيع دارد. نيروي فکري انساني و تخصص در رشته¬هاي مختلف علمي و صنعتي و نيروي رزمي و نيز انواع وسايل رزمي و دفاعي از قبيل تانک, توپ, هواپيما و تکنولوژي هسته‏اي و... را در بر مي‏گيرد و خود دانش نظامي از علوم تجربي است که مورد تأکيد قرار گرفته و به آن امر شده است و بايد آنها را فرا گرفت. 
از سوي ديگر در تفسير حديث رسول اکرم (ص) که آموختن علم را فريضه مسلم دانسته است, بحث فرض کفايي و فرض غير کفايي مطرح گرديده و هر علمي که در قوام امور دنيا از آن گريزي نيست آموختنش فرض کفايي و چنانکه صناعات نبودن شان موجب نقصان و خلل در زندگي است فرض کفاي به حساب مي آيد, بر خلاف عقايد و احکام که فرض غير کفايي مي باشند (عيني) البته فرض کفاي هم در صورتيکه ديگران به آن قيام نکنند و منحصر به فرد يا گروه مشخص باشد تبديل به فرض عيني مي‏شود.  
در سيره‏ي رسول خدا (ص) آمده که بعد از جنگ بدر اسيراني که توان فديه دادن نداشتند, هر کس که به ده نفر از اطفال مدينه خواندن و نوشتن ياد مي¬داد, بدون دادن فديه آزاد مي‏گرديد. اين داستان گواه آشکار برتوجه اسلام و پيامبر اکرم¬(ص) به همه‏ي علوم سودمند است.
 بنابر اين اسلام براي تمام رشته¬هاي علمي ارج نهاده و مسلمانان را به آموختن آنها دستور داده و هيچگونه محدوديت وضع نکرده و براي تمام يافته هاي علمي احترام و ارزش قايل است. از نظر تاريخي نيز اين حقيقت به اثبات رسيده که در عصر تمدن اسلامي علوم مختلف در حوزه جهان اسلام با رور گرديد و مسلمين علاوه بر علوم ديني, بنيان گذار بسياري از رشته هاي علوم تجربي نيز گرديدند. از نگاه مسلمانان علم و دين از يکديگر جدا نبوده بلکه علم همزاد دين به حساب آمده و رشته هاي علوم تجربي مانند: فيزيک, نجوم, زمين شناسي, پزشکي, رياضيات و ... در مراکز علمي تدريس مي‏شد و کتابخانه¬هاي عظيم در مراکز علمي و ديني تاسيس گشت و علم و دين مکمل يکديگر و هماهنگ پيش‏مي رفتند.  
شهيد مطهري در مسأله علم و ايمان ابتدا بر خورد منفي مسيحيت را که در اثر تحريفهاي مسيحيت و عهد عتيق انديشه تضاد علم و ايمان را بوجود آورد, مورد ارزيابي و نقد قرار مي‏دهد بعد مي‏افزايد که بر اساس همين بر داشت غلط مسيحيت, تاريخ تمدن اروپا در هزار و پانصد سال اخير به عصر ايمان و عصر علم تقسيم مي‏گردد و علم را در مقابل ايمان قرار مي‏دهد. اما دراسلام تاريخ تمدن اسلامي تقسيم مي‏شود به عصر شکوفاي که عصر علم و ايمان است و عصر انحطاط که علم و ايمان با هم انحطاط يافته است. بعد تأکيد مي‏کند که ما مسلمانان خود را از اين بر داشت غلط مسيحيت برکنار ‏داريم و کور کورانه تضاد علم و ايمان را مسلم تلقي نکنيم. شهيد مطهري علم و ايمان را متمم و مکمل يکديگر دانسته, علم و ايمان را در تکامل انسان توضيح مي دهد. ايشان جايگزيني علم و ايمان را مطرح نموده پاسخ مي دهد که نه علم مي تواند جانشين ايمان گردد و نه ايمان مي تواند جانشين علم گردد. از لحاظ تاريخي نيز جداي علم و ايمان خسارات جبران نا پذيري را ببار آورده است.  
پس از بررسي رابطه‏ي علم و دين و جايگاه علم در اسلام لازم است به يک شبهه و پاسخ آن پرداخته شود. شبهه اينست که برخي افراد نا آگاه از تاريخ و حقيقت اسلام و يا افراد آگاه از سر غرض ورزي اين پرسش را مطرح مي کنند که آيا پيشرفت غرب در علم و صنعت ثمره‏ي کنار گذاشتن و رهاي از دين نيست؟ آيا علت عقب ماندگي جوامع اسلامي همين وابستگي به دين نيست؟ 
براي دست يابي به پاسخ شبهه فوق بايد سير تاريخي را بطه‏ي علم و دين در مسيحيت و اسلام و نقش اسلام در پيشرفت علم, بطور اجمال مورد بررسي قرار گيرد, زيرا بررسي تفصيلي به فرصت و ظرفيت بيشتر نياز دارد که از توان اين نوشتار بيرون است. 
با يک نگاه گذرا به تحولات غرب اين حقيقت بدست مي‏آيد که در عصر حاکميت مطلق کليسا در قرون وسطي, علاوه بر تفسير گذاره هاي ديني, نظرات علمي و فلسفي نيز حق انحصاري کليسا بود و هيچ دانشمندي حق اظهار نظر علمي بر خلاف ديدگاه رسمي کليسا را نداشت به گونه‏اي که نظر علمي مخالف نظر کليسا مساوي با کفر و الحاد تلقي مي‏شد. بر پايه استبداد فکري و علمي کليسا بود که گروهي از دانشمندان به دليل اظهار نظر علمي مخالف کليسا به زندان يا به اعدام محکوم گرديدند و در آتش سوزانده شدند. از سوي ديگر به علت تحريفهاي که در مسيحيت صورت گرفته, گزاره هاي در آن وجود دارد که قابل تفسير علمي و توجيه عقلاني نمي باشند مانند: تجسيد, فديه و تثليت.  
با توجه به نکات گفته شده رازو رمز تقابل مسيحيت با علم روشن مي‏گردد که ريشه دراصل دين ندارد, بلکه متوليان کليسا براي حفظ موقعيت و حاکميت مطلق خود, با هر نوع نظر علمي جديد به شدت مخالفت نموده و برا ي جلوگيري و سر کوبي آن تلاش مي‏کردند, ولي در نهايت شکست را پذيرفته از جامعه و سياست کنار گذاشته شد. اينست که تاريخ تمدن اروپا به عصر ايمان¬و عصر¬علم تقسيم مي‏گردد.  
اما اسلام چه از لحاظ متون ديني و چه از لحاظ تاريخي هيچگونه تعارض با علم نداشته, بلکه از آغاز ظهور به آموختن علم دستور داده بخش عظيمي از آيات و روايات ديني به ارزش و اهميت علم و عالم اختصاص يافته و هر علمي که مقدمه سازندگي مادي و معنوي, دينوي و يا اخروي, فردي و يا اجتماعي است و بدون آن اساس حيات مادي و معنوي انسان در مخاطره قرار مي‏گيرد, تحصيل آن به صورت عيني و يا کفاي بر مردم واجب است. که به نمونه هاي آيات و روايات اشاره شد. 
از نظر تاريخي نيز نقش بر جسته و درخشان اسلام در شکوفاي و پيشرفت علوم مختلف روشن است و تمدن غرب وام دارخدمات علمي مسلمانان مي‏باشد. براي اثبات مدعا به گوشه‏اي از پيشرفت علمي مسلمانان اشاره مي‏شود. 
يکي از علوم تجربي علم پزشکي است که توسط مسلمانان پيشرفت عظيم نمودکتابهاي ارزشمند تأليف و بيمارستانهاي مجهز تأسيس گرديد. محمد بن زکرياي رازي نويسنده علم پزشکي است که بيمارستان بغداد با مشورت او ساخته شد و او رئيس آن بيمارستان بود. تأليفات علمي و فلسفي زيادي دارد. از جمله کتاب الحاوي او بزرگترين دانشنامه علوم پزشکي به حساب مي‏آيد و اکثر کتابها يش به لاتيني, فرانسه و يوناني ترجمه گرديده و مورداستفاده مراکز علمي غرب قرار گرفته است. دانشمند نام دار و بلند آوازه‏ي ديگر ابن سينا است که کتاب قانون او در طب شاهکار علمي است که به زبان لاتين ترجمه شده و در دانشگاههاي اروپا تدريس مي‏شد. اين کتاب تا قرن شانزدهم بيست بار چاپ شد و در قرن هفدهم چندين برابر چاپهاي سابق رسيده بود.  
در اين دوره رشته هاي تخصصي مانند پزشک عمومي، چشم پزشک, دندانسازي، جراح، ماما, پزشک زنان, پزشک ويژه ديوانگان وجود داشت, و زنان پزشک مانند اخت المفيد و دخترش در بيماري زنان و زينب در بيماري چشم تخصص داشتند . اولين بيمارستان در سال 88 هـ.ق بدستور وليد بن عبد الملک تأسيس گرديد و در دوره عباسي ها توسط هارون در بغداد بيمارستان تأسيس شد و سپس در ساير شهر¬ها بيمارستان¬هاي ساخته شدکه در کمال نظم و ترتيب اداره مي‏شد و بدون توجه به مليت, مذهب و شغل, همه‏ي بيماران با نهايت دقت معالجه مي‏شدند.  
بزرگترين بيمارستان در شهر قاهره مصر (1284) ميلادي ساخته شد که حدود 8000 بيمار را پذيرش مي‏کرد و داراي رشته هاي مختلف و پزشکان متخصص بود. اين بيمارستان داراي کارکنان اداري, داروخانه, انبار, نمازخانه و کتابخانه و سالن سخنراني بود. علم شيمي در ميان مسلمين معروف بود و جابر ابن حيان و آثار علمي او در اين زمينه قابل توجه است. او در شيمي به کشفيات چشم گيري دست يافت و پدر شيمي به حساب مي‏آيد. در صنعت دار و سازي نيز پيشرفت مهم حاصل شد و کتابهاي ارزشمندي تأليف گرديد. امروزه ثابت شده که مسلمانان پايه گذار اين علم بودند و براي اولين بار طريقه‏ي دارو سازي را ترتيب دادند و دارو هاي جديدي کشف کردند.  
مسلمانان در صنعت کارهاي مهم انجام دادند که بعد ها توسط غربي ها کاملتر شد. انواع ساعت ها از عهد هارون الرشيد نزد مسلمانان رواج داشت. آسياي بادي قبل از آنکه دار اروپا به وجود بيايد در ممالک شرقي معمول بود.  
علم هيئت. رياضي, نجوم جبرو هندسه پيشرفت نمود. از تأليفات مهم اين دوره کتاب «جبر و مقابله خوارزمي» است. فرنگيان جبررا از مسلمانان استفاده کردند.  
در کنار اين همه پيشرفت هاي علمي مدارس, نظاميه ها, مراکز علمي و کتابخانه هاي بزرگ بوجود آمده بود. جرجي زيدان کتابخانه هاي دوره‏ي تمدن اسلامي را با کتابخانه هاي فعلي اروپا و آمريکا مورد مقايسه قرار داده است. 
1-¬کتابخانه¬¬بيت¬¬الحکمۀ¬4000000 جلد کتاب 
2- کتابخانه¬شاپور بغداد 10000 جلد کتاب
3- کتابخانه¬¬¬الحکمۀ¬¬قرطبه¬400000¬جلد کتاب
4- کتابخانه سلطنتي¬ قاهره 1000000 جلد کتاب 
5- کتابخانه¬دار ¬¬الحکمۀ قاهره 100000 جلد کتاب
6- کتابخانه طرابلس 3000000 جلد کتاب
7- کتابخانه مراغه 400000 جلد کتاب 
کتابخانه هاي مهم اروپا: 
1- کتابخانه ملي پاريس 2700000 جلد کتاب
2- کتابخانه موزه بريتانيا 1648000 جلد کتاب
3- کتابخانه سلطنتي پترز بورگ 1360000 جلد کتاب
4- کتابخانه ملي برلين1230000 جلد کتاب
5- کتابخانه سلطنتي دين 924000 جلد کتاب
6- کتابخانه ملي رم 677000 جلد کتاب
بعد از مقايسه مي‏نويسد که مسلمانان با کمبود کاغذ و وسايل آن روز ميليون ها کتاب تأليف و جمع آوري نموده و درصد ها کتابخانه عمومي و خصوصي نگهداري مي نمودند که قسمت عمده آن در حوادث قرون وسطي از بين رفت.  
تمدن اسلامي که توسط مسلمانان آغاز شد نه تنها ميراث يونان را از انهدام و فرو پاشي نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشيد و به اروپا داد, بلکه آنان از پايه گذاران شيمي آزمايشي, فيزيک, جبر, علم حساب, مثلثتات فضاي، زمين شناسي و جامعه شناسي هستند. تمدن اسلامي کشفيات گران بها و اختراعات در همه بخش هاي علوم تجربي به مغرب زمين هديه کرده است. شايد گران بها ترين آنها اسلوب تحقيقات علم طبيعي باشد و اين پيش قدمي مسلمانان بود که جاي پارا براي اروپا باز کرد.  
جهان اسلام نه تنها در توليدات مادي و اختراعات تکنولوژي و در زمينه هاي علم و فلسفه با اروپا شريک است, بلکه اروپا را وادار کرد تا تصوير جديدي از خود بوجود آورد که موجب بيداري آنان گرديد. وظيفه ما اروپا ئيان غربي است که اشتباهات گذشته را اصلاح کنيم و به وام دار بودن عميق خود به عرب و جهان اسلام اعتراف کنيم. فرهنگ اسلامي او اسط قرن دهم ميلادي به اوج خود رسيد و تا قرن هفدهم در همان سطح عالي بود. اين فرهنگ محدود به جهان اسلامي نبود بلکه در هر جاي که اسلام قوي بود کشانده شده بود.  
توان مندي و ظرفيت تمدن سازي اسلامي ور شد همه جانبه‏ي ابعاد انساني توسط فرهنگ اسلامي به اندازه‏ي قوي است که از جامعه عقب مانده و جاهليت عرب، ملت نمونه ساخت که الگوي همه گرديده و تمدن غرب را وام دار خود ساخت. با توجه به آنچه گفته آمديم اگر رکود و توقفي در پيشرفت جوامع اسلامي بوجود آمده ناشي از عدم پاي بندي به تعاليم حيات بخش اسلام است, نه تقصيردين و وابستگي به دين. در اينکه دين چگونه اين نقش سازنده را دارد, ماکس پلانک مي گويد: علم و دين مکمل يکديگر اند و به عقيده‏ي من هر شخص جدي و متفکر به اين امر متوجه مي‏شود که اگر بنا باشد تمام نيروهاي نفوس بشري در حال تعادل و هماهنگي با يکديگر کار کنند, لازم است که به عنصر دين در طبيعت خود معترف باشند و در پرورش آن بکوشند.  
نتيجه: از چهار ديدگاه درباره رابطه‏ي علم و دين ديدگاه مکمل بودن علم و دين درست به نظر مي رسد, متون ديني و حقايق تاريخي اسلام آن را تاييد مي‏کند. جايگاه علم در اسلام بسيار بر جسته بوده و در حد فرايض ديني قرار دارد. در رشته هاي علمي محدوديت به چشم نمي‏خورد, تمام علوم نافع از نظر اسلام مطلوب است. 
پيشرفت علمي مسلمانان در تاريخ افتخار آميز است و تمدن غرب وام دار اسلام مي باشد. علت عقب ماندگي مسلمانان وابستگي به دين نيست بلکه عدم پاي بندي به تعاليم اسلام است. 


فهرست منابع
1ـ قرآن کريم
2ـ نهج البلاغه 
3ـ محمدي ري شهري, ميزان الحکمته, دارالحديث, چهارم1383جلد8
4ـ محمدي ري شهري, علم و حکمت در قرآن و حديث, دارالحديث1379, اولج2
5ـ محمد تقي مصباح يزدي, آموزش فلسفه, سازمان تبليغات اسلامي 1366ج1
6ـ عبد الحسين خسرو پناه, کلام جديد, مرکز مطالعات حوزه,1381, دوم
7ـ مايکل پتر سون و ديگران, احمد نراقي, عقل و اعتقاد ديني, طرح نو, 1379, چهارم, تهران
8ـ ايان بار بور, علم و دين, بهاء الدين خرم شاهي, معراج , تهران , سوم 1379.
9ـ عبدالله جوادي آملي, شريعت در آيينه معرفت, اسرا, 1381سوم قم
10ـ محمد غزالي, جواهر القرآن, فصل5, به نقل از انتظار بشر ارذين, عبدالحسين خسرو پناه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلاامي, قم,1381
11ـ محمد علي داعي نژاد, جزوه عقايد(2) مدرسه عالي فقه و معارف اسلامي(8586
12ـ جرجي زيدان , تاريخ تمدن اسلامي, علي جواهر کلام, امير کبير,1382دهم تهران 
13ـ عبدالحسين زرين کوب, کارنامه اسلام امير کبير1382 نهم تهران 
14ـ مرتضي مطهري], مجموعه آثار (2) صدرا قم دهم 1381
15ـ مونتگمري وات, تاثير اسلام در اروپا ترجمه آرژاندر, مولي, اول1361
16ـ ماکس پلانک علم به کجا مي رود احمد آرام فجر 1354سوم تهران 
   

پاورقی

 - محمد تقي مصباح, آموزش فلسفه, سازمان تبليغات اسلامي, ج1, ص61, 1366
  - کلام جديد, عبدالحسين خسروپنا, مرکز مطالعات حوزه‏ي علميه, ص 344
  - مايکل پترسون و ديگران سلطاني و نراقي, عقل و اعتقاد ديني, طرح نو, چهارم تهران، ص366 وس369 علم و دين, ايان بار بور, بها الدين خرم شاهي, معراج سوم, 1379, ص3 .
  - عقل و اعتقاد ديني ص363 
  - عبد الله جوادي آملي, شريعت در آئينه معرفت, اسرا, 1381, قم, سوم, ص173 به بعد و محمد غزالي جواهر القرآن, فصل5ص25 به نقل از انتظار بشر از دين, عبد الحسين خسرو پناه, پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي, 1381, ص287به بعد. 
  - عقل و اعتقاد ديني ص369وص370. محمد علي داعي نژاد, جزوه درس عقايد(2) مدسه فقه و معارف اسلامي(85و84) ص46. و علم و دين, ايان بار مور ص4 
  - داعي نژادص47 .
  - زمر آيه9.
  - مجادله آيه11.
  - فاطر آيه 28.
  - آل عمران آيه18
  - محمدي ري شهري, ميزان الحکمة, دار الحديث1383 چهارم, ج8ص.3948.
  - همانص3946ـ 
  - منسوب به آن حضرت
  - همانص3948.
  - زمر/ 9
  - ميزان الحکمه ج8 ص4022. 
  - نهج البلاغه خطبه همام. 
  - ميزان الحکمته ج8 ص4022.
  - همان
  - انفال/ 60
  - عبد الحسين رزين کوب, کارنامه اسلام, امير کبير, 1382, نهم, ص26ـ28
 - همان
 - جرجي زيذان, تاريخ تمدن اسلام, امير کبير, 1382 , دهم,ص625 به بعد و کارنامه اسلامص60 
  - مرتضي مطهري, مجموعه آثار (2) صدرا, قم, 1381. ص 29ـص35.
  - جوادي آملي, شريعت در آينه معرفت, اسرا سوم 1381, قم ص166وص167
  - مرتضي مطهري ص31به بعد. 
- محمدي ري شهري, علم و حکمت در قرآن دارالحديث , اول, 1379.ج2ص440
  - مونتگمري وات, تاثير اسلام در اروپا, ترجمه آژندر, انتشارات مولي, اولي 1361 ص71ـ72.
 - 3– جرجي زيذان, تاريخ تمدن اسلام ص608ـ610. 

  - موتنگمري وات , ص70 
  - همان ص74 و تاريخ تمدن اسلام ص606
  - همان , ص72.
  - همان, ص619.
  - تاريخ تمدن اسلام ص637 
  - تاثير اسلام بر اروپا ص.
  - همان ص148 .
  - همان ص25 
  - ماکس پلانک, علم به کجا مي رود, ترجمه احمد آرام, فجر, 1354, سوم, تهرانص235


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۱-۱۹ ۰۳:۳۵:۲۰
سلام خسته نباشید امیدوارم که با موفقیت ادامه بدهید

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۲-۰۶ ۱۶:۴۳:۱۳
سلام مطلب بدي نبود موفق باشيد

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۲-۲۳ ۱۴:۴۳:۵۶

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۲-۲۳ ۱۴:۴۶:۵۲
سلام بر اصحاب میزان، موفق و سر افراز باشید. سایت جالب دارید.بدرود.اکبری مالستانی

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۰۹-۱۹ ۰۱:۳۸:۰۱

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۰-۲۸ ۰۶:۳۰:۱۵

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۰-۲۸ ۰۶:۳۰:۴۵
بد نبود

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۱ ۰۵:۵۴:۴۴
سلام از مطالبتن ممنونیم

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۱-۰۶ ۰۸:۱۹:۰۰

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۲۳:۵۱:۴۴



آخرین بروز رسانی ( ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ )
انجمن علمی فرهنگی میزان